چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

محاصره دریایی یمن چه فشاری بر اقتصاد عربستان می‌گذارد؟

محاصره دریایی یمن چه فشاری بر اقتصاد عربستان می‌گذارد؟

با شروع دوره‌ای جدید از محاصره دریایی یمن، باید دید اقتصاد عربستان توان و تاب‌آوری پذیرش این موضوع را دارد یا خیر؟

- اندازه متن +

در دریای سرخ چه اتفاقی افتاد؟

تحولات چند روز اخیر نشان داد که بحران انرژی در منطقه دیگر فقط به تنگه هرمز محدود نیست. پس از تشدید جنگ ایران و آمریکا و اختلال در مسیرهای خلیج فارس، عربستان تلاش کرد بخشی از صادرات نفت خود را از مسیر غربی، یعنی خط لوله شرق به غرب و پایانه‌های دریای سرخ، فعال‌تر کند. اگر هرمز پرریسک شود، نفت عربستان از شرق کشور به بندر ینبع در ساحل غربی منتقل شود و از مسیر دریای سرخ و باب‌المندب به بازار برسد.

اما ورود یمن، همین مسیر جایگزین را زیر سؤال برد. نیروهای یمنی در روزهای اخیر اعلام کردند که محاصره دریایی علیه عربستان را آغاز کرده‌اند و هشدار دادند که کشتی‌ها و نفتکش‌های مرتبط با بنادر سعودی در دریای سرخ در معرض خطر خواهند بود. هم‌زمان، گزارش‌هایی از حملات موشکی و پهپادی به تأسیسات آرامکو در ینبع و جیزان منتشر شد؛ دو نقطه‌ای که برای صادرات، سوخت‌رسانی و امنیت انرژی عربستان اهمیت بالایی دارند.

در ظاهر، عربستان می‌خواست با انتقال فشار از هرمز به دریای سرخ، مسیر صادرات خود را حفظ کند. اما محاصره یمن این راه‌حل را به مسئله تبدیل کرد. وقتی هرمز تحت فشار است و باب‌المندب هم ناامن می‌شود، عربستان دیگر فقط با یک گلوگاه مواجه نیست؛ با دو گلوگاه متصل روبه‌روست. این یعنی هر مسیری که برای دور زدن یک بحران طراحی شده، می‌تواند در بحران دوم گرفتار شود.

طبق گزارش‌های منتشرشده، عربستان پس از اختلال در هرمز، بیش از ۷۰ درصد صادرات نفت خود را به سمت ینبع در ساحل غربی منتقل کرده بود. برخی برآوردها نیز نشان می‌دهد انتقال نفت از مسیر خط لوله شرق به غرب و پایانه‌های دریای سرخ از حدود ۷۰۰ هزار تا یک میلیون بشکه در روز، به حدود ۴.۹ میلیون بشکه در روز رسیده است. این جهش یعنی عربستان واقعاً روی دریای سرخ به‌عنوان مسیر نجات حساب کرده بود.

اکنون همین مسیر در معرض فشار قرار گرفته است. گزارش‌ها از افت ۳۶ درصدی بارگیری نفت عربستان از مسیر باب‌المندب در دو هفته خبر داده‌اند و بازار و شرکت‌های کشتیرانی، تهدید یمن را جدی گرفته‌اند.

پیامد اقتصادی محاصره برای عربستان چیست؟

عربستان اقتصادی نفت‌محور دارد و نفت، ستون درآمد ارزی، بودجه، سرمایه‌گذاری عمومی و پروژه‌های تحول اقتصادی آن است. در سال ۲۰۲۴، صادرات نفت خام عربستان حدود ۱۸۷ میلیارد دلار برآورد شده و همچنان بزرگ‌ترین قلم صادراتی این کشور بوده است. بنابراین هر اختلال در فروش به درآمد دولت، توان هزینه‌کرد، ثبات مالی و اجرای پروژه‌های بزرگ داخلی ضربه می‌زند.

نخستین پیامد محاصره، افزایش هزینه صادرات است. اگر نفت عربستان نتواند از مسیر عادی دریای سرخ و باب‌المندب عبور کند، ریاض باید به مسیرهای طولانی‌تر، پرهزینه‌تر یا پیچیده‌تر فکر کند. دور زدن از مسیر دماغه امید نیک، استفاده از کانال سوئز و خط لوله سومد، تغییر برنامه کشتی‌ها، استفاده از نفتکش‌های بیشتر و افزایش ذخیره‌سازی همه هزینه دارند. حتی اگر صادرات کاملاً متوقف نشود، هزینه تحویل هر بشکه بالاتر می‌رود. در بازار نفت، فقط قیمت فروش مهم نیست؛ قیمت تحویل‌شده و هزینه ریسک نیز تعیین‌کننده است.

دومین پیامد، کاهش قابلیت اطمینان عربستان برای مشتریان آسیایی است. بخش مهمی از نفت عربستان به آسیا می‌رود. پالایشگاه‌های چین، هند، ژاپن و کره جنوبی برای خوراک خود برنامه زمانی دقیق دارند. اگر محموله‌های ینبع یا مسیرهای عبوری از باب‌المندب در معرض تغییر مسیر، تأخیر یا ریسک بیمه‌ای قرار بگیرند، خریدار آسیایی به دنبال تنوع بیشتر می‌رود. عربستان ممکن است همچنان فروش داشته باشد، اما بخشی از مزیت خود به‌عنوان صادرکننده قابل اتکا را از دست می‌دهد.

سومین پیامد، فشار بر خط لوله شرق به غرب است. این خط لوله برای روز بحران طراحی شده بود؛ یعنی وقتی هرمز مشکل پیدا کرد، نفت از شرق عربستان به دریای سرخ منتقل شود. اما این راه‌حل فقط وقتی کار می‌کند که دریای سرخ امن باشد. اگر باب‌المندب و بنادر غربی عربستان هم هدف فشار قرار گیرند، خط لوله شرق به غرب از ابزار تاب‌آوری به دارایی محدودشده تبدیل می‌شود. عربستان نفت را به غرب می‌برد، اما خروج آن از غرب با ریسک روبه‌رو می‌شود.

چهارمین پیامد، افزایش هزینه بیمه و کاهش دسترسی به ناوگان است. نفتکش‌ها در شرایط جنگی فقط به فاصله جغرافیایی نگاه نمی‌کنند؛ به احتمال حمله، هزینه بیمه جنگ، دستورالعمل شرکت مالک، تعهدات خریدار و امکان ورود به بندر نگاه می‌کنند. وقتی یمن اعلام می‌کند کشتی‌های مرتبط با بنادر سعودی هدف خواهند بود، برخی شرکت‌ها ترجیح می‌دهند وارد این ریسک نشوند یا هزینه بالاتری مطالبه کنند. نتیجه، کاهش انعطاف عربستان در فروش و تحویل نفت است.

پنجمین پیامد، اثر بودجه‌ای است. عربستان برای اجرای برنامه‌های بزرگ اقتصادی، از پروژه‌های شهری و گردشگری تا سرمایه‌گذاری صنعتی و انرژی، به درآمد نفتی پایدار نیاز دارد. اگر فروش نفت با اختلال، تخفیف اجباری، افزایش هزینه حمل یا کاهش بارگیری مواجه شود، فشار بر بودجه بیشتر می‌شود. عربستان ممکن است ذخایر مالی و توان استقراض داشته باشد، اما استمرار جنگ دریایی، هزینه سرمایه و ریسک مالی آن را بالا می‌برد.

ششمین پیامد، ضربه به تصویر «جزیره امن» عربستان است. ریاض در سال‌های اخیر تلاش کرده خود را مرکز سرمایه‌گذاری، گردشگری، فناوری، ورزش و پروژه‌های آینده‌محور معرفی کند. اما محاصره دریایی یمن نشان می‌دهد زیرساخت نفتی و دریایی عربستان همچنان آسیب‌پذیر است. سرمایه‌گذار خارجی وقتی می‌بیند مسیر صادرات نفت، بنادر غربی، پالایشگاه‌ها و پایانه‌های انرژی در معرض ریسک جنگی‌اند، ریسک کشور را دوباره محاسبه می‌کند. این مسئله فقط درباره نفت نیست؛ درباره کل تصویر اقتصاد سعودی است.

محاصره یمن معادله ژئواکونومیک عربستان را تغییر می‌دهد. ریاض می‌خواست از فشار هرمز فاصله بگیرد و از دریای سرخ به‌عنوان مسیر جایگزین استفاده کند. اما اگر باب‌المندب فعال شود، عربستان میان دو نقطه فشار قرار می‌گیرد: از شرق، هرمز؛ از غرب، دریای سرخ و باب‌المندب. این یعنی امنیت صادرات نفت عربستان دیگر فقط به توان داخلی یا حمایت آمریکا وابسته نیست؛ به رفتار بازیگران منطقه‌ای نیز گره خورده است.

درباره نویسنده

سید مجتبی هاشمی

سیدمجتبی هاشمی دانش‌آموخته اقتصاد نظری از دانشگاه علامه طباطبایی، سردبیر چارسو اقتصاد و متمرکز بر دو حوزه پژوهشی تجارت و تعارض منافع است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما