تنگه هرمز به عنوان حیاتیترین آبراه جهان، گذرگاه روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام معادل ۲۰ درصد از مصرف جهانی نفت و سهم قابل توجهی از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع است. تحولات نظامی اخیر و متعاقب آن، کاهش ۹۰ درصدی ترافیک نفتی از این تنگه، اثبات کرد که بستن این مسیر بهتنهایی میتواند شوکی به مراتب عمیقتر از بحرانهای مالی ۲۰۰۸ یا همهگیری کووید-۱۹ به اقتصاد جهانی وارد کند. این یادداشت با تکیه بر آخرین دادههای موسسات Clarksons Research، آکسفورد اینستیتیوت و Kpler، نشان میدهد که مدیریت و کنترل تنگه هرمز نه یک مسئله متغیری کلیدی با ضریب تکاثر مستقیم بر تورم، زنجیره تأمین و امنیت ملی کشورها است. در مذاکرات پیشرو، تثبیت حق نظارت و مدیریت ایران بر این آبراه، معادله قدرت را به نفع تهران تغییر داده و برگ برندهای برای تضمین منافع اقتصادی بلندمدت خواهد بود.
مقیاس واقعی وابستگی جهانی
درک اهمیت هرمز نیازمند عبور از کلیشههای رسانهای و تمرکزبر ارقام سخت است. براساس دادههای Clarksons Research و گزارشهای آکسفورد، وضعیت ترافیک دریایی پیش و پس از بحران به صورت جدولی مانند ذیل آورده شده است.
| شاخص | پیش از بحران 2025 | در جریان بحران(مارس – آوریل 2026) | درصد کاهش |
| تردد نفتکشها(میانگین روزانه) | 53.2 فروند | 2 فروند | 96.2 درصد |
| حجم نفت عبوری (بشکه در روز) | 20 میلیون | 2 میلیون | 90 درصد |
| ارزش روزانه نفت عبوری | 60 میلیارد دلار / سال | 2 میلیارد دلار (در هفته اخیر) | 85 درصد |
منابع: Oxford Institute for Energy Studies (OIES) و Clarksons Research
بازارنهایی در خطر
82 در صد از نفت عبوری از تنگه هرمز، مقصدش آسیا است. چین به عنوان بزرگترین خریدار نفت ایران و منطقه، عمیقا به این مسیر وابسته است. اختلال در تنگه هرمز به معنای توقف فوری زنجیره تامین انرژی برای کارخانههای چین، هند، ژاپن و کره جنوبی است. البته این تنگه هزینه فرصت از دست رفته بالایی برای کشورهای دنیا دارد. براساس محاسبات، توقف عبور نفتکشها به مدت یک ماه، معادل حذف 18 میلیارد دلار از ارزش تجارت جهانی انرژی در هفته اول و افزایش 50 درصدی قیمت گاز طبیعی در اروپا بر اساس شاخص TTF بوده است. این ارقام نشان میدهد که هزینه عدم دسترسی به آبراهه هرمز برای غرب، به مراتب از هزینه تحریمهای نفتی علیه ایران بالاتر است.
سازوکار تاثیر بسته شدن تنگه هرمز
بسته شدن تنگه مرمز در وهله اول موجب ایجاد شوک قیمتی و تورم جهانی گردید. بسته شدن این آبراهه، برخلاف تحریمهای نفتی ونزوئلا یا روسیه که با جایگزینی منابع قابل جبران بود، به عنوان یک شوک کامل سمت عرضه است. در سناریوی بسته شدن طولانی مدت (بیش از یک ماه و حدود 40 روز)، قیمت هر بشکه نفت به راحتی از مرز 150 دلار تا 200 دلار عبور میکند. این جهش قیمتی، مستقیما به تورم خطوط هوایی، حمل و نقل دریایی( بلیط هواپیما و کرایه کشتی) و قیمت مواد شیمیایی (مانند کود اوره و پلاستیک) تبدیل میشود که فشار تورمی جبران ناپذیری براقتصادهای غربی وارد میکند.
مورد بعدی اثر دومینوی بر زنجیره تامین است. قانون زمان و مسافت طولانیتر در اقتصاد دریانوردی میگوید: مسیر جایگزین دماغه امید نیک(حاشیه آفریقا) 30 روز به زمان حمل کالا اضافه کرده است و هزینه بیمه نفتکشها را تا 400 درصد افزایش میدهد. این امر سیستم درست به موقع است که در دنیا مشهور است و ستون فقرات تجارت جهانی را از کار میاندازد.
مورد سوم اقتصاد مقاومتی ایران در عمل است که بسیار مهم به نظر میرسد. این مورد یادگار رهبر شهید انقلاب است که برای کشور باقی مانده است. برخلاف تصورات رایج، ایران در شرایط تحریم و جنگ اقتصادی دچار فلج نشده است. دادههای کپلر نشان میدهد که 86 درصد نفتکشها حامل نفت ایران تحریم هستند و تهران بااستفاده از ناوگان سایه و تخفیف 11 تا 12 دلاری نسبت به نفت برنت صادرات خود را حفظ کرده است. البته نکته حائز اهمیت این بوده است که ایران موفق شده است بازار خود را در کشور چین تثبیت نماید. تنگه هرمز، اهرم فشار ایران برای خنثی سازی اثر تحریمها است.
اکنون فرصت برای تغییر معادله است
گزارشهای میدانی از بنادر عراق( بصره و ام قصر) حاکی از آن است که 99 درصد صادرات نفت عراق که از طریق تنگه هرمز انجام میشود، متوقف یا کاهش چشمگیری یافته است. در هفته منتهی به آوریل 2026 ، تنها 10 نفتکش موفق شده اند تا از آبراهه هرمز عبور کنند. این آمار نشان میدهد که آمریکا و متحدانش در برابر اراده ایران برای مدیریت ترافیک دریایی تسلیم شدهاند. البته این نکته نیز حائز اهمیت است که آمریکاییها نتوانستهاند عبور کشتیهای خود را به ایران تحمیل کنند. گزارشهای چوسان ایلبو نان میدهد که دولت ترامپ برای جلوگیری از سقوط بازار سهام و جهش تورم پیش از انتخابات میاندورهای، ناچار به درخواست میانجیگری پاکستان از ایران شده است.
استدلالی اقتصادی برای مذاکرات پیش رو
در مذاکرات جاری اسلامآباد، تیم اقتصادی ایران باید با استناد به دادههای فوق،مدیریت تنگه هرمز را به عنوان یک خدمت اقتصادی بینالمللی تعریف کند که دارای ارزش افزوده و هزینه است. برگ برنده ایران، هزینه جایگزین برای غرب است. سناریو بدون هرمز برای غرب به مراتب گرانتر از پذیرش نظارتی ایران است. در سناریو جنگ که به معنای بسته شدن کامل تنگه هرمز به مدت 3 ماه = رکود تورمی مشابه 1973 اما با شدت 5 برابر است. و البته سناریو مذاکره که به معنای پرداخت حق نظارت و هوارض عبور یا لغو تحریمها در ازای تضمین امنیت ترانزیت است. دادهها نشان میدهد که حتی در اوج تحریمها، مشتریانی مانند چین و هند به خرید نفت باقیمت بالاتر به دلیل ریسک از ایران هستند. تثبیت نقش ایران در هرمز، به معنای رسمیت بخشیدن به موقعیت ایران به عنوان دروازهبان انرژی جهان است. این امتیازی است که حتی رویهو عربستان نیز از آن بی بهره هستند.
سخن پایانی
تنگه هرمز، کانون آسیبپذیری اقتصاد جهانی است. دادههای ترافیک دریایی سال ۲۰۲۶ اثبات کرد که تهدید به بستن این تنگه، قدرتی فراتر از موشکهای بالستیک دارد؛ قدرتی که میتواند کاخ سفید را پای میز مذاکره با پاکستان به عنوان میانجی بنشاند. توصیه به تیم مذاکرهکننده به چند مورد خلاصه میشود. اول ثبیت حق مدیریت ترافیک: به رسمیت شناخته شدن حق ایران برای بازرسی یا هدایت کشتیها در آبهای خود (بر اساس اصل مکمل حقوق بینالملل دریاها و امنیت منطقهای). دوم شاخصسازی اقتصادی: پیوند دادن بازگشایی هرمز با رفع کامل تحریمهای بانکی و بیمه به عنوان یک بسته مبادلهای. سوم بهرهبرداری از فشار زمانی غرب: با توجه به حساسیت بازارهای سهام آمریکا به قیمت بنزین در آستانه انتخابات، از این اهرم برای اخذ امتیازات اقتصادی حداکثری (مانند دسترسی به فناوری یا آزادسازی داراییهای بلوکه شده) استفاده شود.
آبراهه هرمز نه یک تنگه، بلکه یک معادله اقتصادی است. حفظ و تثبیت این برگ برنده، زمینهساز خنثیسازی تحریمها و تثبیت جایگاه ایران در نظم اقتصادی جدید خاورمیانه خواهد بود. ایران با در دست داشتن این قدرت میتواند سربلند از جنگ و با پیروزی از این وضعیت خارج شود. امید آن است ایران عزیزمان بااستفاده از بهترین تدابیر موجود، بهترین تصمیم را نیز در این راستا بگیرد.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟