چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

چارسوی اقتصاد
چرا تیم عمانی به تهران سفر کرد؟

چرا تیم عمانی به تهران سفر کرد؟

با حضور تیم عمانی در تهران برای مذاکره پیرامون تنگه هرمز، این پرسش مطرح می‌شود که فلسفه حضور عمانی‌ها چه بوده و چه نقشه‌ای را دنبال می‌کنند؟ آیا به دنبال همکاری مشترک‌اند یا جلوگیری از مدیریت ایرانی تنگه هرمز؟

- اندازه متن +

تیم عمانی برای چه به میدان آمده است؟

حضور تیم مذاکره‌کننده عمانی در تهران و رفت‌وآمدهای دیپلماتیک مسقط را باید در متن بحران تنگه هرمز فهم کرد. موضوع اصلی بحث بر سر سازوکار عبور کشتی‌ها از هرمز است. عمان می‌خواهد نقش میانجی و ضامن مسیرهای عبور را بازی کند و از یک‌سو با ایران درباره مدیریت تردد در تنگه گفت‌وگو کند و از سوی دیگر، نگرانی آمریکا و بازار جهانی انرژی درباره آزادی کشتیرانی را کاهش دهد.

در ظاهر، این مأموریت می‌تواند به کاهش تنش کمک کند. اما برای ایران، مسئله حساس‌تر است. اگر مذاکره فقط به این نتیجه برسد که تنگه باید باز شود و کشتی‌ها بتوانند از مسیرهای مورد حمایت آمریکا یا دالان جنوبی عبور کنند، بدون آنکه نقش ایران در مدیریت تنگه تثبیت شود، نتیجه مذاکره بازگشت به نظم قبل از جنگ خواهد بود. چنین نتیجه‌ای یعنی ایران هزینه جنگ را داده، اما قاعده تنگه هرمز را دیگری نوشته است.

شایان ذکر است این آبراه در اقتصاد جهان وزن واقعی دارد. حدود یک‌پنجم تجارت جهانی LNG و بخش بزرگی از نفت و فرآورده‌های نفتی دریابرد جهان از این مسیر عبور می‌کند. بنابراین هر توافق درباره هرمز، در واقع توافق درباره قیمت انرژی، بیمه دریایی، امنیت عرضه، جایگاه کشورهای خلیج فارس و قدرت چانه‌زنی ایران است. اگر ایران از این نقطه عقب بنشیند، یکی از معدود اهرم‌هایی را که اثر آن مستقیم روی اقتصاد جهانی دیده می‌شود، از دست داده است.

مسقط می‌تواند مسیر گفت‌وگو را باز نگه دارد، اما ایران نباید اجازه دهد میانجی‌گری عمانی به ابزاری برای خنثی‌سازی حکمرانی ایران تبدیل شود. تفاوت مهمی وجود دارد میان «بازگشایی تنگه با پذیرش نقش ایران» و «بازگشایی تنگه برای حذف نقش ایران». اولی می‌تواند آتش‌بس را به ترتیبات پایدار تبدیل کند؛ دومی فقط فرصت تنفس به طرف مقابل می‌دهد تا مسیرهای جایگزین را جا بیندازد و پس از آن، دوباره فشار را از سر بگیرد.

دام خطرناک پساجنگ چیست؟

بزرگ‌ترین خطر پساجنگ این است که ایران وارد دامی شود که در آن آرام‌سازی کوتاه‌مدت، جای تثبیت دستاورد راهبردی را بگیرد. طرف مقابل ممکن است بگوید برای کاهش قیمت نفت، آرام کردن بازار، بازگشت کشتیرانی و کاهش تنش، ایران باید از مدیریت سخت‌گیرانه تنگه عقب بنشیند. این حرف در ظاهر اقتصادی و آرام‌ساز است، اما در عمل می‌تواند الگوریتم حکمرانی ایران بر هرمز را از کار بیندازد.

اگر چند کشتی از مسیر مورد حمایت آمریکا عبور کنند و هزینه‌ای ندهند، این به معنای ایجاد یک سابقه است. اگر بیمه‌گرها آن مسیر را بپذیرند، شرکت‌های کشتیرانی آن را تکرار کنند و دولت‌های واردکننده انرژی از آن حمایت کنند، مسیر جایگزین به «قاعده بازار» تبدیل می‌شود. در آن مرحله، بازگرداندن مدیریت ایران بسیار پرهزینه‌تر خواهد شد.

مسئله این نیست که تنگه بسته بماند. تنگه می‌تواند باز شود، اما نه به شکل بازگشت بی‌قید به وضعیت سابق. بازگشایی باید با قاعده باشد؛ قاعده‌ای که در آن عبور امن، نتیجه پذیرش نقش ایران باشد، نه دور زدن ایران. ایران اگر در این نقطه عقب بنشیند، طرف مقابل به‌تدریج نتیجه می‌گیرد که با فشار نظامی، رسانه‌ای و دیپلماتیک می‌تواند هر بار بخشی از حکمرانی ایران را به «آزادی کشتیرانی» ترجمه کند و از میز مذاکره خارج کند.

چرا کریدور شمالی باید هم‌زمان فعال شود؟

تثبیت حکمرانی هرمز بدون فعال‌سازی مسیرهای پشتیبان کافی نیست. ایران اگر بخواهد از موضع قدرت در هرمز بایستد، باید نشان دهد اقتصادش با فشار دریایی فلج نمی‌شود. اینجاست که کریدور شمالی اهمیت پیدا می‌کند. کریدور شمالی برای ایران، ابزار تکمیل قدرت چانه‌زنی در هرمز است.

پساجنگ برای ایران فقط با توقف درگیری معنا پیدا نمی‌کند. اگر هرمز را واگذار کنیم و کریدور شمالی را جدی نگیریم، پساجنگ به بازگشت به آسیب‌پذیری قبلی تبدیل می‌شود. اما اگر هرمز قاعده‌مند شود و شمال به مسیر فعال تجارت بدل گردد، ایران می‌تواند از دل جنگ، یک موقعیت تازه طراحی و اجرا کند.

درباره نویسنده

سید مجتبی هاشمی

سیدمجتبی هاشمی دانش‌آموخته اقتصاد نظری از دانشگاه علامه طباطبایی، سردبیر چارسو اقتصاد و متمرکز بر دو حوزه پژوهشی تجارت و تعارض منافع است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما