سفر ولادیمیر پوتین به پکن در ۱۹ و ۲۰ مه ۲۰۲۶، از آن سفرهایی نیست که فقط در قاب تشریفات دیده شود. رویترز گزارش داده که این سفر، کمتر از یک هفته بعد از دیدار ترامپ با شی جینپینگ انجام شد و کرملین نیز از آن با ادبیاتی نزدیک به «شراکت ممتاز» یاد کرد.
خود پوتین هم در دیدار با شی گفت روابط چین و روسیه به سطحی «بیسابقه» رسیده است. همین زمانبندی و این نوع ادبیات، برای تهران حامل پیام است.
در نظم در حال شکلگیریِ پساجنگ، جایگاه کشورها را فقط قدرت میدانی تعیین نمیکند؛ سرعت عمل در تبدیل قدرت به ابتکار اقتصادی و دیپلماتیک هم تعیینکننده است.
اهمیت این سفر برای ایران از یک واقعیت شروع میشود. تجارت چین و روسیه در سال ۲۰۲۵ به حدود ۲۲۸.۱ میلیارد دلار رسید.
این رقم نسبت به سال قبل افت داشت، اما همچنان یکی از بزرگترین سطوح همکاری اقتصادی میان دو قدرت اوراسیایی است.
رویترز توضیح میدهد که صادرات روسیه به چین همچنان بر انرژی و مواد خام تکیه دارد و صادرات چین به روسیه بیشتر شامل ماشینآلات، الکترونیک، تجهیزات حملونقل و کالاهای صنعتی است.
این یعنی پکن و مسکو یک رابطه صرفاً سیاسی ندارند؛ یک تقسیم کار ژئواکونومیک ساختهاند که زیر فشار تحریم، جنگ و بازآرایی زنجیرههای جهانی دوام آورده است.
برای ایران، این دقیقاً همان نقطه مهم است. تهران در شرایط جنگی و در آستانه طراحی اقتصاد پساجنگ، دیگر نمیتواند فقط با منطق روابط روزمره تجاری با روسیه و چین جلو برود.
وقتی دو بازیگر بزرگ اوراسیا در حال تثبیت یک چارچوب راهبردی تازهاند، ایران هم باید از سطح تماسهای پراکنده عبور کند و پرونده چین و روسیه را به یک مسئله منسجم در سیاست منطقهای و اقتصادی خود تبدیل کند.
در غیر این صورت، ایران بهجای آنکه در بازطراحی نظم جدید نقشآفرین باشد، فقط از بیرون به آن نگاه خواهد کرد.
پکن و مسکو در حال ساخت نظم جدید
رویترز پیش از این سفر نوشت که یکی از محورهای مهم گفتوگو، همکاری انرژی و تلاش برای نزدیکتر شدن دو طرف در شرایط فشار غرب است.
گزارشهای تکمیلی نیز نشان میدهد در ماههای ابتدایی ۲۰۲۶، تجارت دوجانبه دوباره شتاب گرفته و فقط در سهماهه نخست سال، به بیش از ۶۱ میلیارد دلار رسیده است.
این بازگشت رشد، نشان میدهد رابطه مسکو و پکن حتی بعد از افت تجارت سال ۲۰۲۵، وارد فاز ترمیم و تثبیت شده است.
از نگاه ایران، این یعنی دو کشور در حال ساختن یک چارچوب عملیاند، نه صرفاً یک موضعگیری ضدغربی.
در چنین وضعی، اگر تهران بخواهد در موضوعاتی مثل امنیت انرژی، حکمرانی بر هرمز، توسعه پساجنگ، کریدورهای ترانزیتی و نظم پولی جدید حرفی برای گفتن داشته باشد، باید ابتکار خود را روی محور ایران–چین–روسیه ارتقا دهد.
موضوع فقط این نیست که چین و روسیه با ایران رابطه خوب داشته باشند؛ مسئله این است که ایران بتواند خودش را به بخشی از طراحی مشترک منافع تبدیل کند.
هشدار این سفر برای تهران
این سفر برای تهران یک هشدار روشن هم دارد.
در فضای فعلی، چین با آمریکا گفتوگو میکند، روسیه با چین شراکت راهبردی خود را عمیقتر میکند و هر دو طرف، همزمان به دنبال حفظ انعطاف در برابر تحولات خاورمیانهاند.
اگر ایران نتواند سریع و هدفمند وارد این معادله شود، دیگران درباره منطقه، انرژی، حملونقل و حتی آینده اقتصادی پساجنگ تصمیم میگیرند و ایران صرفاً یکی از موضوعات روی میز خواهد بود، نه یکی از طراحان میز.
به همین دلیل، ایده ارتقای پرونده روسیه و چین از سطح وزارتخانهای و روزمره، اهمیت جدی پیدا میکند. ایران نیاز دارد این دو پرونده را از حالت واکنشی خارج کند و در قالب یک ابتکار منسجمتر، با پیگیری سطح بالا و تعریف مأموریت روشن، به سمت ساختن منافع مشترک برود.
این موضوع برای چین هم معنادار است؛ چون پکن در همین روزها همزمان با گفتوگو با آمریکا، به شکل رسمی سطح روابط خود با مسکو را «بیسابقه» توصیف کرده است. یعنی چین آماده کار با چند لایه از قدرت همزمان است، اما فقط با طرفی که بتواند طرح و وزن واقعی روی میز بگذارد.
سفر پوتین به پکن برای ایران مهم است، چون نشان میدهد قطببندیهای جدید با سرعت در حال شکلگیریاند.
روسیه و چین فقط مشغول حفظ رابطه نیستند؛ دارند همکاری راهبردی خود را به زبان انرژی، تجارت، فناوری و نظم بینالمللی بازنویسی میکنند.
برای تهران، این لحظه بیش از آنکه صرفاً خبری درباره مسکو و پکن باشد، یک علامت راهبردی است.
اگر ایران میخواهد در معادلات پساجنگ، در هرمز، در کریدورها و در نظم اقتصادی نوظهور سهم واقعی داشته باشد، باید ابتکار سیاسی و اقتصادی خود را فوراً از سطح قبلی بالاتر ببرد.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟