هفتهٔ منتهی به ۶ شهریور ۱۴۰۵ را باید هفتهٔ طلاییهای نقرهاندود بازار سرمایه نامید. در شرایطی که دلار آمریکا در بازار آزاد رشد ۶.۲۳ درصدی را تجربه کرد، صندوقهای نقره با ثبت بازدهی خیرهکنندهٔ ۹.۹۷ درصدی، تمامی رقبا را پشت سر گذاشتند. این عملکرد در حالی رقم خورد که صندوقهای طلا با ۸.۵۹ درصد و صندوقهای اهرمی با ۸.۵۸ درصد، فاصلهای کمتر از یکصدم درصد با یکدیگر، جایگاههای دوم و سوم را به خود اختصاص دادند. نکتهٔ قابلتوجه، بازدهی ۷.۰۷ درصدی بازار سهام است که با وجود مثبت بودن، در قیاس با فلزات گرانبها، عملکردی نسبتاً محافظهکارانه را به نمایش میگذارد.
آنچه در این هفته بیش از اعداد و ارقام جلب توجه میکند، تغییر الگوی بازدهی در میان داراییهای مختلف است. در حالی که صندوقهای زعفران با ۲.۸۵ درصد و صندوقهای حاملهای انرژی با تنها ۰.۸۸ درصد بازده، در انتهای جدول جای گرفتند، صندوقهای درآمد ثابت با ۰.۶۳ درصد کمنوسانترین عملکرد را ثبت کردند. این شکاف قابلتوجه میان پربازدهترین و کمبازدهترین صندوقها (بیش از ۹ درصد)، نشان از یک دورهٔ تلاطمگونه در بازارهای مالی دارد که سرمایهگذاران را به سمت داراییهای امن و ملموستر سوق داده است. همچنین رشد همزمان صندوقهای نقره و طلا با نرخ سکه (۸ درصد)، گویای همبستگی قوی این داراییها با بازار جهانی فلزات گرانبهاست که از مسیر نرخ ارز و قیمتهای جهانی تغذیه میکند.
۵ پیام کلیدی از هفتهٔ پربازده فلزات گرانبها در بازار سرمایه
هفتهٔ نخست شهریور ۱۴۰۵، برگ زرین جدیدی در کارنامهٔ صندوقهای کالایی بازار سرمایه رقم زد. عملکرد خیرهکنندهٔ نقره و طلا در شرایطی ثبت شد که بازار سهام و دلار آزاد نیز بازدهی مثبت اما نهچندان چشمگیری داشتند. بررسی نسبتهای بازدهی نشان میدهد که سرمایهگذاران در جستوجوی پناهگاهی امنتر، به سمت داراییهای با پشتوانهٔ فیزیکی و جهانی روانه شدهاند. در ادامه، ۵ تحلیلی که از دادههای این هفته قابل استخراج است را مرور میکنیم تا تصویر روشنتری از روندهای پنهان در پشت این اعداد بهدست آوریم.
۱. پیشتازی نقره بر طلا؛ تغییر سبد ریسکپذیری
صندوقهای نقره با اختلاف ۱.۳۸ درصدی نسبت به طلا، پربازدهترین ابزار هفته شدند. این برتری که ریشه در نوسانپذیری بالاتر نقره در بازارهای جهانی دارد، نشان میدهد سرمایهگذاران داخلی ریسک بیشتری را برای دستیابی به بازدهی بالاتر پذیرفتهاند؛ الگویی که معمولاً در فاز صعودی بازارهای کالایی مشاهده میشود.
۲. سبقت فلزات گرانبها از سهام؛ هشداری برای بازار سرمایه
بازدهی ۹.۹۷ درصدی نقره و ۸.۵۹ درصدی طلا در برابر ۷.۰۷ درصدی شاخص سهام، یک پیام مهم دارد: در شرایط ابهام اقتصادی، داراییهای ملموس و جهانی بر سهام شرکتهای داخلی که ریسکهای سیاسی و مدیریتی دارند، اولویت پیدا میکنند. این الگو میتواند زنگ خطری برای خروج سرمایه از بورس باشد.
۳. زعفران و انرژی در قعر جدول؛ تغییر فصلی یا ساختاری؟
بازدهی ۲.۸۵ درصدی صندوقهای زعفران و تنها ۰.۸۸ درصدی حاملهای انرژی، در حالی ثبت شد که سایر داراییها عملکرد بهتری داشتند. این فاصلهٔ معنادار را باید هم به فصل غیرفعال زعفران و هم به رکود نسبی بازار انرژی در هفتهٔ گذشته نسبت داد؛ اما در صورت تداوم، نشاندهندهٔ تغییر ساختاری در ترجیح سرمایهگذاران خواهد بود.
۴. صندوقهای اهرمی در جایگاه سوم؛ بازدهی اهرمی در خدمت ریسکپذیران
صندوقهای اهرمی با ۸.۵۸ درصد بازده، تقریباً همپای طلا عمل کردند. این عملکرد در حالی است که صندوقهای سهامی با ۶.۷۶ درصد در رتبهٔ پنجم قرار گرفتند. اختلاف ۱.۸۲ درصدی بین صندوقهای اهرمی و سهامی، نشاندهندهٔ استفادهٔ مؤثر از اهرم در شرایط صعودی نسبی بازار است.
۵. عملکرد ضعیف درآمد ثابت؛ پایان عصر بازدهی بدون ریسک؟
صندوقهای درآمد ثابت با تنها ۰.۶۳ درصد بازده، آخرین رتبه را به خود اختصاص دادند. در شرایطی که حتی نرخ دلار ۶.۲۳ درصد رشد کرده و تورم ماهانه نیز در سطوح بالا قرار دارد، این بازدهی اندک عملاً به معنای بازدهی منفی واقعی است و سرمایهگذاران را به سمت داراییهای پربازدهتر سوق میدهد.
آیا دوران بازدهی خیرهکنندهٔ فلزات گرانبها در بازار ایران تداوم خواهد یافت؟
با توجه به عملکرد استثنایی صندوقهای نقره و طلا در هفتهٔ نخست شهریور و پیشیگرفتن آنها از بازار سهام و دلار، به نظر میرسد که سرمایهگذاران در حال تغییر سوگیری خود به سمت داراییهای با پشتوانهٔ جهانی هستند. این روند در صورت تداوم رشد قیمتهای جهانی طلا و نقره و همچنین افزایش نرخ ارز در بازار آزاد، میتواند تا هفتههای آینده نیز ادامه یابد. با این حال، نباید از ریسک اصلاح قیمت در بازارهای جهانی و نیز احتمال مداخلهٔ بازارساز در نرخ ارز غافل شد. پیشبینی میشود در صورت عدم تغییر ناگهانی در متغیرهای کلان، فلزات گرانبها حداقل در میانمدت، کماکان یکی از گزینههای جذاب سرمایهگذاری باقی بمانند. همچنین شکاف فزایندهٔ بازدهی میان صندوقهای درآمد ثابت و سایر داراییها، زنگ خطری برای سیاستگذار پولی است که ممکن است ناگزیر به بازنگری در نرخهای سود باش



نظر شما در مورد این مطلب چیه؟