برخلاف موج پیشین ادبیات اقتصادی غرب که بر فروپاشی قریبالوقوع اقتصاد ایران انگشت تأکید میگذاشت، فضای دیپلماتیک هفتههای اخیر نهتنها روایت جدیدی از تعامل را شکل داده که مواضع مقامات ارشد بانک مرکزی را نیز بهسوی روایتی متفاوت سوق داده است. عبدالناصر همتی، با بهرهگیری از تغییر ادبیات مقامات اقتصادی آمریکا، این شکاف میان تهدید و واقعیت را به چالش کشیده و آن را دستمایهای برای ترمیم اعتماد به چشمانداز کلان کشور قرار داده است.
با این حال، گزارش همتی در عین حال که از تابآوری نسبی اقتصاد سخن میگوید، از پذیرش واقعیتهای تلخ اقتصادی نظیر تورم و بیکاری ناشی از فشارهای بیرونی نیز ابایی ندارد. این رویکرد دوگانه، که همزمان بر «مدیریت شتاب نقدینگی» و «کنترل نوسانات ارزی» تأکید میکند، نشان از آن دارد که سیاستگذار درصدد خلق روایتی متوازن اما امیدوارکننده برای افکار عمومی و فعالان اقتصادی است؛ روایتی که در آن اقتصاد ایران نه در آستانهٔ سقوط، بلکه درگیر یک نبرد فرسایشی اما قابلمدیریت با فشارهای کلان است.
۵ شاخص کلیدی که اقتصاد ایران را از فروپاشی دور نگه داشته است
۱. کنترل رشد نقدینگی؛ مهار اسب سرکش تورم: همتی در اظهارات خود به اولویت اصلی بانک مرکزی یعنی جلوگیری از تأمین کسری بودجه از طریق منابع بانک مرکزی و تشدید رشد نقدینگی اشاره کرد. گزارش تورم تیرماه نشان از توفیق نسبی در این حوزه دارد، هرچند مهار کامل تورم نیازمند انضباط بودجهای پایدار است.
۲. افول سفتهبازی ارزی و نشانههای ثبات نسبی: رئیسکل بانک مرکزی بر کنترل نوسانات بازار ارز بهعنوان یکی از دستاوردهای کلیدی تأکید دارد. هرچند بازار همچنان متأثر از شوکهای سیاسی است، اما خروج از وضعیت شکننده و مدیریت انتظارات تورمی، گامی مثبت در جهت کاهش التهاب تلقی میشود.
۳. تغییر فضای بینالملل و کاهش فشار روانی تحریم: تغییر ادبیات مقامات اقتصادی آمریکا از «فروپاشی قریبالوقوع» به «احتمال توافق»، نشانهٔ بارزی از شکست راهبرد فروپاشی است. این تغییر روایت، فارغ از نتیجهٔ نهایی مذاکرات، به بهبود نسبی فضای انتظارات اقتصادی کمک کرده و بخشی از فشار روانی بر بازارها را کاهش داده است.
۴. رشد اقتصادی مثبت در سایهٔ درآمدهای نفتی: آمارهای منتشرشده از رشد اقتصادی مثبت در سالهای اخیر، اگرچه عمدتاً منبعمحور و متکی بر صادرات نفت بوده، اما عاملی در جهت اثبات تابآوری ساختار اقتصادی کشور بوده است. با این حال، چالش اصلی در تداوم این رشد و عبور از اقتصاد تکمحصولی نهفته است.
۵. مدیریت کسری بودجه و انضباط مالی: تأکید همتی بر عدم تأمین کسری بودجه از طریق استقراض از بانک مرکزی، بهعنوان یکی از راهبردهای اصلی مهار تورم، نشان از عزم سیاستگذار برای جلوگیری از تکرار شوکهای نقدینگی دارد. این سیاست، هرچند هزینههای سیاسی دارد، اما در میانمدت به ثبات پایههای پولی کمک خواهد کرد.
آیا اقتصاد ایران واقعاً از مرز فروپاشی عبور کرده است؟
پاسخ به این پرسش نیازمند نگاهی فراتر از تغییر ادبیات سیاسی است. اظهارات اخیر همتی، از یکسو نشانهای از مدیریت هوشمندانهٔ انتظارات و بهرهبرداری از شکاف در جبههٔ مقابل است، و از سوی دیگر، پذیرشی تلویحی از عمق مشکلات ساختاری نظیر تورم ریشهدار و بیکاری مزمن.
آیندهٔ اقتصاد ایران، نه در گرو توافق یا عدم توافق، بلکه در توانایی سیاستگذار برای اصلاح ناترازیهای عمیق ساختاری، خصوصاً در حوزهٔ انرژی و نظام بانکی، رقم خواهد خورد. همچنان که همتی نیز اذعان دارد، بانک مرکزی بهتنهایی نمیتواند معجزه کند و مسیر بهبودی پایدار، نیازمند عزم جمعی برای عبور از اقتصاد نفتی و اتکا به تولید ملی است. در این میان، موفقیت در کنترل نقدینگی و مهار انتظارات تورمی، تنها اولین گام از مسیری طولانی بهسوی ثبات اقتصادی خواهد بود.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟