رئیس بانک مرکزی آلمان با هشدار نسبت به پیامدهای مدل جدید هوش مصنوعی شرکت آنتروپیک، خواستار دسترسی برابر نهادهای مالی به این فناوری شد تا از سوءاستفاده، تهدیدات سایبری و نابرابری در رقابت جلوگیری شود.
یواخیم ناگل، رئیس بانک مرکزی آلمان، نسبت به ریسکهای بالقوه ناشی از یک مدل پیشرفته هوش مصنوعی توسعهیافته توسط شرکت آمریکایی آنتروپیک هشدار داد؛ مدلی که به گفته او میتواند به ابزاری برای شناسایی و حتی بهرهبرداری از ضعفهای امنیتی در سیستمهای مالی تبدیل شود.
او تأکید کرد که دسترسی محدود به این فناوری میتواند تعادل رقابتی در بازارهای مالی را بر هم بزند. از این رو، فراهمسازی دسترسی گسترده برای نهادهای مالی را اقدامی ضروری برای حفظ رقابت سالم و کاهش ریسک سوءاستفاده دانست.
چرا تهدیدات سایبری پیچیده نگرانکننده است؟
ناگل در سخنرانی خود تصریح کرد که نهادهای نظارتی باید هرچه سریعتر چارچوبهای کنترلی لازم را برای استفاده از چنین فناوریهایی تدوین کنند. به گفته او، توانایی بالای این مدل در کدنویسی و تحلیل سیستمها میتواند زمینهساز حملات سایبری پیشرفته، بهویژه علیه زیرساختهای قدیمی بانکی، شود.
کارشناسان نیز بر این باورند که این سطح از توانمندی در هوش مصنوعی، اگر بدون نظارت کافی گسترش یابد، میتواند به افزایش آسیبپذیری در سیستمهای مالی منجر شود.
چالشهای دسترسی محدود به زبان ساده
شرکت آنتروپیک پیشتر نسخه آزمایشی این مدل را تنها در اختیار تعداد محدودی از شرکتها و نهادهای فعال در حوزه زیرساختهای حیاتی قرار داده بود؛ موضوعی که اکنون انتقادهایی را درباره ایجاد انحصار و نابرابری در رقابت به دنبال داشته است.
ناگل تأکید کرد که دسترسی برابر به فناوریهای نوین، یکی از پیشنیازهای حفظ ثبات و عدالت در بازارهای مالی است.
اثرات اقتصادی هوش مصنوعی
رئیس بانک مرکزی آلمان در بخش دیگری از سخنان خود به پیامدهای کلان اقتصادی هوش مصنوعی اشاره کرد. به گفته او، این فناوری میتواند با تحریک سرمایهگذاری و افزایش درآمدها، همزمان باعث رشد قیمت انرژی و تشدید فشارهای تورمی شود.
وی همچنین هشدار داد که استفاده گسترده از الگوریتمها ممکن است به شکلگیری قیمتهایی بالاتر از سطح رقابتی منجر شود؛ مسئلهای که نیازمند هوشیاری بیشتر بانکهای مرکزی در سیاستگذاریهای آینده است.
آیا گسترش مدلهای هوش مصنوعی در نظام مالی جهانی اهمیت دارد؟
هشدار اخیر یواخیم ناگل را باید در چارچوب تحولات سریع فناوری و اثرات آن بر ساختارهای مالی جهانی تحلیل کرد. ورود مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی، بهویژه محصولات توسعهیافته توسط Anthropic، نهتنها یک جهش فناورانه محسوب میشود، بلکه ریسکهای سیستمی جدیدی را نیز به همراه دارد که میتواند ثبات مالی را تحت تأثیر قرار دهد.
از منظر اقتصادی، یکی از مهمترین نگرانیها به افزایش ریسکهای سایبری در بخش مالی بازمیگردد. بر اساس گزارشهای بینالمللی، هزینه جهانی جرایم سایبری در سال ۲۰۲۳ از ۸ تریلیون دلار عبور کرده و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۲۷ به بیش از ۱۳ تریلیون دلار برسد. در چنین شرایطی، ابزارهایی که توانایی شناسایی سریع آسیبپذیریهای نرمافزاری را دارند، در صورت سوءاستفاده میتوانند شدت و مقیاس حملات را بهطور قابل توجهی افزایش دهند. این موضوع بهویژه برای بانکهایی که هنوز به زیرساختهای قدیمی فناوری اطلاعات متکی هستند، تهدیدی مضاعف ایجاد میکند.
چرا مسئله دسترسی نامتقارن به فناوریهای پیشرفت مهم است؟
در بعد رقابتی، مسئله دسترسی نامتقارن به فناوریهای پیشرفته اهمیت ویژهای دارد. اگر تنها گروه محدودی از مؤسسات مالی به این ابزارها دسترسی داشته باشند، مزیت رقابتی قابلتوجهی ایجاد خواهد شد که میتواند به تمرکز بیشتر بازار منجر شود. دادههای صندوق بینالمللی پول نشان میدهد که در حال حاضر، بیش از ۶۰ درصد داراییهای بانکی جهانی در اختیار کمتر از ۱۵ درصد از مؤسسات مالی بزرگ قرار دارد. افزودن شکاف فناوری به این ساختار، میتواند نابرابری رقابتی را تشدید کرده و حتی ریسکهای انحصاری را افزایش دهد.
اقتصاد کلان چه میگوید؟
از منظر اقتصاد کلان، تأثیر هوش مصنوعی بر متغیرهای کلیدی مانند تورم و بهرهوری نیز قابل توجه است. برآوردهای International Monetary Fund نشان میدهد که هوش مصنوعی میتواند در میانمدت تا ۰.۵ تا ۱ درصد به رشد سالانه بهرهوری جهانی اضافه کند. با این حال، این افزایش بهرهوری لزوماً به کاهش تورم منجر نمیشود. افزایش تقاضا برای زیرساختهای محاسباتی و انرژی، بهویژه در حوزه دیتاسنترها، میتواند قیمت انرژی را تحت فشار قرار دهد. بهعنوان نمونه، مصرف برق مراکز داده در اروپا طی سالهای اخیر سالانه حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد رشد داشته است.
از سوی دیگر، استفاده گسترده از الگوریتمهای قیمتگذاری میتواند به همگرایی قیمتی در سطوح بالاتر منجر شود؛ پدیدهای که برخی اقتصاددانان از آن با عنوان «تبانی الگوریتمی» یاد میکنند. در این حالت، حتی بدون هماهنگی مستقیم بین شرکتها، الگوریتمها ممکن است بهگونهای عمل کنند که قیمتها در سطحی بالاتر از تعادل رقابتی تثبیت شوند. این مسئله چالش جدیدی برای سیاستگذاران پولی و نهادهای ضدانحصار ایجاد میکند.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟