چند سالی است که تولید یا به عبارتی بهتر افزایش تولید به عنوان یک راهبرد برای حل مشکلات اقتصادی در کشور مطرح شده است. زمینه شکلگیری این راهبرد را میتوان رشد حدود صفر درصدی اقتصاد کشور در دهه 90 دانست، یعنی در طول 10 سال علیرغم افزایش نقدینگی و رشد جمعیت به ویژه افزایش جمعیت فعال کشور تولید ما به نرخ ثابت، رشد نکرده است، معضلی که خود زمینهساز مشکلات بیشتری مانند تورم و غیره شد.
همین امر سبب شد تا در چند سال اخیر سیاستگذاران همت و تلاش خود را روی افزایش تولید به عنوان راهبرد مشکلات اقتصادی متمرکز کنند. در این میان توسعه مشاغل خرد، کوچک و متوسط به عنوان بخشی از این راهبرد همواره مورد توجه بوده است.
مردم چگونه به بازیگر اصلی مردمیسازی تولید تبدیل میشوند؟
در فرایند توسعه مشاغل کوچک و متوسط مردم نقش اصلی را ایفا میکنند. این همان مردمیسازی تولید و افزایش سهم مردم در تولید است؛ اما سؤال این جا است که آیا زمینه لازم برای ورود مردم به تولید فراهم است؟
آیا فقط ورود به کسبوکار مهم است یا ماندن در آن؟
تسهیل محیط کسبوکار به عنوان پارامتر برای سنجش زمینه لازم برای ورود مردم به حوزه اقتصادی و فعالیتهای مولد همواره یکی از شعارهای و برنامههای دولتهای مختلف بوده است برخی از دولتها در این حوزه دستاوردهای داشتهاند و کار در برخی از دولتها در حد شعار باقی میماند. اگر چه در مجموع تلاشهایی برای ورود مردم به حوزه اقتصاد انجام شده است؛ اما سؤال بعدی این جاست که آیا زمینه تداوم فعالیت اقتصادی برای مردم نیز وجود دارد یا خیر؟
پاسخ به این دو سؤال میتواند ابعاد و زوایای مختلف امکان جهش تولید با مشارکت مردم را فراهم سازد. در پاسخ به این دو سؤال باید مؤلفههای بسیاری را مورد توجه قرار داد.
مجوز مهم است، اما چرا برای جهش تولید کافی نیست؟
مؤلفه اول آن است که سیاستگذار باید درک نماید که تداوم کسبوکار مهمتر از ایجاد و یا شروع یک کسبوکار است، تسهیل صدور مجوز کسبوکار اتفاقی مهم و مبارک است؛ اما اگر سیاستگذار با تحلیل شرایط کسبوکار آشنا باشد باید به سراغ مؤلفههای مهم و کلیدی دیگری برود که از قضا بسیاری از آنها را خود برای تولیدکننده به عنوان سد فراهم ساخته است. به عبارت بهتر حمایت از تولید باید به صورت عینکی باشد که قانونگذار هنگام وضع تمام قوانین و مقررات و دولت به عنوان مجری هنگام اجرای برنامهها باید بر چشم داشته باشد. در غیر این صورت نرخ شروع کسبوکار افزایش خواهد یافت؛ اما به موازات آن نرخ شکست کسبوکار نیز افزایش خواهد یافت. در واقع حمایت از مشاغل کوچک و متوسط در کشور میبایست به عنوان یک فرایند سیستمی تبدیل شده و تمام مؤلفههای دخیل در محیط کسبوکار از تسهیل ورود تا زمینه فعالیت، مسائل حقوقی، ورشکستگی و غیره به صورت همزمان در آن موردتوجه قرار گیرد.
گره پنهان مردمیسازی تولید کجاست؟
مؤلفه دوم و کلیدی در نقشهی راه حضور مردم در اقتصاد و جهش تولید یا همان توسعه مشاغل کوچک و متوسط، اصلاح حکمرانی آب و انرژی در کشور است با فرایند فعلی مدیریت منابع آب و انرژی در کشور که خروجی آن قطعی آب و برق صنایع در تابستان و گاز آنها در زمستان است نمیتوان انتظار تحول و پیشرفت اقتصادی را داشت. تسهیل دسترسی صنایع به آب و انرژی یکی از مهمترین و کلیدیترین مؤلفهها در فرایند مردمیسازی تولید است که میبایست هر چه سریعتر برای آن فکری کرد. توسعه دریا پایه و تمرکز بر استفاده از منابع تجدیدپذیر مثل انرژی خورشیدی یکی از مهمترین اقدامات در اصلاح حکمرانی آب و انرژی در کشور است.
بدون ابتکار مالی، تولید مردمی چگونه جان میگیرد؟
قصه پر غصهی تأمین مالی نیز مؤلفه است که نیازمند ابتکار و خلاقیت است ما برای رشد تولید نیازمند ابتکارات جدیدی در تأمین مالی هستیم از تأمین مالی جمعی گرفته یا تغییر در فرایندهای فعلی تأمین مالی کنونی که بتواند شرایط مالی را برای تولیدکنندگان و کارآفرینهای خرد تسهیل نماید.
فرهنگ تولید از کجا آغاز میشود؟ از مدرسه، خانواده یا بازار؟
مؤلفه بعدی برای مردمیسازی تولید، فرهنگ و مهارت تولید است فرایند تربیتی و آموزشی در کشور، چه در بعد خانواده و چه در ساحت آموزش و پرورش و تحصیلات تکمیلی، آنچه همه له آن اذعان دارند این است که فرایند تربیتی ما مهارتمحور نبوده و بسیاری از جوانان و نوجوانان کشور فاقد مهارت، انگیزه و فرهنگ لازم برای تولید و مشارکت فعال در حوزه اقتصاد هستند. تجمیع این مؤلفهها در کنار هم شاید از ابعاد و اهمیت هر کدام بکاهد؛ اما باید دقت داشت که فرهنگ تولید و فرهنگ اقتصادی خود یک مهارت و سرمایهی عظیم است، مهارت نه شنیدن، مهارت تجربه از شکست، مشورتپذیر بودن و غیره همگی ارکان فرهنگ تولید است که در کشور ما کمتر در فرایند تربیتی مورد توجه قرار گرفته است. به عبارت بهتر ما در کشور نیازمند نهضت تربیت کارآفرین هستیم، نهضتی که خروجی آن تربیت چند میلیون کارآفرین برای آینده کشور باشد.
محصول مردمی اگر فروش نرود، تولید چگونه پایدار میماند؟
مؤلفه بعدی تسهیل فرایند بازاریابی و فروش محصولات مردمی است ایجاد پلتفرمهای فروش، توسعه شرکتهای زنجیره تأمین و غیره همگی میتواند به مردمیسازی تولید کمک نماید. مردم باید شرایط فروش و عرضهی محصولات خود را داشته باشند.
دولت چهاردهم برای طول عمر کسبوکارها چه خواهد کرد؟
همانگونه که اشاره شد راهی جز تولید برای پیشرفت اقتصادی وجود ندارد در این راهبرد مردم نقش مهم و اساسی ایفا میکنند حال باید دید دولت چهاردهم برای نیل به این اهداف چه برنامهای را در پیش خواهد گرفت. آیا به دنبال حل مشکلات تداوم کسبوکار و افزایش طول عمر مشاغل خواهد رفت؟ آیا تسهیل صدور مجوزهای کسبوکار را ادامه خواهد داد؟ و یا اینکه برنامهای دیگر را در پیش خواهد داشت. به هر حال مردم برای ورود به عرصه اقتصادی و نقشآفرینی در تولید نیازمند کوچینگ و حمایت هستند بدون این حمایت نه تنها مردم وارد حوزه اقتصاد نمیشوند بلکه شکست در حوزه اقتصادی و تولید به خاطر فراهم نبودن شرایط سبب ایجاد سوگیری برای دیگران شده و بهبود شرایط اقتصادی را با مشکل مواجه خواهد ساخت.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟