چرا قیمت مصرفکننده پایین نمیآید؟
پس از انتشار خبر توافق موقت برای پایان جنگ ایران، این پرسش جدیتر شده که قیمت بنزین، مواد غذایی، بلیت هواپیما و کالاهایی که در دوره جنگ گرانتر شدند، چه زمانی کاهش پیدا میکند.
پاسخ کارشناسان کوتاه است: نه به این زودی.
حتی اگر جریان نفت از خاورمیانه دوباره عادی شود، اثر آن با تأخیر به پمپبنزینها، سوپرمارکتها، شرکتهای هواپیمایی و فروشگاههای خردهفروشی میرسد. دلیل اصلی این است که جنگ فقط عرضه نفت خام را مختل نکرده بود؛ زنجیره سوخت، کود شیمیایی، غذا، حملونقل و حتی کالاهایی مثل کفش را هم تحت فشار گذاشته بود.
بازار نفت بعد از خبر توافق واکنش فوری نشان داد و قیمت نفت خام شاخص آمریکا به حدود ۸۰ دلار در هر بشکه رسید. این رقم از اوج بالای ۱۲۰ دلار در دوره جنگ پایینتر است، اما هنوز از سطح پیش از جنگ، یعنی حدود ۶۷ دلار، بالاتر قرار دارد. بنابراین حتی در خود بازار نفت هم هنوز بازگشت کامل به وضعیت قبل اتفاق نیفتاده است. از طرف دیگر، پالایشگاهها معمولاً نفت خام را یک ماه یا بیشتر زودتر خریداری میکنند.
به همین دلیل، کاهش قیمت نفت امروز بهسرعت به کاهش قیمت بنزین فردا تبدیل نمیشود. مواد اولیه باید وارد پالایشگاه شود، فرآوری شود، وارد شبکه توزیع شود و در نهایت به مصرفکننده برسد.
این تأخیر در مناطقی که ظرفیت پالایشی کافی ندارند، بیشتر هم خواهد بود. برای مثال در ساحل غربی آمریکا، به دلیل محدودیت ظرفیت پالایش، افت قیمت بنزین کندتر از مناطقی خواهد بود که دسترسی سادهتری به پالایش و عرضه دارند. در برخی کشورهای آسیایی و آفریقایی که وابستگی بیشتری به نفت خاورمیانه دارند، شوک عرضه حتی به تعطیلی مدارس و ادارات و توصیه به دورکاری منجر شده بود.
این یعنی بازگشت به وضعیت عادی، فقط با امضای توافق سیاسی انجام نمیشود؛ به هماهنگی میان تولیدکنندگان، حملونقل، پالایشگاهها، بیمهگران و دولتها نیاز دارد.
چرا پرواز و مواد غذایی فوری ارزان نمیشوند؟
در صنعت هواپیمایی هم انتظار کاهش سریع قیمتها واقعبینانه نیست. شرکتهای هواپیمایی سوخت را معمولاً از قبل خریداری میکنند، برنامه پروازهای خود را تدریجی تغییر میدهند و قیمت بلیت را فقط بر اساس هزینه سوخت تعیین نمیکنند. تقاضای سفر، ظرفیت پرواز، فصل سفر و هزینههای عملیاتی در قیمتگذاری نقش جدی دارند.
به همین دلیل، حتی اگر قیمت نفت و سوخت جت کاهش پیدا کند، مسافران احتمالاً در کوتاهمدت کاهش محسوسی در قیمت بلیتها نخواهند دید. در بهترین حالت، برخی شرکتهای غیرآمریکایی ممکن است زودتر در بخش «اضافهبهای سوخت» عقبنشینی کنند، چون مصرفکننده مستقیماً میپرسد چرا با کاهش قیمت نفت، همچنان این هزینه از او دریافت میشود.
فشار بر قیمت مواد غذایی نیز ادامه خواهد داشت. انرژی فقط هزینه حملونقل نیست؛ در تولید، بستهبندی، نگهداری سردخانهای، توزیع و قیمت کود شیمیایی هم اثر دارد. طبق برآورد اتحادیه مستقل خواربارفروشان، سوخت حدود ۱۵ تا ۳۰ درصد کل هزینه غذا را تشکیل میدهد. این سهم بالا باعث میشود شوک انرژی با فاصله زمانی وارد قیمت غذا شود و بعد از افزایش هم به سختی پایین بیاید.
بر اساس برآورد وزارت کشاورزی آمریکا، قیمت مواد غذایی در این کشور بالاتر از میانگین تاریخی ۲.۶ درصد، امسال ۳.۲ درصد افزایش خواهد یافت. در اروپا نیز پیشبینی شده اثر تورمی جنگ بر قیمت غذا ممکن است سال آینده به اوج برسد.
مسئله کود شیمیایی فشار را جدیتر میکند. پیش از جنگ، حدود ۳۰ درصد کود شیمیایی جهان از مسیر تنگه هرمز عبور میکرد. اختلال در این مسیر باعث جهش قیمت و کمبود عرضه شد. حتی با بازگشایی هرمز، بازگشت محمولهها به سطح قبل از جنگ زمانبر خواهد بود. بسیاری از کشاورزان در فصل کشت یا کود کافی دریافت نکردهاند یا ناچار شدهاند کود و سوخت را با قیمتهای بسیار بالا بخرند. این مسئله میتواند در ماههای آینده بر عملکرد محصولات کشاورزی، قیمت غذا و حتی دسترسی به مواد غذایی اثر بگذارد.
آیا حملونقل و خردهفروشی هنوز تحت فشارند؟
اثر جنگ فقط در انرژی و غذا خلاصه نمیشود. خردهفروشان آمریکایی، بهویژه فروشندگان کفش، امیدوارند کاهش قیمت بنزین باعث شود خانوارها در خریدهای بازگشت به مدرسه پول بیشتری خرج کنند. اما خود شرکتهای کفش انتظار ندارند هزینههایشان بهسرعت پایین بیاید. بیشتر کفشهای فروختهشده در آمریکا وارداتیاند و شرکتها معمولاً دو تا سه ماه موجودی کالای آماده دارند.
سفارشهای بعدی ممکن است با قیمت بالاتر مواد اولیه و هزینه حملونقل همراه باشد. همزمان تعرفههای اعمالشده در سال گذشته، توان فروشندگان برای جذب هزینه یا انتقال نرم آن به مصرفکننده را محدود کرده است. در ماه مه، قیمت کفش نسبت به سال قبل ۵.۲ درصد بالاتر بوده است.
در صنعت حملونقل دریایی نیز بازگشت به وضعیت عادی کند خواهد بود. بسته شدن تنگه هرمز فقط حدود ۲ تا ۳ درصد حجم کل کشتیهای کانتینری جهان را مستقیماً تحت تأثیر قرار داد، اما افزایش قیمت نفت و اختلال در مسیرها، هزینه حملونقل را در سطح وسیعتری بالا برد. شرکتهای لجستیکی انتظار دارند اضافهبهای سوخت، هزینه ارسال کالا و برخی کمبودهای موجودی آنلاین تا پایان سال ادامه داشته باشد.
این یعنی حتی اگر جنگ متوقف شود، بخشی از تورم ناشی از آن در قراردادهای حمل، قیمت نهایی کالا و هزینه تحویل باقی میماند.
توافق احتمالی ایران و آمریکا میتواند شدت فشار بر بازار انرژی را کاهش دهد، اما به معنای کاهش فوری قیمتها برای مصرفکننده نیست. نفت باید ارزانتر و پایدارتر شود، پالایشگاهها باید مواد اولیه ارزانتر را وارد چرخه کنند، کود و سوخت باید دوباره به قیمتهای پایینتر برسد، شرکتهای حملونقل باید اضافهبها را حذف کنند و خردهفروشان باید موجودی گران قبلی را بفروشند.
تا آن زمان، مصرفکننده با واقعیت سادهای روبهروست. جنگ ممکن است تمام شود، اما اثر اقتصادی آن در قیمت بنزین، غذا، پرواز، ارسال کالا و خریدهای روزمره برای مدتی باقی میماند.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟