Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

پر بازدیدترین مطالب

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

راهنمای اضافه شدن عمان به تیم مدیریت تنگه هرمز

راهنمای اضافه شدن عمان به تیم مدیریت تنگه هرمز

در شرایطی که ایران در محاصره دریایی قرار دارد و نمی‌توان از صددرصد ظرفیت بنادر جنوبی استفاده تمام و کمال کرد، مرزهای شرقی ایران، روزنه‌ای برای کم کردن اثر محاصره دریایی است. اما چرا این مرزها مهم‌اند و چه ظرفیتی دارند؟

- اندازه متن +

با اعلام طرف ایرانی و عمانی، تفاهمی درباره مدیریت تنگه هرمز میان این دو کشور درحال ایجاد است. البته بایستی اذعان کرد مسئله اصلی ایران در تنگه هرمز، صرفاً باز شدن مسیر کشتی‌ها نیست. اگر خروجی مذاکرات فقط یک کریدور موقت باشد که در آن چند مسیر عبور تعریف شود و کشتی‌ها بعد از چند هفته یا چند ماه دوباره به نظم سابق برگردند، ایران امتیاز ژئوپلیتیک خود را خرج کرده اما آن را به حق حکمرانی تبدیل نکرده است. چنین تفاهمی شاید قیمت نفت را موقتاً آرام کند، شاید فشار فوری بر بازار انرژی را کم کند، اما برای ایران دستاورد پایدار نمی‌سازد.

این تفاهم اگر از «کریدور موقت» به «سازوکار اداره عبور» ارتقا پیدا نکند، ایران را به مدیریت هرمز سوق نمی‌دهد. مدیریت هرمز یعنی عبور از ادبیات باز یا بسته بودن تنگه. یعنی ایران در معماری دائمی ترافیک دریایی، خدمات امنیتی، خدمات ناوبری، درآمدهای عبور، قواعد بیمه‌ای و نظم جدید کشتیرانی سهم داشته باشد.

در این میان عمان نقش حساسی دارد. بخش مهمی از مسیرهای دریایی نزدیک به ساحل عمان تعریف می‌شود و مسقط از نظر حقوقی، جغرافیایی و دیپلماتیک نمی‌تواند بیرون از این معادله باشد. اما عمان هم حاضر نیست به‌سادگی ادبیات «حکمرانی مشترک هرمز» را به دست بگیرد. دلیلش روشن است. سرمایه اصلی عمان، بی‌طرفی، میانجیگری و تصویر ثبات است. مسقط نمی‌خواهد در چشم آمریکا، شورای همکاری، شرکت‌های بیمه و خطوط کشتیرانی، شریک سخت ایران در اداره تنگه دیده شود.

بنابراین ایران اگر بخواهد عمان را به تیم خود بیاورد، نباید از مسقط بخواهد یکباره پرچم سیاسی مدیریت هرمز را بلند کند. باید بسته‌ای طراحی کند که عمان احساس کند وارد جنگ روایت‌ها نشده، بلکه وارد بازار خدمات دریایی، بیمه‌ای، بندری و لجستیکی شده است.

نقطه ضعف عمان کجاست؟

عمان اقتصاد کوچکی دارد و برای آینده خود روی سه عنصر بندر، لجستیک و میانجیگری حساب کرده است. دقم، صحار، صلاله و خصب برای عمان، پایه راهبردی این کشور برای تبدیل شدن به هاب امن تجارت، ترانشیپ، تعمیرات، سوخت‌رسانی، صنایع دریایی و سرمایه‌گذاری خارجی‌اند.

اگر هرمز ناامن بماند، این تصویر آسیب می‌بیند. اگر عمان در سازوکار عبور امن سهم نگیرد، رانت طبیعی جغرافیایی خود را از دست می‌دهد. اگر هم بیش از حد به سمت آمریکا یا شورای همکاری بایستد، نقش میانجی و ظرفیت تعامل با ایران را می‌سوزاند.

ایران باید دقیقاً روی همین نقطه کار کند. پیام به عمان نباید تهدید باشد. عمان با تهدید به ایران نزدیک نمی‌شود؛ عقب می‌رود. اگر عمان در سازوکار جدید هرمز نباشد، هم از درآمد خدماتی و بندری محروم می‌شود، هم بی‌ثباتی کنار مرز آبی‌اش برند لجستیکی او را فرسوده می‌کند. اما اگر وارد شود، بدون آنکه نقش امنیتی ایران را بگیرد، می‌تواند مدیر فنی، بیمه‌ای و بندری عبور امن شود.

این همان معامله قابل فروش برای مسقط است. عمان نمی‌خواهد ژاندارم تنگه باشد. نمی‌خواهد در برابر آمریکا بایستد. نمی‌خواهد با امارات و عربستان وارد تنش مستقیم شود. اما می‌خواهد بندرهایش فعال بمانند، بیمه و کشتیرانی از آن عبور کنند، شرکت‌ها به دقم و صحار بیایند، و مسقط همچنان پایتخت میانجیگری خلیج فارس باقی بماند. ایران باید به عمان نشان دهد که مدیریت جدید هرمز، اگر درست طراحی شود، نه تهدید بی‌طرفی عمان، بلکه ارتقای نقش میانجیگری آن است.

بسته پیشنهادی ایران به عمان

جزء اول، تأسیس مرکز مشترک ایمنی عبور در مسقط یا خصب است. این مرکز می‌تواند ثبت مسیر، زمان‌بندی عبور، اعلام نوع محموله، هماهنگی امداد، خدمات یدک‌کشی، اطلاع‌رسانی خطر، پاک‌سازی اضطراری، گزارش وضعیت مسیر و صدور گواهی عبور امن را انجام دهد. چهره حقوقی و عمومی مرکز می‌تواند عمانی باشد، اما داده امنیتی و اعتبار عملیاتی آن بدون ایران معنا ندارد. با این فرمول، عمان می‌گوید «من تسهیل‌کننده ایمنی کشتیرانی‌ام»، نه طرف نظامی منازعه.

جزء دوم، سهم اقتصادی روشن برای عمان است. ایران نباید از «عوارض حاکمیتی» شروع کند؛ این واژه‌ها برای عمان پرهزینه‌اند. باید از «هزینه خدمات» حرف زد: خدمات ناوبری، بیمه، امداد، اطلاعات مسیر، بازرسی ایمنی، بانکرینگ، تعمیرات سبک، تعویض خدمه، پشتیبانی بندری و خدمات اضطراری. بخشی از درآمد این خدمات می‌تواند در صندوقی با ثبت عمانی بنشیند و برای توسعه دقم، صحار، صلاله و خصب خرج شود. عمان باید در این نظم جدید پول ببیند، نه فقط ریسک.

جزء سوم، تضمین بار برای بنادر عمان است. ایران باید بخشی از تجارت حساس خود را به عمان گره بزند. در برابر، عمان تخفیف بندری، انبارداری، ترخیص سریع، مسیر مالی و حمل منظم بدهد. این بسته برای مسقط ملموس است؛ چون دقم و صحار و صلاله به بار، کشتی، خدمات و مشتری نیاز دارند. اگر عمان احساس کند همراهی با ایران به فعال شدن ظرفیت بندری‌اش کمک می‌کند، مقاومتش کمتر می‌شود.

جزء چهارم، پوشش چندجانبه است. عمان نباید احساس کند وارد ائتلاف دوجانبه با ایران علیه آمریکا شده است. ایران می‌تواند سازوکار عبور امن را با حضور ناظرانی از چین، هند، خریداران انرژی، بیمه‌گران آسیایی و نهادهای دریایی بین‌المللی تعریف کند. این کار به عمان امکان می‌دهد روایت خود را بفروشد: این طرح برای امنیت انرژی جهانی است، نه برای تثبیت یک جبهه سیاسی.

ایران چه باید بگوید؟

فرمول پیشنهادی ایران به عمان باید ساده، اقتصادی و قابل دفاع باشد. عبور امن بدون ایران ممکن نیست؛ مشروعیت بین‌المللی و فروش بیمه‌ای آن بدون عمان سخت است. پس ایران امنیت و قدرت تنظیم مسیر را می‌دهد، عمان پوشش فنی، بیمه‌ای، بندری و دیپلماتیک را می‌دهد، و درآمد خدماتی میان دو طرف و پروژه‌های بندری عمان توزیع می‌شود.

ایران نباید تفاهمی را بپذیرد که فقط کشتی‌ها را از یک خط موقت عبور دهد و بعد پرونده مدیریت هرمز را ببندد. این همان بازگشت به نظم پیشاجنگ است. هدف باید این باشد که هر کشتی برای عبور امن، وارد یک زنجیره قابل ثبت شود: اعلام مسیر، دریافت گواهی عبور، پرداخت هزینه خدمات، استفاده از بیمه مشخص، امکان امداد و پذیرش قواعد تخلف. اگر این زنجیره شکل بگیرد، هرمز از یک اهرم نظامی به یک نهاد اقتصادی ـ امنیتی تبدیل می‌شود.

مسئله ایران بستن دائمی هرمز نیست. چنین کاری هم هزینه جهانی دارد، هم فشار بر شرکای ایران می‌سازد، هم دیگران را به ساخت مسیرهای جایگزین تشویق می‌کند. مسئله ایران این است که بازگشایی هرمز بدون تثبیت نقش ایران انجام نشود. تفاهمی که فقط «عبور» را احیا کند، اما «مدیریت عبور» را به ایران و عمان نسپارد، ارزش راهبردی ندارد.

بنابراین بسته ایران به عمان باید از دو خط قرمز عبور نکند. اول، نباید عمان را وادار کند مسئولیت امنیت سخت تنگه را به عهده بگیرد؛ چون توان و تمایلش را ندارد. دوم، نباید خود ایران را به عبور رایگان، بی‌قاعده و بی‌درآمد متعهد کند؛ چون این یعنی هزینه جنگ را داده و دستاورد حکمرانی نگرفته است.

عمان با شعار سیاسی وارد تیم ایران نمی‌شود؛ با بسته اقتصادی، بیمه‌ای و بندری وارد می‌شود. ایران باید از عمان نخواهد که ادبیات سنگین حکمرانی هرمز را علناً حمل کند. باید برای او نقشی بسازد که هم درآمد دارد، هم اعتبار دیپلماتیک، هم حفظ بی‌طرفی، هم توسعه بندرهای عمان. تفاهم فعلی اگر فقط کریدور موقت باشد، کافی نیست. تفاهم درست آن است که هرمز را به یک سازوکار دائمی خدمات عبور، بیمه، ترافیک دریایی و مدیریت ریسک تبدیل کند؛ سازوکاری که بدون ایران امنیت ندارد و بدون عمان قابلیت فروش بین‌المللی ندارد.

Total Views: 0
درباره نویسنده

تحریریه چارسو

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما