چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

آیا امشب جنگ می‌شود؟

آیا امشب جنگ می‌شود؟

تهدید امشب ترامپ می‌تواند سطح درگیری نظامی را بالا ببرد، اما مسئله اصلی برای ایران، جلوگیری از تبدیل جنگ به یک فرسایش اقتصادی بلندمدت است.

- اندازه متن +

تهدید امشب و احتمال ورود جنگ به مرحله تازه

گمانه درباره امشب از جایی جدی‌تر شد که ترامپ در تروث‌سوشال از اقدام نظامی در همین شب سخن گفت و هم‌زمان مسئله هدف گرفتن زیرساخت‌های نفتی ایران و جزیره خارک را وارد فضای عمومی کرد. وقتی رئیس‌جمهور آمریکا زمان عملیات را در پیام عمومی اعلام می‌کند، این پیام فقط مصرف رسانه‌ای ندارد. چنین پیامی به بازار انرژی، شرکت‌های حمل‌ونقل، بیمه‌گران، دولت‌های منطقه، چین، روسیه و افکار عمومی ایران سیگنال می‌دهد. به همین دلیل، حتی پیش از وقوع هر اقدام نظامی، اثر اقتصادی و روانی آن آغاز می‌شود.

از این زاویه، پاسخ به پرسش «آیا امشب جنگ می‌شود؟» فقط یک پاسخ نظامی ندارد. ممکن است امشب جنگ وارد لایه تشدیدکننده‌تری شود. ممکن است هدف‌گیری محدود، عملیات نمایشی یا حمله به نقاط حساس در دستور کار باشد. اما تمرکز صرف بر اینکه امشب چه اتفاقی در میدان نظامی می‌افتد، تصویر کامل مسئله را نشان نمی‌دهد. جنگ نظامی فقط یک بخش از راهبرد فشار علیه ایران است. بخش مهم‌تر، ساختن شرایطی است که اقتصاد ایران در وضعیت نااطمینانی دائمی باقی بماند.

برنامه اصلی ترامپ علیه ایران چیست؟

راهبرد اصلی دشمن، فقط وارد کردن خسارت نظامی نیست. هدف، فرسایش ظرفیت تصمیم‌گیری و اقتصادی ایران است. در وضعیت نه جنگ، نه صلح، اقتصاد با مجموعه‌ای از هزینه‌های پنهان و آشکار مواجه می‌شود. سرمایه‌گذار تصمیم خود را به تعویق می‌اندازد، تولیدکننده با احتیاط بیشتری مواد اولیه می‌خرد، صادرکننده با ریسک حمل‌ونقل و بیمه روبه‌رو می‌شود، واردکننده با افزایش هزینه تأمین مالی مواجه می‌شود و بازار ارز به هر خبر نظامی حساس‌تر واکنش نشان می‌دهد. این وضعیت، حتی بدون گسترش دائمی حملات نظامی، می‌تواند برای اقتصاد هزینه‌زا باشد.

در چنین شرایطی، هدف طرف مقابل این است که ایران درگیر مدیریت روزمره بحران شود و فرصت طراحی نظم اقتصادی تازه در منطقه را از دست بدهد. اگر تهدید نظامی به افزایش نرخ بیمه، کندی تجارت، محدودیت حمل‌ونقل، اختلال در واردات مواد اولیه و افزایش نااطمینانی منجر شود، دشمن بخشی از هدف خود را محقق کرده است. بنابراین پاسخ ایران نباید فقط در سطح پاسخ متقابل نظامی تعریف شود. پاسخ اصلی باید این باشد که چگونه می‌توان اثر اقتصادی تهدید را کاهش داد و حتی آن را به هزینه‌ای برای طرف مقابل تبدیل کرد.

سه اقدام اقتصادی برای دفع فشار و تغییر مسیر تهدید

اولین اقدام، آرایش جنگی گرفتن در حوزه اقتصاد است. اقتصاد در شرایط جنگی نباید با سازوکار عادی، پراکنده و کند اداره شود. منظور از آرایش جنگی، تعطیل کردن منطق بازار یا اداره دستوری همه بخش‌ها نیست. منظور این است که اولویت‌های اقتصادی کشور در شرایط تهدید مشخص شود: تأمین کالاهای اساسی، حفظ جریان مواد اولیه تولید، فعال نگه داشتن مسیرهای صادراتی، کاهش زمان ترخیص کالا، مدیریت منابع ارزی، کنترل انتظارات تورمی و پشتیبانی از زنجیره حمل‌ونقل. در این وضعیت، تعدد تصمیم‌گیران و نبود فرماندهی اقتصادی واحد، هزینه جنگ را چند برابر می‌کند. اگر دستگاه‌های مسئول تجارت، ارز، انرژی، حمل‌ونقل و گمرک هرکدام مسیر جداگانه بروند، فشار خارجی به اختلال داخلی تبدیل می‌شود.

دومین اقدام، پیوند عمیق دادن منافع اقتصادی چین با وضعیت فعلی است. چین فقط یک بازیگر سیاسی در پرونده ایران نیست؛ یکی از بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان انرژی و یکی از اصلی‌ترین ذی‌نفعان ثبات مسیرهای تجاری و انرژی در منطقه است. هر اختلال طولانی در خلیج فارس و تنگه هرمز، هزینه انرژی چین، هزینه حمل کالاهای صادراتی چین و امنیت زنجیره تأمین این کشور را تحت فشار قرار می‌دهد. ایران باید این واقعیت را به پیشنهادهای عملی تبدیل کند. قراردادهای بلندمدت انرژی، سرمایه‌گذاری در ذخیره‌سازی، پالایش، بنادر، کریدورها و ترتیبات مالی می‌تواند منافع چین را به ثبات نقش ایران گره بزند. هرچه منافع چین در این وضعیت عمیق‌تر شود، امکان بی‌طرفی کم‌هزینه برای پکن کمتر خواهد شد.

سومین اقدام، فعال‌سازی عملیاتی مسیرهای مالی غیرغربی است. اگر فشار آمریکا از مسیر دلار، سوئیفت، بیمه، بانک‌های واسط و محدودیت‌های پرداخت اعمال می‌شود، پاسخ ایران هم باید در همین سطح طراحی شود. پیام‌رسان مالی مشترک ایران و روسیه و همچنین سامانه CIPS چین نباید فقط در سطح نمادین باقی بمانند. بخشی از تجارت ایران با روسیه، چین، عراق، پاکستان و دیگر شرکای منطقه‌ای باید به سمت تسویه غیر دلاری، حساب‌های متقابل، پیمان‌های پولی و ابزارهای پرداخت جایگزین حرکت کند. بدون این لایه مالی، حتی اگر مسیرهای زمینی و دریایی فعال بمانند، نقطه آسیب‌پذیری در مرحله تسویه و انتقال پول باقی خواهد ماند.

بنابراین مسئله امشب فقط این نیست که حمله‌ای انجام می‌شود یا نه. مسئله مهم‌تر این است که دشمن می‌خواهد زمان را علیه اقتصاد ایران به کار بگیرد. اگر ایران آرایش اقتصادی متناسب نگیرد، چین را با منافع واقعی درگیر نکند و مسیرهای مالی جایگزین را فعال نکند، هر تهدید نظامی به موجی تازه از نااطمینانی اقتصادی تبدیل می‌شود. پاسخ مؤثر، صرفاً واکنش به حمله احتمالی نیست؛ پاسخ مؤثر ساختن سازوکاری است که اجازه ندهد جنگ در قالب فرسایش اقتصادی ادامه پیدا کند.

درباره نویسنده

محمود زارعی

محمود زارعی مدیر مسئول چارسو اقتصاد، دانش‌آموخته مدیریت رسانه است. از جمله علاقه‌مندی‌های پژوهشی ایشان، مطالعات تولید و مردمی‌سازی اقتصاد است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما