تنگه هرمز سالهاست بهعنوان مهمترین گلوگاه انتقال انرژی جهان شناخته میشود، اما بحران اخیر نشان داد که اهمیت این آبراه تنها به صادرات نفت محدود نیست. آنچه امروز اقتصاددانان و فعالان صنعت حمل ونقل بیش از گذشته بر آن تأکید میکنند، نقش تنگه هرمز در تعیین هزینه تجارت جهانی است. هرگونه ناامنی در این مسیر، تنها عرضه نفت را تهدید نمیکند، بلکه با افزایش هزینه بیمه، حمل ونقل، تأخیر در تحویل کالا و نااطمینانی در بازارها، به نوعی مالیات پنهان بر اقتصاد جهان تبدیل میشود. مالیاتی که در نهایت از جیب مصرف کنندگان پرداخت خواهد شد.
روزنامه گلف نیوزدر گزارش ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶ با همین رویکرد، بحران اخیر را نه صرفا یک مسئله امنیتی، بلکه یک شوک اقتصادی توصیف میکند که آثار آن از بازار نفت تا قیمت کالاهای روزمره قابل مشاهده است. بررسی تجربه هفتههای اخیر نیز نشان میدهد که واکنش بازارها به ناامنی در هرمز، بسیار سریعتر از آن چیزی است که تصور میشد و این موضوع بار دیگر اهمیت این آبراه را در اقتصاد جهانی آشکار کرده است.
هزینه ناامنی، از کشتیها تا سفره مردم
مهمترین نکته گزارش گلف نیوز، جهش کم سابقه هزینههای حمل ونقل دریایی است. این روزنامه مینویسد پیش از آغاز بحران، حق بیمه جنگ برای یک نفتکش بزرگ در هر سفر حدود ۲۵۰ هزار دلار بود، اما با تشدید تنشها این رقم به حدود ۱۰ میلیون دلار رسید. افزایشی نزدیک به ۴۰ برابر که عملا هزینه تجارت دریایی را دگرگون کرد. این افزایش تنها به شرکتهای بیمه یا کشتیرانی محدود نمیشود. در اقتصاد جهانی، هزینه حمل ونقل بخشی از قیمت نهایی کالا محسوب میشود. بنابراین هر دلار افزایش در بیمه یا کرایه کشتی، در نهایت به قیمت نفت، فرآوردههای نفتی، مواد غذایی، کالاهای صنعتی و حتی محصولات مصرفی منتقل خواهد شد.
کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل نیز در گزارشهای سالانه خود درباره حمل ونقل دریایی هشدار داده است که شوکهای ژئوپلیتیکی در گلوگاههای راهبردی، از سریع ترین مسیرهای انتقال تورم به اقتصاد جهانی هستند. به اعتقاد این نهاد، افزایش هزینه بیمه، تغییر مسیر کشتیها، تأخیر در تحویل کالا و کاهش ظرفیت حملونقل، زنجیره تأمین جهانی را با اختلال مواجه کرده و فشار قیمتی را به مصرف کنندگان منتقل میکند.
در بحران اخیر نیز نشانههای این وضعیت کاملا مشهود بود. گلف نیوز گزارش میدهد که در اوج تنشها، تردد کشتیها از تنگه هرمز تا ۹۰ درصد نسبت به شرایط عادی کاهش یافت و حدود ۶ هزار دریانورد در منطقه گرفتار شدند. چنین وضعیتی تنها به معنای کاهش عبور کشتیها نیست. بلکه به معنای کاهش ظرفیت حمل، افزایش زمان تحویل کالا و رشد هزینه تجارت در مقیاس جهانی است. از منظر اقتصاد کلان، این همان پدیدهای است که اقتصاددانان آن را تورم ناشی از شوک عرضه مینامند.
بازار نفت، بیش از نفت به ریسک واکنش نشان میدهد
یکی از مهمترین پیامهای گزارش گلف نیوز این است که بازار انرژی امروز بیش از آنکه به کمبود واقعی نفت واکنش نشان دهد، به احتمال وقوع بحران واکنش نشان میدهد. به بیان دیگر، انتظارات معاملهگران گاهی به اندازه کاهش واقعی عرضه بر قیمت نفت اثرگذار است. نمونه روشن این مسئله در جریان بحران اخیر مشاهده شد. این روزنامه مینویسد تنها پس از انتشار خبر تلاش واشنگتن برای دستیابی به یک راهحل مذاکرهشده، قیمت نفت در یک جلسه معاملاتی حدود ۵ درصد کاهش یافت. در حالی که هنوز تغییری در میزان عرضه نفت رخ نداده بود. این اتفاق نشان میدهد بخش قابل توجهی از قیمت نفت، بازتاب ریسکهای ژئوپلیتیکی است.
این تحلیل با ارزیابی آژانس بینالمللی انرژی نیز همخوانی دارد. این نهاد بارها تأکید کرده است که روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز عبور میکند؛ رقمی که نزدیک به یکپنجم تجارت دریایی نفت جهان را شامل میشود. علاوه بر این، بخش عمده صادرات گاز طبیعی مایع قطر نیز از همین مسیر انجام میشود. به همین دلیل، حتی افزایش احتمال اختلال در هرمز نیز میتواند به سرعت انتظارات بازار را تغییر دهد. در چنین شرایطی، تنها بازار نفت نیست که واکنش نشان میدهد. بازارهای مالی نیز به سمت داراییهای امن حرکت میکنند، هزینه تأمین مالی شرکتها افزایش مییابد و صنایع انرژی بر با رشد هزینه تولید روبهرو میشوند. صندوق بینالمللی پول نیز در گزارشهای خود تأکید کرده است که شوکهای ژئوپلیتیکی در بازار انرژی معمولا همزمان باعث افزایش تورم و کاهش رشد اقتصادی میشوند. وضعیتی که سیاستگذاران پولی آن را یکی از دشوارترین چالشهای اقتصاد کلان میدانند.
سرمایهگذاری برای دور زدن هرمز
شاید مهم ترین پیام اقتصادی بحران اخیر، تغییر رفتار کشورهای منطقه باشد. اگر در گذشته تمرکز دولتها بر حفاظت نظامی از تنگه هرمز بود، امروز سرمایه گذاری در مسیرهای جایگزین به بخش مهمی از راهبرد امنیت اقتصادی تبدیل شده است.
گلف نیوز گزارش میدهد که امارات طی سالهای اخیر توسعه زیرساختهایی را در دستور کار قرار داده که هدف اصلی آن کاهش وابستگی به تنگه هرمز است. انتقال بخشی از صادرات نفت از طریق خط لوله به بندر فجیره، پیشرفت حدود ۵۰ درصدی پروژه خط لوله جدید غرب به شرق که قرار است در سال ۲۰۲۷ تکمیل شود و همچنین برنامه دپی ورلد برای احداث بندری جدید در ساحل شرقی امارات، همگی بخشی از این راهبرد هستند.
این تحولات نشان میدهد که بحران هرمز تنها هزینه جاری تجارت را افزایش نداده، بلکه دولتها را به سرمایهگذاریهای چند میلیارد دلاری برای کاهش ریسکهای آینده وادار کرده است که مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی نیز در گزارشی درباره امنیت انرژی تأکید میکند که سرمایهگذاری در خطوط لوله، بنادر و مسیرهای جایگزین، در واقع هزینهای است که اقتصاد جهانی برای کاهش ریسک ژئوپلیتیکی میپردازد. با این حال، این اندیشکده معتقد است هیچ یک از این پروژهها در کوتاه مدت قادر به جایگزینی کامل ظرفیت تنگه هرمز نیستند و این آبراه همچنان حیاتیترین مسیر انتقال انرژی جهان باقی خواهد ماند.
از همین رو، هر بحران جدید در هرمز میتواند موج تازهای از سرمایهگذاری در زیرساختهای جایگزین، افزایش هزینه تجارت و تغییر مسیرهای لجستیکی را به همراه داشته باشد. روندی که در بلندمدت جغرافیای تجارت انرژی جهان را نیز دستخوش تغییر خواهد کرد.
گزارش گلف نیوز بهخوبی نشان میدهد که بحران تنگه هرمز تنها یک رویداد امنیتی نیست، بلکه یک شوک اقتصادی چندلایه است که از بازار بیمه و حملونقل آغاز میشود و تا قیمت سوخت، مواد غذایی و کالاهای مصرفی امتداد مییابد. در کنار آن، گزارشهای صندوق بین المللی و اداره اطاعات انرژی آمریکا نیز این واقعیت را تأیید میکنند که هزینه ناامنی در گلوگاههای راهبردی، در نهایت به اقتصاد جهانی تحمیل میشود. به همین دلیل، تنگه هرمز امروز تنها یک آبراه نیست. بلکه یکی از مهمترین متغیرهای تعیینکننده هزینه تجارت، امنیت انرژی و ثبات اقتصاد جهانی به شمار میرود.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟