Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

قدرت پنهان اقتصاد توجه؛ نیما تکیدو چگونه ایران‌مال را به نقطه تجمع نسل Z تبدیل کرد؟

قدرت پنهان اقتصاد توجه؛ نیما تکیدو چگونه ایران‌مال را به نقطه تجمع نسل Z تبدیل کرد؟

تجمع هزاران نفر برای نیما تکیدو در ایران‌مال، نشانه‌ی تغییر پارادایم اقتصادی بود كه در آن كمياب ترين كالا، توجه است و وقتي اين توجه به تعلق تبديل مي شود، از صفحه موبايل بيرون مي آيد و به نيروي تجمع و ريسك شهري بدل مي گردد.

- اندازه متن +

سه ساعت به شروع برنامه مانده بود؛ سالن هنوز خالی بود، اما راهروهای بیرون پر از آدم شده بود. برگزارکننده برای حدود پنج هزار نفر صندلی چیده بود و خیال می‌کرد سقف تقاضا همین است. اما تا بعدازظهر، موج جمعیت در طبقات ایران‌مال انباشته شد و ظرفیت پیش‌بینی‌شده از کنترل خارج شد.

ماجرا زمانی به حادثه نزدیک شد که جمعیت چهره محبوبش را دید. تا پیش از آن، مخاطبان مثل صف ایستاده بودند؛ بعد از آن مثل سیل به جلو حرکت کردند. فشار از عقب جمعیت به سمت سن منتقل شد، راه فرار بسته شد و نیما رضایی، معروف به نیما تکیدو، زیر فشار همین جمعیت روی زمین افتاد و از ناحیه پا آسیب دید.

این اتفاق فقط یک خطای اجرایی در مدیریت رویداد نبود. پرسش اصلی این است که چه نیرویی هزاران نفر را وادار می‌کند ساعت‌ها ترافیک، صف، ازدحام و خستگی را تحمل کنند تا کسی را از نزدیک ببینند که هر روز رایگان در گوشی خود تماشا می‌کنند؟ پاسخ را باید در بازاری جست‌وجو کرد که اقتصاددان‌ها آن را «اقتصاد توجه» می‌نامند؛ بازاری که در آن، کمیاب‌ترین دارایی محتوا نیست، بلکه تمرکز و زمان انسان‌هاست.

اقتصاد توجه در یک نگاه

مفهومتوضیحنمونه در رویداد ایران‌مال
توجهزمان و تمرکز محدود مخاطب در برابر حجم نامحدود محتوادنبال‌کردن روزانه ویدیوهای یک یوتیوبر
تعلقپیوند عاطفی و هویتی مخاطب با تولیدکننده محتواتحمل صف، ازدحام و خستگی برای دیدار حضوری
رابطه فرااجتماعیاحساس آشنایی یک‌طرفه با چهره رسانه‌ایحس دوستی و نزدیکی با اینفلوئنسری که مخاطب را نمی‌شناسد
هویت جمعیتبدیل دنبال‌کنندگان پراکنده به یک گروه قابل مشاهدهتجمع هواداران در ایران‌مال و دیدن خود به‌عنوان یک جمع
قدرت بسیجتوان تبدیل توجه آنلاین به رفتار فیزیکی پرهزینهحرکت هزاران نفر به یک مکان مشخص برای دیدار حضوری
ریسک اقتصادیناتوانی برندها و برگزارکنندگان در سنجش عمق وفاداری مخاطببرآورد اشتباه ظرفیت و تبدیل رویداد به بحران ازدحام

توجه؛ کمیاب‌ترین کالای اقتصاد دیجیتال

هربرت سایمون، اقتصاددان و برنده جایزه نوبل، در سال ۱۹۷۱ ایده‌ای را مطرح کرد که امروز به یکی از پایه‌های فهم اقتصاد دیجیتال تبدیل شده است: در جهانی سرشار از اطلاعات، آنچه کمیاب می‌شود توجه انسان است. وقتی عرضه محتوا تقریباً نامحدود می‌شود، ظرفیت محدود ذهن و زمان مخاطب به منبع کمیاب تبدیل می‌شود

اندازه صنعت اینفلوئنسر مارکتینگ این تغییر را نشان می‌دهد. این بازار در سال ۲۰۱۶ حدود ۱.۷ میلیارد دلار برآورد می‌شد و در سال ۲۰۲۴ به حدود ۲۴ میلیارد دلار رسید؛ یعنی رشدی بیش از ۱۴ برابر در کمتر از یک دهه. :contentReference[oaicite:4]{index=4}

هم‌زمان، مرجعیت رسانه‌ای نیز تغییر کرده است. گزارش Nielsen نشان می‌دهد یوتیوب در مه ۲۰۲۶ با سهم ۱۳.۸ درصدی از زمان تماشای تلویزیون در آمریکا، بزرگ‌ترین توزیع‌کننده منفرد زمان تماشای TV بوده است. این عدد فقط موفقیت یک پلتفرم نیست؛ نشانه تغییر قدرت از شبکه‌های متمرکز به میلیون‌ها کانال و خالق محتوای شخصی است.

کمیاب‌ترین کالای جهان

سهم تماشای تلوزیون

از دسترسی به تعلق

رسانه سنتی دسترسی می‌فروخت. تلویزیون تصویر را به خانه‌ها می‌رساند و رابطه در همان نقطه تمام می‌شد؛ بیننده مصرف‌کننده بود، نه طرف گفت‌وگو. اما تولیدکننده محتوای امروز چیزی فراتر از دسترسی می‌سازد: حس رابطه.

علوم ارتباطات این نوع رابطه را «رابطه فرااجتماعی» می‌نامد؛ رابطه‌ای یک‌طرفه که در آن مخاطب چهره رسانه‌ای را به‌خوبی می‌شناسد، اما آن چهره مخاطب را نمی‌شناسد. با این حال، در ذهن مخاطب، این فاصله اغلب کمتر از واقعیت احساس می‌شود.

تکرار روزانه، لحن غیررسمی، تصویربرداری در خانه و خودرو و خیابان، روایت شکست‌ها و نه فقط موفقیت‌ها، و امکان پاسخ گرفتن در کامنت‌ها، به مخاطب حس نزدیکی می‌دهد. ستاره‌های سینما با فاصله تعریف می‌شوند، اما اینفلوئنسرها با نزدیکی.

توجه، رفتار کم‌هزینه تولید می‌کند: یک بازدید، یک لایک یا یک کامنت. اما تعلق رفتار پرهزینه تولید می‌کند: پرداخت پول، صرف زمان، تحمل خستگی و حتی پذیرش خطر. هزینه‌ای که مخاطبان ایران‌مال پرداختند با منطق تعلق قابل توضیح است، نه فقط با منطق تماشا.

آیینی که آنلاین برگزار نمی‌شود

تعلق به یک فرد، خیلی زود به تعلق به جمعی تبدیل می‌شود که همان فرد را دنبال می‌کنند. مخاطب در ابتدا هوادار یک نفر است و پس از مدتی، عضو یک گروه محسوب می‌شود؛ گروهی با زبان مشترک، شوخی‌های مشترک، ارجاعات درونی و مرزی روشن میان کسانی که می‌فهمند و کسانی که نمی‌فهمند.

سکوها تعلق را انبار می‌کنند، اما آن را قابل مشاهده نمی‌کنند. عدد مشترکان نشان می‌دهد جمعی وجود دارد، ولی هیچ‌کس آن جمع را نمی‌بیند. فرد در اتاق خودش تنهاست، حتی وقتی بخشی از صدها هزار نفر است.

رویداد حضوری تنها جایی است که آن جمع از حالت آماری به حالت فیزیکی درمی‌آید و عضویت، از یک باور به یک تجربه تبدیل می‌شود. بنابراین آن جمعیت فقط برای دیدن یک نفر نیامده بود؛ آمده بود عضویت خودش را ببیند.

رویداد حضوری در این چارچوب نه فقط دیدار با سلبریتی است و نه صرفاً سرگرمی؛ بلکه آیین تأیید هویت است. همان کاری که پیش‌تر ورزشگاه، مناسک جمعی و اجتماعات محلی انجام می‌دادند، حالا بخشی از آن زیر سایه اینفلوئنسرها و پلتفرم‌ها بازتولید می‌شود.

شکاف میان آمار بازدید و قدرت واقعی مخاطب

شاخص‌های سنتی در تحلیل این رفتار پرهزینه ناتوان‌اند، چون میان داده‌های کم‌هزینه و رفتارهای پرهزینه تفاوت وجود دارد. لایک، بازدید و دنبال‌کننده، حجم توجه را نشان می‌دهند؛ اما الزاماً عمق وفاداری، تعلق و ظرفیت بسیج‌کنندگی را اندازه نمی‌گیرند.

اقتصاد سنتی رسانه بر پایه دسترسی بنا شده بود، اما اقتصاد اینفلوئنسری بر پایه تعلق کار می‌کند. ابزارهای تحلیلی ما هنوز بیشتر برای سنجش دسترسی ساخته شده‌اند؛ بزرگی مخاطب را نشان می‌دهند، اما نمی‌توانند همیشه پیش‌بینی کنند کدام مخاطب حاضر است از خانه خارج شود، پول خرج کند، در صف بایستد و ریسک ازدحام را بپذیرد.

برگزارکنندگان آن رویداد با خطایی استراتژیک در مدل ارزیابی مخاطب مواجه شدند. آن‌ها مخاطب را مصرف‌کننده منفعل یک برنامه دیدند، در حالی که با اعضای فعال یک شبکه اجتماعی طرف بودند. این تفاوت، فاصله میان یک رویداد عادی و یک بحران ازدحام را ساخت.

قدرت اقتصادی اینفلوئنسرها از کجا می‌آید؟

قدرت اقتصادی اینفلوئنسرها فقط از تعداد دنبال‌کنندگان نمی‌آید. این قدرت از توانایی تبدیل توجه به رفتار شکل می‌گیرد؛ رفتاری مانند خرید کالا، شرکت در رویداد، تماشای دسته‌جمعی، دفاع از برند شخصی و حضور فیزیکی در یک مکان مشخص.

برای برندها، اینفلوئنسر زمانی ارزشمند است که بتواند توجه را به کنش تبدیل کند. یک مخاطب ممکن است هزار ویدیو را ببیند و هیچ کاری نکند؛ اما مخاطب وابسته و وفادار حاضر است وقت، پول و انرژی خرج کند. اینجاست که اقتصاد توجه به اقتصاد تعلق تبدیل می‌شود.

همین تبدیل، ریسک هم ایجاد می‌کند. وقتی یک چهره دیجیتال می‌تواند هزاران نفر را به یک نقطه مشخص بکشاند، دیگر فقط تولیدکننده محتوا نیست؛ او مدیر یک اجتماع است. و مدیریت اجتماع، مسئولیت دارد؛ چیزی که ظاهراً بشر معمولاً بعد از ازدحام و اورژانس یادش می‌افتد.

جمع‌بندی؛ توجه وقتی به تعلق تبدیل شود، قدرت می‌سازد

ازدحام ایران‌مال فقط نتیجه اشتباه در برگزاری یک رویداد نبود. این اتفاق نشان داد اقتصاد توجه در ایران نیز از مرحله بازدید، لایک و عدد مشترکان عبور کرده و به مرحله قدرت بسیج‌کنندگی رسیده است.

نیما تکیدو نمونه‌ای از چهره‌های دیجیتال است که قدرت خود را نه از رسانه سنتی، بلکه از رابطه تکرارشونده، صمیمیت روزمره و حس تعلق مخاطب به دست آورده‌اند. مخاطبان او فقط برای دیدن یک نفر نیامده بودند؛ آمده بودند بخشی از یک جمع را تجربه کنند.

در اقتصاد جدید رسانه، توجه دارایی کمیاب است؛ اما تعلق، دارایی قدرتمندتر است. توجه باعث دیده‌شدن می‌شود، اما تعلق می‌تواند مردم را از صفحه موبایل به فضای واقعی بکشاند. همین قدرت، اگر درست مدیریت نشود، هم فرصت اقتصادی می‌سازد و هم ریسک اجتماعی و امنیتی.

سوالات متداول درباره اقتصاد توجه و قدرت اینفلوئنسرها

  • اقتصاد توجه چیست؟

    اقتصاد توجه به بازاری گفته می‌شود که در آن، مهم‌ترین دارایی زمان و تمرکز محدود انسان‌هاست. در این اقتصاد، محتوا فراوان است اما توجه مخاطب کمیاب و ارزشمند می‌شود.

  • چرا رویداد نیما تکیدو در ایران‌مال مهم شد؟

    این رویداد نشان داد یک چهره دیجیتال می‌تواند توجه آنلاین را به حضور فیزیکی هزاران نفر تبدیل کند؛ قدرتی که شاخص‌هایی مانند بازدید و لایک به‌تنهایی قادر به اندازه‌گیری آن نیستند.

  • رابطه فرااجتماعی یعنی چه؟

    رابطه فرااجتماعی رابطه‌ای یک‌طرفه میان مخاطب و چهره رسانه‌ای است؛ مخاطب احساس می‌کند آن فرد را می‌شناسد، در حالی که شناخت متقابل واقعی وجود ندارد.

  • تفاوت توجه و تعلق چیست؟

    توجه معمولاً رفتار کم‌هزینه‌ای مانند دیدن ویدیو یا لایک کردن ایجاد می‌کند، اما تعلق می‌تواند رفتار پرهزینه‌تری مانند حضور در رویداد، پرداخت پول و تحمل صف و ازدحام تولید کند.

  • چرا اینفلوئنسرها برای اقتصاد رسانه مهم شده‌اند؟

    اینفلوئنسرها فقط محتوا تولید نمی‌کنند؛ آن‌ها می‌توانند اجتماع بسازند، اعتماد ایجاد کنند و توجه مخاطب را به خرید، حضور، مشارکت یا رفتار جمعی تبدیل کنند.

  • خطر اصلی اقتصاد توجه چیست؟

    خطر اصلی زمانی ایجاد می‌شود که قدرت بسیج‌کنندگی مخاطب درست سنجیده و مدیریت نشود. در این حالت، یک فراخوان ساده می‌تواند به ازدحام، اختلال شهری یا ریسک ایمنی تبدیل شود.

Total Views: 5
درباره نویسنده

جعفر صارمی

جعفر صارمی دانشجوی اقتصاد اسلامی در دانشگاه علامه طباطبایی، پژوهشگر اقتصادی و متمرکز بر حوزه هوش مصنوعی و اقتصاد کلان است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما