میدان گازی کاریش چه جایگاهی در اقتصاد انرژی اسرائیل دارد؟
میدان گازی کاریش در شرق مدیترانه، در سواحل شمالی فلسطین اشغالی قرار دارد و توسط شرکت Energean توسعه داده شده است. تولید گاز از این میدان در اکتبر ۲۰۲۲ آغاز شد و با راهاندازی توسعههای بعدی، بهویژه کاریش شمالی در ۲۰۲۴، جایگاه آن در سبد انرژی اسرائیل جدیتر شد. اهمیت کاریش از این جهت است که اسرائیل در دو دهه اخیر از یک واردکننده انرژی، به تولیدکننده و صادرکننده گاز در شرق مدیترانه تبدیل شده و کاریش یکی از پایههای این تغییر است.
زیرساخت اصلی بهرهبرداری از کاریش، شناور تولیدی Energean Power FPSO است؛ تأسیساتی شناور که گاز را از میدان دریافت، فرآورش و به شبکه منتقل میکند. ظرفیت طراحیشده این زیرساخت بعد از تکمیل توسعهها به حدود ۸ میلیارد مترمکعب گاز در سال و ۳۲ هزار بشکه در روز مایعات هیدروکربوری میرسد. همین عدد نشان میدهد کاریش اگرچه از نظر ذخیره با لویاتان قابل مقایسه نیست، اما از نظر ظرفیت تولید سالانه، برای بازار داخلی اسرائیل بسیار تعیینکننده است.
طبق دادههای منتشرشده، تولید گاز اسرائیل در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۷ میلیارد مترمکعب بوده است. از این مقدار، حدود ۱۳.۹ میلیارد مترمکعب در داخل مصرف شده و حدود ۱۳.۲ میلیارد مترمکعب به مصر و اردن صادر شده است. در همین سال، مجموعه کاریش ـ تانین حدود ۵.۸ میلیارد مترمکعب گاز تولید کرده؛ یعنی معادل بیش از یکپنجم کل تولید گاز اسرائیل و نزدیک به ۴۲ درصد مصرف داخلی این رژیم.
اقتصاد انرژی اسرائیل به گاز وابستگی بالایی دارد. بخش برق، صنعت و بخشی از مصرف داخلی این رژیم به گاز طبیعی متکی شده و جایگزینی آن در کوتاهمدت آسان نیست. کاریش در این چارچوب، ابزار کاهش وابستگی به دو میدان بزرگتر یعنی لویاتان و تامار است. وقتی کاریش تولید میکند، بخشی از تقاضای داخلی را پوشش میدهد و به لویاتان و تامار امکان میدهد بخشی از گاز خود را به صادرات اختصاص دهند.
به همین دلیل، نقش کاریش را باید غیرمستقیم اما مهم در صادرات هم دید. کاریش میدان اصلی صادرات اسرائیل نیست؛ صادرات عمدتاً از لویاتان و تامار به مصر و اردن انجام میشود. اما اگر کاریش از مدار خارج شود، اسرائیل ناچار میشود بخشی از گاز لویاتان و تامار را به جای صادرات، به مصرف داخلی منتقل کند. در نتیجه، ظرفیت صادراتی اسرائیل کاهش پیدا میکند؛ حتی اگر میدان صادراتی اصلی مستقیماً آسیب ندیده باشد.
کاریش در معادله منطقهای چه نقشی دارد؟
گاز اسرائیل فقط مسئله داخلی نیست. صادرات به مصر و اردن، بخشی از معماری ژئواکونومیک این رژیم در شرق مدیترانه است. اردن برای تأمین بخشی از نیاز انرژی خود به گاز وارداتی وابسته است و مصر نیز در سالهای اخیر به دلیل افت تولید داخلی و فشار تقاضا، دوباره با بحران انرژی و نیاز به LNG وارداتی روبهرو شده است.
در سال ۲۰۲۴ صادرات گاز اسرائیل به مصر و اردن حدود ۱۳.۴ درصد افزایش یافت. این یعنی با وجود جنگ غزه و فضای امنیتی منطقه، اسرائیل تلاش کرده صادرات گاز را به ابزار درآمد و نفوذ تبدیل کند. درآمد صادراتی، قراردادهای بلندمدت، وابستگی مصرفکنندگان منطقهای و اتصال زیرساختی به مصر و اردن، همه به اسرائیل امکان میدهد از انرژی بهعنوان ابزار سیاسی و اقتصادی استفاده کند.
کاریش در این معادله، نقش پشتیبان دارد. این میدان با تأمین بخش قابل توجهی از مصرف داخلی، اجازه میدهد اسرائیل گاز بیشتری از لویاتان و تامار صادر کند. اگر کاریش فعال باشد، فشار روی دو میدان بزرگ کمتر میشود. اگر کاریش متوقف شود، اسرائیل باید بین دو اولویت انتخاب کند: برق و مصرف داخلی، یا صادرات و تعهدات منطقهای. در شرایط جنگی، معمولاً مصرف داخلی اولویت پیدا میکند؛ در نتیجه صادرات آسیب میبیند.
این موضوع برای مصر حساستر است. مصر در سالهای گذشته بهدلیل کاهش تولید داخلی گاز و رشد مصرف، با خاموشی و نیاز به واردات LNG روبهرو شد. هر کاهش در گاز وارداتی از اسرائیل، میتواند قاهره را وادار کند محمولههای LNG بیشتری از بازار جهانی خریداری کند؛ بازاری که قیمت آن به فصل، تقاضای آسیا، وضعیت اروپا و امنیت کشتیرانی وابسته است. بنابراین اختلال در کاریش، مستقیم یا غیرمستقیم، میتواند هزینه انرژی مصر را بالا ببرد.
برای اردن نیز پیامد اقتصادی روشن است. کاهش عرضه گاز وارداتی، هزینه تولید برق را افزایش میدهد و دولت را به سمت سوختهای جایگزین گرانتر یا قراردادهای اضطراری سوق میدهد. این مسئله در کشوری که از نظر مالی و ارزی محدودیت دارد، میتواند به فشار بودجهای و اجتماعی تبدیل شود.
خروج کاریش از مدار تولید چه پیامدی دارد؟
اگر میدان کاریش از مدار تولید خارج شود، نخستین پیامد آن کاهش انعطاف انرژی اسرائیل است. از دست رفتن حدود ۵ تا ۶ میلیارد مترمکعب تولید سالانه، به معنای حذف بخشی مهم از گاز داخلی است. با توجه به اینکه مصرف داخلی اسرائیل در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۳.۹ میلیارد مترمکعب بوده، توقف کاریش میتواند نزدیک به دو پنجم نیاز داخلی را تحت فشار قرار دهد. این عدد بهتنهایی نشان میدهد کاریش در امنیت انرژی داخلی چه وزنی دارد.
دومین پیامد، فشار بر شبکه برق است. اگر گاز کاریش کم شود، اسرائیل باید تولید گاز از تامار و لویاتان را به داخل منتقل کند یا از سوختهای جایگزین استفاده کند. هر دو مسیر هزینه دارد. انتقال گاز صادراتی به مصرف داخلی، درآمد ارزی و منطقهای را کم میکند. استفاده از سوخت جایگزین نیز هزینه تولید برق و آلایندگی را بالا میبرد. در اقتصاد جنگی، افزایش هزینه انرژی به سرعت وارد هزینه تولید، بودجه دولت و قیمت خدمات میشود.
سومین پیامد، کاهش صادرات به مصر و اردن است. تجربه توقف عملیات کاریش و لویاتان در دوره جنگ نشان داد که وقتی دو میدان از مدار خارج شوند، صادرات گاز اسرائیل به مصر و اردن نیز متوقف میشود و فقط تامار برای بازار داخلی باقی میماند. این یعنی کاریش بخشی از ظرفیت مانور صادراتی اسرائیل است. خروج آن از مدار، دست تلآویو را در اجرای قراردادهای منطقهای میبندد.
چهارمین پیامد، اثر بر اعتماد سرمایهگذار و پروژههای توسعهای است. Energean برنامه توسعه چند میلیارد دلاری در شرق مدیترانه دارد و میدانهایی مانند کاریش شمالی، کاتلان و تانین قرار است تولید آینده این شرکت در اسرائیل را تقویت کنند. اگر کاریش از مدار خارج شود یا ریسک امنیتی آن بالا بماند، هزینه سرمایه، بیمه، تأمین مالی، زمانبندی توسعه و ارزش بازار شرکت تحت فشار قرار میگیرد. در واقع، ضربه به کاریش فقط ضربه به تولید امروز نیست؛ ضربه به نقشه آینده گازی اسرائیل است.
پنجمین پیامد، اثر منطقهای و جهانی است. کاریش بهتنهایی بازار جهانی گاز را تکان نمیدهد، چون ظرفیت آن با غولهایی مثل راسلفان قطر قابل مقایسه نیست. اما در شرق مدیترانه، اثر آن بزرگ است. اگر کاریش از مدار خارج شود، مصر باید LNG بیشتری بخرد، اردن باید سوخت جایگزین تأمین کند، اسرائیل صادرات را محدود میکند و بازار اروپا و آسیا در حاشیه، با تقاضای اضافه برای LNG روبهرو میشود. بنابراین اثر جهانی کاریش از مسیر «حجم مطلق» نیست؛ از مسیر زنجیره واکنشهای منطقهای است.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟