در آمریکا، حساسیت به بنزین و گازوئیل از یک واقعیت ساده شروع میشود.
بخش بزرگی از زندگی روزمره روی خودرو میچرخد. خانوارها برای رفتوآمد، خرید، مدرسه، درمان و کار به رانندگی وابستهاند و در کوتاهمدت هم جایگزین ارزان و فوری برای آن ندارند.
اداره اطلاعات انرژی آمریکا توضیح میدهد که مخارج بنزین خانوار به قیمت سوخت و میزان مصرف خودروها وابسته است و تغییرات قیمت، مهمترین عامل نوسان کوتاهمدت این هزینههاست.
همزمان، بنزین هنوز سهم بزرگی از مصرف سوخت مایع آمریکا را تشکیل میدهد.
دلیل دوم، روانی و سیاسی است.
آمریکاییها هر هفته چند بار قیمت بنزین را روی تابلوی پمپبنزین میبینند.
خیلی از قیمتها در زندگی روزمره پنهاناند، اما بنزین جلوی چشم است و به همین خاطر به یک شاخص فوری از خوب یا بد بودن اقتصاد تبدیل میشود.
نیل ماهونی، اقتصاددان استنفورد، در گزارش رویترز گفته بود بنزین احتمالاً برجستهترین قیمت در اقتصاد آمریکاست؛ قیمتی که شاید از نظر کلان همه چیز را توضیح ندهد، اما برای اقتصاد سر میز آشپزخانه خانوادهها بسیار مهم است.
دلیل سوم به گازوئیل برمیگردد.
حتی خانواری که کمتر رانندگی میکند، باز هم از گرانی دیزل ضربه میخورد، چون دیزل روی حملونقل کالا، لجستیک، کشاورزی و توزیع اثر میگذارد.
رویترز گزارش داده که از فوریه تا آوریل، متوسط قیمت بنزین آمریکا از ۲.۹۱ دلار به ۴.۱۰ دلار و قیمت دیزل از ۳.۷۲ دلار به ۵.۵۰ دلار در هر گالن رسید.
همین جهش، هزینه حمل را بالا برد و به قیمت مواد غذایی، کالاهای مصرفی و خدمات فشار آورد.
به همین دلیل، سوخت در آمریکا، یکی از کانالهای اصلی انتقال تورم به زندگی مردم است.
فشار روی بودجه خانوار هم واقعی است.
برآورد اقتصاددانان استنفورد که رویترز نقل کرده، نشان میدهد جهش قیمتهای ناشی از جنگ، هزینه سالانه بنزین خانوارهای آمریکایی را بهطور متوسط ۸۵۷ دلار بالا برده است.
دموکراتهای کمیته مشترک اقتصادی کنگره هم برآورد کردهاند آمریکاییها فقط در ماه نخست جنگ ایران، ۸.۴ میلیارد دلار بیشتر برای بنزین پرداخت کردند.
این ارقام وقتی مهمتر میشود که بدانیم خانوارهای کمدرآمد سهم بیشتری از درآمد خود را صرف سوخت میکنند و بنابراین کمتر از معافیتهای مالیاتی جدید منتفع میشوند.
همین حساسیت شدید، مسئله را به سرعت سیاسی کرد.
نظرسنجی رویترز/ایپسوس در اواخر آوریل نشان داد اکثریت آمریکاییها، ترامپ را مقصر جهش قیمت بنزین میدانند. همان نظرسنجی همچنین نشان داد مزیت سنتی جمهوریخواهان در موضوع اقتصاد بهطور محسوسی کوچک شده است.
در نظرسنجی دیگری از رویترز/ایپسوس، میزان رضایت از عملکرد ترامپ به ۳۴ درصد رسید که پایینترین سطح دوره دوم او بود. فقط ۳۴ درصد نیز از نحوه مدیریت جنگ با ایران توسط او حمایت کردند.
این اعداد نشان میدهد برای رایدهنده آمریکایی، سوخت گران نشانهای از بیثباتی، سوءمدیریت و فشار معیشتی است.
خانوار آمریکایی به بنزین و گازوئیل حساس است چون هم مستقیم آن را میخرد، هم غیرمستقیم اثرش را در بقیه قیمتها میپردازد، هم هر روز آن را میبیند.
وقتی جنگ ایران قیمت سوخت را بالا برد، این فشار خیلی سریع از پمپبنزین به ذهن رایدهنده منتقل شد.
برای ترامپ، همین نقطه به یک آسیب سیاسی جدی تبدیل شد.
رایدهندهای که هر هفته باک خود را گرانتر پر میکند، خیلی سختتر روایت کاخ سفید درباره کنترل اوضاع را باور میکند.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟