ناترازی گاز در ایران به مرحله هشدار رسیده است. یک کارشناس حوزه انرژی با اشاره به کسری ۲۰۰ میلیون مترمکعبی سال گذشته و تشدید آن در سال جاری، نسبت به تبعات زنجیرهای این بحران بر اقتصاد کشور هشدار داده است. برخلاف رویکرد متداول که ناترازی را به مصرف بالای خانوارها نسبت میدهد، این کارشناس ریشه اصلی را در سه ضعف ساختاری میداند: نظام قیمتگذاری ناکارآمد، بهرهوری پایین ساختمانها و خودروها و همچنین هدررفت در شبکه انتقال.
آسیبپذیری صنایع مادر از جمله فولاد، پتروشیمی و سیمان در برابر محدودیت گاز، میتواند موج جدیدی از افزایش هزینههای تولید، کاهش صادرات و تشدید تورم را به همراه داشته باشد. با افت فشار میدان پارس جنوبی و افزایش روزافزون ناترازی، پرسش اساسی این است که آیا راهکارهای اصلاحطلبانه مانند طرح «کاربر انرژی» و تعرفهگذاری پلکانی، بدون تحمیل فشار مضاعف بر مردم، میتواند کشور را از این بحران عبور دهد؟
پنج گره کور در مدیریت مصرف انرژی ایران
دادههای موجود نشان میدهد که ناترازی گاز، پدیدهای تکعامل نیست، بلکه حاصل تعامل پیچیدهای از سیاستگذاری، فناوری و الگوی مصرف است. کسری ۲۰۰ میلیون مترمکعبی در روز، معادل حدود ۲۵ درصد از کل تولید گاز کشور، زنگ خطری برای امنیت انرژی ایران به شمار میرود. این بحران، فرصتی برای بازنگری در ساختارهای کلان انرژی کشور ایجاد کرده است. در ادامه، پنج گره کور اصلی که راه را بر مدیریت مؤثر مصرف بستهاند، واکاوی میشوند:
۱. معمای بهرهوری ساختمانها: نبود عایقبندی استاندارد، پنجرههای دوجداره و نظام ممیزی انرژی، باعث شده ساختمانهای ایران بالاترین میزان هدررفت حرارتی را در منطقه داشته باشند. این مسئله، مصرف گاز در بخش خانگی را تا ۳۰ درصد بیش از استانداردهای جهانی افزایش داده است.
۲. خودروهای پرمصرف؛ میراثی بهجا مانده از سیاستگذاری: محدودیت واردات خودروهای کممصرف و برقی و تداوم تولید خودروهای پرمصرف، نهتنها صنعت نفت را با چالش بنزین مواجه کرده، بلکه با افزایش فشار بر پالایشگاهها، مصرف گاز در این بخش را نیز بهطور غیرمستقیم افزایش داده است.
۳. طرح «کاربر انرژی»؛ راهکاری نوین اما مغفول: سازوکاری که در آن شرکتها با سرمایهگذاری در بهینهسازی، صرفهجویی حاصل را در بورس انرژی عرضه میکنند، میتواند بدون فشار بر مردم، هم مصرف را کاهش دهد و هم برای سرمایهگذاران صرفه اقتصادی ایجاد کند. اما این طرح هنوز بهصورت گسترده اجرا نشده است.
۴. تعرفهگذاری پلکانی؛ سیاست درست، اجرای ناقص: اگرچه مصرف متعارف با قیمت یارانهای تأمین میشود، اما عدم شفافیت در تشخیص مشترکان پرمصرف و فقدان ابزارهای نظارتی، کارآیی این سیاست را به شدت کاهش داده است.
۵. اشتباهات راهبردی در تخصیص گاز: ایجاد گلخانههای محصولات گرمسیری در مناطق سردسیر، نمونهای آشکار از تخصیص نادرست انرژی است که مصرف گاز را بهطور بیرویه افزایش میدهد و نشان از فقدان نگاه سیستمی به مدیریت انرژی دارد.
آیا «اصلاح از درون» میتواند بحران گاز را خنثی کند؟
کسری ۲۰۰ میلیون مترمکعبی گاز در سال گذشته و تشدید آن در سال جاری، دیگر یک هشدار ساده نیست؛ بلکه واقعیتی انکارناپذیر در معادلات انرژی کشور است. با افت فشار میدان پارس جنوبی بهعنوان قلب تولید گاز ایران، ادامه روند فعلی به معنای مواجهه با محدودیتهای گسترده برای صنایع، کاهش درآمدهای ارزی و در نهایت، تشدید تورم خواهد بود.
با این حال، راهکارهایی مانند اجرای جدی طرح «کاربر انرژی»، اصلاح تعرفههای پلکانی، ارتقای استانداردهای ساختمانی و توسعه واردات خودروهای کممصرف، میتواند بدون تحمیل هزینه مستقیم به مردم، کشور را از بحران پیشرو عبور دهد. اما اجرای این راهکارها، نیازمند عزمی فراتر از بخشنامههای اداری است؛ عزمی که در آن، اصلاح سیاستهای کلان انرژی، به یک اولویت غیرقابلتعویق تبدیل شود.
چشمانداز آینده، تا حد زیادی به این بستگی دارد که آیا تصمیمگیرندگان، به جای سرزنش مصرفکنندگان، به سراغ درمان ریشههای ساختاری ناترازی خواهند رفت یا خیر. تجربه نشان داده که ادامه مسیر فعلی، تنها به عمیقتر شدن بحران و افزایش هزینههای جبرانی آن خواهد انجامید.



نظر شما در مورد این مطلب چیه؟