چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

چرا جنگ ایران جهانی شد؟ نقش هرمز، LNG و انرژی در گسترش بحران

چرا جنگ ایران جهانی شد؟ نقش هرمز، LNG و انرژی در گسترش بحران

شاید کمتر کارشناسی به این نکته فکر می‌کرد که جنگ با ایران می‌تواند پیامدهای جهانی به خود بگیرد. موضوعی که در طی چهار-پنج‌ماه اخیر اثبات شد. اما چرا و چگونه؟

- اندازه متن +

جنگ ایران زمانی از یک بحران منطقه‌ای فراتر رفت که اثر آن فقط به میدان نظامی محدود نماند و به بازار انرژی، کشتیرانی، بیمه دریایی، LNG، قیمت کامودیتی‌ها و تاب‌آوری اقتصادهای خلیج فارس سرایت کرد. تنگه هرمز در این میان به نقطه اتصال جنگ با اقتصاد جهانی تبدیل شد؛ آبراهی که اختلال در آن می‌تواند هزینه انرژی و تجارت را در سطح بین‌المللی تغییر دهد.

اهمیت هرمز فقط به نفت محدود نیست. طبق داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی، در سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده نفتی از تنگه هرمز عبور کرده است و این آبراه یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان به شمار می‌رود. همچنین سهم LNG عبوری از هرمز برای بازار آسیا اهمیت ویژه‌ای دارد.

 

چرا جنگ ایران از سطح منطقه‌ای فراتر رفت؟

درگیری ایران و آمریکا از مرحله‌ای عبور کرده که بتوان آن را فقط با تعداد حملات، پایگاه‌های هدف‌گرفته‌شده یا شدت عملیات هوایی توضیح داد. میدان اصلی جنگ به‌تدریج از سطح نظامی به حوزه ژئواکونومیک منتقل شده است؛ جایی که انرژی، تجارت دریایی، بیمه، کشتیرانی، قیمت کامودیتی‌ها و تاب‌آوری اقتصادهای خلیج فارس نقش تعیین‌کننده پیدا می‌کنند.

به همین دلیل، هر حمله به سواحل جنوبی ایران، جزایر خلیج فارس، رادارها، سامانه‌های دریایی یا پایگاه‌های منطقه‌ای آمریکا فقط یک رخداد نظامی نیست؛ بلکه بخشی از نزاعی بزرگ‌تر بر سر کنترل معماری اقتصادی و امنیتی منطقه محسوب می‌شود. در چنین شرایطی، تنگه هرمز از یک مسیر عبور دریایی به نقطه اتصال جنگ با اقتصاد جهانی تبدیل شده است.

از منظر تحلیلی، الگوی فشار آمریکا نشان می‌دهد واشنگتن صرفاً به دنبال کاهش توان نظامی ایران نیست؛ بلکه تلاش دارد ظرفیت‌هایی را محدود کند که به ایران امکان اثرگذاری بر تجارت دریایی و جریان انرژی خلیج فارس می‌دهد. هدف‌گیری رادارهای ساحلی، سامانه‌های موشکی، پهپادها، مراکز فرماندهی و زیرساخت‌های دریایی در جنوب ایران را می‌توان در همین چارچوب فهمید: کاهش توان ایران برای اثرگذاری بر معادله امنیتی هرمز.

همین نقطه، جنگ را خطرناک‌تر می‌کند. هرچه فشار برای کاهش نقش ایران در هرمز بیشتر شود، انگیزه تهران برای نشان دادن حذف‌ناپذیری این نقش نیز افزایش می‌یابد. در نتیجه، عملیات نظامی و اهرم ژئواکونومیک یکدیگر را تقویت می‌کنند؛ آمریکا فشار می‌آورد تا ظرفیت ایران برای اثرگذاری اقتصادی را کاهش دهد و ایران تلاش می‌کند نشان دهد این ظرفیت همچنان باقی است.

این چرخه همان دام تشدید تنش است. هر ضربه، هزینه عقب‌نشینی را بالا می‌برد و هر ضدضربه، جنگ را به حوزه‌های تازه‌تری منتقل می‌کند. در چنین وضعی، میدان اصلی فقط پایگاه‌ها و سامانه‌های نظامی نیستند؛ شبکه‌ای است که اقتصاد خلیج فارس و بازار جهانی انرژی بر آن سوار شده است. شرکت‌های کشتیرانی، بیمه‌گران، پالایشگاه‌ها، تولیدکنندگان انرژی، دولت‌های واردکننده و بازارهای مالی، همگی به‌نوعی در محاسبات جنگ وارد می‌شوند.

اهمیت این موضوع زمانی روشن‌تر می‌شود که نقش تنگه هرمز در انرژی جهان را در نظر بگیریم. این آبراه یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان است و اختلال در آن می‌تواند فقط به بازار نفت محدود نماند؛ بلکه هزینه بیمه، کرایه حمل، قیمت LNG، کامودیتی‌ها و حتی انتظارات تورمی در اقتصادهای واردکننده انرژی را تحت تأثیر قرار دهد.

به همین دلیل، جنگ ایران وقتی جهانی شد که اثر آن از میدان نظامی به زنجیره انرژی و تجارت دریایی منتقل شد. از این مرحله به بعد، هر تحول در هرمز فقط مسئله ایران و آمریکا نیست؛ بلکه به موضوعی برای بازار نفت، بازار گاز، شرکت‌های بیمه، ناوگان‌های کشتیرانی و اقتصادهای وابسته به انرژی تبدیل می‌شود.

 

تنگه هرمز چگونه جنگ را به اقتصاد جهانی وصل کرد؟

تنگه هرمز یکی از معدود نقاطی است که در آن جغرافیا، انرژی و امنیت جهانی به هم گره می‌خورند. عبور بخش مهمی از نفت و فرآورده‌های نفتی جهان از این آبراه باعث شده هرگونه افزایش ریسک در هرمز، بلافاصله در بازار انرژی، نرخ بیمه، هزینه حمل‌ونقل و انتظارات تورمی منعکس شود.

در چنین شرایطی، جنگ دیگر فقط به میدان نظامی محدود نمی‌ماند. شرکت‌های کشتیرانی، بیمه‌گران، پالایشگاه‌ها، تولیدکنندگان انرژی، دولت‌های واردکننده و بازارهای مالی هم به بخشی از محاسبات بحران تبدیل می‌شوند.

چرا تنگه هرمز فقط مسئله نفت نیست؟

اهمیت هرمز معمولاً با نفت توضیح داده می‌شود، اما مسئله امروز فقط نفت نیست. بر اساس داده‌های EIA، در نیمه نخست ۲۰۲۵ روزانه ۱۱.۴ میلیارد فوت مکعب LNG، معادل بیش از ۲۰ درصد تجارت جهانی LNG، از تنگه هرمز عبور کرده است که عمدتاً از مبدأ قطر بوده است.

بازار LNG نسبت به نفت انعطاف کمتری دارد. ظرفیت مایع‌سازی به‌سرعت افزایش نمی‌یابد، کشتی‌های مخصوص LNG محدودند، پایانه‌های بازگازسازی در مقصدهای مشخص قرار دارند و بسیاری از قراردادها بلندمدت هستند. به همین دلیل، اختلال در مسیر LNG خلیج فارس می‌تواند برای واردکنندگان آسیایی و حتی اروپایی هزینه‌ساز باشد.

این مسئله برای قطر حیاتی است. قطر یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان LNG جهان است و اقتصاد آن به عبور پایدار از هرمز وابستگی مستقیم دارد. بخش بزرگی از محموله‌های LNG خلیج فارس نیز به آسیا می‌رود؛ در سند مورد بحث، سهم آسیا از این محموله‌ها حدود ۹۰ درصد ذکر شده است. بنابراین بحران هرمز فقط مسئله آمریکا و ایران یا حتی کشورهای خلیج فارس نیست؛ چین، هند، ژاپن، کره جنوبی و اروپا نیز آن را در هزینه انرژی خود لمس می‌کنند. اروپا نیز پس از کاهش وابستگی به گاز خط لوله روسیه، حساسیت بیشتری نسبت به LNG پیدا کرده است.

۵ مسیر جهانی شدن جنگ ایران

جهانی شدن جنگ ایران نتیجه یک عامل واحد نیست؛ بلکه ترکیبی از گلوگاه انرژی، شبکه کشتیرانی، بازار LNG، بیمه دریایی و آسیب‌پذیری اقتصادهای خلیج فارس باعث شده اثر این بحران از منطقه فراتر برود.

  • ۱. عبور نفت و فرآورده‌های نفتی از تنگه هرمز

    هرگونه اختلال یا افزایش ریسک در هرمز می‌تواند انتظارات بازار نفت را تغییر دهد و قیمت انرژی را در اقتصادهای واردکننده تحت فشار قرار دهد.

  • ۲. حساسیت بالای بازار LNG به بحران هرمز

    بخش مهمی از LNG خلیج فارس، به‌ویژه از قطر، از هرمز عبور می‌کند. محدودیت در این مسیر می‌تواند بازار گاز آسیا و اروپا را با فشار قیمتی و کمبود انعطاف در عرضه روبه‌رو کند.

  • ۳. افزایش هزینه بیمه و کشتیرانی

    وقتی ریسک امنیتی یک مسیر دریایی بالا می‌رود، حق بیمه، کرایه کشتی، هزینه تأخیر و هزینه مسیرهای جایگزین افزایش پیدا می‌کند و این هزینه‌ها در نهایت به قیمت کالاها منتقل می‌شود.

  • ۴. اتصال هرمز به باب‌المندب و دریای سرخ

    اگر بحران هرمز هم‌زمان با فشار در باب‌المندب یا دریای سرخ تشدید شود، ریسک تجارت دریایی از سطح منطقه‌ای به سطح جهانی منتقل می‌شود.

  • ۵. آسیب‌پذیری مدل اقتصادی کشورهای خلیج فارس

    اقتصادهایی مانند امارات، قطر، بحرین، کویت و عمان هرکدام به‌نوعی با تجارت، انرژی، لجستیک، پایگاه‌های خارجی یا میانجی‌گری منطقه‌ای پیوند دارند و تشدید جنگ می‌تواند هزینه ریسک آن‌ها را افزایش دهد.

کشورهای خلیج فارس چگونه درگیر هزینه‌های جنگ شدند؟

کشورهای خلیج فارس در ظاهر بازیگران حاشیه‌ای جنگ‌اند، اما در عمل بخش مهمی از هزینه‌های اقتصادی و امنیتی بحران را تحمل می‌کنند. قطر به صادرات LNG وابسته است، امارات مدل اقتصادی خود را بر تجارت، مالی و لجستیک بنا کرده، بحرین میزبان حضور نظامی آمریکا است و کویت در شبکه پشتیبانی منطقه‌ای اهمیت دارد.

عمان نیز با وجود نقش میانجی، در شرایطی قرار می‌گیرد که تشدید جنگ می‌تواند توان دیپلماتیک آن را محدود کند. به همین دلیل، جنگ ایران هرچه بیشتر با هرمز، انرژی و کشتیرانی گره بخورد، اثر آن بر کشورهای پیرامونی خلیج فارس گسترده‌تر می‌شود.

آیا جنگ ایران می‌تواند به بحران پایدار انرژی تبدیل شود؟

پاسخ به این پرسش به مدت‌زمان درگیری، سطح اختلال در هرمز، وضعیت باب‌المندب، واکنش کشورهای واردکننده انرژی و توان بازار برای جایگزینی عرضه بستگی دارد. اگر بحران در سطح محدود باقی بماند، اثر آن بیشتر در قالب افزایش ریسک، بیمه و قیمت‌های مقطعی دیده می‌شود؛ اما اگر هرمز یا مسیرهای مکمل تجارت دریایی برای مدت طولانی ناامن بمانند، جنگ می‌تواند به بحران پایدار انرژی تبدیل شود.

از این منظر، جهانی شدن جنگ ایران بیش از آنکه به تعداد حملات وابسته باشد، به نسبت جنگ با انرژی و تجارت جهانی مربوط است. هرچه هرمز، LNG، بیمه، کشتیرانی و بازار کامودیتی‌ها بیشتر درگیر بحران شوند، اثر جنگ از سطح منطقه‌ای فراتر می‌رود و به مسئله‌ای برای اقتصاد جهانی تبدیل می‌شود.

سوالات متداول درباره جهانی شدن جنگ ایران

  • چرا جنگ ایران جهانی شد؟

    زیرا اثر جنگ فقط به درگیری نظامی محدود نماند و به بازار انرژی، تنگه هرمز، LNG، بیمه کشتیرانی و تجارت دریایی جهانی سرایت کرد.

  • نقش تنگه هرمز در جهانی شدن جنگ چیست؟

    تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان است و اختلال در آن می‌تواند بر قیمت نفت، گاز مایع، بیمه، حمل‌ونقل و تورم جهانی اثر بگذارد.

  • چرا LNG در بحران هرمز اهمیت دارد؟

    بازار LNG انعطاف کمتری نسبت به نفت دارد و بخش مهمی از صادرات LNG خلیج فارس، به‌ویژه از قطر، از تنگه هرمز عبور می‌کند.

  • کدام کشورها بیشتر از بحران هرمز آسیب می‌بینند؟

    کشورهای واردکننده انرژی در آسیا مانند چین، هند، ژاپن و کره جنوبی، و همچنین اقتصادهای وابسته به تجارت و انرژی در خلیج فارس، از افزایش ریسک هرمز بیشتر تأثیر می‌پذیرند.

درباره نویسنده

محمود زارعی

محمود زارعی مدیر مسئول چارسو اقتصاد، دانش‌آموخته مدیریت رسانه است. از جمله علاقه‌مندی‌های پژوهشی ایشان، مطالعات تولید و مردمی‌سازی اقتصاد است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما