چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

تنگه هرمز؛ ابزاری برای فروپاشی تحریم‌ها

تنگه هرمز؛ ابزاری برای فروپاشی تحریم‌ها

نیم قرن پس از سلطه «پترودلار»، تنگه هرمز در یک دوراهی تاریخی قرار گرفته است: آیا این آبراه صرفاً اهرمی برای بازگشت به توافقات شکننده در نظم قدیم خواهد بود، یا به بستر یک کودتای خاموشِ ژئواکونومیک برای از کار انداختن همیشگی ماشین تحریم‌ها تبدیل می‌شود؟

- اندازه متن +

در معادلات نوین جهانی، تقلیل دادن مفهوم ژئوپلیتیک به ابزارهای نظامی، خطایی راهبردی است. بازخوانش تحولات سال‌های اخیر در خلیج فارس و دریای عمان نشان می‌دهد که بحث پیرامون تنگه هرمز، از یک مسئله صرفاً امنیتی یا ابزاری برای تهدیدات واکنشی، به بازوی محرک یک دکتری جدید اقتصادی تغییر ماهیت داده است. این آبراه حیاتی که روزگاری تنها به عنوان شریان اصلی تامین انرژی جهان شناخته می‌شد، امروز در کانون تحلیل‌های اقتصاددانان و استراتژیست‌های بین‌المللی قرار دارد؛ کسانی که معتقدند کنترل این شاهراه می‌تواند کلیدی‌ترین اهرم ایران برای بازتعریف موازنه قدرت و به چالش کشیدن ساختار پولی جهان باشد.

سلطه دلار در برابر ظهور نظم نوین مالی

نزدیک به پنج دهه است که معماری مالی جهان بر پایه هژمونی دلار استوار شده است. این توافق نانوشته که پس از سقوط سیستم برتون وودز و پیوند زدن دلار به تجارت نفت (پترودلار) شکل گرفت، به واشنگتن این امکان را داد تا بدون نیاز به پشتوانه طلا، خطوط اعتباری جهان را مدیریت کند. اما امروز این پادشاهی بی‌رقیب با چالش‌های ساختاری مواجه است. صعود شتابان قدرت‌های نوظهور در قالب بلوک‌های اقتصادی قدرتمند نظیر بریکس و سازمان همکاری شانگهای، ترک‌های عمیقی بر پیکره این نظم تک‌قطبی وارد کرده است.

در همین چارچوب، از همان ابتدای تشدید بحران‌های تحریمی علیه ایران، بخش فکور جامعه اقتصادی کشور تاکید داشتند که نباید به تنگه هرمز صرفاً به عنوان یک معبر فیزیکی نگریست. ظرفیت ژئوپلیتیک هرمز فراتر از توقف یا اجازه عبور به شناورهاست؛ این ظرفیت می‌تواند کاتالیزور اصلی گذار جهان از پترودلار به پترویوان یا هر ارز مرجع دیگری در سبد معاملات شرق باشد. قدرت واقعی تحریم‌های ایالات متحده، ریشه در توان نظامی یا تسلیحاتی این کشور ندارد، بلکه برخاسته از رژیم تحریم‌های ثانویه و مالکیت بی‌چون‌وچرای زیرساخت‌های مالی بین‌المللی است. از این رو، پاتک زدن به این قدرت، مستلزم تغییر قواعد بازی در همان نقطه‌ای است که انرژی جهان با ارزهای بین‌المللی گره می‌خورد.

جنگ اصلی در بانک‌هاست، نه میدان‌های نبرد

تجربه تلخ و در عین حال آموزنده دهه‌های گذشته به وضوح نشان داده است که موثرترین و مخرب‌ترین سلاح در دستان غرب، نه موشک‌های کروز، بلکه سیستم پیام‌رسانی مالی سوئیفت و چرخه دلار (CHIPS) است. حذف یک کشور از این چرخه، به معنای انزوای اقتصادی، قفل شدن شریان‌های دوجانبه تجاری و در نهایت فروپاشی تدریجی ارزش پول ملی است. آمریکا با تکیه بر همین تسلط ساختاری، توانسته تک تک قطعنامه‌ها و خواسته‌های خود را بدون شلیک حتی یک گلوله به بازیگران مستقل تحمیل کند.

در نقطه مقابل، پکن با درک درست از این پاشنه آشیل، سال‌هاست که در حال چیدن مهره‌های خود در این شطرنج مالی است. راه‌اندازی و توسعه سامانه پرداخت بین‌بانکی فرامرزی چین (CIPS)، ترویج بیوقفه یوان در قراردادهای بزرگ انرژی و ایجاد کانال‌های سوآپ ارزی، همگی قطعات یک پازل بزرگ برای خروج از سایه دلار هستند.

در این میان، موقعیت جغرافیایی ایران در خلیج فارس، یک قطعه پازل گم‌شده و حیاتی است. ایران می‌تواند با اتکا بر این برتری سرزمینی، خود را به عنوان محور اصلی این نظم مالی جدید در غرب آسیا تثبیت کند؛ نقشی که در آن دادوستد انرژی نه بر مدار سازوکارهای دیکته‌شده غربی، بلکه از طریق اتاق‌های تهاتر منطقه‌ای، ارزهای ملی و پیام‌رسان‌های مالی موازی شرق هدایت می‌شود.

پیام روز ملی خلیج فارس؛ آغاز مدیریت نوین هرمز

با درک این بستر پیچیده، پیام مقام معظم رهبری به مناسبت روز ملی خلیج فارس را باید نقطه‌عطفی در ادبیات استراتژیک کشور دانست. طرح مفهوم اعمال مدیریت جدید بر تنگه هرمز در این پیام، فراتر از یک توصیه دیپلماتیک یا بیانیه سیاسی روزمره بود؛ این عبارت رونمایی از یک دکترین آینده‌نگرانه و چندوجهی است.

در این پیام آشکارا قید شده است که ایران با اتکا به حقوق حاکمیتی خود، امنیت خلیج فارس را تضمین کرده و راه‌های سوءاستفاده قدرت‌های فرامنطقه‌ای از این گذرگاه را مسدود خواهد کرد. اما نکته کلیدی و متمایزکننده این موضع‌گیری، اشاره صریح به بازتعریف قواعد حقوقی و مدیریتی این تنگه در راستای منافع اقتصادی ملت‌های منطقه است.

این پیام نشان‌دهنده گذار استراتژیک ایران از فاز دفاع انفعالی به فاز ابتکار عمل ساختاری است. در این پارادایم نوین، مدیریت تنگه هرمز تنها به معنای بازرسی‌های فنی یا نظامی کشتی‌ها نیست؛ بلکه مستلزم وضع مقررات جدید در حوزه‌های لجستیک، بیمه‌های دریایی، عوارض گذرگاهی و پیوند زدن امنیت عبور و مرور به پذیرش ترتیبات مالی جدید است.

ابهامات پیش‌نویس مذاکرات؛ بازگشت به عقب یا گشایش مسیر جدید؟

با وجود این تبیین راهبردی، انتشار بخش‌هایی از پیش‌نویس تفاهم‌نامه‌های احتمالی میان تهران و واشنگتن، موجی از سوالات اساسی و چالش‌برانگیز را در محافل نخبگانی ایجاد کرده است. در این مستندات، نوعی دوگانگی یا دست‌کم ابهام ساختاری به چشم می‌خورد.

از یک سو، بندهایی وجود دارد که بر بازگشایی و تثبیت وضعیت تنگه هرمز ظرف مدت ۳۰ روز بر اساس ترتیبات ایرانی تاکید می‌کند که نشان‌دهنده رسمیت یافتن قدرت مدیریتی ایران است. اما از سوی دیگر، روح حاکم بر چارچوب کلی مذاکرات، کماکان حول محور بازگشت به توافقات سنتی، رفع مشروط تحریم‌ها و بازگشت به کانال‌های مالی متعارف بین‌المللی تحت نظارت غرب می‌چرخد.

اینجاست که تحلیل‌گران بر سر یک دوراهی سرنوشت‌ساز انگشت می‌گذارند:آیا فرجام این خط سیر دیپلماتیک، تثبیت جایگاه ایران به عنوان وضع کننده قواعد جدید در تنگه هرمز است، یا این لفاظی‌ها صرفاً پوششی است برای بازگشت به همان ساختار پولی استاندارد که در آن، شیرهای نفت ایران باز می‌شود اما کلید اتاق مالی آن همچنان در واشنگتن و بروکسل باقی می‌ماند؟

اگر خروجی این فرآیند، فروکاستن مدیریت نوین هرمز به ابزاری برای چانه‌زنی‌های کوتاه‌مدت و گرفتن امتیازات موقت مانند آزادسازی چند میلیارد دلار از منابع بلوکه‌شده باشد، عملاً یک فرصت تاریخی برای تغییر توازن قوا از دست رفته است. اما اگر این مدیریت به معنای مجبور کردن طرف‌های بین‌المللی به پذیرش قواعد جدید در حوزه‌های پولی، بانکی و تجاری باشد، می‌توان گفت گام اول برای بی‌اثر کردن دائمی سلاح تحریم برداشته شده است.

واقعیت جدی جهان امروز این است که تقابل میان ایران و جبهه غرب، دیگر بر سر مسائل بسیطی چون میزان فروش نفت یا شمارش معکوس سانتریفیوژها نیست. پرسش بنیادین و هستی‌شناختی که سیاست خارجی کشور با آن روبه‌روست این است. آیا ایران می‌خواهد به عنوان یک مهره مطیع و سازگار در قواعد نظم قدیم ایفای نقش کند و به پاداشِ این سازگاری، تنفس اقتصادی محدودی دریافت کند؟ یا اینکه عزم آن را دارد تا به عنوان یکی از معماران شجاع نظم جدید مالی جهان قد علم کند؟

تنگه هرمز برای ایرانِ امروز، بسیار فراتر از مرز آبی یا یک معبر لجستیکی است؛ این آبراه، نقطه تلاقی هندسه ژئوپلیتیک و قدرت ژئواکونومیک کشور است. همان‌طور که پترودلار در نیم قرن گذشته، ستون فقرات امپراتوری اقتصادی آمریکا را شکل داد، مدیریت هوشمندانه، حقوقی و اقتصادی بر هرمز نیز می‌تواند به عنوان پاشنه آشیل این سیستم عمل کند. تحریم‌های مالی غرب تنها زمانی فرو می‌پاشند که ابزار اعمال آن‌ها بی‌اثر شود؛ و این بی‌اثری نه در میزهای مذاکره سنتی، بلکه در پهنه آب‌های نیلگون خلیج فارس و با تغییر دادن زمین بازی انرژی و بانکداری بین‌المللی رقم خواهد خورد. نبرد قرن جدید، نبردی است پنهان و پیچیده در تاروپود اسناد اعتباری، نرخ‌های ارز و مسیرهای راهبردی تجارت جهانی.

درباره نویسنده

جعفر صارمی

جعفر صارمی دانشجوی اقتصاد اسلامی در دانشگاه علامه طباطبایی، پژوهشگر اقتصادی و متمرکز بر حوزه هوش مصنوعی و اقتصاد کلان است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما