چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

محاصره دریایی را با کدام مسیرها می‌توان شکست؟

محاصره دریایی را با کدام مسیرها می‌توان شکست؟

با برقراری محاصره دریایی، این سوال مطرح است که چگونه می‌شود این موضوع را حل و فصل کرد. استفاده از بنادر ثالث و ظرفیت حمل و نقل ریلی مشترک در شمال ایران، دو گزینه در پاسخ به این موضوع است.

- اندازه متن +

در ۲۴ ساعت اخیر چه گذشت؟

تحولات ۲۴ ساعت اخیر نشان داد درگیری ایران و آمریکا از سطح هشدار و درگیری محدود عبور کرده و وارد مرحله ضربه به زیرساخت‌های منطقه‌ای شده است. طبق اطلاعیه‌های منتشرشده از سوی سپاه و ارتش، پس از حملات آمریکا به برخی نقاط و زیرساخت‌های ایران، پاسخ تهران به چند نقطه محدود نماند و شبکه‌ای از پایگاه‌ها و تأسیسات مرتبط با حضور آمریکا در منطقه هدف قرار گرفت.

در اطلاعیه‌های اخیر، از حمله به زیرساخت‌های ارتش آمریکا در بحرین، کویت، اردن، قطر، عراق و سوریه سخن گفته شد. در بحرین، مراکز مرتبط با فرماندهی و کنترل، پشتیبانی پهپادی، آشیانه‌های هواپیما و زیرساخت‌های دریایی آمریکا هدف معرفی شد.

در کویت، سامانه‌های پاتریوت، مخازن سوخت، رادارهای راهبردی و پایگاه موشک‌های زمین‌به‌زمین در کانون پاسخ ایران قرار گرفت. در اردن نیز مخازن سوخت و زاغه‌های مهمات پایگاه هوایی پرنس حسن هدف اعلام شد. هم‌زمان، درباره قطر، اربیل و التنف نیز خبرهایی از گسترش دامنه پاسخ ایران به پایگاه‌ها و مسیرهای عملیاتی آمریکا منتشر شد.

معنای این پاسخ‌ها روشن است. ایران نمی‌خواهد آمریکا بتواند از خاک و زیرساخت کشورهای منطقه علیه ایران استفاده کند و هزینه آن را فقط به داخل ایران منتقل کند. وقتی پایگاه، رادار، سامانه پدافندی، مرکز پهپادی، انبار سوخت و زاغه مهمات در خدمت عملیات آمریکا قرار بگیرد، از نگاه تهران به بخشی از شبکه جنگ تبدیل می‌شود. پاسخ ایران نیز دقیقاً بر همین شبکه متمرکز شده است؛ یعنی نقطه‌زنی صرف به یک هدف نمادین نیست، بلکه فشار بر زنجیره‌ای است که حضور آمریکا در منطقه را ممکن می‌کند.

در این میان، تنگه هرمز همچنان گره اصلی بحران است. پیام اطلاعیه‌های اخیر این بود که بازگشت تردد عادی شناورها زمانی ممکن است که مداخله آمریکا در تنگه پایان یابد و حق حاکمیت کشورها بر آب‌های ساحلی خودشان به رسمیت شناخته شود. بنابراین مسئله فقط عبور چند کشتی نیست؛ مسئله این است که چه کسی قاعده عبور از هرمز را می‌نویسد. اگر آمریکا بخواهد مسیرهای مورد حمایت خود را به‌عنوان دالان امن جا بیندازد، ایران نیز تلاش می‌کند هزینه این عادی‌سازی را بالا ببرد.

اثر اقتصادی این وضعیت نیز سریع ظاهر می‌شود. بسته ماندن یا پرریسک شدن هرمز، بازار انرژی، بیمه دریایی، حمل‌ونقل، قیمت سوخت، کالاهای پایه و انتظارات تورمی را تحت فشار قرار می‌دهد.

اما هم‌زمان برای اقتصاد ایران نیز یک پرسش فوری می‌سازد. اگر فشار دریایی ادامه پیدا کند، مسیر تأمین کالا، صادرات، واردات نهاده، قطعات صنعتی، دارو و کالاهای حساس چگونه باید حفظ شود؟

پاسخ این پرسش فقط نظامی نیست. ایران باید هم‌زمان با حفظ حکمرانی خود بر هرمز، مسیرهای جایگزین تجارت را فعال کند. محاصره دریایی زمانی خطرناک می‌شود که اقتصاد کشور به چند بندر و چند مسیر دریایی محدود بماند. اما اگر مسیرهای زمینی، ریلی، مرزی و بنادر ثالث فعال شوند، محاصره می‌تواند تجارت را گران‌تر کند، اما نمی‌تواند آن را متوقف کند.

مسیرهای جایگزین چگونه محاصره را کم‌اثر می‌کنند؟

در کوتاه‌مدت، ایران نباید منتظر تکمیل همه زیرساخت‌های جدید بماند. ساخت بندر، راه‌آهن، پایانه لجستیکی و کریدورهای کامل زمان‌بر است. اما در شرایط فشار دریایی، یک راه عملی این است که ایران از زیرساخت آماده کشورهای ثالث استفاده کند. یعنی بخشی از کالاها در بندرهای بیرون از ایران تخلیه شود و سپس از مسیر زمینی، ریلی یا ترکیبی وارد کشور شود.

این مدل هزینه حمل و بیمه را بالا می‌برد، اما مزیت آن سرعت اجراست. تجارت جهانی در بحران‌ها دقیقاً همین کار را می‌کند. در اختلال‌های سوئز و دریای سرخ نیز شرکت‌ها مسیرهای خود را تغییر دادند؛ نه به این دلیل که مسیر جایگزین ارزان‌تر بود، بلکه چون تداوم تجارت از توقف آن مهم‌تر بود.

در این چارچوب، ترکیه و بنادر مدیترانه‌ای می‌توانند یکی از مسیرهای جایگزین باشند. کالا می‌تواند در بنادر ترکیه تخلیه شود و از مسیر زمینی وارد ایران شود. این مسیر برای کالاهای صنعتی، قطعات، تجهیزات، دارو و بخشی از کالاهای با ارزش بالا قابل بررسی است؛ چون زمان و پایداری مسیر در آن مهم‌تر از هزینه حمل حجیم است.

پاکستان و بنادر کراچی نیز یک کارت دیگرند. مسیر پاکستان برای اتصال به شرق و جنوب آسیا اهمیت دارد و می‌تواند بخشی از فشار بر بنادر جنوبی ایران را کاهش دهد. اگر کالا در کراچی تخلیه شود و از مسیر زمینی به سمت ایران حرکت کند، بخشی از نیازهای وارداتی کشور از مسیر دریایی غیرمستقیم و سپس زمینی تأمین می‌شود. این مسیر کامل و بی‌هزینه نیست، اما در شرایط محاصره، ارزش آن در ایجاد تنوع است.

بنادر عمان نیز به دلیل نزدیکی جغرافیایی و امکان اتصال کوتاه‌تر به جنوب ایران اهمیت دارند. عمان می‌تواند نقش بندر واسط و محل تخلیه مجدد بخشی از کالاها را بازی کند. البته این مسیر به توافقات سیاسی، بیمه‌ای و لجستیکی نیاز دارد، اما از نظر عملیاتی یکی از مسیرهای قابل اتکا در کوتاه‌مدت است.

در غرب، بصره و شبکه عراق می‌تواند بخشی از نیاز ایران را پوشش دهد. عراق از یک سو به خلیج فارس دسترسی دارد و از سوی دیگر، با ایران مرز زمینی گسترده دارد. اگر مسیر بصره، مرزهای جنوبی و غربی ایران و شبکه حمل عراق فعال‌تر شود، بخشی از کالاهایی که امکان ورود مستقیم دریایی ندارند، می‌توانند از مسیر زمینی وارد شوند. این مسیر به‌ویژه برای کالاهای مصرفی، نهاده‌ها و برخی اقلام صنعتی اهمیت دارد.

در شمال نیز آکتائو و ترکمن‌باشی در خزر می‌توانند بخشی از فشار را از جنوب بردارند. این مسیر برای اتصال به قزاقستان، ترکمنستان، روسیه و بخشی از آسیای مرکزی اهمیت دارد. اگر کالا از مسیر خزر وارد شود، ایران از یک مسیر کاملاً متفاوت نسبت به جنوب استفاده کرده است. این یعنی محاصره دریایی در جنوب، همه مسیرهای تجارت را قفل نمی‌کند.

اما استفاده از بنادر ثالث فقط یک مسیر اضطراری نیست؛ کارت مذاکره‌ای هم هست. ایران با فعال کردن این مسیرها به طرف مقابل نشان می‌دهد که محاصره، هزینه تجارت را بالا می‌برد، اما توان توقف کامل تجارت ایران را ندارد. همین پیام برای بازار، بیمه‌گر، طرف تجاری و حتی دشمن اهمیت دارد. محاصره زمانی اثر روانی سنگین می‌گذارد که کشور محاصره‌شده بی‌مسیر دیده شود. وقتی مسیرهای جایگزین فعال باشند، فشار باقی می‌ماند، اما تصویر بن‌بست شکسته می‌شود.

در کنار بنادر ثالث، قطارهای بلوکی اضطراری باید به سرعت فعال شوند. در شرایط بحران، نباید منتظر تکمیل همه کریدورها ماند. قطار بلوکی یعنی یک قطار کامل با یک نوع محموله یا یک مقصد مشخص، بدون پراکندگی بار، با برنامه زمانی روشن و توافق گمرکی قبل از حرکت. این مدل برای کالاهای حساس، ارزشمند و زمان‌دار مناسب است؛ از قطعات صنعتی و تجهیزات تولید گرفته تا دارو، مواد اولیه خاص و برخی کالاهای واسطه‌ای.

سه مسیر در این زمینه اهمیت دارد. چین، روسیه و ترکیه. قطارهای بلوکی از چین می‌توانند بخشی از کالاهای صنعتی و فناورانه را از مسیر زمینی وارد ایران کنند. مسیر روسیه می‌تواند برای کالاهای اساسی، نهاده‌ها، فلزات، تجهیزات و اتصال به شمال ایران نقش‌آفرین باشد. مسیر ترکیه نیز برای اتصال به اروپا، مدیترانه و بخشی از زنجیره صنعتی غرب آسیا اهمیت دارد.

اثر قطارهای بلوکی این است که دریا برای کالاهای حجیم باقی می‌ماند و ریل، بارهای حساس و ارزشمند را نجات می‌دهد. در شرایط محاصره، همه کالاها نباید از یک مسیر حمل شوند. کالای حجیم، کم‌ارزش‌تر و دیرترمصرف می‌تواند در مسیرهای دریایی یا ترکیبی باقی بماند. اما کالای حساس، گران، سبک‌تر و حیاتی باید از مسیر ریلی و زمینی با برنامه زمان‌بندی‌شده جابه‌جا شود.

نکته کلیدی در اینجا فقط ساخت ریل نیست. تجربه کریدورهای زمینی نشان می‌دهد کاهش توقف مرزی، هماهنگی گمرکی، توافق قبل از حرکت، اتصال چندوجهی، بیمه مسیر و هماهنگی نهادی، به اندازه زیرساخت فیزیکی اهمیت دارد. اگر قطار در مرزها متوقف بماند، اگر اسناد گمرکی پیشاپیش آماده نباشد، اگر تعرفه‌ها ناگهان تغییر کند یا اگر تخلیه و بارگیری زمان‌بر باشد، مسیر زمینی مزیت خود را از دست می‌دهد.

بنابراین پاسخ اقتصادی ایران به محاصره دریایی باید سه‌لایه باشد. نخست، استفاده فوری از بنادر و خاک کشورهای ثالث؛ دوم، فعال‌سازی قطارهای بلوکی اضطراری از چین، روسیه و ترکیه؛ سوم، تبدیل این مسیرهای اضطراری به شبکه پایدار لجستیک پساجنگ. اگر این سه لایه هم‌زمان جلو برود، محاصره دریایی دیگر به معنای توقف تجارت نیست، بلکه به افزایش هزینه‌ای تبدیل می‌شود که ایران می‌تواند با تنوع مسیرها مدیریت کند.

درباره نویسنده

سید مجتبی هاشمی

سیدمجتبی هاشمی دانش‌آموخته اقتصاد نظری از دانشگاه علامه طباطبایی، سردبیر چارسو اقتصاد و متمرکز بر دو حوزه پژوهشی تجارت و تعارض منافع است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما