چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

کدام خطاهای تجربه امارات نباید در مسیر پاکستان تکرار شود؟

کدام خطاهای تجربه امارات نباید در مسیر پاکستان تکرار شود؟

ایران پیشاجنگ وابستگی اقتصادی زیادی به امارات داشت. با شروع جنگ و تخاصم طرف اماراتی، یک گزینه برای جایگزینی پاکستان است. گزینه‌ای که بایستی با دقت به آن پرداخت و مانع ایجاد امارات دوم شد.

- اندازه متن +

شروع جنگ تحمیلی سوم و آفند نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ذیل راهبرد درگیرسازی منافع و ریسک جنگ کشورهای حاشیه خلیج فارس، به عنوان مبادی تجاوز دشمن، طرح ایده‌های جایگزین نسبت به مبدا و مقصد تجاری امارات روی میز اهالی اندیشه، سیاست‌سازان و مجریان قرار گرفت. یکی از ایده‌های ابتکاری برای کاهش وابستگی به امارات، فعال‌سازی مسیر پاکستان بود. این گزینه از چند جهت جذاب است. پاکستان همسایه ایران است، دسترسی زمینی دارد، بنادر کراچی، بندر قاسم و گوادر را در اختیار دارد ، در چارچوب سیپک با چین پیوند راهبردی ایجاد کرده و در حوزه امنیت غذایی از جمله برنج و گوشت، می‌تواند نقش‌آفرینی کند. فلذا ناظر به جذابیت‌های گفته شده و در تصویر کلان از بازطراحی تجارت خارجی ایران، این مهم می‌تواند به خطای شناختی- سیاستی منجر شود. این خطا شناختی-سیاستی، بازتولید همان خطایی منجر شود که در پرونده امارات رخ داد. یعنی تبدیل پاکستان به امارات دوم.

خطای اول: انتقال تمرکز کارکردی از امارات به پاکستان

تجربه امارات فقط تجربه واردات کالا نبود. مسئله اصلی، تمرکز هم‌زمان چند کارکرد حیاتی در یک کشور بود. امارات برای ایران هم مسیر ری‌اکسپورت بود، هم محل تسویه ارزی، هم محل حضور صرافی‌ها و تراستی‌های نفتی، هم محل نگهداری بخشی از دارایی‌ها و هم نقطه خرید کالاهای واسطه‌ای و سرمایه‌ای. این تراکم کارکردی باعث شد تجارت ایران در یک جغرافیای محدود، رصدپذیر و ابزارپذیر شود.

وقتی کالای وارداتی، پول نفت، ساختار پرداخت، شبکه صرافی، شرکت واسط و دارایی غیرمنقول در یک نقطه انباشته می‌شود، همان نقطه به گلوگاه فشار تبدیل می‌شود. امارات دقیقاً از همین مسیر برای ایران مسئله‌ساز شد. گلوگاهی که نقش خود را در بازار غیررسمی ارز، اختلال در زنجیره واردات و امکان فشار بیرونی بر شبکه تجارت ایران نشان داد.

بنابراین خطای اول در پرونده پاکستان، تکرار همین الگوی چندکارکردی است. اگر پاکستان هم‌زمان به مسیر واردات، محل تسویه، نقطه خواب پول، مرکز شرکت‌های واسط و مسیر ری‌اکسپورت تبدیل شود، فقط محل آسیب‌پذیری تغییر کرده است. در چنین حالتی ایران از وابستگی اماراتی عبور نکرده و تنها یک تمرکز تازه در جغرافیایی دیگر ساخته است.

خطای دوم: نادیده‌گرفتن ریسک سیاسی و امنیتی پاکستان

پاکستان از نظر سیاسی، کشوری بدون ریسک نیست. اسلام‌آباد در سال‌های اخیر تلاش کرده جایگاه خود را در واشنگتن احیا کند و در پرونده‌های منطقه‌ای، نقش میانجی یا بازیگر قابل گفت‌وگو را برای خود بسازد. این جهت‌گیری برای ایران اهمیت دارد، چون هرچه پاکستان بیشتر به دنبال احیای کارت خود در واشنگتن باشد، امکان استفاده ابزاری از پرونده ایران در سیاست خارجی پاکستان نیز بیشتر می‌شود.

از سوی دیگر، توافق دفاعی متقابل پاکستان و عربستان در سپتامبر ۲۰۲۵، وزن محاسبات امنیتی را سنگین‌تر می‌کند. وقتی پاکستان با رقیب منطقه‌ای ایران وارد چارچوب امنیتی می‌شود، نمی‌توان آن را صرفاً یک مسیر تجاری خنثی تلقی کرد. این پیوند، به‌ویژه در دوره جنگ و پساجنگ، باید در محاسبات تجاری ایران لحاظ شود.

خطای دوم، جدا کردن تجارت از سیاست امنیتی پاکستان است. ایران نباید با این تصور وارد پروژه پاکستان شود که جغرافیای همسایگی به‌تنهایی ضامن پایداری مسیر است. همان‌گونه که امارات با تکیه بر ائتلاف‌های سیاسی، امنیتی و کریدوری خود در برابر ایران دست بالاتری پیدا کرد، پاکستان نیز در صورت تمرکز بیش از حد تجارت ایران، می‌تواند به نقطه اثرگذاری بیرونی تبدیل شود.

خطای سوم: تبدیل پاکستان به مرکز تسویه و خواب سرمایه

برای ایران، تغییر روپیه به درهم یا انتقال شبکه مالی اماراتی به شبکه مالی پاکستانی، راهبرد محسوب نمی‌شود. مسئله اصلی در تجربه امارات، فقط استفاده از درهم نبود؛ مسئله، تمرکز تسویه، انباشت پول، تراست‌ها و شبکه‌های واسط در یک جغرافیای مشخص بود. اگر همین الگو در پاکستان تکرار شود، جنس آسیب‌پذیری تغییر نمی‌کند.

در کوتاه‌مدت، ممکن است برخی مسیرهای صرافی، پرداخت غیرمتمرکز و سازوکارهای غیررسمی برای عبور از فشارها کارکرد داشته باشند. اما در نگاه بلندمدت، تمرکز تسویه ارزی، نگهداری دارایی و مدیریت تراست‌ها در پاکستان، ایران را در برابر همان نوع ریسک‌هایی قرار می‌دهد که امروز در امارات تجربه شده است.

خطای سوم این است که پاکستان از مسیر تجاری به مرکز مالی تبدیل شود. پاکستان می‌تواند مسیر واردات، حمل، بازار مکمل و پیوند لجستیکی با CPEC باشد، اما نباید به نقطه اصلی تسویه، خواب سرمایه و نگهداری دارایی‌های تجاری ایران تبدیل شود. تفاوت جغرافیا، ماهیت تمرکز مالی را بی‌خطر نمی‌کند.

خطای چهارم: جایگزینی بازصادرات اماراتی با بازصادرات پاکستانی

پاکستان می‌تواند در بازطراحی صادرات ایران نقش داشته باشد، اما این نقش باید محدود، هدفمند و کالامحور تعریف شود. ایران می‌تواند بخشی از کالاهای غذایی، مصالح ساختمانی، کالاهای مصرفی، پتروشیمی پایین‌دستی، داروهای عمومی و کالاهای سبک را به پاکستان صادر کند. با این حال، پاکستان ظرفیت آن را ندارد که به‌تنهایی جایگزین بازارهای صادراتی دیگر ایران شود.

خطا زمانی رخ می‌دهد که پاکستان به مسیر اصلی بازصادرات ایران تبدیل شود. در این صورت، همان مشکلی که در امارات شکل گرفت، دوباره بازسازی می‌شود؛ یعنی صادرات، ری‌اکسپورت، شرکت واسط، تسویه و بازار ثالث در یک مسیر متمرکز می‌شود. چنین الگویی با هدف متنوع‌سازی سازگار نیست.

خطای چهارم، تبدیل پاکستان به جایگزین انحصاری برای مسیرهای صادراتی ایران است. اگر هدف جبران عدم‌النفع پتروشیمی و فولاد است، پاکستان فقط یکی از اضلاع است. صادرات غذایی و صنعتی سبک باید هم‌زمان به CIS، (موقتاً) عراق، عمان، (موقتاً) ترکیه، افغانستان و پاکستان توسعه پیدا کند. پاکستان باید سهم بگیرد، نه اینکه جای کل شبکه صادراتی را بگیرد.

چگونه به پاکستان بپردازیم؟

راهبرد منطقی، سهم‌دهی کنترل‌شده به پاکستان است. در کالاهایی مثل برنج، گوشت، دام، دانه‌ها، برخی اقلام غذایی و اتصال به بنادر گوادر و کراچی، سهم پاکستان می‌تواند افزایش یابد. اما برای هر کالا باید سقف سهم تعیین شود. در کالاهای حیاتی، هیچ کشور واحدی نباید بیش از 25 تا 30 درصد سبد وارداتی را در اختیار بگیرد.

اگر پاکستان برای برنج مهم است، در کنار آن باید آسیای مرکزی و مسیرهای دیگر نیز حفظ شوند. اگر پاکستان برای گوشت فعال می‌شود، ترکیه، قزاقستان، روسیه و ارمنستان هم باید در سبد بمانند. اگر گوادر برای کالاهای کانتینری فعال می‌شود، عمان، سرخس و مسیر خزر هم باید هم‌زمان فعال باشند.

بنابراین، پروژه پاکستان باید در خدمت متنوع‌سازی باشد و نه آن ایده‌ای که در امارات دنبال شد. بدون شک پاکستان می‌تواند یکی از مسیرهای کاهش فشار از امارات باشد. این کشور می‌تواند در برنج، گوشت، تبادل تجاری در کریدور جنوب آسیا و اتصال به سیپک نقش بازی کند. می‌تواند با گوادر، تفتان و گبد بخشی از تجارت زمینی ایران را تقویت کند. اما اگر پول، کالا، شرکت واسط، دارایی، تسویه و شبکه صرافی در پاکستان متمرکز شود، ایران از امارات عبور نکرده، فقط امارات را به شکل دیگری بازسازی کرده است.

بدون تردید، پرونده پاکستان باید با جدیت دنبال شود. ایران در شرایط فعلی به متنوع‌سازی مبادی وارداتی خود در همه سطوح، از کالاهای اساسی و مصرفی تا کالاهای نهایی و واسطه‌ای، نیاز دارد. با این حال، ورود به مسیر پاکستان زمانی می‌تواند به کاهش ریسک کمک کند که ذیل یک برنامه مشخص، سقف‌گذاری‌شده و چندمسیره تعریف شود. در غیر این صورت، به جای عبور از تجربه امارات، نسخه‌ای کوچک‌تر از همان الگو در جغرافیایی تازه بازتولید خواهد شد.

درباره نویسنده

سید مجتبی هاشمی

سیدمجتبی هاشمی دانش‌آموخته اقتصاد نظری از دانشگاه علامه طباطبایی، سردبیر چارسو اقتصاد و متمرکز بر دو حوزه پژوهشی تجارت و تعارض منافع است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما