چارسو اقتصاد

پر بازدیدترین مطالب

سراب «آزادی وارداتی»؛ چرا مداخله نظامی به بدهی، ویرانی و «بازسازیِ غارتی» ختم می‌شود؟

سراب «آزادی وارداتی»؛ چرا مداخله نظامی به بدهی، ویرانی و «بازسازیِ غارتی» ختم می‌شود؟

برخی اپوزیسیون خارج‌نشین با عادی‌سازی دعوت به مداخله نظامی آمریکا، آن را راه گذار معرفی می‌کنند، اما رجوع به اعترافات جان پرکینز نشان می‌دهد این نسخه می‌تواند به‌جای درمان، زهرِ پرهزینه‌ای باشد.

- اندازه متن +

برخی از جریانات اپوزیسیون خارج‌نشین، پس از ناکامی در بسیج داخلی و ارائه آلترناتیوی قابل اتکا، به خطرناک‌ترین گزینه روی آورده‌اند. دعوت از یک قدرت خارجی برای مداخله نظامی. این گروه‌ها با این استدلال که «هر گزینه‌ای جز وضع موجود بهتر است»، حمله نظامی آمریکا را نه یک تهدید وجودی، بلکه یک کاتالیزور برای گذار به «آزادی و آبادانی» به تصویر می‌کشند. اما آیا این نسخه، دوای درد ایران است یا زهر هلاهل؟ برای پاسخ به این پرسش، نیازی به تئوری‌پردازی‌های پیچیده نیست؛ کافی است به اعترافات تکان‌دهنده یک مهره داخلی سیستم، جان پرکینز، در کتاب مشهورش «اعترافات یک جنایتکار اقتصادی» رجوع کنیم.

مثلث شوم امپراتوری: جنایتکاران اقتصادی، شغال‌ها و ارتش

جان پرکینز یک اقتصاددان معمولی نبود. او در دهه ۱۹۷۰، یکی از اعضای اصلی گروهی بود که خود آن را «جنایتکاران اقتصادی» (Economic Hit Men – EHM) می‌نامد. او در پیش‌گفتار کتابش، این افراد را چنین معرفی می‌کند:

«جنایتکاران اقتصادی (EHMs) متخصصانی با حقوق‌های بسیار بالا هستند که از کشورهای سراسر جهان تریلیون‌ها دلار کلاهبرداری می‌کنند. آن‌ها پول را از بانک جهانی، آژانس توسعه بین‌المللی ایالات متحده (USAID) و دیگر سازمان‌های «کمک» خارجی به صندوق شرکت‌های بزرگ و جیب چند خانواده ثروتمند که منابع طبیعی سیاره را کنترل می‌کنند، سرازیر می‌کنند.»

پرکینز مکانیسم این امپراتوری مدرن که آن را «شرکت‌سالاری» می‌نامد، در سه مرحله تشریح می‌کند:

  1. مرحله اول، جنایتکاران اقتصادی: اقتصاددانانی مانند خود او با پیش‌بینی‌های اقتصادی اغراق‌آمیز و غیرواقعی، کشورها را متقاعد می‌کنند تا وام‌های کلانی از بانک جهانی و USAID برای پروژه‌های زیرساختی عظیم (که عمدتاً توسط شرکت‌های آمریکایی مانند بچتل و هالیبرتون اجرا می‌شوند) دریافت کنند. هدف اصلی، ایجاد بدهی غیرقابل بازپرداخت است تا کشور هدف برای همیشه از نظر سیاسی و اقتصادی مطیع بماند. پرکینز شرح وظایف خود را که اولین بار از زبان استخدام‌کننده‌اش شنید، این‌گونه نقل می‌کند: «شغل تو این است که رهبران جهان را تشویق کنی تا بخشی از شبکه گسترده‌ای شوند که منافع تجاری ایالات متحده را ترویج می‌کند. در نهایت، آن رهبران در دام شبکه‌ای از بدهی‌ها گرفتار می‌شوند که وفاداری آن‌ها را تضمین می‌کند.»
  2. مرحله دوم، شغال‌ها: اگر رهبر کشوری (مانند محمد مصدق در ایران یا عمر توریخوس در پاناما) در برابر این تطمیع و تهدید مقاومت کند، نوبت به «شغال‌ها» می‌رسد؛ مأموران سیا که برای سازماندهی کودتا یا ترور وارد عمل می‌شوند.
  3. مرحله سوم، ارتش: پرکینز با وحشتی آشکار توضیح می‌دهد که اگر جنایتکاران اقتصادی و شغال‌ها هر دو شکست بخورند، آنگاه ارتش آمریکا به عنوان آخرین راه‌حل وارد میدان می‌شود. او این مدل را به روش مافیا تشبیه می‌کند: اگر بدهکار نتواند پول را بپردازد، ابتدا گانگسترها برای گرفتن حق خود وارد می‌شوند، سپس «شغال‌ها با چوب بیسبال از راه می‌رسند و در نهایت، به عنوان آخرین راه حل، اسلحه‌ها بیرون می‌آیند.»

نکته کلیدی همین‌جاست، حمله نظامی نه اولین گام برای «آزادسازی»، بلکه آخرین مرحله برای «تنبیه» و درهم شکستن کشوری است که در برابر غارت اقتصادی مقاومت کرده است. این جمله به ظاهر ساده، تمام منطق سیستم را فاش می‌کند:

اولاً، جنگ نشانه شکست است، نه اولین انتخاب. در منطق «شرکت‌سالاری» که پرکینز توصیف می‌کند، ایده‌آل‌ترین حالت، تسلط اقتصادی از طریق ابزارهای «نرم» و کم‌هزینه مانند بدهی و نفوذ مالی است. این روش تمیز، قانونی و حتی در ظاهر «بشردوستانه» است و می‌توان آن را تحت عنوان «کمک به توسعه» به افکار عمومی جهان فروخت. وقتی کار به ارتش می‌کشد، به این معناست که ابزارهای پیچیده و کم‌هزینه‌ترِ فریب (جنایتکاران اقتصادی) و حذف هدفمند (شغال‌ها) هر دو شکست خورده‌اند. جنگ، ابزار زمخت و پرهزینه‌ای است که از سر استیصال و ناکامی به کار گرفته می‌شود.

ثانیاً، هدف جنگ «تنبیه» است تا عبرت دیگران شود. وقتی یک کشور موفق می‌شود در برابر تحریم‌ها مقاومت کند و رهبرش از ترور جان سالم به در می‌برد، تبدیل به یک الگوی خطرناک برای سایر کشورها می‌شود. این سرپیچی نباید بی‌پاسخ بماند. حمله نظامی یک پیام روشن و خونین به تمام جهان مخابره می‌کند: «این سرنوشت کسانی است که از خطوط قرمز ما عبور کنند.» هدف نابودی کامل توانایی آن کشور برای مقاومت است تا هیچ ملت دیگری حتی فکر چنین مقاومتی را به سرش راه ندهد.

ثالثاً و از همه مهم‌تر، ویرانی، خود یک فرصت اقتصادی است. شعار «آزادی‌بخشی» پوششی برای یک منطق اقتصادی بی‌رحمانه است به نام «غارت بر روی ویرانه‌ها». پس از آنکه بمب‌افکن‌ها زیرساخت‌های یک کشور (نیروگاه‌ها، پل‌ها، جاده‌ها، پالایشگاه‌ها) را نابود کردند، چه اتفاقی می‌افتد؟ آن کشور برای بازسازی نیازمند سرمایه، تکنولوژی و شرکت‌های مهندسی خواهد بود. در این مرحله، همان شرکت‌هایی که در ابتدا نتوانسته بودند از راه مسالمت‌آمیز قراردادها را به دست آورند، اکنون بدون هیچ رقیبی و با قراردادهای انحصاری و نجومی برای «بازسازی» وارد می‌شوند. هزینه‌ی این بازسازی نیز از طریق وام‌های جدیدی تأمین می‌شود که دولت شکست‌خورده و دست‌نشانده را برای نسل‌ها بدهکارتر و وابسته‌تر می‌کند. در واقع، جنگ راه را برای همان غارت اقتصادی که کشور هدف در ابتدا در برابرش مقاومت کرده بود، به شکلی بسیار خشن‌تر و سودآورتر باز می‌کند.

نمونه‌هایی از «توسعه» به سبک جنایتکاران اقتصادی

آن دسته از اپوزیسیون که رویای «آبادانی» پس از حمله نظامی را در سر می‌پرورانند، باید به سرنوشت کشورهایی که تنها در «مرحله اول» این سیستم گرفتار شدند، نگاه کنند:

  1. اندونزی

پرکینز با جزئیات شرح می‌دهد که چگونه در اوایل دهه ۱۹۷۰ تیم او به اندونزی فرستاده شد. آن‌ها با ارائه گزارش‌هایی که نرخ رشد اقتصادی را به شکلی سرسام‌آور و غیرواقعی بالا پیش‌بینی می‌کرد، دولت اندونزی را متقاعد کردند که میلیاردها دلار وام برای ساخت نیروگاه‌ها و شبکه‌های برق دریافت کند. نتیجه چه بود؟ اندونزی در بدهی غرق شد، منابع طبیعی‌اش (نفت) به شرکت‌های آمریکایی واگذار گردید و دیکتاتوری سوهارتو که متحد آمریکا بود، برای دهه‌ها تثبیت شد. فقر و نابرابری در میان مردم موج می‌زد، اما شرکت‌های آمریکایی سودهای کلانی به جیب زدند.

  1. پاناما

سرنوشت عمر توریخوس، رهبر ملی‌گرای پاناما، نمونه‌ای تراژیک از مرحله دوم و سوم است. توریخوس می‌خواست کنترل کانال پاناما را از آمریکا پس بگیرد و در برابر پروژه‌های بدهی‌آور مقاومت می‌کرد. پرکینز مأمور بود او را «بشکند» یا «بخرد». وقتی تلاش‌های او ناکام ماند، توریخوس در سال ۱۹۸۱ در یک سانحه هوایی مشکوک کشته شد؛ سانحه‌ای که پرکینز قویاً معتقد است کار «شغال‌ها» بود. پس از او، آمریکا با حمله نظامی به پاناما، مانوئل نوریگا (که زمانی خود مهره سیا بود) را سرنگون کرد و کنترل خود را بر منطقه تثبیت نمود. این حمله نظامی، نه برای مردم پاناما، بلکه برای منافع استراتژیک آمریکا بود.

قمار اپوزیسیون بر سر ایران

با توجه به مدل پرکینز، دعوت به حمله نظامی به ایران، نه یک استراتژی سیاسی، بلکه یک خودکشی ملی است. این یعنی درخواست فعال‌سازی وحشیانه‌ترین فاز امپریالیسم نوین. نتیجه چنین اقدامی، بر اساس اعترافات این عضو سابق سیستم، به شرح زیر خواهد بود:

  • نابودی زیرساخت‌ها: اولین هدف جنگ، از بین بردن همان زیرساخت‌هایی است که روزی با دلارهای نفتی ساخته شده‌اند.
  • بدهی برای بازسازی: پس از ویرانی، این بار شرکت‌های آمریکایی برای «بازسازی» وارد می‌شوند و دولت جدید را با وام‌های جدید به بردگی می‌کشانند.
  • غارت منابع: در خلأ قدرت پس از جنگ، قراردادهای نفت و گاز و معادن ایران به ثمن بخس به شرکت‌های غربی واگذار خواهد شد.

کتاب «اعترافات یک جنایتکار اقتصادی» یک بیانیه سیاسی نیست، بلکه گزارش یک شاهد عینی از درون ماشین امپراتوری است. این کتاب به ما هشدار می‌دهد که مفاهیمی چون «دموکراسی‌سازی» و «توسعه»، اغلب پوشش‌هایی زیبا برای اهداف بی‌رحمانه اقتصادی هستند. آن بخش از اپوزیسیون که امروز بر طبل جنگ می‌کوبد، یا از این سازوکار بی‌خبر است یا آگاهانه منافع ملی ایران را فدای رسیدن به قدرت می‌کند. آزادی و آبادانی، کالاهایی نیستند که بر روی بال بمب‌افکن‌های    B-2وارد شوند. آن‌ها محصول رشد و بلوغ درونی یک ملت هستند. اعتماد به همان سیستمی که پرکینز آن را افشا کرد، نه تنها به آزادی منجر نخواهد شد، بلکه ایران را به سرنوشت تلخ اندونزی، پاناما، عراق و لیبی دچار خواهد کرد؛ سرزمینی ویران، بدهکار و برای همیشه وابسته.

نویسنده

  • جعفر صارمی

    جعفر صارمی دانشجوی اقتصاد اسلامی در دانشگاه علامه طباطبایی، پژوهشگر اقتصادی و متمرکز بر حوزه هوش مصنوعی و اقتصاد کلان است.

    View all posts
جعفر صارمی | نویسنده وبسایت خبری تحلیلی چارسو اقتصاد
درباره نویسنده

جعفر صارمی

جعفر صارمی دانشجوی اقتصاد اسلامی در دانشگاه علامه طباطبایی، پژوهشگر اقتصادی و متمرکز بر حوزه هوش مصنوعی و اقتصاد کلان است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما