گزارشهای منتشرشده از منابع آمریکایی نشان میدهد درگیریهای اخیر در خلیج فارس، علاوه بر تبعات ژئوپلیتیکی، هزینههای مالی قابلتوجهی برای ایالات متحده به همراه داشته است.
برآوردها از خسارت چندمیلیارد دلاری به زیرساختها و تجهیزات نظامی حکایت دارد؛ موضوعی که بار دیگر نقش جنگها در افزایش فشار بر بودجههای دولتی را برجسته میکند.
در حالی که پنتاگون از ارائه جزئیات کامل ارزیابی خسارات خودداری کرده، دادههای منتشرشده توسط رسانههایی مانند NBC News و The Hill نشان میدهد هزینههای مستقیم عملیات و بازسازی میتواند به سطوحی فراتر از پیشبینیهای اولیه برسد. این وضعیت، پرسشهایی جدی درباره شفافیت مالی و پایداری هزینههای نظامی آمریکا ایجاد کرده است.
افزایش سریع هزینههای عملیاتی جنگ
برآورد پنتاگون نشان میدهد تنها در ۶ روز نخست درگیری، بیش از ۱۱.۳ میلیارد دلار هزینه صرف عملیات شده است؛ رقمی که اگر ادامه یابد، میتواند به بیش از ۶۰ میلیارد دلار در ماه برسد. همچنین ۵.۶ میلیارد دلار هزینه مهمات در دو روز ابتدایی، نشاندهنده شدت مصرف منابع در جنگهای مدرن است.
برآورد خسارت تا سقف ۵ میلیارد دلار تنها شامل زیرساختهای قابل تعمیر است و هزینه جایگزینی تجهیزات پیشرفته مانند سامانههای راداری یا هواپیماها را در بر نمیگیرد. بهعنوان نمونه، بازسازی ستاد ناوگان پنجم آمریکا در بحرین بهتنهایی حدود ۲۰۰ میلیون دلار هزینه خواهد داشت.
از بین رفتن حداقل یک جنگنده، ۱۲ پهپاد MQ-9، هواپیماهای سوخترسان و یک هواپیمای هشدار زودهنگام E-3، نشاندهنده آسیب به داراییهای با ارزش بالا است. ارزش هر پهپاد MQ-9 حدود ۳۰ میلیون دلار برآورد میشود؛ به این ترتیب فقط خسارت این بخش میتواند به حدود ۳۶۰ میلیون دلار برسد.
ریسک افزایش کسری بودجه دفاعی
با توجه به اینکه بودجه دفاعی آمریکا در سالهای اخیر حدود ۸۰۰ تا ۹۰۰ میلیارد دلار بوده، تداوم چنین هزینههایی میتواند کسری بودجه را تشدید کند یا نیاز به افزایش استقراض دولتی را بالا ببرد. این موضوع در نهایت بر نرخ بهره و تورم داخلی اثرگذار خواهد بود.
محدود بودن جلسات توجیهی برای قانونگذاران و عدم انتشار جزئیات ارزیابی خسارات، ریسک ناکارآمدی تخصیص منابع را افزایش میدهد. تجربه جنگهای گذشته نشان میدهد نبود شفافیت میتواند هزینههای واقعی را تا ۲۰ تا ۳۰ درصد بیش از برآوردهای اولیه افزایش دهد.
آیا هزینههای جنگ به بحران مالی تبدیل میشود؟
ادامه درگیریها در خاورمیانه میتواند فشار مضاعفی بر ساختار مالی آمریکا وارد کند، بهویژه اگر هزینههای بازسازی و جایگزینی تجهیزات بهطور کامل محاسبه شود. در کوتاهمدت، این هزینهها احتمالاً از طریق افزایش بدهی یا جابهجایی در بودجه تأمین خواهد شد؛ اما در میانمدت میتواند به افزایش نرخ بهره و کاهش فضای مانور سیاستگذاری مالی منجر شود.
اگر روند فعلی ادامه یابد، اقتصاد دفاعی آمریکا با یک چالش جدی مواجه خواهد شد: حفظ برتری نظامی در کنار کنترل هزینهها. پاسخ به این چالش، نهتنها به تحولات میدانی، بلکه به میزان شفافیت و کارایی سیاستگذاری مالی نیز وابسته است.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟