Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

پر بازدیدترین مطالب

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

جادوی تجارت همسایگی و واقعیت‌های بازار

جادوی تجارت همسایگی و واقعیت‌های بازار

تجارت با همسایگان دیگر یک انتخاب در میان گزینه‌های دیگر نیست بلکه تنها مسیر واقعی برای تنفس اقتصادی در شرایط تحریم است. همسایگان ما با بازارهایی تشنه برای محصولات ایرانی بهترین شرکای تجاری هستند اما قوانین دست و پاگیر اداری مثل سدی نفوذناپذیر جلوی حرکت روان کالا و پول را…

- اندازه متن +

تجارت با همسایگان دیگر یک انتخاب در میان گزینه‌های دیگر نیست بلکه تنها مسیر واقعی برای تنفس اقتصادی در شرایط تحریم است. همسایگان ما با بازارهایی تشنه برای محصولات ایرانی بهترین شرکای تجاری هستند اما قوانین دست و پاگیر اداری مثل سدی نفوذناپذیر جلوی حرکت روان کالا و پول را گرفته‌اند. ما در یک نقطه جغرافیایی طلایی قرار داریم و همسایگان ما بهترین شرکای استراتژیک برای عبور از محدودیت‌های جهانی هستند ولی در عمل می‌بینیم که پتانسیل موجود پشت دیوارهای بلند بخشنامه‌های لحظه‌ای حبس شده است. اگر بخواهیم واقع‌بین باشیم باید بپذیریم که تجارت منطقه‌ای با شعار دادن توسعه نمی‌یابد و تنها با یک جراحی عمیق در مناسبات ارزی و زیرساخت‌های مرزی ممکن می‌شود و هر گونه تعلل در این مسیر به معنای از دست دادن بازارهایی است که رقبای ما با ولع در حال تصاحب آن هستند.

نگاهی واقع بینانه به سهم بازارهای همجوار

آمارها در سال ۱۴۰۳ نشان می‌دهند که مجموع تجارت غیرنفتی ایران با ۱۵ کشور همسایه به رقم ۷۴ میلیارد دلار رسیده است. این یعنی بیش از نیمی از کل تجارت غیرنفتی کشور در دستان همسایگان است که نشان می‌دهد وزن این بازارها چقدر در اقتصاد ما تعیین‌کننده است.

شاخصمقدار
تجارت غیر نفتی ایران با ۱۵ همسایه۷۴ میلیارد و ۳۱۷ میلیون دلار
صادرات ایران به ۱۵ همسایه۳۶ میلیارد و ۱۲ میلیون دلار
واردات ایران از ۱۵ همسایه۳۸ میلیارد و ۳۰۵ میلیون دلار
سهم همسایگان از کل تجارت غیر نفتی ایران۵۷ %
صادرات ایران به عراق۱۱ میلیارد و ۹۴۱ میلیون دلار

وقتی پای صحبت صادرکنندگان می‌نشینیم می‌بینیم که این عدد بزرگ بیشتر از آنکه نشان دهنده شکوفایی یک برنامه مدون باشد نشان دهنده نیاز اجباری به این بازارها است. صادرکننده ایرانی در این مسیر نه فقط با قیمت کالا بلکه با هزینه‌های سنگین ناشی از عدم قطعیت در تسویه حساب ارزی و نوسانات نرخ ارز دست و پنجه نرم می‌کند. وقتی سهم ۱۵ همسایه از کل تجارت کشور به ۵۷ درصد می‌رسد این یعنی دیگر نباید به تجارت منطقه‌ای به چشم یک کار جانبی نگاه کرد بلکه باید آن را به عنوان ستون فقرات تجارت خارجی ایران بازتعریف کرد.

فرصت‌های معطل مانده در جهان اسلام

ایران فقط با چند همسایه زمینی طرف نیست بلکه در دل یک شبکه بزرگ‌تر قرار دارد. سازمان همکاری اسلامی با ۵۷ کشور عضو و نزدیک به ۲ میلیارد نفر جمعیت یکی از بزرگ‌ترین میدان‌های ممکن برای گسترش تجارت ایران است که می‌تواند ما را از وابستگی به واسطه‌های پرهزینه نجات دهد. متاسفانه ما در استفاده از این ظرفیت فقط به تعاملات دیپلماتیک بسنده کرده‌ایم و در حوزه اقتصاد عملیاتی بسیار ضعیف هستیم. صادرات به کشورهای اسلامی نیازمند زیرساخت‌های مشترک است. ما باید بتوانیم با بهره‌گیری از چارچوب‌های این سازمان و ایجاد بانک‌های مشترک اسلامی تحریم‌های مالی را کنار بزنیم و مسیرهای تجاری مستقیم ایجاد کنیم تا از این بازار عظیم که ظرفیت بی‌پایانی دارد استفاده کنیم.

دیوارهای نامرئی در مرزها

بخش مهمی از ناکامی تجارت منطقه‌ای ایران نه به تعرفه بلکه به همان موانع غیرتعرفه‌ای برمی‌گردد که کمتر دیده می‌شوند اما اثرشان بسیار سنگین است. استانداردها و قرنطینه‌های سخت‌گیرانه و تغییرات ناگهانی قوانین گمرکی در کشورهای مقصد کلاف سردرگمی برای صادرکنندگان ما ایجاد کرده است. برای جابجایی بهتر کالا لازم است گمرکات ایران و کشورهای همسایه به سیستم‌های هوشمند مشترک متصل شوند تا کالاها در مرزها معطل نمانند. اتلاف وقت فقط ضرر اقتصادی نیست بلکه به معنای مرگ تدریجی برندهای ایرانی در بازارهای منطقه‌ای است. بهبود تعرفه‌های گمرکی بدون اصلاح زیرساخت‌های لجستیکی مانند ریختن آب در هاون است و تا زمانی که کامیون‌ها روزها در پشت مرزها معطل می‌مانند قدرت رقابت ما در برابر کالاهای چینی و ترکیه‌ای به کلی از بین می‌رود.

توافقاتی که روی کاغذ مانده‌اند

ایران با کشورهایی مثل عراق و ترکیه توافقات متعددی برای تسهیل تجارت داشته است اما مشکل اینجاست که این توافقات اغلب در اتاق‌های دربسته امضا می‌شوند و هرگز به مرحله اجرا در مرزها نمی‌رسند. ما نیاز به کمیته‌های عملیاتی در مرزها داریم که اختیارات تام داشته باشند و بتوانند در لحظه تصمیم بگیرند. در حال حاضر تاجر ایرانی در مرز با یک بخشنامه متناقض مواجه می‌شود و هیچ مرجع پاسخگویی وجود ندارد که این گره را باز کند. عراق با صادرات ۱۱ میلیارد و ۹۴۱ میلیون دلاری به ایران یکی از مهم‌ترین مشتریان ماست اما همین بازار بزرگ هنوز با ناهماهنگی در سیستم بانکی و بروکراسی مرزی دست و پنجه نرم می‌کند. توافقات غیرتعرفه‌ای ایران و عراق باید فراتر از کاغذ باشد و استانداردها باید همسان‌سازی شوند تا کالا با کمترین اصطکاک اداری وارد کشور همسایه شود.

بن بست ارزی و راهکارهای عملیاتی

قلب تپنده تجارت همسایگی در نظام ارزی آن نهفته است. صادرکننده ایرانی باید بداند که پولش چگونه و با چه نرخی به دستش می‌رسد. بخشنامه‌های بازگشت ارز که مدام تغییر می‌کنند کابوس صادرکنندگان ما هستند و امنیت سرمایه‌گذاری را در بازارهای همسایه متزلزل کرده‌اند. ما باید به سمت انعقاد قراردادهای دوجانبه ارزی برویم که در آن ریال یا پول ملی کشور مقابل مبنای تسویه باشد. ایجاد بستر ارزی دوجانبه به معنای رهایی از فشارهای مالی و کاهش هزینه‌های مبادله است که قیمت تمام شده کالا را برای مشتری خارجی کاهش می‌دهد. پیمان پولی با کشورهایی مثل روسیه و عراق باید از سطح توافقات سیاسی خارج شود و به بدنه اجرایی بانک‌های تجاری برسد تا صادرکننده بتواند در همان مبدأ و مقصد پول خود را به راحتی تبدیل کند.

از جغرافیا تا حکمرانی اقتصادی

ایران از نظر جغرافیا کمبودی ندارد اما آنچه کم داریم تبدیل این جغرافیا به حکمرانی اقتصادی کارآمد است. همسایگی یک موهبت طبیعی است اما استفاده از آن نیازمند نظم در تصمیم‌گیری و ثبات در مقررات است. بازارهای نزدیک زمانی برای ایران موتور رشد می‌شوند که اقتصاد داخلی و مرزها و نظام بانکی با یک منطق واحد کار کنند. اگر هر دستگاه مسیر خود را برود و هر روز یک تصمیم تازه گرفته شود حتی بهترین موقعیت جغرافیایی هم به تنهایی نجات‌بخش نخواهد بود. رقبای ایران در منطقه با سرعت بیشتری در حال ساختن کریدورهای تجاری و مسیرهای پرداخت هستند و اگر ما همچنان درگیر درمان‌های موقت باشیم سهم خود را در بازاری که حق طبیعی ماست از دست خواهیم داد.

سخن آخر

تجارت منطقه‌ای آخرین فرصت اقتصاد ما برای حفظ بازارهای خود است. اگر بخواهیم در این میدان پیروز باشیم باید از مدیریت بحران‌های لحظه‌ای دست برداریم و به سمت برنامه‌ریزی ساختاری برویم. حذف موانع غیرتعرفه‌ای و ایجاد مسیرهای مالی مستقل و یکپارچه‌سازی سیستم‌های گمرکی مرزی نه یک پیشنهاد بلکه یک ضرورت است. وقت آن است که سیاست‌گذاران به جای صدور بخشنامه‌های تکراری پای صحبت تجار فعال بنشینند و دردهای واقعی آن‌ها را بشنوند. اگر این گره‌های کوچک اداری و ارزی باز شود ظرفیت بازارهای همسایه می‌تواند موتور رشد اقتصادی ایران در سال‌های آینده باشد و ما را از وابستگی‌های سنتی نجات دهد.

Total Views: 0
درباره نویسنده

فرزانه ملا

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما