چرا مصرف انرژی در ایران از بسیاری کشورها بیشتر است؟
بررسی آمارهای وزارت نیرو با استناد به دادههای آژانس بینالمللی انرژی (IEA) نشان میدهد اگرچه سرانه مصرف برق ایران تفاوت قابل توجهی با میانگین جهانی ندارد، اما با در نظر گرفتن مجموع مصرف برق و گاز، شدت مصرف انرژی در کشور به مراتب بالاتر از بسیاری از کشورهای منطقه و حتی میانگین جهانی است. این موضوع بیانگر آن است که چالش اصلی اقتصاد انرژی ایران نه کمبود منابع، بلکه پایین بودن بهرهوری، اتلاف گسترده انرژی و الگوی نامناسب مصرف است. موضوعی که علاوه بر افزایش هزینههای تولید و یارانههای انرژی، فرصتهای صادراتی کشور را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
بررسی شاخصهای مصرف انرژی یکی از مهمترین معیارهای ارزیابی بهره وری اقتصادی کشورها محسوب میشود. در سالهای اخیر همزمان با افزایش مصرف برق در فصل گرم، موضوع سرانه مصرف انرژی ایران بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است. بر اساس اعلام وزارت نیرو و با استناد به آخرین آمار آژانس بینالمللی انرژی، میانگین سرانه مصرف برق در جهان حدود ۳ هزار و ۴۲۷ کیلووات ساعت در سال است، در حالی که این شاخص در ایران به ۳ هزار و ۷۰۵ کیلووات ساعت میرسد. این اختلاف نشان میدهد که مصرف برق ایران تنها اندکی بالاتر از میانگین جهانی است و برخلاف برخی تصورها، نمیتوان صرفا با استناد به مصرف برق، ایران را یکی از پرمصرفترین کشورهای جهان دانست. همچنین در بخش خانگی، سرانه مصرف برق هر ایرانی حدود یک هزار و ۱۵۵ کیلووات ساعت است. در حالی که این شاخص در مصر حدود ۶۲۰ کیلوواتساعت و در امارات ۴ هزار و ۴۰۲ کیلووات ساعت گزارش شده است. این مقایسه نشان میدهد کشورهای گرمسیر مانند امارات به دلیل وابستگی بیشتر به تجهیزات سرمایشی، مصرف برق بالاتری دارند، اما تحلیل دقیق وضعیت انرژی تنها با بررسی برق امکانپذیر نیست، زیرا ساختار مصرف انرژی در ایران بر پایه استفاده همزمان از برق و گاز طبیعی شکل گرفته است.
مصرف برق ایران به تنهایی شاخص مناسبی برای مقایسه نیست
زمانی که مصرف گاز طبیعی نیز در محاسبات لحاظ میشود، تصویر متفاوتی از وضعیت انرژی کشور به دست میآید. بر اساس گزارش وزارت نیرو، هر ایرانی سالانه حدود ۳۰.۷ گیگاژول انرژی از محل مصرف برق و گاز استفاده میکند، در حالی که این شاخص در امارات ۱۶.۸ گیگاژول و در مصر تنها ۴.۷ گیگاژول است. به عبارت دیگر، سرانه مصرف انرژی در ایران حدود دو برابر امارات و بیش از هفت برابر مصر است. این اختلاف چشمگیر نشان میدهد مسئله اصلی اقتصاد انرژی کشور، شدت بالای مصرف در تمامی حاملهای انرژی است. از سوی دیگر، سرانه مصرف نهایی انرژی در ایران به حدود ۲.۵ تن معادل نفت خام برای هر نفر میرسد، در حالی که میانگین جهانی تنها ۱.۳ تن معادل نفت خام است. نکته قابل توجه آن است که این میزان مصرف، ایران را در سطح کشورهایی مانند ژاپن قرار میدهد، در حالی که ساختار صنعتی، سطح فناوری و میزان تولید ناخالص داخلی دو کشور قابل مقایسه نیست. این موضوع بیانگر پایین بودن بهرهوری انرژی در اقتصاد ایران است؛ به این معنا که برای تولید هر واحد کالا یا خدمات، انرژی بیشتری نسبت به بسیاری از کشورهای جهان مصرف میشود. چنین الگویی علاوه بر افزایش هزینههای تولید، موجب فشار مضاعف بر شبکه برق و گاز، افزایش هزینه نگهداری زیرساختها و کاهش ظرفیت صادرات حاملهای انرژی میشود. در شرایطی که گاز طبیعی یکی از مهمترین منابع ارزآوری کشور است، افزایش مصرف داخلی میتواند فرصت صادرات و درآمدهای ارزی را محدود کند.
شدت مصرف انرژی، هزینههای اقتصاد را افزایش داده است. شدت بالای مصرف انرژی آثار مستقیمی بر اقتصاد کشور دارد. بخش قابل توجهی از منابع بودجهای دولت هر سال صرف تولید، انتقال و توزیع برق و گاز میشود، در حالی که بخش مهمی از این انرژی به دلیل پایین بودن راندمان تجهیزات، فرسودگی ساختمانها و نبود فناوریهای بهینه به هدر میرود. این مسئله دولت را ناچار میکند برای پاسخگویی به رشد مصرف، سرمایهگذاریهای سنگینی در توسعه نیروگاهها، شبکه انتقال برق و زیرساختهای گازرسانی انجام دهد؛ سرمایهگذاریهایی که در صورت مدیریت صحیح مصرف، بخش قابل توجهی از آنها قابل اجتناب خواهد بود. تجربه کشورهای توسعهیافته نشان میدهد که سرمایهگذاری در بهینهسازی مصرف انرژی معمولاً بسیار کمهزینهتر از احداث ظرفیتهای جدید تولید برق و گاز است. علاوه بر این، کاهش شدت مصرف انرژی میتواند موجب افزایش رقابتپذیری صنایع، کاهش هزینه تولید و بهبود تراز انرژی کشور شود. از همین رو، بسیاری از نهادهای بینالمللی از جمله آژانس بینالمللی انرژی، افزایش بهرهوری انرژی را نخستین و کمهزینهترین منبع تأمین انرژی معرفی میکنند.
بهینهسازی ساختمانها، مهمترین راهکار کاهش مصرف انرژی
بر اساس آمار وزارت نیرو، حدود ۴۸ درصد مصرف گاز و ۴۰ درصد مصرف برق کشور در بخش ساختمان انجام میشود. موضوعی که این بخش را به بزرگ ترین مصرف کننده انرژی ایران تبدیل کرده است. همچنین متوسط مصرف انرژی ساختمانهای کشور حدود ۴۳۰ کیلووات ساعت به ازای هر مترمربع در سال برآورد میشود، در حالی که مطابق الزامات مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان، این عدد باید به حدود ۲۹۰ کیلوواتساعت کاهش یابد و بر اساس انرژی ثانویه حتی امکان دستیابی به کمتر از ۱۷۵ کیلوواتساعت نیز وجود دارد. این ارقام نشان میدهد با اجرای استانداردهای ساختمانی، استفاده از عایقهای حرارتی، پنجرههای چندجداره، تجهیزات گرمایشی و سرمایشی پربازده و مدیریت هوشمند مصرف، امکان صرفهجویی حدود ۵۰ درصدی در مصرف انرژی ساختمانها وجود دارد. در بسیاری از کشورهای توسعهیافته نیز ساخت ساختمانهای با مصرف انرژی نزدیک به صفر به یک سیاست ملی تبدیل شده و استفاده از سامانههای خورشیدی پشتبامی، تجهیزات کممصرف و فناوریهای نوین به کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی کمک کرده است. با توجه به ظرفیت بالای ایران در زمینه انرژی خورشیدی، توسعه این فناوریها علاوه بر کاهش مصرف سوخت، میتواند بخشی از نیاز برق ساختمانها را نیز تأمین کند. در مجموع، آمارهای منتشرشده نشان میدهد چالش اصلی اقتصاد انرژی ایران نه کمبود منابع، بلکه شدت بالای مصرف و پایین بودن بهرهوری است. اصلاح الگوی مصرف، اجرای استانداردهای ساختمانی، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و افزایش بهرهوری میتواند ضمن کاهش هزینههای دولت، امنیت انرژی کشور را تقویت کرده و ظرفیت صادرات حاملهای انرژی را نیز افزایش دهد.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟