این روزها هشدارها و لفاظیهای مقامات واشنگتن علیه تهران رنگ و بوی آخرالزمانی به خود گرفته است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با لحنی تهدیدآمیز از نزدیک شدن به یک «روز دی (D-Day) اقتصادی» برای ایران سخن میگوید و اسکات بسنت، وزیر خزانهداری کابینه او، این کارزار جدید را بزرگترین تهاجم مالی سازمانیافته علیه یک دشمن در تاریخ توصیف میکند. پس از ناکامی آشکار ایالات متحده در استفاده از گزینه نظامی برای تغییر محاسبات تهران، اکنون ظاهر امر نشان میدهد که آمریکا تمام تمرکز و توان خود را بر سلاحهای اقتصادی معطوف کرده است.
اما آیا این تهدیدات در عالم واقع نیز به همان اندازه که در تریبونها بیان میشوند، برنده و کارآمد هستند؟ پاسخ نشریه معتبر و جریانساز بریتانیایی، یعنی اکونومیست، به این سوال یک خیر قاطع است. زمانی که یک رسانه غربی با وزن و اعتبار اکونومیست که عموماً همسو با سیاستهای کلان نظام سرمایهداری و بلوک غرب قلم میزند، صراحتاً استراتژی واشنگتن را زیر سوال میبرد و آن را به یک طبل توخالی و عقبنشینی پنهان تشبیه میکند، باید ابعاد این تحلیل را با دقتی دوچندان موشکافی کرد. اینکه حتی اکونومیست نیز معتقد است این تحریمها نه تنها به فروپاشی منجر نمیشوند، بلکه ممکن است ساختارهای حاکمیتی ایران را قویتر کنند، نشاندهنده عمق بنبست استراتژیک واشنگتن است.
توهمی به نام عملیات طرد اقتصادی
بر اساس طرح جدید واشنگتن که با عنوان پرطمطراق عملیات طرد اقتصادی در تاریخ ۲ شهریور ۱۴۰۵ (۲۴ اوت ۲۰۲۶) رسانهای شد، قرار است نزدیک به ۶۰ فرد، نهاد و کشتی به فهرست تحریمهای جدید آمریکا افزوده شوند. به نوشته اکونومیست، این محدودیتها ۵ بخش کلیدی اقتصاد ایران، از داراییهای دیجیتال گرفته تا شبکه کشتیرانی و حملونقل را هدف قرار میدهند.
روی کاغذ، این اعداد و ارقام ممکن است نشاندهنده یک حمله همهجانبه باشند، اما تحلیلگران اکونومیست صراحتاً اعتراف میکنند که این عملیات بعید است به هدف غایی خود یعنی فروپاشی نظام سیاسی ایران دست یابد. نشریه بریتانیایی دلیل این ناکارآمدی را در یک نقطه ضعف بنیادین میبیند. آمریکا تاکنون تنها تهدید به استفاده از قدرتمندترین سلاح اقتصادی خود، یعنی تحریمهای ثانویه کرده است و جرات عملی کردن آن را ندارد. تحریمهای ثانویه کشورهایی را هدف قرار میدهد که با ایران تجارت میکنند یا به انتقال پول آن کمک میرسانند. اکونومیست با استنادی کنایهآمیز به سخنان اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، یادآوری میکند که واشنگتن دلیل خوبی برای شلیک نکردن این سلاح دارد؛ چرا که به قول خود بسنت، فعال کردن کامل این ابزار میتواند به انفجار سیستم مالی جهانی منجر شود!
پاشنه آشیل تحریمها در پکن؛ چرا واشنگتن جرات شلیک ندارد؟
نشریه اکونومیست در کالبدشکافی ناتوانی آمریکا برای تنگتر کردن حلقه این محاصره، روی یک نقطه ثقل کلیدی انگشت میگذارد یعنی «پکن». بر اساس دادههای ارائهشده در این تحلیل، چین در حال حاضر با نادیده گرفتن تحریمهای موجود، خریدار حدود ۹۰ درصد از صادرات نفت خام ایران است. این آمار خیرهکننده نشان میدهد که شریان اصلی درآمدهای ارزی تهران، مستقیماً به رقیب استراتژیک واشنگتن گره خورده است.
به اعتقاد تحلیلگران این نشریه، اجرایی کردن تهدیدات اقتصادی علیه ایران، مستلزم آن است که واشنگتن نهادهای مالی چین را بر سر یک دوراهی بیرحمانه قرار دهد. انتخاب بین دسترسی به سیستم مالی مبتنی بر دلار و ادامه خرید نفت ایران. اما اکونومیست صراحتاً استدلال میکند که تحمیل چنین انتخابی، به معنای تشدید دراماتیک و بیسابقه تنشها با دومین اقتصاد بزرگ جهان خواهد بود؛ تقابلی که لرزه بر اندام سرمایهگذاران جهانی میاندازد و آنها را نسبت به آینده تجارت بینالملل دچار وحشت میکند.
برای اثبات اینکه تهدیدات فعلی واشنگتن بیشتر به یک بلوف سیاسی شباهت دارد، این رسانه بریتانیایی به یک عقبنشینی معنادار در سال گذشته (۱۴۰۴ شمسی) استناد میکند. در آن مقطع، چشمانداز همین تبعات ویرانگر اقتصادی و تهدید متقابل پکن مبنی بر قطع صادرات فلزات و عناصر خاکی کمیاب، دولت ترامپ را وادار کرد تا ترمز تقابل با چین را بکشد. اکونومیست نتیجه میگیرد که دقیقاً به همین دلیل، ترامپ امروز به جای گشودن یک جبهه جدید و غیرقابلکنترل اقتصادی که میتواند سیستم مالی جهان را منفجر کند، در پی گرمتر کردن روابط خود با پکن است و عملاً توان پرداخت هزینه درگیری بر سر نفت ایران را ندارد.
تحریمهایی که ایران را قویتر میکند
شاید یکی از شگفتانگیزترین بخشهای تحلیل اکونومیست، اعتراف صریح این نشریه به اثرات معکوس تحریمها بر ساختار قدرت در ایران باشد. در حالی که سیاستمداران واشنگتن ادعا میکنند تحریمها ماشین دولت را فلج خواهد کرد، اکونومیست تاکید میکند که رهبران ایران بعید است در نتیجه این تهاجم جدید نیمبند تسلیم شوند.
این نشریه بریتانیایی یادآوری میکند که ایران پیش از این کارزار فشار حداکثری در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ و همچنین بمبارانهای دوره دوم او را تاب آورده است. در یک تحلیل بسیار واقعبینانه، اکونومیست اذعان میکند که اگرچه تحریمها و محاصره تنگه هرمز فشارهای معیشتی سنگینی بر شهروندان عادی وارد کرده است، اما نهادهای حاکمیتی و نظامی، از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، از این فشارها مصون بودهاند. حتی فراتر از آن، اکونومیست استدلال میکند که این نهادها با مدیریت شبکههای تجاری غیررسمی و همچنین تولید داخلی کالاهایی که پیشتر وارد میشدند، جریانهای مالی خود را حفظ کردهاند. اعتراف صریح این رسانه غربی این است که کارزار جدید آمریکا ممکن است در عمل به تقویت همان ساختاری منجر شود که واشنگتن در تلاش برای سرنگونی آن است.
عقبنشینی برای انتخابات آبانماه
با کنار هم قرار دادن ناتوانی در اجرای تحریمهای ثانویه و مصونیت ساختار قدرت در ایران، نویسندگان اکونومیست به یک نتیجهگیری جسورانه میرسند: شاید آنچه اکنون در حال رخ دادن است، در واقع یک عقبنشینی آمریکایی باشد.
این تحلیل، لفاظیهای ترامپ درباره نابودی تهدید ایران را صرفاً تلاشی برای خارج کردن این بحران از صفحات اول روزنامهها میداند. اکونومیست برای اثبات این مدعا به دادههای افکارسنجی متوسل میشود: در حال حاضر تنها ۳۱ درصد از شهروندان آمریکایی از ادامه عملیات نظامی حمایت میکنند. قیمت نفت نیز اگرچه از نقطه اوج خود فاصله گرفته، اما همچنان بالاست و هرگونه آغاز مجدد درگیریهای نظامی، مستقیماً قیمتها را به سقف خواهد چسباند.
از نگاه اکونومیست، ماشین حساب سیاسی ترامپ به انتخابات میاندورهای کنگره در آبان ۱۴۰۵ (نوامبر) دوخته شده است. اگر عملیات طرد اقتصادی باعث سقوط ایران شود، ترامپ اعلام پیروزی میکند. اما اگر این عملیات هیچ دستاوردی نداشته باشد اما در عین حال مانع از فروپاشی اقتصاد جهانی شود، ترامپ حداقل میتواند امیدوار باشد که تا زمان برگزاری انتخابات آبانماه، آرامشی نسبی بر بازارها و فضای سیاسی حاکم باشد. این دقیقاً همان چیزی است که اکونومیست آن را یک عقبنشینی تاکتیکی در پوشش هیاهوی رسانهای مینامد.
نفت ۸۰ دلاری و بازی در تنگه هرمز
اما حتی اکونومیست نیز هشدار میدهد که این بازی یکطرفه نیست و ایران برگهای برنده خود را دارد. خطر بزرگ برای واشنگتن این است که تهران هیچ تمایلی برای نجات ترامپ از مرداب جنگی که خود ساخته، نداشته باشد. اکونومیست تحلیل میکند که مقامات ایران به خوبی میدانند ترامپ تا چه حد نیازمند پایان دادن به درگیریهاست و همین نیاز، فرصتی طلایی برای قدرتنمایی تهران فراهم کرده است.
ایران میتواند با حفظ فشارها از طریق تهدید مستقیم یا نیروهای نیابتی خود در آبراههای استراتژیک تنگه هرمز و بابالمندب، ابتکار عمل را در دست نگه دارد. نشریه بریتانیایی پیشبینی میکند که هدف تهران میتواند نگه داشتن قیمت نفت در بالای مرز ۸۰ دلار در هر بشکه باشد؛ اتفاقی که مستقیماً رایدهندگان آمریکایی را تحت فشار اقتصادی قرار داده و آنها را مجاب میکند تا ترامپ و حزبش را در انتخابات آبانماه مجازات کنند. همچنین اکونومیست به احتمال موفقیت مذاکرات با واسطهگری عمان بر سر دریافت عوارض از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز اشاره میکند که خود یک پیروزی ژئوپلیتیک برای تهران خواهد بود.
پایان اعتبار واشنگتن و کابوس برنامه هستهای
در بخش پایانی، تحلیل اکونومیست به یک جمعبندی تلخ برای سیاستگذاران کاخ سفید میرسد. این نشریه معتقد است رویکرد فعلی، هزینهای گزاف برای جایگاه جهانی آمریکا دارد. اینکه واشنگتن تهدید به ایجاد یک آرماگدون (آخرالزمان) اقتصادی کند، اما در عمل تنها یک ترقه خیس و بیاثر منفجر کند، اعتبار و بازدارندگی ایالات متحده را در سطح بینالمللی به شدت مخدوش خواهد کرد و قدرت این کشور را برای رسیدن به اهدافش در آینده کاهش میدهد.
مهمتر از همه، اکونومیست هشدار میدهد که این بازیهای بیحاصل اقتصادی، صورتمسئله اصلی را پاک نمیکند. در بهترین حالت، رویکرد ترامپ تنها به یک بنبست سرد و پرکینه در خلیج فارس منجر میشود. اما در سوی دیگر میدان، برنامه هستهای ایران و ذخایر مواد شکافتپذیر این کشور همچنان پابرجاست. حتی اکونومیست نیز نگران است که ایران ممکن است از این فرصت استفاده کرده و توجه خود را با سرعتی بیشتر معطوف به توسعه برنامه هستهایاش کند. پیام نهایی این مجله معتبر غربی این است که فارغ از اینکه ترامپ در این جنگ اقتصادی به چه چیزی میرسد یا نمیرسد، مسیر رسیدن به یک توافق حیاتی از طریق مذاکره هستهای، امروز بیش از هر زمان دیگری دور از دسترس شده است؛ واقعیتی که نشان از شکست استراتژیهای چندساله واشنگتن دارد.



نظر شما در مورد این مطلب چیه؟