چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

مسئله سیاست صنعتی ایران و آیت‌الله خامنه‌ای

مسئله سیاست صنعتی ایران و آیت‌الله خامنه‌ای

سیاست صنعتی، اگر به معنای هدایت هدفمند تولید، ارتقای فناوری و ساخت توان داخلی باشد، یکی از نزدیک‌ترین صورت‌بندی‌های نظری به رویکرد اقتصادی رهبر شهید است.

- اندازه متن +

چرا سیاست صنعتی دوباره مهم شده است؟

در سال‌های اخیر، ادبیات توسعه در جهان دوباره به سمت سیاست صنعتی برگشته است. تجربه بحران‌های مالی، جنگ‌های تجاری، همه‌گیری کرونا، اختلال زنجیره‌های تأمین و تشدید رقابت قدرت‌های بزرگ نشان داد که بازار رهاشده به‌تنهایی نمی‌تواند امنیت تولید، فناوری، اشتغال و استقلال اقتصادی کشورها را تضمین کند. حتی اقتصادهایی که سال‌ها از آزادسازی و کوچک‌سازی دولت سخن می‌گفتند، امروز برای حمایت از صنایع راهبردی، فناوری‌های نو، زنجیره‌های تأمین داخلی و تولیدات حساس خود، به مداخله هدفمند دولت بازگشته‌اند.

سیاست صنعتی در معنای دقیق خود، صرفاً حمایت از یک کارخانه یا اعطای یارانه به چند صنعت نیست. سیاست صنعتی یعنی دولت با شناخت ظرفیت‌های کشور، منابع مالی، اعتباری، تجاری، آموزشی و فناورانه را به سمت فعالیت‌هایی هدایت کند که بهره‌وری بالاتر، ارزش افزوده بیشتر، پیچیدگی فناورانه بالاتر و قدرت صادراتی قوی‌تری دارند. هدف آن، تغییر ساختار تولید است؛ یعنی اقتصاد از خام‌فروشی، واردات‌محوری و فعالیت‌های کم‌بازده فاصله بگیرد و به سمت تولید کالاها و خدمات پیچیده‌تر حرکت کند.

از این زاویه، سیاست صنعتی قرابت جدی با رویکرد اقتصادی رهبر شهید دارد. در اندیشه ایشان، تولید یک شاخص فرعی نبود؛ ستون فقرات اقتصاد بود. اقتصاد وقتی قوی می‌شود که بتواند از درون خود توان تولیدی بسازد، دانش را به ثروت تبدیل کند، اشتغال باکیفیت ایجاد کند و در برابر تکانه‌های خارجی آسیب‌پذیر نباشد. این نگاه، همان نقطه‌ای است که سیاست صنعتی را از یک ابزار فنی به یک راهبرد پیشرفت تبدیل می‌کند.

در این چارچوب، تولید فقط به معنای افزایش مقدار کالا نیست. تولید یعنی جامعه بتواند مهارت، فناوری، سازمان‌دهی، سرمایه انسانی، کیفیت و توان رقابت خود را ارتقا دهد. کشوری قدرتمند است که بتواند کالاها، زیرساخت‌ها، فناوری‌ها و خدمات پیچیده را در مقیاس وسیع تولید کند. قدرت اقتصادی، علمی، سیاسی و حتی امنیتی، تا حد زیادی از همین ظرفیت تولیدی ناشی می‌شود. به همین دلیل، در رویکرد رهبر شهید، تکیه بر درآمد نفت خام یا فروش منابع طبیعی، رونق واقعی محسوب نمی‌شود. رونق زمانی معنا دارد که اقتصاد بتواند از مسیر تولید، ثروت تازه خلق کند.

نسبت سیاست صنعتی با درون‌زایی و برون‌گرایی چیست؟

یکی از محورهای اصلی رویکرد اقتصادی رهبر شهید، ترکیب درون‌زایی و برون‌گرایی است. درون‌زایی یعنی موتور اصلی رشد باید از ظرفیت‌های داخلی بجوشد؛ از سرمایه انسانی، دانش، منابع ملی، بنگاه‌های داخلی، کارآفرینان، دانشگاه‌ها، شرکت‌های دانش‌بنیان و توان سازمان‌دهی کشور. اما درون‌زایی به معنای انزوا نیست. اقتصاد درون‌زا باید برون‌گرا هم باشد؛ یعنی بتواند در بازارهای منطقه‌ای و جهانی حاضر شود، صادرات داشته باشد، کیفیت خود را بالا ببرد و در زنجیره‌های ارزش نقش بگیرد.

سیاست صنعتی دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا می‌کند. اگر کشوری بخواهد فقط با تکیه بر بازار داخلی رشد کند، دیر یا زود با محدودیت تقاضا، فناوری و مقیاس تولید روبه‌رو می‌شود. اگر هم بدون ساخت توان داخلی وارد بازار جهانی شود، به مصرف‌کننده یا مونتاژکار کم‌قدرت تبدیل می‌شود. راه سوم، همان چیزی است که در نگاه رهبر شهید دیده می‌شود: ساخت توان داخلی برای حضور فعال در بیرون. یعنی کشور ابتدا باید پایه تولیدی خود را تقویت کند، سپس از این پایه برای صادرات، فناوری، تعامل منطقه‌ای و افزایش قدرت اقتصادی بهره بگیرد.

در سیاست صنعتی، دولت باید تشخیص دهد کدام زنجیره‌ها برای آینده کشور راهبردی‌اند؛ کدام بخش‌ها می‌توانند ارزش افزوده بالاتر بسازند؛ کدام صنایع به امنیت غذایی، انرژی، حمل‌ونقل، سلامت، فناوری و استقلال اقتصادی کشور مربوط‌اند؛ و کدام بنگاه‌ها در صورت حمایت هدفمند، می‌توانند به رقابت‌پذیری برسند. این حمایت نباید کور، دائمی و بی‌شرط باشد. حمایت صنعتی اگر به انحصار، رانت، تنبلی و بی‌کیفیتی منجر شود، ضد تولید است. حمایت درست، حمایتی است که بنگاه را به بهره‌وری، نوآوری، صادرات، کیفیت و ارتقای فناوری متعهد کند.

از همین‌جا تفاوت رویکرد رهبر شهید با دو نگاه افراطی روشن می‌شود. یک نگاه می‌گوید دولت باید همه چیز را تصاحب کند و خود تولیدکننده اصلی باشد. نتیجه آن معمولاً بوروکراسی سنگین، بهره‌وری پایین و کنار رفتن مردم است. نگاه دیگر می‌گوید دولت باید کنار بکشد و بازار، خود همه چیز را حل می‌کند. نتیجه این نگاه در کشورهایی با تولید ضعیف، وابستگی، واردات‌محوری و حذف صنایع نوپاست. رویکرد رهبر شهید، neither دولت‌سالاری افراطی بود و نه رهاسازی اقتصاد؛ دولت باید ریل‌گذار، هدایتگر، ناظر و پشتیبان باشد و مردم و بخش خصوصی باید میدان‌دار تولید شوند.

دولت توسعه‌گرا در اندیشه رهبر شهید چه معنایی دارد؟

نزدیکی سیاست صنعتی با رویکرد اقتصادی رهبر شهید در نقش دولت آشکارتر می‌شود. دولت در این نگاه، فقط مجری بودجه یا توزیع‌کننده منابع نیست. دولت باید ظرفیت برنامه‌ریزی بلندمدت داشته باشد، سرمایه‌گذاری‌ها را هماهنگ کند، اعتبارات را به سمت تولید هدایت کند، تجارت خارجی را در خدمت ارتقای توان داخلی قرار دهد، از صنایع راهبردی حمایت مشروط کند، آموزش و فناوری را به تولید وصل کند و برای بنگاه‌ها سازوکار انضباطی تعریف کند.

این همان چیزی است که در ادبیات توسعه از آن به دولت توسعه‌گرا یاد می‌شود. دولت توسعه‌گرا نه لزوماً دولت بزرگ است و نه دولت غایب. دولت توسعه‌گرا دولتی است که می‌داند کجا باید دخالت کند، کجا باید عقب بایستد، کجا باید حمایت کند و کجا باید بنگاه ناکارآمد را از حمایت محروم کند. چنین دولتی باید بوروکراسی حرفه‌ای، نگاه بلندمدت، استقلال نسبی از گروه‌های ذی‌نفع و ارتباط واقعی با بخش تولید داشته باشد.

در اندیشه رهبر شهید، این نقش با مفاهیمی مانند مردمی‌سازی اقتصاد و مدیریت جهادی تکمیل می‌شود. مردمی‌سازی یعنی دولت تولید را تصاحب نکند، اما بستر فعالیت مردم، بخش خصوصی، تعاونی‌ها و شرکت‌های دانش‌بنیان را فراهم سازد. مدیریت جهادی نیز یعنی حکمرانی اقتصادی باید سرعت عمل، اتقان، خودباوری، آینده‌نگری و توان بسیج منابع ملی داشته باشد. در شرایط جنگ اقتصادی، دولت نمی‌تواند منفعل، کند و روزمره‌زده باشد؛ باید امنیت زنجیره‌های تأمین، توسعه فناوری‌های راهبردی، تنوع‌بخشی به شرکای اقتصادی، ثبات اقتصاد کلان و ارتقای ظرفیت تولید را دنبال کند.

نکته مهم این است که هدف نهایی این سیاست، فقط رشد عددی تولید ناخالص داخلی نیست. در رویکرد رهبر شهید، تولید و سیاست صنعتی باید به عدالت، کاهش فقر، اشتغال باکیفیت، استقلال اقتصادی، تقویت پول ملی و افزایش عزت کشور منجر شود. اگر تولید رشد کند اما فقر، نابرابری، وابستگی و رانت هم‌زمان گسترش یابد، نمی‌توان آن را پیشرفت مطلوب دانست. سیاست صنعتی در این نگاه، باید هم قدرت بسازد و هم عدالت را تقویت کند.

بنابراین، سیاست صنعتی نزدیک‌ترین زبان سیاست‌گذاری برای توضیح بخشی از رویکرد اقتصادی رهبر شهید است. این رویکرد می‌گوید اقتصاد ایران برای قوی شدن باید از فروش خام منابع عبور کند، تولید دانش‌بنیان را جدی بگیرد، دولت را به ریل‌گذار هوشمند تبدیل کند، مردم و بخش خصوصی را میدان‌دار کند و منابع کشور را به سمت زنجیره‌هایی ببرد که قدرت فناورانه و ارزش افزوده بالا می‌سازند. در چنین چارچوبی، سیاست صنعتی نه یک انتخاب تزئینی، بلکه ابزار اصلی ساخت اقتدار اقتصادی و پیشرفت ملی است.

درباره نویسنده

سید مجتبی هاشمی

سیدمجتبی هاشمی دانش‌آموخته اقتصاد نظری از دانشگاه علامه طباطبایی، سردبیر چارسو اقتصاد و متمرکز بر دو حوزه پژوهشی تجارت و تعارض منافع است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما