Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

وقتی هرمز ناامن می‌شود؛ باب‌المندب چگونه اهرم اقتصادی صنعا را گران می‌کند؟

وقتی هرمز ناامن می‌شود؛ باب‌المندب چگونه اهرم اقتصادی صنعا را گران می‌کند؟

جنگ ایران و آمریکا همان اندازه که برای حوثی‌های یمن نبردی ایدئولوژیک است، فرصتی اقتصادی نیز به شمار می‌رود.

- اندازه متن +

در نگاه نخست، جنگ یا تنش میان ایران و آمریکا برای یمن بیشتر مسئله‌ای سیاسی و ایدئولوژیک به نظر می‌رسد؛ هم‌پیمانی صنعا با تهران و رویارویی با واشنگتن و متحدانش. اما اگر همین بحران را از زاویه اقتصاد جنگ و موقعیت جغرافیایی یمن ببینیم، تصویر دیگری ظاهر می‌شود.

صنعا اقتصاد نفتی بزرگی برای از دست دادن ندارد، اما یک دارایی کمیاب دارد: امکان اثرگذاری بر مسیرهای دریایی نزدیک باب‌المندب. هرچه هرمز ناامن‌تر شود و عربستان برای صادرات نفت بیشتر به مسیر دریای سرخ و بندر ینبع تکیه کند، ارزش ژئو‌اقتصادی باب‌المندب برای صنعا بالاتر می‌رود.

به همین دلیل، مسئله فقط همراهی سیاسی حوثی‌ها با ایران نیست. از نگاه اقتصاد یمن، ناامنی هرمز می‌تواند اهرم چانه‌زنی صنعا را فعال کند؛ اهرمی که با حقوق معوق کارمندان، بازگشایی فرودگاه صنعا، محدودیت‌های بندر حدیده و دسترسی به ارز خارجی گره خورده است.

اقتصاد جنگ از نگاه صنعا در یک نگاه

محوروضعیتبرداشت تحلیلی
دارایی اصلی صنعاموقعیت جغرافیایی نزدیک دریای سرخ و باب‌المندبتوان اثرگذاری بر یکی از مسیرهای حساس تجارت و انرژی
نقطه ضعف اقتصادینبود دسترسی مؤثر به منابع نفتی اصلی یمنصنعا به درآمد ارزی پایدار نیاز دارد اما ابزار مستقیم صادرات نفت ندارد
مطالبه اصلیپرداخت حقوق کارمندان، بازگشایی فرودگاه صنعا و رفع محدودیت‌های حدیدهپرونده اقتصادی ناتمام در مذاکرات با عربستان
اثر ناامنی هرمزافزایش اهمیت مسیر ینبع و دریای سرخ برای عربستانباب‌المندب به اهرم فشار مهم‌تری برای صنعا تبدیل می‌شود
هزینه ورود صنعاپایین‌تر از کشورهایی که صادرات نفت و بازار مالی بزرگ دارندبازدارندگی اقتصادی متعارف اثر کمتری دارد
ریسک اصلی برای منطقهاختلال در باب‌المندب، دریای سرخ و صادرات نفت عربستانناامنی یک تنگه می‌تواند تنگه دیگر را به نقطه بحران تبدیل کند

چرا فشار اقتصادی بر صنعا اثر محدودی دارد؟

اقتصاد یمن پیش از تشدید تنش‌های اخیر، در نتیجه یک دهه جنگ، محاصره، فروپاشی نهادی و بحران انسانی، بخش بزرگی از ظرفیت خود را از دست داده بود. برآوردهای بین‌المللی نشان می‌دهد میلیون‌ها نفر در یمن همچنان نیازمند کمک بشردوستانه‌اند و اقتصاد کشور از سال ۲۰۱۴ به بعد با افت شدید تولید، درآمد و تجارت روبه‌رو شده است.

در چنین وضعیتی، ابزار معمول فشار اقتصادی کارایی کمتری دارد. تحریم، تهدید تجاری یا فشار مالی زمانی بازدارنده است که طرف مقابل رفاه، سرمایه‌گذاری، صادرات پایدار یا بازار مالی بزرگی برای از دست دادن داشته باشد. صنعا بخش زیادی از این دارایی‌ها را پیش‌تر از دست داده است.

تعداد افراد نیازمند کمک‌های بشردوستانه در یمن

همین عدم‌تقارن، منطق رفتاری حوثی‌ها را توضیح می‌دهد. برای بازیگری که اقتصادش از قبل کوچک و فرسوده شده، هزینه مستقیم ورود به بحران کمتر از هزینه‌ای است که بر بازیگران نفتی، کشتیرانی و دولت‌های وابسته به صادرات انرژی تحمیل می‌شود.

صنعا دقیقاً چه چیزی را مطالبه می‌کند؟

مطالبات صنعا فقط به موضع‌گیری سیاسی در برابر آمریکا یا عربستان محدود نیست. بخش مهمی از این مطالبات اقتصادی است: پرداخت حقوق کارمندان بخش عمومی در مناطق تحت کنترل حوثی‌ها، بازگشایی کامل‌تر فرودگاه صنعا، کاهش محدودیت‌ها بر بندر حدیده و دسترسی آسان‌تر به منابع ارزی.

در گفت‌وگوهای سال ۲۰۲۳ با میانجی‌گری عمان، موضوع پرداخت حقوق کارمندان، بازگشایی فرودگاه صنعا و کاهش محدودیت‌های بنادر حدیده در مرکز مذاکرات قرار داشت. مرکز مطالعات صنعا نیز نوشته بود عربستان در اصل با پرداخت حقوق کارمندان مناطق تحت کنترل حوثی‌ها و کاهش محدودیت‌ها بر ورودی‌هایی مانند بندر حدیده و فرودگاه صنعا موافقت کرده بود، اما این توافق به اجرای کامل نرسید. :contentReference[oaicite:3]{index=3}

مسئله حقوق کارمندان برای صنعا فقط یک مطالبه اداری نیست؛ این موضوع به توان اداره مناطق تحت کنترل، حفظ شبکه وفاداری داخلی و تأمین حداقلی معیشت وابسته است. به همین دلیل، صنعا در هر بحران منطقه‌ای تلاش می‌کند این پرونده اقتصادی قدیمی را دوباره روی میز بیاورد.

چرا صنعا با وجود نفت یمن، درآمد نفتی ندارد؟

یمن دارای منابع نفتی است، اما میدان‌های اصلی در استان‌هایی مانند مأرب، شبوه و حضرموت قرار دارند؛ مناطقی که در کنترل کامل صنعا نیستند. به همین دلیل، حوثی‌ها روی زمینی حکومت می‌کنند که از نظر جغرافیایی بخشی از کشور نفتی یمن است، اما دسترسی مستقیم و پایدار به درآمد نفتی ندارد.

پس از ناکامی در تسلط بر منابع اصلی نفتی، صنعا راهبرد دیگری را دنبال کرد: جلوگیری از بهره‌برداری رقیب از همان منابع. حملات حوثی‌ها به پایانه‌ها و بنادر نفتی در اواخر ۲۰۲۲ باعث شد صادرات نفت دولت مستقر در عدن متوقف یا به‌شدت مختل شود. گزارش‌های جدید نیز تأکید کرده‌اند حملات سال ۲۰۲۲ به بنادر صادراتی حضرموت و شبوه، شرکت‌های حمل‌ونقل و بیمه‌گران را نسبت به حمل نفت خام یمن محتاط‌تر کرد. :contentReference[oaicite:4]{index=4}

این یعنی صنعا از نفت، درآمد مستقیم نمی‌گیرد؛ اما می‌تواند با مختل کردن صادرات نفتی طرف مقابل، یک اهرم فشار بسازد. از نظر اقتصاد جنگ، این رفتار شاید درآمدزا نباشد، اما قدرت چانه‌زنی ایجاد می‌کند.

چرا باب‌المندب با ناامنی هرمز برای صنعا گران‌تر می‌شود؟

بخش بزرگی از نفت خلیج فارس از تنگه هرمز عبور می‌کند. اما عربستان برای کاهش وابستگی به هرمز، مسیر جایگزینی هم دارد: خط لوله شرق به غرب که نفت را از تأسیسات شرقی عربستان به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل می‌کند.

وقتی هرمز ناامن می‌شود، اهمیت بندر ینبع و مسیر دریای سرخ برای صادرات نفت عربستان افزایش می‌یابد. اما کشتی‌هایی که از دریای سرخ و مسیر جنوب آن عبور می‌کنند، با ریسک باب‌المندب و تهدیدهای حوثی‌ها روبه‌رو می‌شوند. گزارش‌های اخیر نشان داده‌اند که پس از تهدیدها و حملات حوثی‌ها، ترافیک و بارگیری نفت در مسیرهای مرتبط با باب‌المندب و دریای سرخ تحت فشار قرار گرفته است. :contentReference[oaicite:5]{index=5}

بنابراین صنعا الزاماً کنترل کامل تنگه باب‌المندب را در دست ندارد، اما توان تهدید، مختل‌سازی و بالا بردن ریسک عبور از این مسیر را دارد. همین تفاوت، از نظر تحلیلی بسیار مهم است. قدرت صنعا در «کنترل حقوقی تنگه» نیست؛ در «افزایش هزینه عبور امن» است.

محاسبه اقتصادی پشت موضع سیاسی صنعا چیست؟

آنچه صنعا مطالبه می‌کند، در مقیاس اقتصاد عربستان و صادرات نفتی منطقه، عدد بسیار بزرگی نیست؛ اما از نظر سیاسی و نهادی، هزینه سنگینی دارد. پرداخت حقوق کارمندان در مناطق تحت کنترل حوثی‌ها فقط انتقال پول نیست؛ نوعی پذیرش غیرمستقیم نقش صنعا به‌عنوان طرفی دارای حق مطالبه است.

از همین‌جا اختلاف اصلی شکل می‌گیرد. ریاض ممکن است از نظر مالی توان پرداخت داشته باشد، اما پرداخت منظم و پایدار حقوق به مناطق تحت کنترل حوثی‌ها، می‌تواند به تثبیت موقعیت سیاسی صنعا کمک کند. بنابراین مانع اصلی فقط اندازه مبلغ نیست؛ مسئله این است که پول، جایگاه سیاسی می‌سازد.

در سوی دیگر، ناامنی هرمز و وابستگی بیشتر عربستان به مسیر ینبع و دریای سرخ، ارزش اهرم صنعا را بالا می‌برد. در چنین شرایطی، باب‌المندب برای حوثی‌ها فقط یک نقطه جغرافیایی نیست؛ به دارایی ژئو‌اقتصادی تبدیل می‌شود.

به زبان ساده، صنعا می‌کوشد از گران‌تر شدن مسیر جایگزین نفت عربستان، برای وصول مطالبات اقتصادی قدیمی خود استفاده کند. این همان جایی است که موضع سیاسی با محاسبه اقتصادی گره می‌خورد.

۵ نکته مهم درباره اقتصاد یمن در بحران هرمز و باب‌المندب

  • ۱. صنعا اقتصاد نفتی قابل اتکا ندارد

    میدان‌های اصلی نفتی یمن در مناطقی قرار دارند که تحت کنترل کامل صنعا نیستند. بنابراین حوثی‌ها از نفت یمن درآمد مستقیم و پایدار ندارند، اما می‌توانند با تهدید مسیرهای انرژی، اهرم چانه‌زنی بسازند.

  • ۲. باب‌المندب دارایی ژئو‌اقتصادی صنعاست

    ارزش اصلی صنعا در بحران‌های منطقه‌ای، موقعیت آن در نزدیکی مسیرهای حساس دریای سرخ و باب‌المندب است. هرچه هرمز ناامن‌تر شود، مسیر دریای سرخ و ریسک باب‌المندب اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

  • ۳. عربستان برای دور زدن هرمز به ینبع نیاز دارد

    خط لوله شرق به غرب عربستان نفت را به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل می‌کند. اما صادرات از این مسیر همچنان به امنیت دریای سرخ و عبور از منطقه باب‌المندب وابسته است.

  • ۴. مطالبه حقوق کارمندان فقط اقتصادی نیست

    پرداخت حقوق کارمندان مناطق تحت کنترل صنعا از نظر انسانی و اقتصادی مهم است، اما از نظر سیاسی نیز به معنای پذیرش نقش صنعا در اداره بخشی از یمن تلقی می‌شود.

  • ۵. هزینه بحران برای طرف‌ها نامتقارن است

    عربستان، کشتیرانی جهانی و بازار انرژی از اختلال در مسیرهای دریایی زیان سنگینی می‌بینند، اما صنعا به دلیل اقتصاد کوچک‌تر و فرسوده‌تر، هزینه اقتصادی مستقیم کمتری برای ورود به این بازی می‌پردازد.

جمع‌بندی؛ هرمز برای صنعا از مسیر باب‌المندب ارزش می‌سازد

جنگ یا ناامنی در هرمز برای یمن فقط یک مسئله ایدئولوژیک یا سیاسی نیست. از نگاه اقتصاد جنگ، هر تنشی که مسیرهای نفتی خلیج فارس را مختل کند، ارزش مسیرهای جایگزین در دریای سرخ و باب‌المندب را بالا می‌برد.

صنعا از این مسیر می‌تواند اهرم چانه‌زنی خود را تقویت کند. حوثی‌ها کنترل کامل باب‌المندب را در دست ندارند، اما توان تهدید و افزایش ریسک عبور از آن را دارند؛ همین توان در شرایط ناامنی هرمز، ارزش اقتصادی و سیاسی بیشتری پیدا می‌کند.

مطالبه صنعا نیز فقط شعار سیاسی نیست. پرداخت حقوق کارمندان، بازگشایی فرودگاه صنعا، کاهش محدودیت‌های بندر حدیده و دسترسی به منابع ارزی، پرونده‌هایی هستند که سال‌ها روی میز مانده‌اند. اکنون ناامنی هرمز می‌تواند همان پرونده‌های قدیمی را دوباره به ابزار چانه‌زنی تبدیل کند.

بنابراین پاسخ دقیق متن این است: هرمز مستقیماً در یمن نیست، اما ناامنی هرمز می‌تواند باب‌المندب را گران‌تر کند؛ و باب‌المندب همان دارایی ژئو‌اقتصادی است که صنعا می‌کوشد از آن برای گرفتن امتیاز استفاده کند.

سوالات متداول درباره جنگ هرمز و اقتصاد یمن

  • چرا تنگه هرمز برای اقتصاد یمن مهم می‌شود؟

    هرمز مستقیماً در یمن نیست، اما ناامنی آن باعث می‌شود مسیرهای جایگزین صادرات نفت، به‌ویژه دریای سرخ و باب‌المندب، اهمیت بیشتری پیدا کنند. این موضوع اهرم چانه‌زنی صنعا را تقویت می‌کند.

  • آیا حوثی‌ها باب‌المندب را کنترل می‌کنند؟

    حوثی‌ها کنترل کامل تنگه باب‌المندب را در دست ندارند، اما توان تهدید، حمله و افزایش ریسک عبور از مسیرهای دریایی اطراف آن را دارند.

  • مطالبه اصلی صنعا چیست؟

    مطالبات صنعا شامل پرداخت حقوق کارمندان بخش عمومی، بازگشایی کامل‌تر فرودگاه صنعا، کاهش محدودیت‌های بندر حدیده و دسترسی به منابع ارزی است.

  • چرا عربستان به مسیر ینبع و دریای سرخ نیاز دارد؟

    عربستان برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز، بخشی از نفت خود را از طریق خط لوله شرق به غرب به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل می‌کند. اما این مسیر نیز در برابر ناامنی باب‌المندب آسیب‌پذیر است.

  • چرا فشار اقتصادی بر صنعا اثر محدودی دارد؟

    اقتصاد مناطق تحت کنترل صنعا پیش‌تر در نتیجه سال‌ها جنگ و محاصره آسیب شدیدی دیده است. به همین دلیل، تهدید اقتصادی متعارف اثر بازدارنده کمتری نسبت به کشورهایی دارد که صادرات نفت، بازار مالی یا رفاه اقتصادی بالاتری برای از دست دادن دارند.

  • چرا پرداخت حقوق کارمندان برای صنعا مهم است؟

    پرداخت حقوق کارمندان فقط مسئله معیشتی نیست؛ این پرداخت می‌تواند به تثبیت ساختار اداری و سیاسی صنعا در مناطق تحت کنترل حوثی‌ها کمک کند.

Total Views: 0
درباره نویسنده

جعفر صارمی

جعفر صارمی دانشجوی اقتصاد اسلامی در دانشگاه علامه طباطبایی، پژوهشگر اقتصادی و متمرکز بر حوزه هوش مصنوعی و اقتصاد کلان است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما