در حالی که سرمای استخوانسوز شمال غرب اروپا نیاز به سیستمهای گرمایشی را به اوج خود رسانده، دادههای «زیرساخت گاز اروپا» حاکی از آن است که ذخایر زیرزمینی این قاره با سرعتی نگرانکننده در حال مصرف است. در حال حاضر، سطح ذخایر به حدود ۷۰ درصد رسیده است که در مقایسه با رقم ۸۶ درصدی سال گذشته در همین بازه زمانی، افت قابل توجهی را نشان میدهد. اگرچه هنوز خطر کمبود فوری وجود ندارد، اما تخلیه ۲۵ واحد درصدی از مخازن نسبت به زمان اوج ذخیرهسازی، بدترین رکورد از سال ۲۰۱۸ تاکنون محسوب میشود.
شوکهای عرضهای و تکیه لرزان به محمولههای LNG
اروپا که پیش از این به جریان پایدار گاز خط لوله روسیه متکی بود، اکنون با پایان یافتن جریان گاز از مسیر اوکراین، بیش از هر زمان دیگری به گاز مایع وابسته شده است. این وابستگی، قاره سبز را در برابر نوسانات بازار جهانی به شدت آسیبپذیر کرده است. برای نمونه، توقف فعالیت تاسیسات LNG نروژ به دلیل نقص فنی، درست در زمانی رخ داده که بازار با کاهش ذخایر دستوپنجه نرم میکند.
قیمت گاز در بازارهای اروپایی طی هفته گذشته ۴ درصد رشد کرد و به نزدیکی بالاترین سطح خود در ۱۴ ماه اخیر رسید. تحلیلگران گلدمن ساکس هشدار میدهند که هرچه سطح ذخایر در پایان فصل سرما کمتر باشد، فرآیند پر کردن مجدد مخازن برای زمستان بعدی دشوارتر و به مراتب پرهزینهتر خواهد بود.
بحرانِ سرعت مصرف و هزینههای پنهان آن
مشکل امروز اروپا تموم شدن گاز نیست، بلکه سرعتِ تمام شدن آن است. وقتی میبینیم سطح ذخایر به ۷۰ درصد رسیده (یعنی نسبت به پارسال ۱۵ درصد عقب هستیم)، معنایش این است که حاشیه امنیت ما به شدت باریک شده است.
واقعیت این است که اروپا دیگر آن «سوپاپ اطمینان» گاز ارزان روسیه را ندارد. وقتی ذخایر با این سرعت تخلیه میشوند، یعنی بروکسل در بهار ۲۰۲۶ مجبور است با قیمتی بسیار بالاتر وارد بازار جهانی شود تا مخازن را دوباره پر کند. این یعنی تورم انرژی در سال جاری میلادی همچنان به عنوان یک اهرم فشار بر صنایع سنگین اروپا باقی خواهد ماند. اروپا در حال پرداخت هزینه سنگینِ تغییر ساختار انرژی خود است و زمستان امسال ثابت کرد که بازارهای جهانی LNG، جایگزین چندان آرام و باثباتی برای لولههای گاز نیستند.
آسیبپذیری زیرساختها و فشار بر جیب مصرفکننده
نقص فنی در تاسیسات نروژ نشان داد که توازن انرژی در اروپا چقدر شکننده است. کوچکترین اختلال در عرضه، بلافاصله قیمتها را در بورس آمستردام جابجا میکند و این یعنی پیشبینی ناپذیری هزینههای تولید برای کارخانهها.
از نگاه واقعبینانه، این آمارها نشاندهنده پایین بودن سطح تابآوری انرژی در میانمدت است. مردم اروپا که تصور میکردند بحران انرژی را پشت سر گذاشتهاند، اکنون با قبضهایی روبرو هستند که دوباره صعودی شده است. بدنه جامعه «رسیدن ذخایر به ۷۰ درصد» را نه یک آمار فنی، بلکه به معنای بازگشت عدم قطعیت به سفرههای خود در سال ۲۰۲۶ درک میکند. هر درجه کاهش دما در پاریس یا برلین، اکنون مستقیماً به معنای خروج میلیاردها یورو از اقتصاد اروپا برای خرید گاز گرانقیمت خارجی است.
بهاری گران برای مخازن استراتژیک
با توجه به پیشبینیهای هواشناسی، انتظار میرود روند تخلیه ذخایر در هفتههای آینده با قدرت ادامه یابد. چالش اصلی از فروردینماه (آوریل) آغاز خواهد شد؛ زمانی که رقابت جهانی برای پر کردن دوباره این مخازن میان اروپا و رقبای آسیایی به اوج خود میرسد و احتمالاً موج جدیدی از افزایش قیمتها را رقم میزند.
بنظر میرسد ۲۰۲۶ سالی است که مشخص میشود استراتژی انرژی «بدون روسیه» در برابر سرمای سخت چقدر تاب میآورد. فعلاً، سرعت تخلیه ذخایر نشان میدهد که اروپا هنوز تا رسیدن به یک ثبات کامل، راه درازی در پیش دارد.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟