Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

تهاتر در جنگ چگونه می‌تواند سفره مردم را حفظ کند؟

تهاتر در جنگ چگونه می‌تواند سفره مردم را حفظ کند؟

یکی از مهم‌ترین ابزارهای مدیریت معیشت مردم، تهاتر است. در شرایط جنگی، استفاده از این ابزار، آن هم در تعامل با مهم‌ترین شریک تجاری خود، یعنی چین، چه نقش و جایگاهی در حفظ سفره مردم دارد؟

- اندازه متن +

چرا در جنگ پول همیشه به کالا تبدیل نمی‌شود؟

فرض کنید در اقتصادی بدون مخاطرات خارجی و جنگی قرار داریم. در این حالت، کشور نفت می‌فروشد، ارز می‌گیرد، کالا وارد می‌کند و بازار داخلی را تنظیم می‌کند. اما در شرایط جنگی این زنجیره ساده از هم می‌پاشد. ممکن است نفت فروخته شود، اما پول آن در حساب قابل‌مصرف ننشیند. ممکن است پول وجود داشته باشد، اما بانک، بیمه و فروشنده حاضر به همکاری نباشند. ممکن است کالا خریداری شود، اما مسیر حمل آن ناامن یا پرهزینه شود. در این حالت چه باید کرد؟

اینجاست که تهاتر اهمیت پیدا می‌کند. تهاتر به معنای بازگشت ساده به مبادله سنتی کالا با کالا نیست. در اقتصاد امروز، تهاتر می‌تواند یک سازوکار مالی ـ کالایی باشد؛ یعنی بخشی از طلب نفتی، درآمد صادراتی یا اعتبار تجاری ایران نزد طرف مقابل، مستقیماً به خرید کالا، حمل، بیمه، انبار، ترخیص و تحویل تبدیل شود. در چنین مدلی، پول الزاماً از مسیر بانک‌های پرریسک عبور نمی‌کند، اما کالا به مقصد می‌رسد.

برای ایران در شرایط جنگی نیز این ابزار دارای اهمیت است و نباید آن را سیاه دید. بایستی اذعان کرد که بازار داخلی نمی‌تواند منتظر حل‌وفصل کامل بانکی بماند. تولیدکننده برای مواد اولیه، دامدار برای نهاده، داروخانه برای دارو، کارخانه برای قطعه و دولت برای کالای اساسی زمان محدود دارد. اگر هر معامله نیازمند مسیر بانکی، بیمه‌ای و حمل‌ونقلی عادی باشد، تأخیر خودش به بحران تبدیل می‌شود. تهاتر خوب، این فاصله زمانی را کوتاه می‌کند.

چین چه جایگاهی در مسیر تأمین دارد؟

در سال ۲۰۲۴ حجم تجارت رسمی چین و ایران حدود ۱۳.۳۷ میلیارد دلار بوده که از این رقم، صادرات چین به ایران حدود ۸.۹۳ میلیارد دلار و واردات چین از ایران حدود ۴.۴۴ میلیارد دلار ثبت شده است. این اعداد فقط تصویر رسمی تجارت را نشان می‌دهد و همه واقعیت نفتی و غیررسمی رابطه را پوشش نمی‌دهد. گزارش‌های بازار انرژی نیز نشان می‌دهد چین خریدار اصلی نفت صادراتی ایران است و بخش بزرگی از نفت ارسالی ایران به چین می‌رود.

این یعنی چین از دو جهت برای ایران مهم است. از یک طرف خریدار نفت ایران است و از طرف دیگر تولیدکننده و صادرکننده طیف بزرگی از کالاها، مواد اولیه، قطعات، تجهیزات، دارو، ماشین‌آلات، نهاده‌های صنعتی و کالاهای مصرفی. در جنگ، این ترکیب اهمیت دارد. اگر درآمد نفتی ایران در مسیرهای معمول بانکی به‌راحتی قابل‌استفاده نباشد، می‌توان بخشی از آن را به اعتبار خرید کالا از چین یا از طریق شبکه‌های تجاری مستقر در چین تبدیل کرد.

در شرایط جنگ، چین می‌تواند برای چند گروه کالایی چون دارو و تجهیزات پزشکی، قطعات صنعتی و ماشین‌آلات سبک، مواد اولیه تولید، بسته‌بندی، قطعات حمل‌ونقل، تجهیزات برق و مخابرات، برخی افزودنی‌های غذایی و شیمیایی، کودها، سموم، نهاده‌های خاص، لوازم تعمیرات و کالاهای مصرفی ضروری اهمیت حیاتی دارد. این‌ها کالاهایی هستند که شاید مثل گندم تیترساز نباشند، اما اگر نرسند، تولید و خدمات داخلی زمین‌گیر می‌شود.

حفظ مسیر چین یعنی باید از همین حالا برای آن «خط کالایی» ساخت. نباید هر دستگاه دولتی و هر شرکت، جداگانه با واسطه‌های پراکنده معامله کند. باید چند مسیر مشخص تعریف شود. مسیر دریایی چین به چابهار و بندرعباس؛ مسیر چین به بنادر ثالث مثل عمان یا پاکستان و ورود زمینی؛ مسیر چین ـ آسیای مرکزی ـ ایران برای کالاهای سبک‌تر؛ و مسیرهای ترکیبی که بخشی از حمل را با ریل و کامیون انجام می‌دهند. در جنگ، مسیر واحد آسیب‌پذیر است؛ سبد مسیر، تاب‌آوری می‌سازد.

تهاتر با چین چگونه باید طراحی شود؟

تهاتر با چین اگر قرار است به اقتصاد جنگی ایران کمک کند، باید از سطح معامله موردی بالاتر برود و به «سامانه تأمین» تبدیل شود. یعنی دولت فقط نگوید نفت می‌دهیم و کالا می‌گیریم. باید دقیق مشخص کند چه کالایی، با چه اولویتی، از کدام شرکت، با چه قیمت مرجع، در چه زمانی، با کدام مسیر حمل، به کدام انبار و برای کدام مصرف‌کننده وارد می‌شود.

اولویت نخست باید کالاهای حیاتی باشد؛ نه هر کالایی که فروشنده پیشنهاد می‌کند. فهرست تهاتر باید شامل کالاهای اساسی مستقیم، دارو، تجهیزات پزشکی، نهاده‌های تولید غذا، مواد اولیه صنایع داخلی، قطعات ضروری، تجهیزات تعمیر و نگهداری، و مواد واسطه‌ای باشد. واردات کالای مصرفی کم‌اهمیت با منابع تهاتری، در جنگ خطاست؛ چون منابع محدود کشور را به جای تاب‌آوری، خرج مصرف کوتاه‌مدت می‌کند.

اولویت دوم، تحویل‌پذیری است. کالایی که روی کاغذ خریداری شده اما در بندر چین، کشتی، بندر ثالث یا گمرک ایران معطل بماند، برای اقتصاد جنگی ارزشی ندارد. قرارداد تهاتری باید از ابتدا تا انتها زنجیره داشته باشد: خرید، بازرسی، بیمه، حمل، تخلیه، ترخیص، توزیع و مصرف نهایی. حتی بهتر است برای کالاهای حساس، انبارهای پیش‌موقع در چین، عمان، پاکستان، چابهار و بنادر شمالی تعریف شود تا کشور در لحظه بحران دنبال کالا نگردد.

اولویت سوم، شفافیت قیمتی است. تهاتر نباید به حیاط خلوت واسطه‌ها تبدیل شود. برای هر کالا باید قیمت جهانی، کیفیت، زمان تحویل، هزینه حمل، هزینه بیمه، کارمزد و نرخ تبدیل روشن باشد. اگر این شفافیت نباشد، تهاتر از ابزار نجات اقتصاد به ابزار تخلیه منابع تبدیل می‌شود. جنگ بهانه‌ای برای بی‌قاعدگی نیست؛ دقیقاً در جنگ، قاعده مهم‌تر می‌شود.

اولویت چهارم، پیوند تهاتر با تولید داخلی است. اگر ایران منابع خود را فقط به واردات کالای نهایی تبدیل کند، پس از مدتی دوباره آسیب‌پذیر می‌شود. تهاتر باید تا حد امکان مواد اولیه، قطعه، ماشین‌آلات و تجهیزات تعمیر را وارد کند تا کارخانه داخلی کار کند. در جنگ، حفظ تولید داخلی از واردات گسترده کالا مهم‌تر است؛ چون تولید داخلی هم اشتغال را نگه می‌دارد، هم بازار را آرام می‌کند، هم وابستگی را کم می‌کند.

تهاتر در شرایط جنگی، اگر درست طراحی شود، ابزار حفظ سفره مردم و تولید است. مسیر چین در این میان اهمیت خاص دارد، چون چین هم خریدار اصلی نفت ایران است، هم صادرکننده بزرگ کالا و تجهیزات، هم شبکه لجستیکی گسترده‌ای دارد.

درباره نویسنده

محمود زارعی

محمود زارعی مدیر مسئول چارسو اقتصاد، دانش‌آموخته مدیریت رسانه است. از جمله علاقه‌مندی‌های پژوهشی ایشان، مطالعات تولید و مردمی‌سازی اقتصاد است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما