چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

چرا توسعه کریدورها برای اقتصاد ایران مهم است؟

چرا توسعه کریدورها برای اقتصاد ایران مهم است؟

با تحولات جنگی و تنگه هرمز، توسعه کریدورها از اهمیت بیشتری پیدا کرده است. اما چرا این موضوع مهم است؟ پاسخ این سؤال را در این نوشته بخوانید.

- اندازه متن +

وابستگی بیش از ۸۵ درصدی صادرات نفت و حدود ۶۰ درصدی صادرات غیرنفتی به تنگه هرمز، یک آسیب‌پذیری استراتژیک است که می‌تواند پایداری تجاری کشور را در برابر فشارهای ژئوپلیتیکی شکننده سازد. زمان آن فرا رسیده که ایران از یک «انتخاب راهبردی» برای توسعه کریدورها، به یک «الزام حیاتی» برای تکمیل آن‌ها حرکت کند.

جغرافیای ایران همواره یک مزیت مطلق در معادلات منطقه‌ای و جهانی بوده است. قرار گرفتن در چهارراه اتصال آسیا به اروپا و دسترسی همزمان به آب‌های آزاد و کشورهای محصور در خشکی آسیای میانه، ظرفیتی بی‌بدیل است. با این حال، طی دهه‌های گذشته، تمرکز بر اقتصاد نفتی و صادرات از پایانه‌های خلیج فارس، این مزیت گسترده را به یک نقطه اتکای محدود، یعنی «تنگه هرمز»، تقلیل داده است.

فشارهای دریایی اخیر در منطقه  به وسیله‌ی محاصره‌ی دریایی آمریکا، بار دیگر این حقیقت را آشکار ساخت که هرگونه اختلال در این گلوگاه حیاتی، می‌تواند زنجیره تأمین کشور را با چالش‌های جدی در زمینه حمل‌ونقل، بیمه، هزینه و زمان مواجه کند. این رخدادها تأکید می‌کنند که تنوع‌بخشی کریدوری دیگر یک گزینه روی میز نیست، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر برای حفظ ثبات اقتصادی و تقویت قدرت چانه‌زنی ژئوپلیتیکی ایران است.

وقتی همه تخم‌مرغ‌ها در سبد هرمز است

برای درک مقیاس این وابستگی، کافی است به آمار نگاهی بیندازیم. در شرایط عادی تجاری، ساختار صادراتی ایران به شکل زیر است:


  • صادرات نفت خام و میعانات:

    بیش از ۸۵ تا ۹۰ درصد از این شریان حیاتی درآمدی کشور، از طریق پایانه‌هایی مانند خارک و عسلویه و نهایتاً از مسیر تنگه هرمز به بازارهای جهانی می‌رسد.


  • صادرات غیرنفتی:

حدود ۶۰ درصد از صادرات غیرنفتی کشور (شامل محصولات پتروشیمی، مواد معدنی و کالاهای صنعتی) به بنادر جنوبی، به‌ویژه بندرعباس و بندر امام خمینی (ره)، وابسته است.

این تمرکز بالا، اقتصاد ایران را در برابر هرگونه تنش دریایی به‌شدت آسیب‌پذیر می‌کند. از این رو، راهبرد کلان کشور باید بر پایه کاهش ریسک از طریق ایجاد مسیرهای موازی بنا شود.

 

ایران در برابر کریدورهای نوظهور و معمای راه ابریشم

ارزش ژئوپلیتیکی یک کشور در دنیای امروز تنها با موقعیت جغرافیایی آن سنجیده نمی‌شود؛ بلکه با کارایی شبکه‌های ترکیبی، سرعت سیر بازرگانی، استانداردهای گمرکی و قابلیت اطمینان زیرساخت‌های لجستیکی آن تعریف می‌گردد. در حالی که ایران دارای اقتصادی‌ترین مختصات جغرافیایی است، رقبای منطقه‌ای در حال مهندسی مجدد نقشه ترانزیت جهانی هستند.
از یک سو، کریدور «هند-خاورمیانه-اروپا» (IMEC) با حمایت سیاسی و سرمایه‌گذاری سنگین غرب، تلاش می‌کند بنادر هند را از طریق بنادر امارات و شبکه ریلی عربستان و اردن، مستقیماً به بنادر مدیترانه (نظیر حیفا) و سپس اروپا متصل کند؛ طرحی که هدف پنهان آن، ایجاد یک مسیر موازی و بی‌نیاز از ظرفیت‌های ترانزیتی ایران است.

نقشه جغرافیایی کریدور مهم هند-خاورمیانه
(کریدور «هند-خاورمیانه-اروپا» (IMEC))

از سوی دیگر، رویکرد عمل‌گرایانه چین در ابرپروژه «راه ابریشم جدید» (BRI) باعث شده تا پکن برای پرهیز از ریسک‌های تحریمی، سرمایه‌گذاری عظیمی روی «کریدور میانی» (ترانس‌کاسپین) انجام دهد. این کریدور با وجود چالش‌های فنی و نیاز به تخلیه و بارگیری‌های مکرر (عبور قطارها از آسیای مرکزی، انتقال بار به کشتی‌های رو-رو در دریای خزر، و ادامه مسیر ریلی از باکو به تفلیس و ترکیه)، در حال بلعیدن سهم ایران از ترانزیت شرق به غرب است.

نقشه جغرافیایی کریدور راه ابریشم
(کریدور راه ابریشم – با حذف ایران)

ایران به‌طور تاریخی قلب تپنده راه ابریشم بوده است، اما در معماری جدید تجارت جهانی، خطر جدیِ حاشیه‌نشینی ژئواکونومیک ایران وجود دارد. در چنین شرایطی، ایران باید تمام توان دیپلماتیک و اقتصادی خود را به کار گیرد تا در جانمایی این شبکه‌های ترانزیتی، حضور فعال و غیرقابل حذفی داشته باشد.

یکی از پیش‌نیازهای قطعی برای این جانمایی موفق، این است که ایران از تنش‌های ژئوپلیتیکی و جنگ جاری میان خود و آمریکا و همچنین اسرائیل با قدرت بیرون بیاید. سرمایه‌گذاری‌های کلان بین‌المللی، کاهش حق بیمه‌های تجاری و جلب اعتماد شرکت‌های بزرگ لجستیکی، نیازمند فضایی باثبات و عاری از ریسک‌های حاد امنیتی است. عدم موفقیت در مدیریت این تنش‌ها می‌تواند به معنای تثبیت کریدورهای جایگزین مانند ترانس‌کاسپین و از دست رفتن سهم تاریخی و چند تریلیون دلاری ایران از تجارت اوراسیا باشد.

نقشه کریدور راه ابریشم با حضور ایران
(کریدور راه ابراشیم با جانمایی ایران)

 

برای درک بهتر جایگاه ایران در این رقابت فشرده، نگاهی به مقایسه مسیرهای اصلی اتصال شرق به غرب ضروری است:

شاخص کلیدیکریدور شمال-جنوب (مسیر ایران)کریدور IMEC کریدور میانی (قفقاز – راه ابریشم رقیب)
مسیر اصلیبمبئی ← بندرعباس/چابهار ← آستارا ← اروپابمبئی ← امارات ← عربستان/اسرائیل ← یونانچین/هند ← آسیای میانه ← خزر ← قفقاز ← اروپا
زمان تخمینی حمل۲۰ تا ۲۳ روز~۲۵ روز۲۲ تا ۲۸ روز
کاهش هزینه (نسبت به سوئز)۲۵ تا ۳۰ درصددر حال ارزیابی۱۵ تا ۲۰ درصد
وضعیت زیرساختنیازمند تکمیل حلقه رشت-آستارانیازمند خطوط ریلی جدید در عربستانموجود اما با ظرفیت محدود و گلوگاه‌های مرزی
ظرفیت بالقوه (سالانه)تا ۳۰ میلیون تننامشخصمحدود (کمتر از ۱۵ میلیون تن)

برای درک بهتر جایگاه ایران در این رقابت فشرده، نگاهی به مقایسه مسیرهای اصلی اتصال شرق به غرب ضروری است:

بررسی این داده‌ها گویای این واقعیت است که عبور از خاک ایران، روی کاغذ همچنان سریع‌ترین، کوتاه‌ترین و اقتصادی‌ترین گزینه برای ترانزیت کالا محسوب می‌شود. با این حال، این مزیت بالقوه تنها در صورتی به فعلیت می‌رسد که حلقه‌های مفقوده زیرساختی با سرعتی متناسب با تحرکات رقبا تکمیل شوند؛ در غیر این صورت، هر روز تأخیر به معنای فرصت دادن به رقبای منطقه‌ای است.

چهار ستون راهبردی برای خروج از انحصار هرمز

برای عملیاتی‌سازی راهبرد تنوع‌بخشی و بازگشت به مرکز ثقل ترانزیت جهانی، ایران باید چهار کلان‌پروژه زیر را با اولویت ملی به پیش ببرد:

۱. تکمیل فوری کریدور شمالجنوب (INSTC):

این کریدور حیاتی‌ترین مسیر برای پیوند دادن هند به روسیه و اروپاست. تکمیل راه‌آهن رشت-آستارا، گره کور این مسیر را باز کرده و درآمدهای ترانزیتی پایدار ایجاد می‌کند.

۲. تثبیت جایگاه در کریدور راه ابریشم (شرق به غرب):

اتصال مستقیم شبکه ریلی ایران به افغانستان و پاکستان از شرق، و عراق و ترکیه از غرب، می‌تواند ایران را به شاخه طلایی راه ابریشم جدید تبدیل کند. این مسیر قادر است زمان حمل کالا از چین به اروپا را به ۱۲ تا ۱۵ روز کاهش دهد. تکمیل راه‌آهن چابهار-زاهدان-مشهد نقشی کلیدی در اتصال این کریدور به آب‌های آزاد دارد.

۳. تبدیل چابهار به هاب اقیانوسی مستقل:

چابهار تنها نقطه اتصال اقیانوسی ایران خارج از تنگنای هرمز است. این بندر با ظرفیت توسعه تا ۸۰ میلیون تن، دروازه ترانزیتی ایده‌آل برای کشورهای آسیای مرکزی است و می‌تواند وابستگی تجارت شرق کشور به بنادر خلیج فارس را از بین ببرد.

۴. ایجاد دسترسی زمینی به مدیترانه:

فعال‌سازی کریدور جاده‌ای و ریلی از طریق عراق به سوریه و بندر لاذقیه، یک مسیر جایگزین برای صادرات به اروپا ایجاد می‌کند. این مسیر می‌تواند زمان حمل به بازارهای جنوب اروپا را ۱۰ تا ۱۵ روز کاهش دهد.

تحولات اخیر بیش از آنکه یک تهدید باشند، یک بیدارباش استراتژیک برای اقتصاد کشور هستند. وابستگی انحصاری به تنگه هرمز، یک پاشنه آشیل است که در بزنگاه‌های تاریخی قدرت مانور ایران را محدود می‌کند. در مقابل، تبدیل شدن به یک چهارراه ترانزیتی غیرقابل حذف، قدرتمندترین شکل بازدارندگی هوشمند است. زمانی که کالای هند، چین، روسیه و اروپا از خاک ایران عبور کند، امنیت ایران با امنیت اقتصاد جهانی گره خواهد خورد.

تنوع‌بخشی کریدوری و حضور فعال در ابتکاراتی چون راه ابریشم، نه تنها یک سپر دفاعی است، بلکه موتور محرکه‌ای برای ایجاد درآمد پایدار غیرنفتی و تثبیت جایگاه ایران در معماری جدید اقتصاد جهانی خواهد بود. این یک مسابقه زمان است که برنده‌ی آن، مسیر تجارت قرن را تعیین خواهد کرد.

درباره نویسنده

جعفر صارمی

جعفر صارمی دانشجوی اقتصاد اسلامی در دانشگاه علامه طباطبایی، پژوهشگر اقتصادی و متمرکز بر حوزه هوش مصنوعی و اقتصاد کلان است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما