در لایحه بودجه ۱۴۰۵، نگاه برنامهمحور پررنگتر از قبل شده و برای هر برنامه اصلی، اعتبارات عمومی و اختصاصی (غیرشرکتی) تعریف شده است. گزارشهای مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد در میان برنامههای اصلی، چند برنامه سهم بزرگتری از منابع را جذب میکنند و در رأس آنها تعادل منابع و مصارف صندوقهای بازنشستگی قرار دارد. این تمرکز بودجهای، هم تصویری از اولویتهای هزینهای دولت میدهد و هم نشان میدهد کدام فشارهای ساختاری، فضای مالی سایر حوزهها را محدود کرده است.
بر اساس اعداد ارائهشده در همین گزارش و همسو با ترکیب برنامههای پرهزینه در بودجه ۱۴۰۵، در گروههای اصلی میتوان این تصویر را دید: تعادل منابع و مصارف صندوقهای بازنشستگی حدود ۷۲۶ همت، آموزش و پرورش عمومی حدود ۴۶۵ همت، خدمات درمانی حدود ۳۹۵ همت، تقویت بنیه دفاعی حدود ۳۶۶ همت و خدمات حمایتی در حدود ۲۳۰ تا ۲۵۰ همت از اعتبارات غیرشرکتی را به خود اختصاص میدهند. باقی برنامهها در قالب سایر اعتبارات تجمیع میشوند که از نظر عددی بسیار بزرگ است، اما از نظر هر برنامه بهصورت پراکندهتر توزیع شده است.
چرا صندوقهای بازنشستگی بزرگترین گیرنده بودجه است؟
اینکه برنامه تعادل منابع و مصارف صندوقهای بازنشستگی در صدر قرار میگیرد، بیشتر از آنکه یک انتخاب سیاستی کوتاهمدت باشد، بازتاب یک واقعیت مالی است: ناترازی صندوقها به یک تعهد پایدار برای بودجه عمومی تبدیل شده و هر سال بخشی از منابع را قفل میکند. مرکز پژوهشهای مجلس در تحلیل برنامهای بودجه ۱۴۰۵ صراحتاً اشاره میکند که این برنامه بیشترین سهم اعتبارات عمومی را جذب کرده و همین موضوع میتواند به معنای محدود شدن امکان فعالیت مالی در سایر عرصهها باشد.
در لایه جزئیتر، گزارشهای بودجهای نشان میدهد دولت در لایحه ۱۴۰۵ برای حمایت از صندوقها و پرداخت تعهدات قانونی مرتبط، ارقام بزرگی دیده است؛ بهگونهای که در یک جمعبندی، مجموع اعتبارات مرتبط با صندوقهای بازنشستگی و احکام مرتبط در حدود ۹۷۸ همت و معادل بخشی قابل توجه از مصارف بودجه عمومی دولت گزارش شده است.
این عدد الزاماً هممعنای همان ۷۲۶ همت نیست، چون ۷۲۶ همت به یک برنامه مشخص (تعادل منابع و مصارف) اشاره دارد و ۹۷۸ همت مجموع چند سرفصل مرتبط با حوزه بازنشستگی را پوشش میدهد. اما کنار هم قرار دادن این دو، پیام اصلی را روشن میکند: بودجه ۱۴۰۵ در حوزه رفاه و بازنشستگی، بیش از گذشته تحت تأثیر تعهدات جاری و ناترازیهای انباشته است.
دولت ناچار است برای جلوگیری از اختلال در پرداخت مستمریها و تعهدات بیمهای، منابع قابل اتکایی را پیشبینی کند. جنبه نسبتاً مثبت آن هم این است که وقتی رقمها شفاف و برنامهمحور گزارش میشود، امکان رصد عمومی و کارشناسی افزایش مییابد و بحث اصلاحات ساختاری صندوقها، واقعبینانهتر میشود. در واقع، شفاف شدن بزرگی مسئله میتواند بهطور غیرمستقیم فشار برای اصلاح پارامتریک، بهبود حکمرانی و مدیریت داراییهای صندوقها را تقویت کند، حتی اگر خود بودجه بهتنهایی علاج مسئله نباشد.
آموزش و درمان در صدر برنامههای خدمترسان
بعد از بازنشستگی، آموزش و پرورش عمومی با حدود ۴۶۵ همت در میان برنامههای اصلی دیده میشود.
این عدد با یک واقعیت بودجهای سازگار است: آموزش و پرورش یکی از بزرگترین دستگاههای هزینهای دولت است و بخش عمده هزینههای آن به حقوق و مزایای نیروی انسانی مربوط میشود. مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشهای دستگاهی نیز نشان میدهد اعتبارات وزارت آموزش و پرورش در ۱۴۰۵ به حدود ۵۸۷ هزار میلیارد تومان میرسد و رشد اسمی قابل توجهی نسبت به سال قبل دارد.
بنابراین، تمرکز برنامهای روی آموزش و پرورش، از منظر کارکرد دولت قابل انتظار است؛ چون هم پوشش جمعیتی بالایی دارد و هم هزینههای جاری آن انعطافپذیری کمی دارد.
نکته مهم در آموزش این است که افزایش اعتبار، لزوماً به معنای افزایش کیفیت آموزشی نیست؛ چون اگر وزن هزینههای جاری بسیار سنگین باشد، سهم سرمایهگذاری در کیفیت مانند تجهیز مدارس، نوسازی زیرساختها و آموزش مهارتهای جدید کمتر از حد مطلوب باقی میماند. با این حال، حضور پررنگ آموزش در میان برنامههای اصلی بودجه ۱۴۰۵ میتواند نشانهای باشد که دولت میخواهد حداقل از منظر پرداختهای جاری و حفظ تداوم خدمترسانی، اختلال ایجاد نشود و ثبات نهادی آموزش حفظ شود.
برنامه خدمات درمانی با حدود ۳۹۵ همت نیز در میان پنج برنامه نخست قرار دارد. در سالهای اخیر، فشار هزینههای درمانی، هم از ناحیه تورم عمومی و هم از ناحیه افزایش هزینه دارو و تجهیزات پزشکی محسوس بوده و همین باعث شده دولتها در بودجه، سهم قابل توجهی را به سلامت و درمان اختصاص دهند. در کنار این برنامه، در فهرست برنامههای مهم، سرفصلهایی مانند تأمین دارو و تجهیزات پزشکی نیز دیده میشود که نشان میدهد بودجه سلامت فقط به درمان مستقیم محدود نیست و زنجیره تأمین هم در طراحی برنامهها لحاظ شده است. تقویت بنیه دفاعی با حدود ۳۶۶ همت در این ترکیب آمده است. اما در تفسیر این عدد یک نکته فنی وجود دارد: مرکز پژوهشهای مجلس در توضیح بودجه برنامهای یادآور میشود که بخشی از اعتبارات دفاعی میتواند فرابودجهای باشد و در نمودارهای برنامهای بهطور کامل منعکس نشود. پس مشاهده این رقم، به معنای دیدن تمام تصویر دفاعی نیست؛ اما نشان میدهد حتی در قالب بودجه برنامهای غیرشرکتی هم، این حوزه یکی از دریافتکنندگان اصلی منابع است.
خدمات حمایتی با عددی در حدود ۲۳۰ تا ۲۵۰ همت دیده میشود. این بخش معمولاً به انواع حمایتهای اجتماعی، رفاهی و پوشش گروههای آسیبپذیر گره خورده و در شرایطی که فشار معیشتی بالا میرود، اهمیت آن بیشتر میشود. در لایحه ۱۴۰۵ بحثهای مرتبط با تقویت بخشهای حمایتی و احکام رفاهی نیز در گزارشهای تحلیلی دیده میشود و در برخی ارزیابیها، نقد اصلی این است که اگر منابع حمایتی به سمت توانمندسازی پایدار نرود، خطر تمرکز بیش از حد روی پرداختهای جاری وجود دارد.
جمعبندی
ترکیب برنامههای پرهزینه در بودجه ۱۴۰۵ یک نتیجه روشن دارد: بخش قابل توجهی از منابع بودجه عمومی، صرف تعهدات پایدار و خدمات پایه میشود. در رأس آنها، تعادل منابع و مصارف صندوقهای بازنشستگی قرار دارد که بهگفته مرکز پژوهشهای مجلس، بزرگترین جذبکننده اعتبارات عمومی است و همین میتواند فضای مالی سایر حوزهها را محدود کند.
بعد از آن، آموزش و پرورش عمومی و خدمات درمانی قرار میگیرند که ماهیتاً خدمترسانی عمومی و هزینههای جاری سنگینی دارند. در کنار این دو، تقویت بنیه دفاعی و خدمات حمایتی نیز در میان دریافتکنندگان اصلی منابع دیده میشوند، با این ملاحظه که بخشی از اعتبارات دفاعی ممکن است در بخشهای فرابودجهای پنهان بماند.
بودجه ۱۴۰۵ بیش از هر چیز سند مدیریت تعهدات است. نکته مثبت آنجاست که با برنامهمحور شدن و شفاف شدن توزیع اعتبارات، امکان ارزیابی دقیقتر افزایش مییابد و بحث اصلاحات ساختاری در صندوقها، کیفیت هزینهکرد در آموزش و کارایی مخارج درمانی میتواند بر پایه دادههای روشنتری پیش برود.





نظر شما در مورد این مطلب چیه؟