ایران با وجود سالها محدودیت در دسترسی بانکی بینالمللی، هنوز بانک شناختهشدهای در فهرست عمومی مشارکتکنندگان مستقیم CIPS چین ندارد؛ اما این به معنای «صفر بودن استفاده ایران از شبکههای یوانی» نیست. دادههای رسمی CIPS نشان میدهد این سامانه تا پایان اوت ۲۰۲۶ به ۲۱۱ مشارکتکننده مستقیم و ۱۶۴۲ مشارکتکننده غیرمستقیم رسیده است. در مقابل، تحریمهای ثانویه آمریکا، وضعیت ایران در FATF، نیاز به بانک کارگزار و ملاحظات ریسک بانکهای بزرگ چینی باعث شده اتصال رسمی و مستقیم بانکهای ایرانی به این شبکه بسیار پیچیدهتر از ثبت یک درخواست عضویت باشد.
CIPS چیست و چه تفاوتی با سوئیفت دارد؟
CIPS یا Cross-Border Interbank Payment System زیرساخت پرداخت و تسویه فرامرزی چین است که برای تسهیل استفاده بینالمللی از رنمینبی یا یوان ایجاد شده است.
یکی از اشتباههای رایج این است که CIPS صرفاً «سوئیفت چینی» معرفی شود. این تشبیه برای توضیح ساده موضوع مفید است، اما از نظر فنی دقیق نیست.
سوئیفت اساساً یک شبکه استانداردشده برای تبادل پیامهای مالی میان بانکهاست؛ در حالی که CIPS علاوه بر پیامرسانی، زیرساخت تسویه پرداختهای فرامرزی رنمینبی را نیز فراهم میکند.
براساس اطلاعات رسمی CIPS، مشارکتکنندگان به دو گروه تقسیم میشوند: مشارکتکننده مستقیم که نزد CIPS حساب دارد و مستقیماً تراکنش انجام میدهد، و مشارکتکننده غیرمستقیم که از طریق یک مشارکتکننده مستقیم تراکنش خود را پردازش میکند.
| ویژگی | SWIFT | CIPS |
|---|---|---|
| ماهیت اصلی | شبکه پیامرسانی مالی | زیرساخت پرداخت و تسویه فرامرزی |
| تمرکز ارزی | چندارزی و جهانی | محور اصلی رنمینبی چین |
| تسویه پول | خود SWIFT تسویهکننده پول نیست | تسویه پرداختهای واجد شرایط را پشتیبانی میکند |
| عضویت | شبکه گسترده جهانی | مستقیم و غیرمستقیم |
| کاربرد برای ایران | دسترسی بانکهای تحریمشده محدود شده است | امکان نظری تسویه یوانی وجود دارد، اما عضویت مستقیم مشکل تحریم را حذف نمیکند |
CIPS: تعریف رسمی مشارکتکنندگان مستقیم و غیرمستقیم
CIPS چین در سال ۲۰۲۶ چقدر بزرگ شده است؟
آمارهای قبلی که تعداد مشارکتکنندگان مستقیم را حدود ۲۱۰ و غیرمستقیم را حدود ۱۶۰۰ اعلام میکردند، دیگر آخرین آمار نیستند.
طبق داده رسمی CIPS، تا پایان اوت ۲۰۲۶ این شبکه دارای ۲۱۱ مشارکتکننده مستقیم و ۱۶۴۲ مشارکتکننده غیرمستقیم بوده است؛ یعنی در مجموع ۱۸۵۳ مشارکتکننده.
| شاخص CIPS | آخرین وضعیت اعلامشده |
|---|---|
| مشارکتکنندگان مستقیم | ۲۱۱ |
| مشارکتکنندگان غیرمستقیم | ۱۶۴۲ |
| مجموع مشارکتکنندگان | ۱۸۵۳ |
| پوشش جغرافیایی بانکی | ۱۹۲ کشور و منطقه |
| مؤسسات بانکی تحت پوشش | نزدیک به ۵۳۰۰ مؤسسه |
| تاریخ آمار | پایان اوت ۲۰۲۶ |
منبع رسمی CIPS: آخرین آمار مشارکتکنندگان در اوت ۲۰۲۶
آیا ایران واقعاً به CIPS متصل نیست؟
اینجا باید میان سه مفهوم متفاوت تفکیک کرد: عضویت مستقیم بانک ایرانی، دسترسی غیرمستقیم و انجام یک پرداخت مرتبط با ایران روی شبکه CIPS.
در منابع عمومی بررسیشده، مدرک قابل اتکایی پیدا نشد که نشان دهد یک بانک ایرانی اکنون بهعنوان Direct Participant رسمی CIPS فعالیت میکند.
اما این گزاره با این ادعا که «هیچ پرداخت مرتبط با ایران نمیتواند از CIPS عبور کند» یکی نیست. مشارکتکنندگان غیرمستقیم اساساً تراکنش را از طریق بانکهای مستقیم انجام میدهند و پرداختهای مرتبط با ایران نیز در صورت وجود بانک واسط و رعایت الزامات عملیاتی میتوانند ساختار پیچیدهتری داشته باشند.
Atlantic Council در بررسی افزایش تراکنشهای CIPS در جریان جنگ ۲۰۲۶ تأکید کرده است که افزایش حجم پرداختهای این سامانه بهتنهایی مدرک انتقال پول نفت ایران نیست. این مؤسسه احتمال میدهد جریانهای مرتبط با ایران، در صورت انجام، بیشتر به شکل غیرمستقیم و از طریق بانکهای چین یا کشورهای ثالث صورت گیرد.
بنابراین سؤال دقیقتر امروز این نیست که «چرا ایران اصلاً به CIPS نپیوسته؟»؛ سؤال این است که چرا بانکهای ایران هنوز اتصال مستقیم، رسمی و پایدار به CIPS ندارند؟
چرا ایران هنوز عضو مستقیم CIPS چین نیست؟
یک پاسخ تکعلتی برای این مسئله وجود ندارد. حداقل پنج مانع در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
۱. تحریم ثانویه آمریکا با تغییر شبکه پیامرسان ناپدید نمیشود
CIPS میتواند وابستگی عملیاتی به برخی زیرساختهای مالی غربی را کاهش دهد، اما عضویت در آن مصونیت حقوقی در برابر تحریم آمریکا ایجاد نمیکند. یک بانک چینی که با نهاد تحریمشده ایرانی کار میکند همچنان باید اثر احتمالی این رابطه بر دسترسی خود به بازار آمریکا، دلار، بانکهای کارگزار و سایر فعالیتهای بینالمللی را ارزیابی کند.
۲. ایران برای اتصال مؤثر به بانک چینی نیاز دارد
عضویت یا استفاده از CIPS جای رابطه کارگزاری بانکی را نمیگیرد. برای انجام تسویه یوانی باید بانک، حساب، نقدینگی رنمینبی و ساختار عملیاتی لازم وجود داشته باشد. بنابراین مسئله فقط موافقت شرکت CIPS نیست؛ رفتار بانکهای تجاری چین نیز تعیینکننده است.
۳. وضعیت FATF هزینه همکاری رسمی را بالا میبرد
FATF در آخرین بیانیه خود در ۱۹ ژوئن ۲۰۲۶ همچنان ایران را در فهرست حوزههای پرریسک مشمول «Call for Action» نگه داشته است. این نهاد از اعضا میخواهد درباره روابط مالی مرتبط با ایران اقدامات تقویتشده مدیریت ریسک و در موارد مشخص اقدامات مقابلهای اعمال کنند.
۴. اتصال فنی با اتصال سیاسی یکسان نیست
بانک ایرانی برای استفاده مستقیم از CIPS به استانداردهای پیام، امنیت، مدیریت نقدینگی، تسویه و عملیات بینبانکی نیاز دارد. صرف وجود ساتنا یا شتاب در ایران به معنای سازگاری خودکار با زیرساخت پرداخت فرامرزی چین نیست.
۵. ایران سالها کانالهای جایگزین دیگری ساخته است
تحریم طولانی باعث شکلگیری شبکهای از صرافیها، تراستیها، شرکتهای واسط، تهاتر و سازوکارهای غیرمستقیم شده است. این شبکهها با وجود هزینه و شفافیت کمتر، بخشی از تجارت را بدون نیاز به رابطه بانکی عادی زنده نگه داشتهاند و در نتیجه گذار به یک معماری رسمی جدید صرفاً یک تصمیم نرمافزاری نیست.
FATF واقعاً چقدر مانع اتصال ایران به CIPS است؟
پاسخ دقیق این است: FATF یک کلید فنی داخل نرمافزار CIPS نیست، اما برای رابطه بانکی رسمی اهمیت جدی دارد.
FATF در ژوئن ۲۰۲۶ ایران را همچنان در میان حوزههای پرریسک مشمول اقدام قرار داده و به مؤسسات مالی درباره روابط کارگزاری و ریسکهای مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم الزامات تقویتشده توصیه کرده است.
بنابراین اینکه کشوری یا یک بانک در شرایط پرریسک بتواند از یک مسیر غیرمستقیم تراکنش انجام دهد، اثبات نمیکند FATF برای بانکهای بزرگ چین بیاهمیت است.
در واقع باید دو پرسش را جدا کرد:
آیا قرار گرفتن در فهرست FATF از نظر فنی CIPS را خاموش میکند؟
خیر؛ چنین قفل خودکاری وجود ندارد.
آیا این وضعیت ریسک پذیرش بانک ایرانی توسط یک بانک بزرگ خارجی را بالا میبرد؟
بله. الزامات شناسایی مشتری، کنترل منشأ وجوه، رابطه کارگزاری و مدیریت ریسک برای بانکهای بینالمللی اهمیت مستقیم دارند.
FATF: وضعیت ایران در فهرست حوزههای پرریسک، ژوئن ۲۰۲۶
پس تحریم سوئیفت چه نقشی در این ماجرا دارد؟
محدودیت دسترسی بانکهای ایرانی به شبکه مالی بینالمللی یکی از انگیزههای اصلی جستوجوی مسیرهای جایگزین است، اما مسئله ایران فقط SWIFT نیست.
اگر یک بانک از سوئیفت استفاده نکند ولی طرف معامله همچنان به دلیل تحریم حاضر به پذیرش تراکنش نباشد، حذف پیامرسان غربی مشکل را حل نمیکند. همین تفاوت، مرز میان «جایگزین سوئیفت» و «جایگزین نظام بانکی تحت تحریم» است.
چارسو اقتصاد در پرونده جنگ اقتصادی چیست؟ توضیح داده است که فشار مالی فقط یک ابزار ندارد و بانک، ارز، تجارت، فناوری، کشتیرانی و دسترسی به بازار میتوانند همزمان هدف قرار گیرند.
یک تحول تازه؛ ایران تجارت با چین را فقط از مسیر بانک دنبال نمیکند
تحولات ۲۰۲۶ نشان میدهد معماری تجارت ایران و چین از الگوی بانکی کلاسیک بسیار پیچیدهتر شده است.
رویترز در ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶ گزارش داد ایران سازوکاری شبیه تهاتر ایجاد کرده که در آن بخشی از درآمد نفت فروختهشده به چین میتواند برای خرید کالاهای چینی و تأمین پروژهها مورد استفاده قرار گیرد، بدون آنکه پول الزاماً از مسیر متعارف بانکی بینالمللی عبور کند.
براساس این گزارش، ساختار مورد بررسی احتمالاً بین ۲ تا ۲.۵ میلیارد دلار جریان مالی را از طریق یک سازوکار ویژه مدیریت کرده است. این ارقام مربوط به برآورد رویترز از همان سازوکار مشخص است و نباید با کل تجارت ایران و چین یکی گرفته شود.
این تحول یک نکته مهم برای بحث CIPS دارد: وقتی کانال رسمی بانکی دشوار است، تجارت متوقف نمیشود؛ بلکه به معماریهای غیرمستقیمتر منتقل میشود. مسئله سیاستگذار این است که آیا این معماری برای اقتصاد ملی کمهزینهتر و شفافتر از یک کانال بانکی رسمی است یا خیر.
آیا CIPS میتواند تحریم آمریکا علیه ایران را خنثی کند؟
نه بهتنهایی. این شاید مهمترین پاسخ کل گزارش باشد.
CIPS زیرساخت پرداخت است؛ تحریم آمریکا مجموعهای از محدودیتهای حقوقی، مالی، تجاری و دسترسی به بازار است.
| مشکل | آیا CIPS حل میکند؟ | توضیح |
|---|---|---|
| نیاز به پیامرسانی غیرسوئیفتی | تا حدی | CIPS زیرساخت پیام و پرداخت خود را دارد |
| تسویه یوان | بله | کارکرد اصلی شبکه است |
| تحریم ثانویه آمریکا | خیر | ریسک حقوقی بانک طرف معامله باقی میماند |
| نبود بانک کارگزار | خیر | رابطه بانکی همچنان لازم است |
| مشکلات FATF و AML | خیر | استانداردهای تطبیق و کنترل ریسک مستقل هستند |
| وابستگی به دلار | کاهش میدهد | در تجارت یوانی نیاز به دلار کمتر میشود |
| شفافیت پرداخت برای بانک مرکزی | در یک کانال رسمی میتواند بهتر شود | نسبت به شبکه چندلایه تراستی قابلیت رصد بیشتری ایجاد میکند |
چرا چین بهسادگی بانکهای ایران را وارد CIPS نمیکند؟
چین همزمان دو منفعت متفاوت دارد: توسعه استفاده جهانی از یوان و حفظ دسترسی بانکها و شرکتهای بزرگ خود به بازارهای جهانی.
به همین دلیل، علاقه راهبردی پکن به گسترش رنمینبی الزاماً به این معنا نیست که هر بانک بزرگ چینی حاضر باشد بدون محاسبه هزینه، با یک بانک تحریمشده ایرانی رابطه مستقیم برقرار کند.
نمونه امارات نشان میدهد CIPS چگونه در منطقه گسترش یافته است. First Abu Dhabi Bank به مشارکتکننده مستقیم CIPS تبدیل شده و امارات در حال تقویت زیرساخت تسویه یوانی است. این موضوع از یک سو برای تجارت منطقهای ایران فرصت ایجاد میکند، اما از سوی دیگر نشان میدهد دسترسی به CIPS میتواند از طریق هابهای مالی منطقهای نیز صورت گیرد.
آیا پرداختهای مرتبط با ایران همین حالا از CIPS عبور میکنند؟
گزارشهایی در سال ۲۰۲۶ درباره استفاده از یوان و CIPS در پرداختهای مرتبط با ایران منتشر شده است. با این حال، درباره حجم و ساختار این جریانها باید بسیار محتاط بود.
Atlantic Council پس از بررسی جهش حجم CIPS در ماه مارس تأکید کرده که افزایش تراکنشهای سامانه بهتنهایی نشان نمیدهد پول نفت ایران از CIPS عبور کرده است. این نهاد احتمال استفاده غیرمستقیم از بانکهای چین یا کشورهای ثالث را مطرح میکند، اما به دلیل شفافیت محدود نمیتوان حجم دقیق آن را تعیین کرد.
بنابراین در این مرحله سه گزاره را میتوان از هم جدا کرد:
عضویت مستقیم بانک ایرانی
در فهرستهای عمومی بررسیشده تأیید نشد.
استفاده غیرمستقیم از شبکه یوانی
از نظر ساختار CIPS امکانپذیر است و گزارشهایی درباره کانالهای مرتبط با ایران وجود دارد.
اثبات حجم مشخص پرداخت نفت ایران از CIPS
داده عمومی کافی برای نسبتدادن افزایش کلی تراکنشهای CIPS به ایران وجود ندارد.
مسئله تراستیها؛ چرا کانال غیررسمی هم مزیت دارد و هم هزینه؟
تحریم باعث شده بخشی از تجارت ایران از طریق شبکهای از صرافیها، شرکتهای واسط و ساختارهای تراستی انجام شود.
مزیت این شبکه انعطافپذیری آن است؛ تجارت در شرایطی ادامه پیدا میکند که بانکهای بزرگ حاضر به همکاری مستقیم نیستند.
اما این مدل هزینههایی هم دارد:
کارمزد و هزینه مبادله بیشتر
هر واسطه جدید بخشی از ارزش معامله را جذب میکند.
شفافیت کمتر
ردگیری کامل مسیر منابع برای سیاستگذار و بانک مرکزی دشوارتر میشود.
ریسک حقوقی و عملیاتی
بستهشدن یک شرکت، حساب یا مسیر میتواند زنجیره پرداخت را مختل کند.
وابستگی به واسطه
به جای رابطه مستقیم بانک با بانک، شبکهای از اشخاص ثالث به زیرساخت تجارت خارجی تبدیل میشود.
همین مسئله توضیح میدهد چرا اتصال رسمیتر به زیرساختهای یوانی از دید برخی کارشناسان صرفاً موضوع «دلارزدایی» نیست، بلکه موضوع حاکمیت پولی و کاهش هزینه مبادله نیز هست.
ACUMER و مسیرهای دیگر ایران چه جایگاهی دارند؟
ایران در کنار CIPS مسیرهای دیگری را نیز دنبال کرده است. اتحادیه پایاپای آسیا در سال ۲۰۲۶ توسعه ACUMER، اتصال سامانههای پرداخت بانکهای مرکزی عضو و استفاده بیشتر از پولهای ملی و ارز دیجیتال بانک مرکزی را در دستور کار داشته است.
این ابزارها را نباید با CIPS یکی دانست.
| زیرساخت | کارکرد اصلی | نقش احتمالی برای ایران |
|---|---|---|
| CIPS | پرداخت و تسویه فرامرزی رنمینبی | تجارت و تسویه یوانی با چین و شبکه مشارکتکنندگان |
| ACUMER | پیامرسان مالی اتحادیه پایاپای آسیا | مبادلات میان اعضای اتحادیه |
| شبکههای دوجانبه | ارتباط بانکی میان کشورهای مشخص | کاهش وابستگی به زیرساختهای غربی در روابط منتخب |
| تراستی و صرافی | واسطه پرداخت غیرمستقیم | ادامه تجارت تحت تحریم با هزینه و ریسک بیشتر |
| رمزارز و دارایی دیجیتال | انتقال ارزش خارج از بانک سنتی | کاربرد محدود و مکمل، نه جایگزین کامل بانکداری تجاری |
پیمان پولی ریال و یوان چه تفاوتی با عضویت CIPS دارد؟
این دو موضوع اغلب در بحثهای رسانهای با یکدیگر مخلوط میشوند.
CIPS «ریل پرداخت» است. پیمان پولی دوجانبه سازوکاری میان بانکهای مرکزی برای تسهیل استفاده از ارزهای ملی و مدیریت نقدینگی است.
در یک معماری کامل، ایران میتواند همزمان به زیرساخت پرداخت یوانی، بانک کارگزار، حسابهای رنمینبی و سازوکارهای پولی دوجانبه نیاز داشته باشد.
یعنی اتصال به CIPS بدون نقدینگی یوان و رابطه بانکی قوی میتواند اثر محدودی داشته باشد؛ همانطور که داشتن پیمان پولی بدون ریل پرداخت و تجارت واقعی نیز کافی نیست.
CIPS برای تجارت ایران و چین چه چیزی را واقعاً تغییر میدهد؟
اگر اتصال رسمی و قابل استفاده بانکی ایجاد شود، مزیت اصلی آن «ناپدیدشدن تحریم» نیست؛ بلکه کوتاهترشدن بخشی از زنجیره پرداخت است.
تسویه مستقیمتر با یوان
در معاملات یوانی، نیاز به تبدیل چندمرحلهای ارز میتواند کاهش یابد.
کاهش بخشی از هزینه واسطه
هرچه تعداد واسطههای مالی کمتر شود، هزینه مبادله بالقوه کاهش مییابد.
رصد بهتر جریان منابع
انتقال بخشی از تجارت از شبکه غیررسمی به بانکداری رسمی میتواند دید سیاستگذار نسبت به جریان ارز را افزایش دهد.
تقویت تجارت یوانی
واردکننده و صادرکننده میتوانند بخشی از ریسک تبدیل ارز واسط را حذف کنند.
اما هیچکدام از این مزایا بدون وجود بانک چینی حاضر به همکاری و ساختار تطبیق قابل اجرا نیست.
سه مسیر واقعی پیش روی ایران برای CIPS چیست؟
سناریوی اول؛ ادامه معماری غیررسمی فعلی
تجارت با چین از طریق تراستی، تهاتر، شرکتهای واسط و کانالهای غیرمستقیم ادامه پیدا میکند. مزیت آن مقاومت در برابر محدودیت بانکی و عیب آن هزینه، پیچیدگی و شفافیت کمتر است.
سناریوی دوم؛ توسعه دسترسی غیرمستقیم به CIPS
بانکها یا ساختارهای تجاری ایران از طریق مشارکتکنندگان مستقیم چین یا کشورهای ثالث، تسویه یوانی بیشتری انجام میدهند بدون آنکه بانک ایرانی لزوماً Direct Participant شود.
سناریوی سوم؛ معماری رسمی چندلایه ایران و چین
دسترسی مستقیم یا پایدارتر به CIPS در کنار بانک کارگزار، نقدینگی یوان، پیمانهای پولی و اصلاح الزامات تطبیق بانکی قرار میگیرد. از نظر ساختاری این کاملترین مسیر است، اما از نظر سیاسی و حقوقی دشوارترین گزینه نیز محسوب میشود.
ارتباط CIPS با جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران چیست؟
اهمیت CIPS برای ایران دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود. در جنگ اقتصادی، کنترل مسیر پرداخت میتواند به اندازه تعرفه یا محدودیت صادرات اهمیت داشته باشد.
در گزارش عملیات طرد اقتصادی آمریکا علیه ایران، چارسو اقتصاد ابعاد فشار بر شبکههای مالی، کشتیرانی، هوانوردی، فناوری و سایر کانالهای اقتصادی را بررسی کرده است.
از این زاویه، CIPS یک «ضدتحریم کامل» نیست؛ بلکه یکی از ابزارهای کاهش وابستگی به بخشی از معماری مالی غرب است.
رمزارز میتواند جای CIPS را بگیرد؟
رمزارز و CIPS دو ابزار متفاوتاند. یکی میتواند انتقال ارزش خارج از شبکه بانکی کلاسیک را ممکن کند و دیگری زیرساخت نهادی برای پرداخت بین بانکهاست.
برای تجارت بزرگ و مستمر میان دو اقتصاد، مسائل اعتبار، تأمین مالی تجارت، ضمانت، تطبیق، تسویه و حسابداری همچنان اهمیت دارند؛ مسائلی که با انتقال صرف یک دارایی دیجیتال حل نمیشوند.
چارسو اقتصاد پیشتر در گزارش فرصتهای رمزارزها برای تجارت بینالمللی این ابزار مکمل را بررسی کرده است.
مکانیسم ماشه چه ارتباطی با معماری پرداخت ایران دارد؟
هرچه ریسک تحریم و محدودیت بانکی افزایش پیدا کند، اهمیت داشتن چند مسیر مستقل پرداخت بیشتر میشود. به همین دلیل CIPS، تسویه یوانی، شبکههای منطقهای و ابزارهای دیجیتال را باید اجزای یک معماری چندمسیره دید، نه راهحلهای رقیب که یکی باید دیگری را حذف کند.
برای بررسی این لایه از ریسک، گزارش چارسو اقتصاد درباره مکانیسم ماشه و ریسک اقتصاد ایران مکمل این بحث است.
پرسشهای پرتکرار درباره CIPS، ایران و سوئیفت
CIPS چیست؟
CIPS سامانه پرداخت بینبانکی فرامرزی چین است که با محوریت رنمینبی برای پردازش و تسویه پرداختهای فرامرزی ایجاد شده است.
آیا ایران عضو CIPS چین است؟
در منابع و فهرستهای عمومی بررسیشده، عضویت مستقیم یک بانک ایرانی در CIPS تأیید نشد. این موضوع با استفاده احتمالی غیرمستقیم از بانکهای عضو CIPS تفاوت دارد.
آیا CIPS جایگزین سوئیفت است؟
نه دقیقاً. SWIFT عمدتاً شبکه پیامرسانی مالی است، در حالی که CIPS زیرساخت پرداخت و تسویه فرامرزی با تمرکز بر رنمینبی است. بخشی از کارکردها همپوشانی دارند اما دو سامانه کاملاً یکسان نیستند.
آیا CIPS تحریم آمریکا علیه ایران را دور میزند؟
CIPS میتواند وابستگی به برخی زیرساختهای غربی و دلار را کاهش دهد، اما تحریم ثانویه، محدودیت رابطه کارگزاری و ریسک بانکهای طرف معامله را از بین نمیبرد.
آیا FATF مانع عضویت ایران در CIPS است؟
FATF یک ممنوعیت فنی خودکار برای CIPS ایجاد نمیکند، اما وضعیت پرریسک ایران الزامات تطبیق و ریسک رابطه کارگزاری با بانکهای ایرانی را افزایش میدهد.
چرا چین بانکهای ایرانی را مستقیم به CIPS وصل نمیکند؟
بانکهای چینی علاوه بر منافع تجارت با ایران، دسترسی خود به دلار، بازار آمریکا و شبکه مالی جهانی را نیز محاسبه میکنند. بنابراین تحریم ثانویه و الزامات تطبیق بر تصمیم آنها اثر میگذارد.
آیا ایران بدون CIPS میتواند با چین تجارت کند؟
بله. تجارت میتواند از طریق بانکهای واسط، تهاتر، تراستیها، صرافیها و سایر سازوکارها ادامه پیدا کند؛ اما این مسیرها ممکن است هزینه، ریسک و شفافیت متفاوتی داشته باشند.
جمعبندی؛ مسئله ایران فقط پیدا کردن «سوئیفت چینی» نیست
پرسش «چرا ایران به CIPS نپیوسته؟» در ظاهر ساده است، اما پاسخ آن در چند لایه قرار دارد. CIPS تا اوت ۲۰۲۶ به شبکهای با ۲۱۱ مشارکتکننده مستقیم و ۱۶۴۲ مشارکتکننده غیرمستقیم تبدیل شده است، اما بزرگی شبکه به معنای حذف تحریم برای بانکهای ایرانی نیست.
ایران با سه مسئله متفاوت روبهروست: دسترسی به ریل پرداخت یوانی، پیدا کردن بانک کارگزار حاضر به پذیرش ریسک و ساخت یک معماری بانکی که از نظر فنی و مقرراتی قابل استفاده باشد.
در عین حال، تحولات ۲۰۲۶ نشان میدهد تجارت ایران و چین منتظر حل کامل این مسئله نمانده و بخشی از مبادلات از مسیرهای تهاتری، واسطهای و غیرمستقیم انجام میشود. بنابراین مسئله واقعی سیاستگذار این نیست که «CIPS یا سوئیفت؟»؛ بلکه این است که چگونه هزینه و ریسک تجارت با چین را از شبکههای چندلایه و غیرشفاف به یک معماری بانکی رسمیتر، قابل رصد و کمهزینهتر منتقل کند.
منابع گزارش
CIPS
آمار رسمی CIPS تا پایان اوت ۲۰۲۶؛ ۲۱۱ مشارکتکننده مستقیم و ۱۶۴۲ مشارکتکننده غیرمستقیم
CIPS؛ قواعد مشارکت
FATF
Atlantic Council
بررسی CIPS، پرداختهای یوانی و کانالهای احتمالی مرتبط با ایران در ۲۰۲۶
رویترز
گزارش ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶ درباره سازوکار نفت در برابر کالا و مسیرهای مالی ایران و چین
نورنیوز
مهر




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟