مالیات بر درآمد و حق بیمههای اجتماعی، یکی از مهمترین منابع تأمین مالی دولتهای اروپایی به شمار میرود.
با این حال، تفاوت ساختار مالیاتی میان کشورهای عضو اتحادیه اروپا باعث شده سهم درآمدی که در نهایت به دست کارکنان میرسد، از کشوری به کشور دیگر اختلاف قابلتوجهی داشته باشد.
تازهترین آمار یورواستات نشان میدهد در حالی که برخی کشورها بخش قابلتوجهی از حقوق کارکنان را به مالیات و کسورات اختصاص میدهند، برخی دیگر با اعمال نرخهای پایینتر یا ارائه مشوقهای خانوادگی، فشار مالیاتی کمتری بر حقوقبگیران وارد میکنند؛ موضوعی که میتواند بر قدرت خرید، بازار کار و جذابیت سرمایه انسانی اثرگذار باشد.
شکاف مالیاتی میان کشورهای اروپایی
براساس گزارش یورونیوز به نقل از دادههای یورواستات، سهم حقوق ناخالصی که برای یک فرد مجرد بدون فرزند با درآمد متوسط صرف مالیات و کسورات اجباری میشود، در کشورهای اروپایی از ۱۵.۱ درصد در قبرس تا ۴۱.۵ درصد در رومانی متغیر است؛ در حالی که میانگین اتحادیه اروپا ۲۹.۱ درصد برآورد شده است.
بر اساس این گزارش، متوسط حقوق ناخالص سالانه در اتحادیه اروپا ۳۷ هزار و ۹۵۸ یورو و متوسط حقوق خالص ۲۶ هزار و ۹۲۹ یورو است. به این ترتیب، بهطور میانگین ۱۱ هزار و ۲۹ یورو از درآمد سالانه کارکنان صرف مالیات و سایر کسورات اجباری میشود.
پس از رومانی، لیتوانی با ۳۹.۱ درصد، بلژیک با ۳۷.۶ درصد، اسلوونی با ۳۶.۹ درصد، آلمان با ۳۴.۸ درصد، دانمارک با ۳۴ درصد و مجارستان با ۳۳.۵ درصد بیشترین سهم مالیات و کسورات از حقوق کارکنان را دارند.
در مقابل، قبرس با ۱۵.۱ درصد و یونان با ۱۷ درصد کمترین میزان کسورات را ثبت کردهاند. همچنین کشورهایی مانند اسپانیا، ایتالیا، پرتغال، ایرلند، چک، بلغارستان، مالت، استونی، سوئد و اسلواکی نیز بین ۲۱.۶ تا ۲۴.۶ درصد از حقوق ناخالص کارکنان را به مالیات و بیمه اختصاص میدهند.
در میان چهار اقتصاد بزرگ اتحادیه اروپا نیز آلمان با ۳۴.۸ درصد بالاترین فشار مالیاتی بر حقوقبگیران را دارد، در حالی که این شاخص برای فرانسه ۲۶.۲ درصد، ایتالیا ۲۴.۱ درصد و اسپانیا ۲۲.۱ درصد گزارش شده است.
یورواستات همچنین اعلام کرده است که وجود فرزند تحت تکفل میتواند بار مالیاتی را بهطور محسوسی کاهش دهد. برای خانوادههای تکدرآمد دارای فرزند، میانگین سهم مالیات و کسورات در اتحادیه اروپا به ۸ درصد میرسد؛ در حالی که این رقم برای افراد مجرد بدون فرزند ۲۹.۱ درصد است. حتی در برخی کشورها مانند یونان و لهستان، به دلیل کمکهزینههای خانوادگی و بازپرداخت مالیات، دریافتی خالص خانوار از حقوق ناخالص نیز بیشتر میشود.
۵ نکته مهم درباره مالیات بر حقوق در اروپا
نظام مالیات بر درآمد در اروپا تنها ابزاری برای تأمین بودجه دولتها نیست، بلکه نقش مهمی در توزیع درآمد، حمایت از خانوارها و تأمین منابع نظامهای رفاه اجتماعی ایفا میکند. اختلاف قابلتوجه نرخهای مالیاتی میان کشورهای اروپایی نیز نشان میدهد سیاستهای مالی هر کشور متناسب با ساختار اقتصادی، بازار کار و مدل رفاهی آن طراحی شده است.
۱. فشار مالیاتی در اروپا یکسان نیست: اختلاف بیش از ۲۶ واحد درصدی میان قبرس و رومانی نشان میدهد ساختار مالیاتی کشورهای اروپایی تفاوتهای بنیادین دارد.
۲. مالیات بالا الزاماً به معنای درآمد کمتر نیست: در بسیاری از کشورهای دارای مالیات بالا، خدمات عمومی، بیمه درمانی، بازنشستگی و حمایتهای اجتماعی گستردهتر از محل همین مالیاتها تأمین میشود.
۳. سیاستهای حمایتی خانوارها اثرگذار است: معافیتهای مالیاتی و کمکهزینههای فرزند، فشار مالی بر خانوادهها را کاهش داده و در برخی موارد موجب افزایش دریافتی خالص نسبت به حقوق ناخالص میشود.
۴. بازار کار از سیاستهای مالیاتی تأثیر میپذیرد: سطح مالیات بر حقوق میتواند بر جذب نیروی کار متخصص، مهاجرت نیروی انسانی و رقابتپذیری اقتصاد کشورها اثر مستقیم داشته باشد.
۵. تعادل میان درآمد دولت و قدرت خرید اهمیت دارد: دولتها همواره با چالش حفظ منابع مالی برای ارائه خدمات عمومی و در عین حال جلوگیری از کاهش قدرت خرید و انگیزه اشتغال مواجه هستند.
آیا ساختار مالیاتی اروپا تغییر خواهد کرد؟
با تداوم فشارهای تورمی، افزایش هزینههای رفاهی و رشد کسری بودجه در بسیاری از کشورهای اروپایی، اصلاح نظام مالیات بر درآمد به یکی از مهمترین موضوعات سیاستگذاری اقتصادی تبدیل شده است. انتظار میرود دولتها در سالهای آینده تلاش کنند میان تأمین منابع مالی، حفظ رقابتپذیری اقتصاد و افزایش قدرت خرید خانوارها توازن بیشتری برقرار کنند؛ مسیری که میتواند ساختار مالیاتی اروپا را با تغییرات قابلتوجهی روبهرو سازد.



نظر شما در مورد این مطلب چیه؟