چرا مسیر هرات – اسلامقلعه برای ایران مهم است؟
محاصره دریایی زمانی خطر اصلی خود را نشان میدهد که اقتصاد کشور مسیر جایگزین نداشته باشد. اگر واردات و صادرات فقط به چند بندر جنوبی، چند خط کشتیرانی و چند شرکت بیمه وابسته بماند، هر اختلال در دریا میتواند به تأخیر در تولید، کمبود کالا، افزایش هزینه حمل و فشار روانی بر بازار داخلی تبدیل شود.
در چنین شرایطی، ایران باید بخشی از تجارت خود را از مسیر خشکی فعال کند. یکی از نزدیکترین و عملیاتیترین مسیرها، هاب تجاری هرات و بندر اسلامقلعه در غرب افغانستان است.
اهمیت اسلامقلعه فقط در هممرزی با ایران نیست. این گذرگاه، اصلیترین گره تجاری افغانستان با ایران در ولایت هرات است و به مرز دوغارون در خراسان رضوی وصل میشود. طبق گزارش مقامهای محلی هرات، حتی در شرایط جنگ و تنش در ایران نیز جریان تجارت از اسلامقلعه قطع نشده و روزانه تا ۱۳۰۰ موتر باربری از این مرز رفتوآمد داشتهاند. همین عدد نشان میدهد که اسلامقلعه یک مسیر فعال و زنده برای تجارت روزمره است.
از نظر حجم تجارت نیز این مسیر اهمیت دارد. مقامهای هرات سطح مبادلات سالانه افغانستان و ایران را حدود ۴ میلیارد دلار برآورد کردهاند و گفتهاند بخش قابل توجهی از آن از طریق اسلامقلعه انجام میشود. در کنار آن، دادههای وزارت تجارت افغانستان که در گزارشهای بینالمللی بازتاب یافته، نشان میدهد کل تجارت افغانستان در سال ۲۰۲۵ به حدود ۱۳.۹ میلیارد دلار رسیده و این کشور در برابر بستهشدن یا اختلال مسیرهای پاکستان، بیشتر به مسیرهای ایران و آسیای مرکزی تکیه کرده است.
نکته مهمتر، آمادگی نهادی این مرز است. وزارت مالیه افغانستان اعلام کرده بود که گمرکهای اسلامقلعه، نیمروز و ابونصر فراهی و گمرکهای متناظر ایران، خدمات گمرکی را تا ۱۶ ساعت در روز افزایش دادهاند. این موضوع برای تجارت اضطراری اهمیت حیاتی دارد.
این هاب چگونه به اقتصاد ایران کمک میکند؟
هرات – اسلامقلعه برای ایران سه کارکرد دارد. نخست، تأمین بخشی از نیازهای فوری از مسیر زمینی.
در شرایطی که بنادر جنوبی تحت فشار قرار میگیرند یا ورود برخی کالاها با هزینه بیمه و حمل بالاتر مواجه میشود، بخشی از کالاهای حساس میتواند از مسیر افغانستان و مرز دوغارون وارد ایران شود. این کالاها الزاماً کالاهای حجیم نیستند. اولویت باید با کالاهای سبکتر، ارزشمندتر و حساستر باشد؛ قطعات صنعتی، دارو، مواد اولیه خاص، تجهیزات تولید، برخی نهادههای کشاورزی، کالاهای واسطهای و محمولههایی که توقف آنها خط تولید را میخواباند.
دوم، اتصال ایران به بازار افغانستان در زمانی است که بسیاری از مسیرهای دریایی پرریسک شدهاند. افغانستان یک بازار وارداتی جدی است و به دلیل محصور بودن در خشکی، همیشه به مسیرهای پایدار برای تجارت نیاز دارد. اگر ایران بتواند مسیر هرات – دوغارون را در دوره بحران پایدار، سریع و قابل پیشبینی نگه دارد، هم صادرات خود به افغانستان را حفظ میکند و هم جایگاه ایران را در تجارت این کشور تقویت میکند.
سوم، تبدیل این هاب به حلقه اتصال ایران با آسیای مرکزی است. هرات دروازه غربی افغانستان است. اگر مسیر هرات به شمال افغانستان و سپس ترکمنستان، ازبکستان و دیگر مسیرهای آسیای مرکزی فعالتر شود، ایران میتواند از اسلامقلعه برای ورود به شبکه زمینی شمال شرق منطقه استفاده کند
برای اینکه این ظرفیت عملیاتی شود، باید یک خط مشخص ایجاد شود. کالا از هرات و اسلامقلعه به دوغارون برسد، از آنجا به مشهد و شبکه ریلی و جادهای ایران وصل شود و سپس به مراکز صنعتی کشور توزیع شود. اگر این مسیر با برنامه منظم کامیونی، گمرک سریع، اسناد پیشینی و توافق تعرفهای فعال شود، میتواند بخشی از فشار محاصره را کم کند.
در این میان، برنامه افغانستان برای ایجاد مجتمع تجاری در بندر اسلامقلعه نیز نشانه مهمی است. در سال ۲۰۲۵، کمیته سرمایهگذاری بینوزارتی افغانستان پیشنهاد ایجاد یک مجتمع تجاری در بندر اسلامقلعه هرات را قابل تأیید دانست. اگر این پروژه به شکل درست پیش برود، اسلامقلعه میتواند از یک گذرگاه صرف به یک هاب لجستیکی تبدیل شود.
ایران چه باید بکند؟
مسیر هرات – اسلامقلعه به خودی خود ایران را از محاصره نجات نمیدهد. این مسیر باید مدیریت شود. اولین اقدام، تشکیل میز مشترک تجارت اضطراری ایران و افغانستان با حضور گمرک، سازمان توسعه تجارت، اتاق مشترک، استانداری خراسان رضوی، فعالان حملونقل، طرفهای افغان و نمایندگان بازار هرات است. این میز باید فهرست کالاهای اولویتدار، ظرفیت روزانه کامیون، ساعت کاری مرز، زمان ترخیص، مشکلات اسنادی و نرخهای حمل را روزانه رصد کند.
دوم، باید برای بارهای حساس مسیر سبز تعریف شود. همه کالاها نباید در یک صف بایستند. دارو، قطعات خط تولید، مواد اولیه و نهادههایی که توقف آنها تولید یا امنیت غذایی را دچار مشکل میکند، باید در دوغارون و اسلامقلعه مسیر جداگانه داشته باشند.
سوم، باید از بازرگان ایرانی و افغان در برابر هزینههای خواب بار محافظت شود. در دوره بحران، تأخیر در مرز، تغییر مقررات، کمبود کامیون، ازدحام گمرک یا اختلاف اسنادی میتواند هزینه را به تاجر منتقل کند. ایران باید با طرف افغان توافق کند که برای بارهای اضطراری، سقف توقف، هزینه انبارداری، نحوه رسیدگی به اختلاف و مسئولیت تأخیر روشن باشد.
چهارم، باید دوغارون فقط مرز تخلیه نباشد، بلکه به حلقه توزیع داخلی وصل شود. مزیت ایران در این است که دوغارون فاصله زیادی با مشهد ندارد و مشهد به شبکه حمل کشور متصل است. اگر بارهای واردشده از افغانستان به سرعت از دوغارون به مشهد و سپس به مراکز صنعتی و مصرفی منتقل شود، این مسیر میتواند واقعاً به کاهش فشار محاصره کمک کند.
هرات – اسلامقلعه برای ایران در دوره محاصره، یک کارت زمینی برای تابآوری تجاری است. این هاب هم حجم رفتوآمد واقعی دارد، هم به مرز ایران وصل است، هم در تجارت چندمیلیارددلاری ایران و افغانستان سهم مهمی دارد و هم قابلیت تبدیل شدن به مرکز لجستیکی را پیدا کرده است. ایران اگر این مسیر را جدی بگیرد، میتواند بخشی از تجارت حساس خود را از فشار دریا جدا کند. در جنگ اقتصادی، کشوری تابآورتر است که مسیرهایش فقط دریایی نباشد؛ خشکی را هم به اندازه دریا به خدمت تجارت بگیرد.



نظر شما در مورد این مطلب چیه؟