اقتصاد ایران با پارادوکسی تاریخی دستبهگریبان است.
کشوری که بر چهارمین ذخایر بزرگ نفت و دومین ذخایر گاز جهان تکیه دارد، اکنون با ناترازی عمیق انرژی و خاموشیهای گسترده مواجه شده است.
دادهها نشان میدهد که با وجود یارانههای سنگین پرداختی به حاملهای فسیلی که سالانه بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار منابع عمومی را مصرف میکند شبکه برق و گاز کشور تاب تأمین همزمان مصرف خانگی و صنعتی را ندارد.
این شکاف ساختاری، اقتصاد ایران را ناگزیر به تغییر الگو کرده است. ظرفیت انرژی خورشیدی در ۱۸ ماه منتهی به اواخر ۲۰۲۵ با رشد ۱۵۷ درصدی به بیش از ۲۰۸۸ مگاوات رسیده است.
اما مسئله اصلی، پایدارسازی این مسیر است.
تجربه جهانی نشان میدهد که توسعه تجدیدپذیرها بدون اصلاح نظام قیمتگذاری و کاهش ریسک اعتباری خریداران دولتی، به یک حباب سرمایهگذاری تبدیل خواهد شد.
این یادداشت در پی آن است که با تکیه بر دادههای بهروز، چرایی و چگونگی گذار ایران به سوی خورشید را از منظر اقتصادی تبیین کند.
گذار انرژی خورشیدی در دنیا
سال ۲۰۲۴ یک سال واقعاً برجسته برای انرژی خورشیدی بود. تأسیسات خورشیدی جهانی به نزدیک به ۶۰۰ گیگاوات رسید که این عدد افزایش چشمگیر ۳۳ درصدی نسبت به سال قبل را نشان میدهد، رکورد دیگری را ثبت کرد.
انرژی خورشیدی ۸۱٪ از کل ظرفیت انرژی تجدیدپذیر جدید اضافه شده در سراسر جهان را به خود اختصاص داده است. در حالی که در حال حاضر سهم کمی در تولید کلی برق دارد، سهم انرژی خورشیدی در سال ۲۰۲۴ به ۷٪ افزایش یافت.
تقریباً در عرض سه سال دو برابر شد. انرژی خورشیدی سریعترین رشد را در بین تمام فناوریهای تولید برق از نظر خروجی برق تجربه کرد. سه برابر انرژی بادی که در رتبه دوم قرار داشت.
گویی این کافی نبود، ظرفیت خورشیدی نصب شده جهانی در سال ۲۰۲۴ از ۲ تراوات فراتر رفت. تقریباً ۷۰ سال طول کشید تا به اولین تراوات برسد، اما تنها دو سال دیگر طول کشید تا آن را دو برابر کند.
این پیشرفت قابل توجه، با پیشرفتهای سریع فناوری که هزینهها را به میزان قابل توجهی کاهش دادهاند، تطبیقپذیری بینظیر انرژی خورشیدی از سیستمهای کوچک قابل اتصال به برق یا پشت بام گرفته تا تأسیسات عظیم در مقیاس صنعتی و قیمتهای پایین تاریخی ناشی از ظرفیتهای تولید بیش از حد جهانی، تقویت شده است.
در نتیجه، انرژی خورشیدی به طور فزایندهای از سایر فناوریهای تولید برق در سراسر جهان پیشی میگیرد.
چشمانداز آتی رشد انرژی خورشیدی تا سال 2029 و 2030
با این حال، با نگاهی به آینده، چالشهایی وجود دارد که باید برای ادامه تحقق پتانسیل انرژی خورشیدی مورد توجه قرار گیرند. اگرچه انتظار میرود رشد مداوم بازار ادامه یابد، اما پیشبینی میشود که سرعت آن پس از چندین سال گسترش انفجاری، کند شود.
در واقعبینانهترین سناریوی ما، پیشبینی میکنیم که در سال ۲۰۲۵، ۱۰ درصد افزایش در نصبها به ۶۵۵ گیگاوات برسد و نرخ رشد سالانه بین سالهای ۲۰۲۷ تا ۲۰۲۹ در رقمهای دو رقمی پایین باقی بماند و تا پایان این دوره چشمانداز به ۹۳۰ گیگاوات برسد.
با این حال، دستیابی به هدف آرمانی شورای جهانی انرژی خورشیدی یعنی ۸ تراوات تا سال ۲۰۳۰، نیازمند سرعت قابل توجهی در استقرار تقریباً ۱ تراوات نصب جدید در سال به طور متوسط است.
مشوقها و موانع اقتصاد خرد توسعه خورشیدی
دولت برای جبران شکاف قیمت تمام شده و قیمت فروش، به سمت تعرفههای تضمینی حرکت کرده است.
تحلیل قیمتها نشان میدهد که نرخ تضمینی دولتی ساتبا حدود ۳۸,۵۰۰ ریال به ازای هر کیلوواتساعت است که معادل ۰.۰۲۸ دلار است.
نرخ بازار سبز در بورس انرژی تولیدکنندگان میتوانند برق خود را با قیمتهای بالاتر بیش از ۶۰,۰۰۰ ریال یا ۰.۰۵۵ دلار در بورس بفروشند.
از منظر اقتصادی، این نرخها برای جذب سرمایهگذار خصوصی جذاب است، مشروط بر اینکه ریسک اعتباری مشتری که معمولاً شرکتهای توزیع برق دولتی هستند کاهش یابد. تجربه نشان داده که تأخیر در پرداخت مطالبات نیروگاههای تجدیدپذیر توسط دولت، یکی از موانع اصلی تأمین مالی پروژهها بوده است.
جدیدترین آمارها نشان میدهد که تنها ۳.۲ درصد از کل ظرفیت نصب شده برق کشور حدود ۹۷,۹۰۹ مگاوات تجدیدپذیر است.
دلیل آن، وجود یارانههای سنگین برای سوختهای فسیلی است. قیمت تمام شده برق خورشیدی در نیروگاههای مقیاس بزرگ به حدود ۲.۵ تا ۳ سنت به ازای هر کیلوواتساعت میرسد که خود رقابتی است، اما قیمت فروش برق به مشترک خانگی در ایران به دلیل یارانههای دولتی، کسری از این رقم است.
این اختلاف قیمت، انگیزه اقتصادی برای مصرفکننده نهایی برای نصب پنل روی پشت بام را در صورت نبود نرخهای تشویقی ویژه کاهش میدهد.
پیشبینیها بر مبنای برنامه هفتم توسعه و چشمانداز ۳۰,۰۰۰ مگاواتی دولت نشان میدهد که سناریوی پایه در صورت اصلاح تدریجی قیمت حاملهای انرژی و اختصاص خطوط اعتباری ویژه مانند مصوبه شورای عالی هماهنگی اقتصادی در تیر ۱۴۰۴، سرمایهگذاری در خورشیدی مقیاس بزرگ شتاب میگیرد. شاخص کلیدی برای موفقیت این سناریو، کاهش مدت زمان بازگشت سرمایه از حدود ۵ سال فعلی به کمتر از ۳ سال است.
سناریوی ریسک دسترسی به پنلهای با راندمان بالا و اینورترهای مدرن به دلیل تحریمهای بانکی محدود است. در این سناریو، توسعه خورشیدی عمدتاً توسط صنایع بزرگ فولاد، سیمان به صورت خودتأمینی انجام میشود تا فشار بر شبکه سراسری را کاهش دهند.
توسعه انرژی خورشیدی در ایران پساجنگ، از یک گزینه لوکس زیستمحیطی به یک الزام اقتصادی و راهبردی تبدیل شده است.
دادهها نشان میدهد که با وجود تخریبهای جنگی، ظرفیت خورشیدی کشور پیش از جنگ به بیش از ۲۰۸۸ مگاوات رسیده بود که بستری برای جهش سریع در دوره بازسازی فراهم کرده است.
نکته کلیدی آنکه قیمت تمامشده برق خورشیدی ۲.۵ تا ۳ سنت اکنون در مقایسه با هزینههای سرسامآور بازسازی شبکه گاز و جبران خاموشیها، رقابتیترین گزینه اقتصادی محسوب میشود.
صنایع بزرگ میتوانند با مدل خودتأمینی، هم امنیت انرژی خود را حفظ کنند و هم بار ۳۰ درصدی بر شبکه سراسری را کاهش دهند.
با اصلاح نظام یارانههای سوخت فسیلی و کاهش ریسک اعتباری خریداران دولتی، دوره بازگشت سرمایه از ۵ سال به کمتر از ۳ سال قابل کاهش است.
بنابراین، گذار خورشیدی در ایرانِ پساجنگ عملیترین مسیر برای تأمین انرژی پایدار، کاهش وابستگی به نفت و بازسازی اقتصاد است.
زمان، طلایی و خورشید، تمامنشدنی است و ایران باید از این زمان طلایی و خورشید تمام نشدنی به طور همزمان بهرهمند شود. امید است ایران روزی قطب انرژی خورشیدی در جهان شود.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟