بورس تهران هفته گذشته را با جدال بین نمادهای بزرگ و کوچک به پایان رساند. در آخرین روز معاملاتی هفته نزدیک به ۵۹ درصد نمادها در محدوده مثبت دستبهدست شدند، شاخص کل عقبنشینی کرد و خروج پول حقیقی ادامه یافت. البته شاخص هموزن که نماینده نمادهای کوچک بازار است، مقداری رشد را تجربه کرد.
بازار که در چند هفته گذشته با بازگشایی پس از تعطیلی طولانی نشان داده بود بخش زیادی از ریسک سیستماتیک را در قیمتها هضم کرده است، این هفته دوباره در فضای ریسک گریز معامله شد و پولها به صندوقهای درآمد ثابت روانه شدند. آنچه در ادامه میآید مرور آمار معاملات هفته، عوامل اثرگذار بر جهت بازار و چشمانداز روزهای پیش رو است.
شاخص کل عقب نشست در حالی که نمادهای کوچک مقاومت کردند
شاخص کل بورس با افت ۳۳ هزار و ۹۱۳ واحدی معادل ۰.۶۶ درصد کاهش در سطح پنج میلیون و ۷۵ هزار واحد متوقف شد. در سوی دیگر، شاخص کل هموزن مسیر متفاوتی رفت و با رشد ۶ هزار و ۲۵۵ واحدی معادل ۰.۴۴ درصد افزایش به یک میلیون و ۴۳۲ هزار واحد رسید.
این فاصله میان دو شاخص نشان میدهد که فشار فروش عمدتا در نمادهای بزرگ و شاخصساز متمرکز بود و شرکتهای کوچکتر توانستند تقاضای خود را حفظ کنند. حجم معاملات سهام و حق تقدم و صندوقهای سهامی به ۶۶.۸ میلیارد برگه سهم و ارزش معاملات به ۲۷ هزار و ۳۱ میلیارد تومان رسید، اما بررسی سرانهها تصویر خوشبینانهای ارائه نمیدهد.

سرانه خرید ۷۹.۱ میلیون تومان در برابر سرانه فروش ۱۰۸.۷ میلیون تومان قرار گرفت، قدرت خرید حقیقیها روی منفی ۱.۳۸ تثبیت شد و خروج پول حقیقی به دو هزار و ۲۰۴ میلیارد تومان رسید. روز چهارشنبه نمونه فشردهای از همین وضعیت بود، جایی که شاخص کل در نخستین ساعت معاملات حدود ۴۰ هزار واحد معادل ۰.۸۵ درصد افت کرد، ارزش معاملات تا آن لحظه به حدود ۱۳ هزار میلیارد تومان رسید و نزدیک به دو هزار میلیارد تومان پول حقیقی از بازار خارج شد.

در همان ساعت ۴۲۰ نماد مثبت و ۴۴۰ نماد منفی بودند، در حالی که ۲۱۵ نماد صف خرید و تنها ۷۵ نماد صف فروش داشتند. مقصد اصلی نقدینگی هفته صندوقهای درآمد ثابت با ارزش معاملات ۳۷ هزار و ۶۸ میلیارد تومان و حجم ۱۳ میلیارد و ۵۰۰ میلیون واحد بودند و چهار هزار و ۷۴۱ میلیارد تومان ورود پول ثبت کردند و سرانه خرید ۲۶۱ میلیون تومانی آنها در برابر سرانه فروش ۱۸۸ میلیون تومان، قدرت خرید مثبت ۱.۳۸ را ساخت.
دلار، نفت و خبر تنگه هرمز، سه محرک اصلی معاملات هفته
در هفته گذشته بازارهای موازی بیشتر از عوامل بنیادی خود بازار، به آن جهت دادند. رشد قیمت دلار و بازگشایی مثبت صندوقهای طلا بخشی از نقدینگی را از تابلوی سهام جدا کرد و افزایش قیمت نفت که ناشی از جنگ بود، فضای کلی معاملات را سنگینتر کرد.
خبر رد پیشنهاد عمان برای مدیریت مشترک تنگه هرمز نیز به عنوان عامل تشدید ریسک سیستماتیک بر ذهنیت معاملهگران اثر گذاشت و شدت عرضهها را بالا برد. در سطح تابلو، فشار فروش در گروههای پالایشی و بانکی متمرکز شد و از آنجا که بخش قابل توجهی از دارایی صندوقهای سهامی در همین نمادهای بزرگ قرار دارد، افت آنها بسیاری از صندوقهای سهامی را هم به محدوده منفی برد.
صفهای فروش در اکثر صندوقهای اهرمی نیز به همین چرخه دامن زد، چون این ابزارها معمولا زودتر از بقیه بازار به تغییر فاز انتظارات واکنش میدهند. پسزمینه این معاملات همان فضایی است که بازار دو سال اخیر را با آن گذرانده است، تعطیلی ۸۰ روزه معاملات از روزهای پایانی سال ۱۴۰۴ تا هفتههای ابتدایی سال جاری و وضعیت نه جنگ و نه صلح که پیشبینیپذیری را از فعالان اقتصادی گرفته است.
در همین شرایط برنامه انجام ۱۲ عرضه اولیه در سال جاری اعلام شد، از جمله بزرگترین عرضه اولیه تاریخ بازار سرمایه با ارزش ۴۲ هزار میلیارد تومان، در حالی که هفت عرضه اولیه سال گذشته ۱۰۲ هزار میلیارد تومان به ارزش بازار اضافه کرده بود.
ارزندگی سهام در یک سو و ریسک سیاسی در سوی دیگر
در سمت مثبت، چند عامل بنیادی همچنان پشت بازار ایستادهاند. گزارشهای بسیار خوب سهماهه نخست سال نشان میدهد بخش قابل توجهی از بنگاههای بورسی با وجود تحریم و محدودیت انرژی سودآوری قابل قبولی حفظ کردهاند و سود فصل زمستان برخی صنایع نسبت به مدت مشابه سال قبل دو برابر شده است.
اصلاح طولانی قیمتها هم نسبتهای ارزشگذاری و بهویژه نسبت قیمت به درآمد تحلیلی را در بسیاری از نمادهای بنیادی به محدوده جذاب رسانده است. تغییر ترکیب توجه بازار از صنایع بزرگ به گروههای دارویی و سیمانی و غذایی و نوشیدنی و خردهفروشی نیز از همین جنس است و ریشه در گزارشهای مالی این صنایع دارد.
رشد کرکاسپردها نسبت به دوره پیش از جنگ در کنار بالا رفتن نرخ نیما، چشمانداز سودآوری پالایشیها را برای ماههای آینده تقویت میکند و احتمال بالای رشد نرخ ارز حتی در حالت کاهش ریسک نظامی، به سود صنایع دلاری مانند پتروشیمی و فلزات تمام میشود.
در سمت منفی، مهمترین تهدید همان ریسک سیستماتیک سیاسی است که با هر خبر مربوط به جنگ دوباره فعال میشود. رقیب دوم بازار سهام نرخ سود بدون ریسک و انتشار گسترده اوراق بدهی است که میتواند بخشی از نقدینگی را از تابلو دور کند.
کاهش نقدشوندگی در برخی مقاطع، احتمال بازنگری در ارزش شرکتهای سرمایهگذاری چندلایهای که قرار است عرضه شوند و عقبماندگی صنعت خودرو که برای بهبود به ثبات سیاسی و اقتصادی بیشتری نیاز دارد، سه ریسک دیگری هستند که در سطح تابلو دیده میشوند.
جمع بندی و چشم انداز بازار
ورود پول حقیقی که در روزهای اخیر در بخشی از بازار دیده شد، یک نشانه مطلوب از انتظارات فعالان بازار است اما به تنهایی معنای پایان نااطمینانی را ندارد. تجربه بازار سرمایه ایران فاصله زیادی میان شکلگیری امید و استقرار اعتماد نشان داده است و رشدهای مبتنی بر امید کوتاهمدت بارها با کاهش شتاب و خروج مجدد سرمایه ادامه پیدا کرده است.
تفاوت اصلی امروز آن است که واکنش بازار به شوکهای سیاسی منطقیتر از دورههای گذشته بوده و وزن تحلیل بنیادی در تصمیم فعالان بالا رفته است. برای سرمایهگذار، منطقیترین رویکرد در این شرایط تمرکز بر شرکتهای صادراتمحور و صنایع دلاری با گزارشهای عملکرد شفاف، پرهیز از استفاده سنگین از ابزارهای اهرمی در فضای پرنوسان است.
برای هفته آینده، اگر جریان اخبار سیاسی آرام بماند، ارزندگی سهام و گزارشهای فصلی میتوانند بازار را به تعادل و بازگشت تدریجی نقدینگی برسانند. اما اگر شاهد ادامه جنگ باشیم بازار احتمالا الگوی این هفته را تکرار میکند، بازاری با اکثریت نمادهای مثبت و شاخص کلی که زیر فشار نمادهای بزرگ عقب مینشیند.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟