اتحادیه اروپا که سالها مزیت رقابتی خود را در کشاورزی مبتنی بر واردات ارزان نهادهها تعریف کرده بود، اکنون با واقعیت تلخی روبهرو شده است: بحران خاورمیانه و جهش قیمت انرژی، نه یک شوک مقطعی که نقاط کور یک مدل وابسته را برملا کرده است. بسته اضطراری ۳۰۰ میلیون یورویی بروکسل، هرچند در کوتاهمدت نفسگیری به کشاورزان میدهد، اما به اعتراف بسیاری از تحلیلگران، مرهمی بر زخم عمیق ساختاری است که طی دو دهه، اروپا را به یکی از آسیبپذیرترین اقتصادهای کشاورزی جهان تبدیل کرده است.
آنچه در نشست ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶ شورای کشاورزی اتحادیه اروپا تصویب شد، فراتر از یک بسته حمایت مالی، یک اعلام خطر راهبردی است. اختصاص بودجه جدید، تسریع در پرداخت یارانهها و افزایش سهم صندوق کشاورزی در طرحهای توسعه روستایی تا ۶۵ درصد، همگی حاکی از درکی جدید در بروکسل است: امنیت غذایی دیگر تنها به عملکرد مزارع گره نخورده، بلکه به قیمت گاز در توربینهای هلند، به کشتیهای حامل اوره در تنگه هرمز و به ثبات زنجیرهای وابسته شده که هر حلقه آن، میتواند کل سیستم را به لرزه درآورد.
پنج زنجیره وابستگی که امنیت غذایی اروپا را تهدید میکند
بررسی عمیقتر بحران فعلی نشان میدهد که ریشه ناآرامیهای بازار کشاورزی اروپا، به پنج وابستگی ساختاری بازمیگردد که هرکدام بهتنهایی میتوانند زنجیره تامین را مختل کنند. در ادامه، این آسیبپذیریها را با نگاه به دادههای آماری و تحلیل کارشناسان واکاوی میکنیم:
۱. وابستگی ۷۴ درصدی به واردات خوراک دام؛ بزرگترین نقطه کور: بر اساس برنامه اقدام پروتئین اتحادیه اروپا که در ژوئیه ۲۰۲۶ منتشر شد، این بلوک همچنان حدود ۷۴ درصد از نیاز خود به خوراک پروتئینی پرغلظت مورد استفاده در دامداری را از طریق واردات تامین میکند. این رقم که نسبت به دهه ۱۹۹۰ تقریبا دو برابر شده، نشان میدهد که سیاستهای خودکفایی در این بخش نهتنها موفق نبوده، بلکه وابستگی را عمیقتر کرده است. هرگونه اختلال در مسیرهای دریایی یا افزایش تعرفههای صادراتی کشورهای تامینکننده، میتواند قیمت گوشت و لبنیات را در سراسر اروپا با شوک مواجه کند.
۲. گاز طبیعی؛ سوخت پنهان کودهای ازته: تولید کودهای شیمیایی ازته، بهشدت به گاز طبیعی وابسته است و حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد هزینه تولید این کودها را قیمت انرژی تشکیل میدهد. بحران اخیر خاورمیانه که مستقیماً بر قیمت گاز در بازارهای اروپا اثر گذاشت، نشان داد که هر جهش در بهای حاملهای انرژی، ظرف چند هفته به افزایش قیمت کود و در نهایت به رشد هزینههای تولید محصولات کشاورزی منجر میشود. در شرایطی که اروپا همچنان بخشی از گاز مورد نیاز خود را از مسیرهای پرتنش تامین میکند، این حلقه از زنجیره، یکی از شکنندهترین نقاط امنیت غذایی قاره محسوب میشود.
۳. مسیرهای دریایی حساس؛ گلوگاه حملونقل نهادهها: بخش مهمی از تجارت جهانی آمونیاک، اوره و گوگرد از مسیرهای دریایی حساس مانند تنگه هرمز، کانال سوئز و تنگه مالاکا عبور میکند. بر اساس گزارشهای منتشرشده در سال ۲۰۲۶، هرگونه اختلال در این مسیرها، هزینه حملونقل و بیمه را بهطور متوسط بین ۱۵ تا ۴۰ درصد افزایش داده و این رشد هزینه، مستقیماً به قیمت نهادههای کشاورزی در بازارهای اروپا منتقل میشود. بحران اخیر خاورمیانه دقیقاً از همین مسیر، هزینه تولید محصولات کشاورزی را در اروپا افزایش داده است.
۴. فسفات و پتاس؛ وابستگی به معدود کشورهای تامینکننده: برخلاف کودهای ازته که وابستگی آنها به گاز طبیعی مشخص است، تامین فسفات و پتاس (دو عنصر حیاتی دیگر برای خاکهای کشاورزی) به تعداد محدودی از کشورها مانند مراکش، روسیه، چین و کانادا محدود میشود. مطالعات جدید نشان میدهد که آسیبپذیری اروپا در تامین این دو نهاده، نسبت به دهه ۱۹۹۰ تقریباً دو برابر شده و هرگونه تنش تجاری یا سیاسی با این کشورها، میتواند بازار کود اروپا را با شوک عرضه مواجه کند.
۵. نبود ذخایر راهبردی؛ بیدفاعی در برابر شوکها: در شرایطی که بسیاری از کشورهای جهان برای نهادههای کلیدی کشاورزی ذخایر راهبردی ایجاد کردهاند، اتحادیه اروپا فاقد یک سیستم منسجم برای ذخیرهسازی کود، خوراک دام و حتی غلات است. بسته اضطراری اخیر اگرچه به کشاورزان اجازه میدهد زودتر به یارانهها دسترسی پیدا کنند، اما هیچ مکانیزمی برای ایجاد ذخایر امنیتی در نظر نگرفته است. این خلأ ساختاری، اروپا را در برابر هر شوک جدید، همچنان بیدفاع نگه میدارد.
آیا اروپا میتواند پیش از بحران بعدی، زنجیره تامین خود را بازطراحی کند؟
پرسشی که پس از بررسی بسته جدید بروکسل و ابعاد وابستگی ساختاری اروپا ذهن هر تحلیلگری را به خود مشغول میکند، نه چگونگی که «زمان و سرعت» تحول است. اتحادیه اروپا با هدفگذاری افزایش سهم تولید داخلی خوراکهای پروتئینی تا سال ۲۰۳۵ و تأکید بر توسعه کودهای زیستی و کمکربن، مسیر درستی را انتخاب کرده است، اما اجرای چنین تحولاتی نیازمند سرمایهگذاری گسترده، هماهنگی میان ۲۷ کشور عضو و زمان قابلتوجهی است که در شرایط فعلی، اروپا از آن بیبهره است.
تحلیل آیندهنگر نشان میدهد که هزینه تأخیر در این اصلاحات، سالانه بهصورت افزایش قیمت مواد غذایی، کاهش سودآوری مزارع و در نهایت افت تولید در بخش کشاورزی نمایان خواهد شد. از سوی دیگر، تجربه سال ۲۰۲۶ ثابت کرد که جنگها و تنشهای ژئوپلیتیکی فقط بازار انرژی را متلاطم نمیکنند، بلکه مستقیماً بر امنیت غذایی نیز اثر میگذارند. در چنین شرایطی، بروکسل ناچار است میان دو هدف متضاد تعادل برقرار کند: از یکسو جلوگیری از افزایش فشار بر مصرفکنندگان و از سوی دیگر، حفظ انگیزه تولید برای کشاورزان. اگر حمایتهای مالی کافی نباشد، احتمال کاهش سطح زیر کشت و افت تولید وجود دارد و اگر هزینهها به بودجه عمومی منتقل شود، فشار مالی بیشتری بر دولتها وارد خواهد شد.
به نظر میرسد بسته اضطراری اخیر، بیش از آنکه یک راهحل نهایی باشد، یک «نقطه عطف» در سیاستگذاری کشاورزی اروپا محسوب میشود. اما سوال اساسی اینجاست که آیا اصلاحات ساختاری وعدهدادهشده، پیش از بحران بعدی به نتیجه خواهد رسید یا اینکه اروپا محکوم است در چرخه معیوبی از شوکهای قیمتی و پاسخهای مقطعی گرفتار بماند؟ پاسخ به این پرسش، بیش از هر چیز به اراده سیاسی کشورهای عضو، سرعت سرمایهگذاری در فناوریهای نوین و البته ثبات نسبی در عرصه ژئوپلیتیک جهانی بستگی دارد.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟