دادههای بازار انرژی و گزارشهای نهادهای بینالمللی نشان میدهد جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، بیش از آنکه یک شوک کوتاهمدت خبری باشد، به یک شوک اقتصادی چندلایه تبدیل شده است. در سمت انرژی، برخی برآوردها از افزایش حدود ۵۰ درصدی قیمت نفت نسبت به زمان آغاز جنگ حکایت دارد. همزمان، اروپا با جهش شدید قیمت گاز روبهرو شده؛ گزارش رویترز از افزایش حدود ۶۵ درصدی قیمت معیار گاز اروپا نسبت به یک ماه قبل از آن سخن میگوید. در همین فضا، اختلال در حملونقل دریایی از مسیر تنگه هرمز که حدود یکچهارم تجارت دریابرد نفت جهان را حمل میکند، اثر موجی روی قیمت سوخت، هزینه حمل، تورم و سپس رشد اقتصادی گذاشته است.

شوک انرژی چگونه به تورم و رشد منتقل میشود
نقطه شروع تبعات اقتصادی، انرژی است؛ اما پایان آن انرژی نیست. وقتی قیمت نفت و گاز جهش میکند، اثرگذاری از سه کانال جلو میرود: هزینه حملونقل، هزینه تولید صنعتی و هزینه سبد مصرف خانوار.
۱) نفت و تنگه هرمز؛ ریسک حملونقل به قیمت تبدیل میشود
اداره اطلاعات انرژی آمریکا گزارش داده در سال ۲۰۲۴ و سهماهه اول ۲۰۲۵، عبور نفت و فرآورده از تنگه هرمز بیش از یکچهارم کل تجارت دریابرد نفت جهان و حدود یکپنجم مصرف جهانی نفت و فرآورده را تشکیل داده است. همین تمرکز یعنی با هر تهدید، بیمه، کرایه کشتی، زمان حمل و نهایتاً قیمت نهایی بالا میرود؛ حتی اگر عرضه فیزیکی کاملاً قطع نشود. گزارش UNCTAD نیز همین گذرگاه را یکی از حیاتیترین گلوگاههای دریایی معرفی میکند که اختلال در آن ریسک را برای انرژی، کودها و اقتصادهای آسیبپذیر بالا میبرد.
در خود بازار نفت، شدت شوک به حدی بوده که رویترز از سناریوی از دست رفتن پایدار حدود ۱۲ میلیون بشکه در روز نفت و فرآورده بهعنوان یک چالش بزرگ برای آمادگی جهان یاد کرده است. همزمان آژانس بینالمللی انرژی نیز در گزارش ماهانه خود از سقوط شدید جریان نفت و فرآورده از مسیر هرمز و کاهش تولید چند میلیون بشکهای در کشورهای منطقه سخن گفته است.
۲) گاز اروپا؛ بازگشت نااطمینانی به قارهای که هنوز گازمحور است
در اروپا، اثر جنگ از کانال LNG و نااطمینانی در مسیرهای تأمین تشدید شده است. رویترز گزارش داده قیمت معیار گاز اروپا حدود ۶۵ درصد نسبت به یک ماه قبل جهش کرده و این موضوع فشار را به کشورهایی که برق و صنعتشان به گاز وابستگی بیشتری دارد منتقل کرده است. این افزایش هزینه انرژی، بهطور مستقیم روی قیمت برق، هزینه تولید فولاد، سیمان، شیشه و صنایع شیمیایی اثر میگذارد و از آنجا به تورم منتقل میشود.
۳) موج بنزین و دیزل؛ از شوک جهانی تا فشار اجتماعی داخلی
افزایش قیمت نفت معمولاً سریعتر از همه در پمپبنزین دیده میشود. دادههای تحلیلی درباره قیمتهای جهانی سوخت نشان میدهد پس از آغاز جنگ، در دهها کشور افزایش قیمت بنزین ثبت شده و برخی گزارشها از افزایش در دستکم ۸۵ کشور خبر میدهند. این موج، دولتها را به سمت سیاستهای حمایتی یا مالیاتی سوق میدهد؛ برای مثال، رویترز از بسته کاهش مالیات سوخت در آلمان برای تخفیف فشار هزینهای خبر داده است.
از منظر اقتصادی، ترکیب این سه کانال یک نتیجه کلاسیک دارد: رشد هزینهها و فشار تورمی، همزمان با تضعیف اعتماد مصرفکننده و کاهش توان خرید. اگر شوک انرژی طولانی شود، بانکهای مرکزی با دوگانه سختتری مواجه میشوند: مهار تورم یا حمایت از رشد.
تبعات فراتر از انرژی؛ زنجیره تأمین، حملونقل و تغییر رفتار مصرفکننده
اثر جنگ در این مرحله از انرژی عبور میکند و به ساختار تجارت و تولید میرسد. نکته مهم این است که حتی اگر مسیرهای جایگزین مثل خطوط لوله یا بنادر جایگزین بخشی از صادرات را منتقل کنند، ظرفیت آنها محدود است و ریسک همچنان در قیمتها باقی میماند. آژانس بینالمللی انرژی به ظرفیت محدود مسیرهای دورزننده هرمز اشاره کرده است.
۱) ریسک چندکالایی هرمز؛ از LNG تا کود و پتروشیمی
UNCTAD صراحتاً هشدار داده که اختلال در هرمز تنها به انرژی محدود نیست و میتواند به بازارهای کود و تجارت جهانی آسیب بزند. این نکته برای اقتصاد جهانی مهم است، چون شوک کود و مواد شیمیایی میتواند به افزایش هزینه تولید غذا منجر شود و اثر تورمی را طولانیتر کند.
۲) جهش هزینه حمل و بیمه؛ مالیات پنهان روی تجارت
وقتی یک مسیر دریایی پرریسک میشود، بیمه جنگ، هزینه اسکورت، تغییر مسیر و زمان حمل اضافه میشود. این هزینهها مثل یک مالیات پنهان روی تجارت عمل میکند. حتی در سناریویی که عرضه جهانی نفت از نظر فیزیکی بهطور کامل قطع نشود، همین افزایش هزینههای معامله و حمل، قیمت نهایی را بالا میبرد و سودآوری تولیدکننده و قدرت خرید مصرفکننده را همزمان تحت فشار میگذارد.
۳) تغییر رفتار مصرفکننده؛ سرعت گرفتن برخی گذارها
شوک قیمت سوخت میتواند رفتار مصرفکننده را تغییر دهد. در اروپا، گزارشهایی از افزایش توجه به خودروهای برقی و گزینههای کممصرف پس از جهش قیمت سوخت منتشر شده است. این اثر لزوماً فوری و پایدار نیست، اما یک نکته نسبتاً مثبت در دل بحران محسوب میشود: بحرانهای انرژی معمولاً سرمایهگذاری و سیاستگذاری برای کارایی انرژی، تنوع سبد سوخت و کاهش وابستگی را سریعتر میکنند.
جمعبندی
برآیند دادهها نشان میدهد جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، یک شوک اقتصادی چندلایه ساخته است:
- در انرژی، رشد شدید قیمت نفت و گاز و ریسک تداوم اختلال، که برخی تحلیلها آن را در حد افزایش ۵۰ درصدی قیمت نفت از آغاز جنگ توصیف کردهاند.
- در اروپا، جهش قابل توجه قیمت گاز تا حدود ۶۵ درصد که هزینه برق و صنعت را بالا میبرد.
- در تجارت جهانی، بالا رفتن ریسک تنگه هرمز که حدود یکچهارم تجارت دریابرد نفت را حمل میکند و اختلال در آن میتواند موج هزینه حمل، تورم و کاهش رشد را تقویت کند.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟