چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

تنگه هرمز چگونه اهرم قدرت ایران در اقتصاد جهانی شد؟

تنگه هرمز چگونه اهرم قدرت ایران در اقتصاد جهانی شد؟

با بسته شدن تنگه هرمز و افزایش نردبان تنش، یک سوال قابل طرح است. تنگه هرمز چگونه ایران را در موضع قدرت و ابتکار قرار داده است و این موضوع چه اثری بر اقتصاد کلان جهانی می‌گذارد.

- اندازه متن +

افزایش ریسک اختلال در تنگه هرمز بار دیگر نشان داد که ایران فقط یک بازیگر نفتی نیست، بلکه در یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان قرار دارد. عبور حدود ۲۰ درصد مصرف جهانی مایعات نفتی از این مسیر باعث می‌شود هر تهدید علیه امنیت هرمز، به سرعت در قیمت نفت، هزینه حمل‌ونقل، بیمه کشتیرانی، تورم جهانی و تصمیم‌های پولی اقتصادهای بزرگ بازتاب پیدا کند.

تنگه هرمز چگونه هزینه جنگ را به اقتصاد جهانی منتقل می‌کند؟

جنگ وقتی برای طرف مقابل پرهزینه می‌شود که فقط در جغرافیای کشور هدف باقی نماند. اگر حمله، تخریب، نااطمینانی و فشار فقط بر اقتصاد ایران تحمیل شود، دشمن می‌تواند جنگ را با هزینه‌ای مدیریت‌شده ادامه دهد. اما وقتی اثر جنگ به بازار انرژی، حمل‌ونقل، بیمه، کالاهای پایه، سوخت، سبد مصرفی خانوار و سیاست پولی اقتصادهای غربی منتقل شود، میدان تغییر می‌کند. تنگه هرمز در جنگ اخیر دقیقاً چنین نقشی پیدا کرد.

اهمیت هرمز از اینجا می‌آید که نزدیک به ۲۰ درصد مصرف روزانه انرژی جهان از این مسیر عبور می‌کند. این عدد، یک متغیر تعیین‌کننده در امنیت انرژی، قیمت نفت، هزینه حمل‌ونقل و تورم جهانی است. وقتی این مسیر از حالت عادی خارج می‌شود، بازار فقط منتظر کمبود قطعی عرضه نمی‌ماند. ریسک آینده را از همان لحظه قیمت‌گذاری می‌کند. نفت، گاز، فرآورده‌های نفتی، کود، مواد شیمیایی و حتی برخی مواد راهبردی مورد استفاده در صنایع پیشرفته، در چنین شرایطی با هزینه ریسک تازه روبه‌رو می‌شوند.

نکته مهم این است که اثر اقتصادی هرمز الزاماً نیازمند نفت ۱۵۰ یا ۲۰۰ دلاری نیست. اگر نفتی که پیش‌تر برخی برآوردها میانگین آن را در محدوده ۵۵ تا ۶۰ دلار می‌دیدند، به سمت ۸۵، ۹۵، ۱۰۰ یا حتی ۱۱۵ دلار حرکت کند، فشار آن برای اقتصادهای مصرف‌کننده محسوس خواهد بود. بنزین گران‌تر می‌شود، دیزل گران‌تر می‌شود، حمل‌ونقل کالاهای روزمره هزینه بیشتری پیدا می‌کند، قیمت نهاده‌های کشاورزی و کود بالا می‌رود و بخشی از این فشار به سبد خانوار آمریکایی و اروپایی منتقل می‌شود.

این فشار در خلأ رخ نمی‌دهد. خانوار غربی در سال‌های گذشته یک‌بار از شوک کرونا عبور کرده، یک‌بار هزینه جنگ اوکراین را در انرژی و تورم پرداخته و یک‌بار هم با نرخ‌های بهره بالا، بار سنگین‌تری در وام مسکن، اجاره، بدهی خانوار و هزینه تأمین مالی تحمل کرده است. در چنین وضعی، حتی یک شوک جدید انرژی با شدت متوسط نیز می‌تواند از نظر سیاسی و اجتماعی اثرگذار باشد. بنابراین هرمز، برای ایران راهی بود برای آنکه هزینه جنگ از مرزهای ایران عبور کند و به معادلات داخلی طرف مقابل برسد.

۵ اثر اقتصادی تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی

تنگه هرمز فقط یک مسیر عبور نفتکش‌ها نیست؛ هرگونه اختلال یا افزایش ریسک در این آبراه می‌تواند زنجیره‌ای از پیامدهای اقتصادی در بازار انرژی، حمل‌ونقل، تورم و سیاست پولی جهان ایجاد کند.

  • ۱. افزایش قیمت نفت و فرآورده‌های انرژی

    وقتی ریسک عبور از تنگه هرمز بالا می‌رود، بازار انرژی پیش از کمبود واقعی عرضه، احتمال اختلال آینده را قیمت‌گذاری می‌کند. این موضوع می‌تواند قیمت نفت، گاز، سوخت حمل‌ونقل و فرآورده‌های نفتی را افزایش دهد.

  • ۲. رشد هزینه حمل‌ونقل و بیمه کشتیرانی

    افزایش ریسک در مسیرهای دریایی باعث بالا رفتن هزینه بیمه، حق ریسک، نرخ کرایه کشتی و هزینه حمل کالا می‌شود. این فشار در نهایت می‌تواند به قیمت کالاهای وارداتی و صادراتی منتقل شود.

  • ۳. فشار تازه بر تورم جهانی

    افزایش هزینه انرژی، سوخت و حمل‌ونقل معمولاً به رشد هزینه تولید و توزیع کالاها منجر می‌شود. در اقتصادهای مصرف‌کننده، این فشار می‌تواند در قیمت بنزین، مواد غذایی، کالاهای پایه و هزینه خانوار ظاهر شود.

  • ۴. پیچیده‌تر شدن تصمیم‌های بانک‌های مرکزی

    شوک انرژی می‌تواند مسیر کاهش نرخ بهره را برای بانک‌های مرکزی دشوارتر کند. اگر قیمت انرژی تورم را دوباره بالا ببرد، سیاست‌گذاران پولی ناچار می‌شوند میان کنترل تورم و حمایت از رشد اقتصادی انتخاب سخت‌تری داشته باشند.

  • ۵. افزایش نقش ژئوپلیتیکی ایران در بازار انرژی

    هرچه جهان بیشتر به عبور امن انرژی از هرمز وابسته باشد، نقش ایران در معادلات امنیت انرژی پررنگ‌تر می‌شود. این موقعیت می‌تواند در مذاکرات اقتصادی، ترتیبات منطقه‌ای و طراحی اقتصاد پساجنگ برای ایران اهمیت راهبردی داشته باشد.

حکمرانی هرمز یعنی چه؟

حکمرانی هرمز به معنای بستن یا باز کردن ساده تنگه نیست؛ بلکه یعنی ایران بتواند در تعریف قواعد عبور، سطح ریسک، امنیت کشتیرانی، هزینه بیمه، مسیرهای مجاز و نسبت کشورهای منطقه با این آبراه نقش تعیین‌کننده داشته باشد. در این نگاه، هرمز فقط یک مسیر جغرافیایی نیست، بلکه بخشی از معماری امنیت انرژی و نظم اقتصادی منطقه است.

اینجاست که مفهوم «حکمرانی هرمز» از بستن یا باز کردن ساده تنگه فراتر می‌رود. ایران نشان داد امنیت انرژی در خلیج فارس، چیزی نیست که آمریکا از آن سوی دنیا و بدون پذیرش نقش ایران بتواند تضمین کند. اگر طرف مقابل بخواهد جنگ را به ایران تحمیل کند، باید بداند بخشی از هزینه آن از مسیر هرمز به اقتصاد جهانی بازمی‌گردد.

تنگه هرمز چگونه نقش ایران در امنیت انرژی را احیا کرد؟

برای فهم اهمیت هرمز، باید یک گام عقب‌تر رفت. تا پیش از دهه ۲۰۱۰، اقتصاد جهانی با ایران یک معامله نانوشته داشت: ایران هم تأمین‌کننده مهم نفت بود و هم بخشی از امنیت نفت خلیج فارس را بر دوش می‌کشید. در چنین وضعی، حذف کامل ایران از اقتصاد انرژی جهان ساده نبود. اما با اقتصادی شدن نفت شیل، تغییر موازنه عرضه جهانی و افزایش تولید برخی بازیگران غیراوپکی، این تصور تقویت شد که می‌توان دو تا چهار میلیون بشکه نفت ایران را از بازار کنار گذاشت و همچنان بازار جهانی را اداره کرد.

از همین نقطه، تحریم‌پذیری ایران افزایش یافت. مسئله فقط این نبود که ایران تحریم شد و بعد نقش آن کاهش پیدا کرد؛ بخش مهم ماجرا این بود که تصور حذف نقش ایران پیش‌تر در ذهن طرف مقابل شکل گرفته بود. وقتی کشوری در زنجیره حیاتی اقتصاد جهان نقش تعیین‌کننده نداشته باشد، فشار بر آن آسان‌تر می‌شود. جنگ اخیر این تصور را شکست. ایران دوباره به اقتصاد جهان یادآوری کرد که فقط فروشنده نفت نیست؛ در نقطه‌ای ایستاده که بدون آن، امنیت عبور انرژی و تجارت در خلیج فارس قابل تضمین نیست.

این احیای نقش، نباید به بازگشت به الگوی قدیمی محدود شود. مسئله این نیست که ایران دوباره صرفاً صادرکننده نفت خام باشد و امنیت عبور دیگران را تضمین کند. آن مدل سال‌ها ستون اقتصاد ایران بود، اما در دوره تحریم و تغییر موازنه انرژی فرسوده شد. نقش تازه ایران باید از دل هرمز، مکران، کریدور شمال ـ جنوب، انرژی، تولید و تسویه‌های جدید تجاری ساخته شود.

حکمرانی هرمز یعنی ایران بتواند قواعد عبور، محدودیت‌های فنی، مسیرهای مجاز، سطح ریسک، هزینه بیمه، امنیت کشتیرانی و نسبت کشورهای منطقه با این آبراه را در معادله‌ای تازه تعریف کند. اگر عبور از هرمز پس از جنگ، بدون قاعده و شبیه پیش از جنگ از سر گرفته شود، دستاورد راهبردی ایران کوچک می‌شود. اما اگر جهان بپذیرد که عبور امن از این تنگه بدون لحاظ کردن نقش ایران ممکن نیست، آنگاه هرمز از یک ابزار بحران به یک ابزار نظم‌سازی تبدیل می‌شود.

همین نقطه، پیام مهمی برای کشورهای جنوب خلیج فارس دارد. برخی از این کشورها در سال‌های گذشته تلاش کردند امنیت خود را با ناامن‌سازی شمال خلیج فارس بسازند؛ یعنی سرمایه را به جنوب بکشانند و ریسک را به ایران منتقل کنند. جنگ اخیر نشان داد چنین تفکیکی پایدار نیست. یا شمال و جنوب خلیج فارس با هم امن می‌مانند، یا هیچ‌کدام نمی‌توانند امنیت خود را جداگانه بفروشند. اگر امنیت ایران تهدید شود، امنیت بنادر، پالایشگاه‌ها، مسیرهای کشتیرانی و بازارهای مالی جنوب خلیج فارس نیز بی‌هزینه باقی نخواهد ماند.

تنگه هرمز چگونه به اقتصاد پساجنگ ایران وصل می‌شود؟

اقتصاد ایران بعد از جنگ نباید فقط درگیر ترمیم خسارت‌ها شود. خسارت وجود دارد؛ برخی صنایع آسیب دیده‌اند، بخشی از تولید ناخالص داخلی تحت فشار قرار گرفته، بخشی از درآمد ارزی غیرنفتی آسیب دیده و فضای نااطمینانی برای بنگاه‌ها بالا رفته است. اما جنگ فقط هزینه نداشت؛ یک امکان راهبردی نیز ایجاد کرد. جهان دوباره فهمید که حذف ایران از معادلات منطقه‌ای و انرژی، بدون هزینه نیست. این امکان اگر به سیاست اقتصادی تبدیل نشود، از دست می‌رود.

مسئله اصلی در پساجنگ، تبدیل اهرم هرمز به نقش اقتصادی پایدار است. ایران در سال‌های تحریم برای عبور از فشار، ناچار به استفاده از مسیرهای غیررسمی، واسطه‌های پرهزینه و شیوه‌های غیرشفاف تسویه شد. طبق داده‌های مطرح‌شده در گفت‌وگو، تا پیش از جنگ، بیش از ۶۰ درصد تصفیه تجارت نفتی و کالای اساسی ایران از مسیر یکی از کشورهای کوچک حاشیه خلیج فارس انجام می‌شد. این مدل شاید در کوتاه‌مدت امکان بقا ایجاد کند، اما توسعه نمی‌سازد. اقتصاد بزرگ را نمی‌توان برای مدت طولانی با شبکه‌های غیررسمی اداره کرد.

حکمرانی هرمز می‌تواند نقطه عبور از همین وضعیت باشد. وقتی ایران از موضع قدرت نشان می‌دهد که امنیت انرژی و تجارت منطقه‌ای بدون نقش تهران قابل دوام نیست، می‌تواند در مذاکرات و ترتیبات بعدی، مطالبه‌های اقتصادی دقیق‌تری مطرح کند. مطالبه‌های نظیر تسویه مستقیم‌تر با چین و روسیه، قراردادهای بلندمدت انرژی، کاهش واسطه‌گری کشورهای کوچک، توسعه مکران، اتصال کریدور شمال – جنوب، خدمات بندری، بیمه، لجستیک و انتقال بخشی از زنجیره‌های تولید به خاک ایران که از اهمیت بالایی برخوردارند.

باید به این نکته دقت کرد که کریدور زمانی برای کشور قدرت می‌سازد که در کنار عبور، تولید، پردازش، انبارش، انرژی، داده، تعمیرات، خدمات مالی، بیمه و تجارت را نیز در خاک خود فعال کند. به همین دلیل، ایده‌هایی مانند مکران یا کریدور شمال – جنوب نباید پروژه عمرانی صرف دیده شوند. این‌ها می‌توانند نقش تازه ایران در اقتصاد جهان باشند.

پاسخ اصلی به جنگ، توسعه است؛ اما توسعه‌ای که از موضع قدرت آغاز شود، نه از موضع بازگشت به وضعیت سابق. اگر ایران پس از جنگ فقط به باز شدن کامل و بی‌قاعده هرمز رضایت دهد، در عمل یکی از مهم‌ترین کارت‌های خود را واگذار کرده است. اما اگر بتواند حکمرانی خود بر تنگه را تثبیت کند، محدودیت‌های فنی عبور را به قاعده تبدیل کند، مسیرهای مجاز را تعریف کند، هزینه بیمه و ریسک را مدیریت کند و از این موقعیت برای بازسازی نقش اقتصادی خود استفاده کند، هرمز به نقطه آغاز اقتصاد پساجنگ تبدیل می‌شود.

 

سوالات مهم درباره تنگه هرمز و قدرت اقتصادی ایران

چرا تنگه هرمز برای اقتصاد جهانی مهم است؟

تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان است و بخش بزرگی از نفت و فرآورده‌های نفتی جهان از این مسیر عبور می‌کند. هرگونه اختلال در این مسیر می‌تواند بر قیمت نفت، هزینه حمل‌ونقل، بیمه و تورم جهانی اثر بگذارد.

تنگه هرمز چگونه دست ایران را در معادلات منطقه‌ای پر می‌کند؟

ایران در یکی از حساس‌ترین نقاط امنیت انرژی جهان قرار دارد. افزایش ریسک در تنگه هرمز می‌تواند هزینه جنگ یا فشار خارجی را از مرزهای ایران به بازار انرژی، اقتصاد جهانی و سیاست داخلی کشورهای مصرف‌کننده منتقل کند.

حکمرانی هرمز یعنی چه؟

حکمرانی هرمز یعنی ایران بتواند در تعریف قواعد عبور، امنیت کشتیرانی، سطح ریسک، هزینه بیمه، مسیرهای مجاز و نظم اقتصادی مرتبط با این آبراه نقش تعیین‌کننده داشته باشد.

تنگه هرمز چه نقشی در اقتصاد پساجنگ ایران دارد؟

اگر ایران بتواند موقعیت هرمز را به توسعه مکران، کریدور شمال-جنوب، خدمات بندری، بیمه، لجستیک، قراردادهای انرژی و تسویه‌های مستقیم تجاری وصل کند، این تنگه می‌تواند به نقطه آغاز نقش تازه ایران در اقتصاد پساجنگ تبدیل شود.


 

درباره نویسنده

سید مجتبی هاشمی

سیدمجتبی هاشمی دانش‌آموخته اقتصاد نظری از دانشگاه علامه طباطبایی، سردبیر چارسو اقتصاد و متمرکز بر دو حوزه پژوهشی تجارت و تعارض منافع است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما