مدیریت انرژی در آلمان بر پایه قانون حفاظت اقلیم و قانون بهرهوری انرژی استوار است. اهداف کمی برای کاهش مصرف انرژی، افزایش بهرهوری و تنوعبخشی به منابع در اسناد ملی تعریف میشود.
تحقق این اهداف توسط نهادهای مستقل مانند کمیسیون نظارت بر گذار انرژی بهصورت سالانه ارزیابی و گزارش میشود. به همین دلیل، اصلاح سیاستها به وقوع یک بحران وابسته نیست و حتی در دورههای ثبات نیز ادامه پیدا میکند.
تغییرات سبد انرژی در گذار انرژی آلمان
ترکیب سبد انرژی آلمان طی شش دهه گذشته تغییرات زیادی داشته است. سهم زغالسنگ از حدود ۶۳ درصد در سال ۱۹۶۵ به کمتر از ۱۹ درصد در سال ۲۰۲۲ رسیده است.
سهم گاز طبیعی از حدود یک درصد به بیش از ۲۲ درصد افزایش یافته و انرژیهای تجدیدپذیر نیز از سهمی نزدیک به صفر، به بیش از ۱۸ درصد از سبد انرژی رسیدهاست.
نمودار شماره ۱: روند تغییرات ترکیب سبد انرژی آلمان و ایران ( ۱۹۶۵ تا ۲۰۲۲)

مصرف نهایی انرژی در آلمان با کاهش ۱۲ درصدی از حدود ۲۰۸ میلیون تن معادل نفت خام در سال ۲۰۰۰ به حدود ۱۸۳ میلیون تن در سال ۲۰۲۳ رسیدهاست.
این تغییرات نتیجه یک تصمیم یا برنامه کوتاهمدت نبود. کاهش تدریجی شدت انرژی و کنترل مصرف، حاصل مجموعهای از سیاستهای مکمل است که طی دو دهه گذشته در بخشهای مختلف اقتصاد اجرا شدهاند.
نمودار ۲: روند تغییرات شدت انرژی در کشورهای منتخب، ( ۱۹۶۵ تا ۲۰۲۲)

مدیریت مصرف در بخش ساختمان و صنعت
بخش ساختمان برای گرمایش، سرمایش و تأمین آب گرم سهم زیادی از مصرف نهایی انرژی را به خود اختصاص میدهد. سیاستگذار آلمانی مجموعهای از استانداردهای ساختمانی، مشوقهای مالی و الزامات فنی را بهطور همزمان برای مدیریت مصرف اجرا کردهاست.
ارتقای عایق حرارتی ساختمانها، نوسازی موتورخانهها، جایگزینی سامانههای گرمایشی کمبازده و حمایت مالی از نصب تجهیزات پربازده، مهمترین محورهای این سیاستها بودهاست.
قانون انرژی ساختمان [1]الزامات قانونی را تعیین میکند و برنامه یارانه فدرال برای ساختمانهای کارآمد[2]از طریق وامهای کمبهره و یارانه، مالکان را به نوسازی ساختمانها و جایگزینی سامانههای گرمایشی قدیمی تشویق میکند.
از سال ۲۰۲۴ نیز سامانههای گرمایشی جدید باید حداقل ۶۵ درصد انرژی مورد نیاز خود را از منابع تجدیدپذیر تأمین کنند.
نمودار ۳: مصرف انرژی در خانوارهای آلمان بر اساس کاربری نهایی (میلیون تن معادل نفت خام)

در نتیجه این سیاستها مصرف گرمایش ساختمانها به ازای هر مترمربع از حدود ۱۶.۵ کیلوگرم معادل نفت خام در سال ۲۰۰۰ به ۱۱.۲ کیلوگرم در سال ۲۰۲۲ کاهش یافتهاست. یعنی حدود ۳۲ درصد صرفهجویی در کمتر از دو دهه محقق شدهاست.
بررسی تغییرات مصرف هر کاربری نسبت به سال ۲۰۰۰ نیز تصویر دقیقتری از روند مصرف ارائه میدهد. مصرف گرمایش فضا در سال ۲۰۲۳ به حدود ۷۵ درصد سطح سال ۲۰۰۰ کاهش یافته است. مصرف آب گرم نیز به ۹۲ درصد و روشنایی به ۸۵ درصد سطح پایه رسیدهاست.
در مقابل، مصرف پختوپز با افزایش جزئی به حدود ۱۰۸ درصد و مصرف لوازم برقی با افزایش به حدود ۱۰۵ درصد سطح سال ۲۰۰۰ رسیدهاست. این افزایش در مصرف لوازم برقی، ناشی از رشد تعداد وسایل برقی در خانوارهاست.
نمودار ۴: نمودار تغییرات مصرف هر کاربری نسبت به سال ۲۰۰۰ (درصد)
[1] GEG (Gebäudeenergiegesetz)
[1] BEG (Bundesförderung für effiziente Gebäude)
[1] ODYSSEE-MURE
نمودار تغییرات مصرف هر کاربری نسبت به سال ۲۰۰۰

دولت آلمان در بخش صنعت، برنامه حمایت فدرال از بهرهوری انرژی و منابع در صنعت [1]را از سال ۲۰۱۹ اجرا کردهاست. این برنامه ترکیبی از کمکهای بلاعوض و وامهای کمبهره را برای نوسازی تجهیزات، توسعه سامانههای مدیریت انرژی در کارخانهها و حمایت از بازیافت حرارت فراهم میکند.
این برنامه تسهیلات تا سقف ۲۵ میلیون یورو را ارائه میدهد تا صنایع را به اجرای پروژههای بهینهسازی با حداقل ۱۰ درصد صرفهجویی انرژی سوق دهد. همچنین شبکههای بهرهوری انرژی بین صنایع ایجاد شده تا شرکتها تجربههای موفق خود را در کاهش مصرف انرژی به اشتراک بگذارند.
نمودار ۵: تغییرات مصرف نهایی انرژی بخش صنعت

کاهش مصرف انرژی در صنعت آلمان، عمدتاً ناشی از تغییرات ساختاری به نفع صنایع کمانرژیبر بوده است، در حالی که صرفهجویی انرژی ناشی از بهبود بهرهوری تنها ۱.۴ درصد از کاهش مصرف را به خود اختصاص داده است.
در واقع صنعت آلمان نتوانسته به اندازه بخش ساختمان بهرهوری خود را بهبود بخشد و کاهش مصرف به خاطر تغییر ترکیب صنایع بوده است نه افزایش بهرهوری فنی.
مدیریت مصرف در بخش حملونقل
حملونقل یکی از دشوارترین بخشها برای مدیریت مصرف انرژی در آلمان بوده است. استانداردهای سختگیرانه مصرف سوخت و انتشار CO₂ برای خودروهای جدید، توسعه زیرساخت شارژ خودروهای برقی و حمایت مالی از خرید خودروهای کممصرف از مهمترین این سیاستها است.
همچنین طرح بلیت آلمان برای حذف پیچیدگی تعرفههای منطقهای و ایجاد امکان استفاده از تمام شبکه حملونقل عمومی از سال ۲۰۲۳ با قیمت ۴۹ یورو در ماه اجرا شد تا وابستگی به خودروی شخصی را کاهش دهد.
سیاستهای اجراشده در دو دهه، حدود ۱۱.۲ میلیون تن معادل نفت خام صرفهجویی به همراه داشته است. مصرف کل انرژی ۴.۴ درصد کاهش یافته و مصرف خودروها به ازای هر مسافر-کیلومتر از ۰.۰۴۳۵ به ۰.۰۳۹۷ تن رسیده است.
نمودار ۶: مصرف انرژی حملونقل بر اساس روش (میلیون تن معادل نفت خام)

روند تجمعی صرفهجویی انرژی نیز نشان میدهد که این سیاستها مقطعی نبودهاند و تقریباً در تمام سالهای دو دهه اخیر ادامه یافتهاند. همچنین بخش مسکونی بهترین عملکرد را در صرفهجویی داشته است.
در نتیجه، اقتصاد آلمان پیش از وقوع شوکهای انرژی، بخشی از وابستگی خود به مصرف بالای انرژی را کاهش داده است. پس دورههای افزایش قیمت یا اختلال در عرضه انرژی، امکان مدیریت تقاضا و سازگاری اقتصاد با شرایط جدید بیش از گذشته فراهم است.
نمودار ۷: روند تجمعی مقدار صرفهجویی انرژی در بخشهای مختلف اقتصاد

بومیسازی تجربه آلمان در ایران
در ایران، قیمتگذاری دستوری و فاصله قابلتوجه قیمت داخلی با هزینه واقعی انرژی، نقش سیگنال قیمتی را از بین برده است. در چنین شرایطی صرفهجویی انرژی توجیه اقتصادی کافی ندارد.
در نتیجه، بسیاری از پروژههای بهینهسازی انرژی یا از نظر اقتصادی توجیهپذیر نیستند یا دوره بازگشت سرمایه آنها به اندازهای طولانی میشود که انگیزهای برای سرمایهگذاری بخش خصوصی باقی نمیگذارد.
به همین دلیل اجرای بسیاری از سیاستهای آلمان در ایران امکانپذیر نیست. پیشنیاز این سیاستها، ایجاد بازاری است که قیمت بتواند نقش علامتدهنده خود را ایفا کند. آنگاه راهکارهای غیرقیمتی زیر میتواند نتیجه خوبی داشته باشد.
- استانداردهای بهرهوری انرژی باید بهصورت مرحلهای، سختگیرانهتر شوند تا تجهیزات پرمصرف بهتدریج از چرخه مصرف و تولید خارج شوند.
- بخشی از منابع حاصل از اصلاح قیمت انرژی میتواند به جای پرداخت یارانه مصرف، صرف اعطای وام کمبهره و مشوقهای مالی برای نوسازی موتورخانهها، سامانههای گرمایشی و جایگزینی ماشینآلات فرسوده شود. این اقدام علاوه بر کاهش مصرف انرژی، انگیزه سرمایهگذاری بخش خصوصی را نیز افزایش میدهد.
- تدوین شاخصهای ملی بهرهوری انرژی، انتشار منظم دادهها و ارزیابی مستمر نتایج سیاستها، باید منظوم و شفاف انجام شود تا تصمیمگیریها و ارزیابی عملکرد بر مبنای دادههای قابلسنجش باشد. در آلمان این کار توسط کمیسیون نظارت بر گذار انرژی[1] انجام میشود.
- استقرار نظام مدیریت انرژی در صنایع بزرگ و الزام واحدهای پرمصرف به پایش مستمر مصرف و ارائه گزارشهای دورهای، میتواند بخشی از اتلاف انرژی را کاهش دهد.
تجربه آلمان نشان میدهد عبور از بحرانهای انرژی صرفاً با افزایش تولید یا واردات انرژی امکانپذیر نیست. اقتصادی که پیش از بحران مصرف خود را بهینه کرده باشد، شدت انرژی را کاهش داده و ابزارهای مدیریت تقاضا را توسعه داده باشد، در زمان وقوع شوکهای انرژی هزینه اقتصادی کمتری پرداخت خواهد کرد.



نظر شما در مورد این مطلب چیه؟