تنشهای ژئوپلیتیکی خاورمیانه با پیچیدهتر شدن به یک بحران چندوجهی در حوزه انرژی تبدیل شده است. اختلال همزمان در دو آبراه استراتژیک تنگه هرمز و بابالمندب، که روزانه بیش از ۳۰ درصد نفت جهان از آنها عبور میکند، زنجیره تأمین جهانی را وارد مرحلهای بیسابقه از عدمقطعیت کرده است. دادههای شرکت کپلر نشان میدهد عربستان که پس از بسته شدن هرمز، ۸۰ درصد صادرات ۵ میلیون بشکهای خود را از بابالمندب انجام میداد، اکنون با محاصره دریایی توسط نیروهای یمن روبرو شده و عملاً ۴۰ درصد از صادرات نفت خاورمیانه در معرض تهدید جدی قرار گرفته است.
نکته هشداردهندهتر، اثر دومینویی این بحران بر بازار فرآوردههای نفتی است. در حالی که قیمت نفت برنت از ابتدای تنشها ۳۰ درصد رشد کرده، قیمت بنزین و گازوئیل در آمریکا و اروپا حدود ۶۵ درصد جهش داشته که نشان از اختلال عمیقتر در بخش پالایش دارد. حاشیه سود پالایش گازوئیل به رکورد تاریخی خود رسیده و این یعنی بازار با کمبود شدید فرآوردههای استراتژیک مواجه است؛ موضوعی که میتواند تورم را در ماههای آینده به سطحی فراتر از پیشبینیها برساند.
۵ زنگ خطر در بازار انرژی که اقتصاد جهانی را میلرزاند
تحلیلگران ارشد انرژی، بحران فعلی را با اختلالات نفتی دهه ۱۹۷۰ مقایسه میکنند. افزایش ۴ هفتهای زمان حمل هر محموله، کاهش ۱۸ درصدی پالایش چین، افت ۵ درصدی مصرف سوخت در اروپا و کاهش ذخایر استراتژیک، همگی نشانههای هشداردهندهای هستند که میتوانند رشد ۲.۹ درصدی اقتصاد جهان را به ۱.۳ درصد کاهش دهند. در ادامه، ۵ عامل کلیدی که آینده بازار انرژی را تعیین میکنند، بررسی شده است:
۵ نکته تحلیلی-شمارهگذاری شده:
۱. افسر دریایی هزینه حملونقل: تغییر مسیر نفتکشها از بابالمندب به کانال سوئز و سپس دور زدن آفریقا، حداقل ۴ هفته به زمان حمل هر محموله افزوده و هزینههای بیمه و کرایه کشتی را تا ۳۰۰ درصد افزایش داده است. این افزایش هزینه در نهایت به قیمت تمامشده هر بشکه نفت در بازارهای آسیایی اضافه خواهد شد.
۲. بحران پالایش و کاهش عرضه فرآورده: پالایشگاههای چین با کاهش ۱۸ درصدی تولید در ژوئن ۲۰۲۶ نسبت به سال قبل، به پایینترین سطح از مارس ۲۰۲۰ رسیدهاند. همزمان، حملات پهپادی به زیرساختهای روسیه، صادرات دیزل این کشور را محدود کرده و بازار جهانی سوخت را با کاهش عرضه روزانه حداقل ۵۰۰ هزار بشکهای مواجه ساخته است.
۳. کاهش تقاضای ناشی از شوک قیمتی: آژانس بینالمللی انرژی گزارش داده که تقاضای جهانی نفت در سهماهه دوم ۲۰۲۶ به ۹۹.۱ میلیون بشکه در روز رسیده که ۵ درصد کمتر از مدت مشابه سال قبل است. در چین، مصرف گازوئیل ۱۰ درصد و بنزین ۵ درصد کاهش یافته که نشان از افت شدید فعالیتهای صنعتی و حملونقل دارد.
۴. فرسایش ذخایر استراتژیک و کاهش تابآوری: کشورهای مصرفکننده در ماههای ابتدایی بحران از ذخایر استراتژیک خود برای جبران کمبود استفاده کردند، اما ادامه اختلالها، این ذخایر را به پایینترین سطح در یک دهه اخیر رسانده است. تحلیلگران معتقدند ظرفیت فعلی ذخایر برای پاسخ به شوکهای جدید، کمتر از ۴۵ روز مصرف جهانی است.
۵. ریسک رکود تورمی در اقتصاد جهانی: ایندرمیت گیل، اقتصاددان ارشد بانک جهانی، هشدار داده که تداوم این بحران میتواند رشد اقتصادی ۲۰۲۶ را از ۲.۹ درصد به ۱.۳ درصد کاهش دهد. این یعنی جهان در آستانه تجدید پدیده «رکود تورمی» قرار دارد؛ ترکیبی از تورم بالا و رشد منفی که مهار آن به سیاستهای پولی بسیار تهاجمی نیاز دارد.
آیا جنگ آبراهها، معادلات قدرت جهانی را تغییر خواهد داد؟
بر اساس سناریوهای مطرحشده توسط مرکز مطالعات انرژی و امنیت، اگر اختلال در دو آبراه استراتژیک بیش از ۳ ماه ادامه یابد، قیمت نفت میتواند از مرز ۱۲۰ دلار عبور کند و رشد اقتصادی هند و چین (بهعنوان بزرگترین واردکنندگان نفت) را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند فشارهای اقتصادی ناشی از این بحران، طرفین درگیری را ناچار به مذاکره خواهد کرد، چراکه هیچیک از اقتصادهای درگیر، توان تحمل رکود ناشی از تداوم این وضعیت را ندارند. پیشبینی میشود در صورت برقراری آتشبس تا پایان شهریور، قیمتها با کاهش ۲۰ تا ۳۰ درصدی مواجه شوند، اما در غیر این صورت، جهان باید خود را برای یک زمستان پرهزینه و تورمی آماده کند؛ زمستانی که در آن قیمت هر بشکه نفت ممکن است برای اولین بار از سال ۲۰۲۲ به بالای ۱۵۰ دلار برسد.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟