چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

بحران جنگ آمریکا/ایران در تنگه هرمز: ریسک‌های بحران عرضه انرژی

بحران جنگ آمریکا/ایران در تنگه هرمز: ریسک‌های بحران عرضه انرژی

بازارهای جهانی انرژی توسط شبکه‌ای پیچیده از گلوگاه‌های راهبردی اداره می‌شوند و تنگه 33 کیلومتری هرمز شاید مهم‌ترین نقطه آسیب‌پذیر در جریان‌های بین‌المللی نفت و گاز باشد.

- اندازه متن +

به گزارش چارسو اقتصاد به نقل از Discoveryalert، بازارهای جهانی انرژی توسط شبکه‌ای پیچیده از گلوگاه‌های راهبردی اداره می‌شوند و تنگه 33 کیلومتری هرمز شاید مهم‌ترین نقطه آسیب‌پذیر در جریان‌های بین‌المللی نفت و گاز باشد. این آبراه باریک میان خلیج فارس و دریای عرب، به کانون تنش ژئوپلیتیک تبدیل شده است؛ جایی که احتمال تشدید نظامی میان ایالات متحده و ایران می‌تواند پویایی امنیت انرژی جهان را به شکلی بنیادین دگرگون کند. جنگ آمریکا و ایران در تنگه هرمز پیامدهای فاجعه‌بار برای عرضه جهانی انرژی خواهد داشت.

پیامدها فراتر از اختلال فوری در عرضه است و می‌تواند اثرات زنجیره‌ای در بازارهای جهانی کالا، زنجیره‌های تأمین و چارچوب‌های ثبات اقتصادی در سراسر جهان ایجاد کند. فهم سناریوهای چندوجهی پیش رو مستلزم بررسی نه‌فقط پیامدهای فوری نظامی و اقتصادی، بلکه تغییرات ساختاری بلندمدتی است که یک درگیری پایدار می‌تواند بر زیرساخت انرژی جهانی و الگوهای تجارت تحمیل کند.

شناخت دروازه حیاتی دریایی

تنگه هرمز حدود 17 میلیون بشکه در روز صادرات نفت را کنترل می‌کند که شامل حدود 14 میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی به‌علاوه 3 میلیون بشکه فرآورده‌های پالایش‌شده نفتی است. این حجم بخش بزرگی از تجارت جهانی مایعات نفتی را تشکیل می‌دهد و مسیر اصلی صادرات تولیدکنندگان بزرگ خلیج فارس مانند عربستان سعودی، امارات، کویت و عراق است.

عبور گاز طبیعی مایع از هرمز سهم قابل توجهی از تجارت جهانی LNG را شامل می‌شود، هرچند میزان تمرکز آن به شکل فصلی و بر اساس الگوی تقاضای آسیا و وجود مسیرهای جایگزین تغییر می‌کند. اهمیت راهبردی تنگه زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم اقتصادهای بزرگ آسیایی به‌شدت به این جریان‌های انرژی وابسته‌اند؛ برای مثال کشورهایی مانند ژاپن بیش از 90 درصد نیاز انرژی خود را وارد می‌کنند و چین برای حدود 40 درصد واردات نفت خود به نفت خام خلیج فارس متکی است.

محدودیت‌های جغرافیایی تنگه، آسیب‌پذیری‌های ذاتی برای تردد کشتی‌های بزرگ ایجاد می‌کند. نفتکش‌های بسیار بزرگ VLCC باید از کانال‌های تعیین‌شده عبور کنند و محدودیت‌های عمق و عرض، در دوره‌های افزایش نگرانی امنیتی، گلوگاه‌های طبیعی ایجاد می‌کند. افزون بر این، الگوی فعلی نشان می‌دهد از زمان تشدید تنش‌ها، فقط تعداد اندکی نفتکش توانسته‌اند از هرمز عبور کنند و اغلب اپراتورهای تجاری به‌طور تقریباً یکپارچه از پذیرش ریسک عبور از این آبراه خودداری کرده‌اند.

واقعیت عملیاتی نشان می‌دهد حتی پیش از آغاز درگیری نظامی، صرفاً نگرانی امنیتی می‌تواند با چه سرعتی کشتیرانی تجاری را مختل کند.

سناریوهای تشدید نظامی و توانمندی‌های دریایی

برآوردهای اطلاعاتی نشان می‌دهد بر اساس گزارش‌های سرویس پژوهشی کنگره آمریکا ایران تا سال ۲۰۲۵ حدود 6000 مین دریایی در اختیار دارد. این توان مین‌گذاری یکی از ابزارهای جنگ نامتقارن دریایی است که می‌تواند برای مختل کردن خطوط کشتیرانی به کار گرفته شود؛ در کنار قایق‌های تندرو و سامانه‌های موشکی ساحلی که برای هدف‌گیری شناورها و کشتی‌های تجاری طراحی شده‌اند.

پیچیدگی پاسخ‌های نظامی بالقوه با شدت تشدید درگیری تفاوت زیادی دارد. درگیری محدود با هدف‌گیری گزینشی برخی شناورها می‌تواند بخشی از جریان کشتیرانی را حفظ کند، اما همزمان پرمیوم ریسک بسیار بالا ایجاد کند. در مقابل، عملیات مین‌گذاری گسترده به پاکسازی فراگیر نیاز دارد و سوابق تاریخی نشان می‌دهد چنین عملیات‌هایی ممکن است چندین ماه طول بکشد تا به‌طور مؤثر انجام شوند.

چارچوب ارزیابی جنگ دریایی
نوع سناریوبرآورد مدتاثر بر کشتیرانی
درگیری محدود2 تا 4 هفتهکاهش 70 تا 80 درصدی جریان
محاصره نسبی1 تا 3 ماهتوقف 90 تا 95 درصدی جریان
درگیری پایدار3 تا 6 ماهانسداد کامل

 

حتی با وجود پیشنهاد حفاظت دریایی، مالکان کشتی‌ها تقریباً به‌طور یکپارچه از عبور از هرمز خودداری می‌کنند. بنابراین ارزیابی ریسک بخش خصوصی، در تعیین جریان واقعی کشتیرانی طی بحران‌ها، گاه از تضمین‌های نظامی هم تعیین‌کننده‌تر است.

تحلیل اختلال زنجیره تأمین

تولید صنعتی با هم افزایش مستقیم هزینه انرژی و هم اختلال در خوراک شیمیایی روبه‌روست. افزایش 17 درصدی قیمت بنزن و مونومر استایرن نشان می‌دهد زنجیره‌های پتروشیمی فوراً از اختلال منطقه‌ای اثر می‌گیرند و تولید پلاستیک‌ها، مواد مصنوعی و فرآیندهای شیمیایی صنعتی را تحت فشار می‌گذارند.

آسیب‌پذیری‌های اصلی بخش‌ها:

  • تولید پتروشیمی: سناریوهای کمبود خوراک و اثر بر تولید پلیمر
  • صنعت هوانوردی: محدودیت عرضه سوخت جت و اثر بر عملیات خطوط هوایی
  • بخش کشاورزی: اختلال در عرضه کود و تهدید امنیت غذایی
  • شبکه‌های حمل‌ونقل: کمبود دیزل و اثر بر باربری و لجستیک
  • تولید صنعتی: افزایش هزینه انرژی و فشار بر اقتصاد تولید

بازار روغن‌های پایه نشان می‌دهد محصولات صنعتی تخصصی چگونه تحت فشار عرضه قرار می‌گیرند؛ کمبود جهانی باعث افزایش قیمت روغن پایه Group III شده که برای روانکاری ماشین‌آلات در صنایع مختلف حیاتی است و اثرات موجی در کل زنجیره تولید ایجاد می‌کند.

بازار متانول نیز افزایش 6.5 سنتی به ازای هر گالن را نشان داد؛ یعنی فشار قیمتی کالاهای شیمیایی فراتر از مشتقات مستقیم نفت خام امتداد یافته است. این موضوع بر صنایعی از تولید پلاستیک تا داروسازی اثر می‌گذارد، چون متانول یک ماده پایه مهم شیمیایی است.

صنعت کود به‌طور ویژه آسیب‌پذیر است، زیرا تولید آمونیاک به خوراک هیدروکربنی وابسته است. هرچند داده‌های دقیق قیمت کود در جریان درگیری‌های اخیر محدود است، اما همین وابستگی به انرژی پایدار، پیامدهای مهمی برای امنیت غذایی جهانی دارد.

تولید فولاد هم از مسیر هزینه انرژی و هم از مسیر اختلال عملیاتی تحت فشار است؛ برخی کارخانه‌های اروپایی افزایش قیمت برای مقاطع فولادی اعمال کرده‌اند. همچنین برخی عملیات کک‌کلسینه در کویت کاملاً تعطیل شده که نشان می‌دهد تأسیسات صنعتی منطقه می‌توانند مستقیماً از شرایط جنگی آسیب ببینند.

درباره نویسنده

تحریریه چارسو

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما