احیای اشتغال پس از جنگ، پیش از هر چیز به بازگشت بنگاههای کوچک و متوسط به چرخه تولید و خدمات وابسته است؛ بنگاههایی که گاهی با تأمین سرمایه در گردش، ترمیم محل فعالیت یا دسترسی دوباره به مشتریان میتوانند از تعطیلی و تعدیل نیرو جلوگیری کنند. ازاینرو، تسهیلات هدفمند، ضمانت اعتباری، بازسازی سریع واحدهای آسیبدیده و تسهیل دسترسی به بازار باید در مرکز سیاستهای اشتغال پس از جنگ قرار گیرند.
بهروزرسانی مهر ماه ۱۴۰۵:با گذشت ماهها از جنگ شدید نظامی ، مسئله احیای اشتغال همچنان فراتر از جبران خسارتهای مستقیم اهمیت دارد. اختلال در زنجیره تأمین، افزایش هزینه حملونقل و نااطمینانی ناشی از تحولات تنگه هرمز میتواند بازگشت بنگاههای کوچک به فعالیت عادی را دشوارتر کند. در چنین شرایطی، سرعت و نحوه حمایت از این بنگاهها تعیین میکند که آسیبهای موقت به تعطیلیهای طولانی و از دست رفتن فرصتهای شغلی تبدیل شوند یا زمینه بازگشت تولید و اشتغال فراهم شود.
چرا احیای اشتغال باید از بنگاههای کوچک شروع شود؟
وقتی صحبت از بازسازی اقتصاد پس از جنگ میشود، معمولاً تصویر پالایشگاهها، نیروگاهها، کارخانههای بزرگ و پروژههای عمرانی در ذهن شکل میگیرد. این زیرساختها اهمیت زیادی دارند، اما بخش دیگری از اقتصاد نیز باید دوباره به حرکت درآید؛کارگاهها، شرکتهای خدمات فنی، تأمینکنندگان قطعات، پیمانکاران و کسبوکارهایی که با سرمایه محدود فعالیت میکنند و معیشت کارکنانشان به تداوم سفارشها وابسته است.
برای یک بنگاه کوچک، گاهی توقف چند هفتهای فعالیت کافی است تا نتواند حقوق کارکنان را بپردازد یا سفارش بعدی را تحویل دهد. از دست رفتن یک مشتری عمده نیز ممکن است درآمد آن را بهشدت کاهش دهد. بنابراین، حفظ شغل در این بنگاهها فقط به معنای پرداخت کمک مالی نیست؛ مسئله این است که فعالیت اقتصادی پیش از قطع ارتباط بنگاه با مشتری، نیروی انسانی و زنجیره تأمین دوباره برقرار شود.
جنگ چگونه یک بنگاه کوچک را به تعدیل نیرو میرساند؟
جنگ ۱۲روزه خرداد ۱۴۰۴ و دور تازه درگیریها از ۹ اسفند همان سال، ضرورت توجه به تابآوری بنگاهها را پررنگتر کرده است. درگیری نظامی ممکن است مستقیماً به محل فعالیت یک شرکت آسیب بزند، اما مسیرهای غیرمستقیم نیز به همان اندازه اهمیت دارند ، افزایش هزینه حملونقل، دشواری تأمین مواد اولیه، تأخیر در پرداخت مطالبات و کاهش سفارش مشتریان.
تفاوت بنگاه کوچک با بسیاری از شرکتهای بزرگ در میزان تحمل این فشارهاست. شرکت بزرگ ممکن است از منابع مالی دیگر یا ذخایر نقدی استفاده کند؛ اما بنگاهی که بخش عمده درآمدش صرف حقوق، اجاره و خرید مواد اولیه میشود، با طولانی شدن تأخیر پرداختها بهسرعت دچار مشکل خواهد شد. به همین دلیل، سیاست اشتغال پس از جنگ باید پیش از تبدیل کمبود نقدینگی به تعطیلی، وارد عمل شود.
آیا بازسازی ساختمانها برای بازگشت اشتغال کافی است؟
ترمیم محل فعالیت و تجهیزات آسیبدیده ضروری است، اما بازسازی اقتصادی به همین مرحله محدود نمیشود. ممکن است کارگاه تعمیر شده باشد، ولی مواد اولیه به آن نرسد؛ دستگاهها آماده کار باشند، اما سفارش تازهای وجود نداشته باشد؛ یا مشتریان سابق به تأمینکننده دیگری مراجعه کرده باشند. در چنین شرایطی، بازسازی فیزیکی بهتنهایی شغل ازدسترفته را برنمیگرداند.
بنابراین، حمایت از هر بنگاه باید بر اساس مانع اصلی فعالیت آن طراحی شود. یک واحد به تعمیر ساختمان نیاز دارد، واحد دیگر به سرمایه در گردش و بنگاه سوم به قرارداد جدید یا امکان وصول مطالبات. تشخیص این تفاوت، منابع محدود بازسازی را به سمت بنگاههایی هدایت میکند که امکان بازگشت سریعتری به تولید و اشتغال دارند.
چرا سرمایه در گردش باید در اولویت باشد؟
بنگاهی را تصور کنید که سفارش تولید دارد، اما برای خرید مواد اولیه یا پرداخت دستمزد کارکنان پول کافی در اختیارش نیست. در چنین وضعی، وام بلندمدت برای توسعه کارخانه مشکل فوری آن را حل نمیکند؛ آنچه نیاز دارد، منابعی است که بتواند با آن فعالیت جاری را از سر بگیرد و درآمدش را دوباره برقرار کند.
ازاینرو، تسهیلات پساجنگ باید بخشی مشخص برای سرمایه در گردش داشته باشد. پرداخت منابع نیز میتواند با بررسی سفارشهای معتبر، سابقه فروش و تعهد بنگاه به حفظ اشتغال انجام شود. هدف این نیست که هر بنگاهی بدون ارزیابی اعتبار دریافت کند؛ هدف آن است که بنگاه دارای امکان احیا صرفاً به دلیل یک وقفه موقت در جریان نقدی از بازار خارج نشود.
اگر بنگاه وثیقه نداشته باشد، چه باید کرد؟
یکی از موانع دسترسی بنگاههای کوچک به تسهیلات، نداشتن وثیقه کافی است. ممکن است یک شرکت مشتریان شناختهشده، سابقه فعالیت و سفارشهای قابل اتکا داشته باشد، اما دارایی ملکی لازم برای دریافت وام بانکی را نداشته باشد. در این شرایط، سختگیری یکسان برای همه متقاضیان میتواند بنگاههای قابل احیا را نیز از منابع مالی محروم کند.
راهکار، تقویت ضمانت اعتباری و استفاده مؤثرتر از ظرفیت صندوق ضمانت سرمایهگذاری صنایع کوچک است. این صندوق میتواند با پوشش بخشی از ریسک تسهیلات، زمینه تأمین مالی بنگاههای واجد شرایط را فراهم کند. البته ضمانت نباید به پرداخت بیضابطه وام تبدیل شود؛ اعتبارسنجی، بررسی توان بازپرداخت و نظارت بر مصرف منابع همچنان ضروری است.
منبع: اساسنامه صندوق حمایت از سرمایهگذاری صنایع کوچک
تجربه ترکیه چه درسی برای ایران دارد؟
ترکیه پس از زلزلههای ویرانگر فوریه ۲۰۲۳ با مسئله بازگرداندن فعالیت اقتصادی و اشتغال در مناطق آسیبدیده مواجه شد. بانک جهانی در گزارشی که در آوریل ۲۰۲۵ منتشر کرد، از تأمین مالی ۵۰۰ میلیون دلاری برای حمایت از ایجاد اشتغال و احیای بنگاهها در مناطق زلزلهزده خبر داد. این برنامه با تمرکز بر بنگاههای کوچک و متوسط، ایجاد حدود ۱۷ هزار شغل جدید یا باکیفیتتر را هدفگذاری کرده بود .
تجربه ترکیه نشان میدهد حمایت از اشتغال میتواند از مسیر تأمین مالی بنگاهها دنبال شود و نه فقط پرداخت مستقیم کمک به افراد بیکار. برای ایران نیز میتوان تسهیلات بازسازی را به بنگاههایی اختصاص داد که ظرفیت فعالیت دوباره دارند و در ازای آن، حفظ یا افزایش اشتغال رسمی را مطالبه کرد. البته شرایط اقتصادی، نظام بانکی و محدودیتهای مالی ایران با ترکیه یکسان نیست؛ بنابراین، آنچه اهمیت دارد استفاده از منطق این سیاست است و نه کپیبرداری از ارقام و سازوکارهای آن.
اوکراین چگونه به ادامه فعالیت کسبوکارها کمک کرد؟
تجربه اوکراین به دلیل تداوم جنگ و آسیب به فعالیت بنگاهها، برای بررسی سیاستهای اشتغال در شرایط بحران قابل توجه است. بر اساس گزارش بانک جهانی در ژوئن ۲۰۲۶، برنامه وام ترجیحی ۵، ۷ و ۹ درصدی این کشور به بیش از ۲۰ هزار بنگاه کمک کرده و بنگاههای حمایتشده بیش از ۵۰ هزار شغل جدید ایجاد کردهاند. این برنامه هزینه تأمین مالی را از طریق جبران بخشی از تفاوت نرخ بهره برای بانکها کاهش میدهد .
بانک جهانی، حمایت از کسبوکارهای کوچک اوکراین در زمان جنگ
شرکت UNIKS پیش از جنگ ۲۰۲۲ اوکراین ۳۳ کارمند داشت. پس از توقف فعالیت و آسیب به ساختمان، با استفاده از تسهیلات برنامه اعتباری ۵-۷-۹ درصدی توانست هزینههای جاری خود را تأمین کند و تجهیزات بیشتری بخرد. بانک جهانی گزارش میدهد که شمار کارکنان این شرکت بعداً به بیش از ۵۰ نفر رسید. این نمونه نشان میدهد که تأمین مالی مناسب میتواند به بازگشت فعالیت و گسترش اشتغال کمک کند؛ هرچند تجربه یک شرکت بهتنهایی اثباتکننده اثر علّی برنامه بر همه بنگاهها نیست.
تغییر تعداد کارکنان شرکت UNIKS
تعداد کارکنان پیش از تهاجم سال ۲۰۲۲ و وضعیت گزارششده در سال ۲۰۲۶؛ مقدار دوم حداقل ۵۰ نفر است.
نمایش دادههای نمودار
| بازه | تعداد کارکنان |
|---|---|
| پیش از جنگ ۲۰۲۲ | ۳۳ |
| وضعیت گزارششده در ۲۰۲۶ | ۵۰ |
منبع: بانک جهانی، ۲۳ ژوئن ۲۰۲۶
درس این تجربه برای ایران روشن است: حمایت مالی زمانی اثرگذارتر میشود که بنگاه بتواند با آن هزینههای جاری را بپردازد، مواد اولیه بخرد و فعالیتش را ادامه دهد. در کنار آن، کمک بلاعوض محدود برای تعمیر تجهیزات یا بازگشت به بازار نیز میتواند برای بنگاههایی که آسیب مستقیم دیدهاند، ضروری باشد. ترکیب این ابزارها باید با توجه به وضعیت هر بنگاه و توان بازپرداخت آن تعیین شود.
نتایج برنامه حمایت از بنگاهها در اوکراین
| شاخص گزارششده | نتیجه |
|---|---|
| بنگاههای برخوردار از حمایت برنامه RISE | حدود ۲۱٬۷۴۶ بنگاه |
| مشاغل جدید ایجادشده توسط بنگاههای حمایتشده | حدود ۵۰٬۲۲۲ شغل |
| ارزش صادرات بنگاههای حمایتشده | ۳۱۸ میلیون دلار |
| سرمایه خصوصی بسیجشده | ۱٫۷ میلیارد دلار |
| سهم منابع تخصیصیافته برای سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ که پرداخت شده بود | ۹۷ درصد |
منبع: بانک جهانی، نتایج برنامه RISE تا پایان سال ۲۰۲۵
برنامه RISE مخفف عبارت انگلیسی Resilient, Inclusive, and Sustainable Enterprise است؛ یعنی برنامه بنگاهداری تابآور، فراگیر و پایدار. این برنامه با همکاری دولت اوکراین و حمایت مالی گروه بانک جهانی، در سال ۲۰۲۴ برای تقویت بخش خصوصی و کمک به بهبود شرایط فعالیت بنگاهها در دوران جنگ و پس از آن آغاز شد.
آیا وام بهتنهایی میتواند اشتغال را برگرداند؟
پاسخ منفی است؛ چون بنگاه برای ادامه فعالیت به مشتری هم نیاز دارد. اگر تقاضا کاهش یافته باشد یا شرکتهای بزرگ سفارشهای خود را متوقف کرده باشند، وام ممکن است فقط زمان تعطیلی را به تأخیر بیندازد. بازسازی اشتغال زمانی دوام میآورد که منابع مالی با بازگشت سفارش و فروش همراه شود.
دولت و شرکتهای بزرگ میتوانند در این زمینه نقش مهمی داشته باشند. انتشار شفاف نیازهای خرید، کوتاه کردن دوره پرداخت مطالبات پیمانکاران و فراهم کردن فرصت حضور تأمینکنندگان کوچک در مناقصهها، به بازگشت بازار کمک میکند. در پروژههای بازسازی نیز تا جایی که کیفیت، قیمت و الزامات فنی اجازه میدهد، باید از ظرفیت تولیدکنندگان و ارائهدهندگان خدمات داخلی استفاده شود.
چرا وصول مطالبات باید جدی گرفته شود؟
گاهی مشکل بنگاه کمبود سفارش نیست؛ پول سفارشهای قبلی هنوز به حسابش واریز نشده است. پیمانکار ممکن است خدمات خود را ارائه کرده باشد، اما برای دریافت مطالبات چند ماه منتظر بماند. در این فاصله، هزینه حقوق، بیمه، اجاره و خرید مواد اولیه متوقف نمیشود و بنگاه برای تأمین مخارج روزمره ناچار به استقراض خواهد شد.
یکی از راهکارها، استفاده از ابزارهایی مانند فکتورینگ یا تأمین مالی مطالبات است؛ یعنی بنگاه بتواند با اتکا به مطالبات معتبر خود، زودتر به منابع مالی دسترسی پیدا کند. این روش، در صورت اعتبارسنجی درست بدهکار و کنترل هزینه تأمین مالی، میتواند بخشی از فشار نقدینگی را کاهش دهد. تسریع پرداخت بدهی دستگاههای دولتی و شرکتهای بزرگ به پیمانکاران نیز در بسیاری از موارد از ایجاد بدهی تازه مؤثرتر است.
فکتورینگ چگونه مشکل نقدینگی بنگاه را کاهش میدهد؟
| مرحله | بدون فکتورینگ | با فکتورینگ |
|---|---|---|
| انجام سفارش | بنگاه کالا یا خدمت را تحویل میدهد. | بنگاه کالا یا خدمت را تحویل میدهد. |
| ایجاد مطالبات | بنگاه باید برای دریافت پول از مشتری یا کارفرما منتظر بماند. | بنگاه مطالبات معتبر خود را به یک مؤسسه تأمین مالی واگذار میکند یا بر مبنای آن تأمین مالی میگیرد. |
| تأمین نقدینگی | تا زمان وصول مطالبات، پرداخت حقوق، بیمه و هزینه مواد اولیه دشوار میشود. | بنگاه زودتر به بخشی از مبلغ مطالبات دسترسی پیدا میکند. |
| تسویه نهایی | پس از پرداخت کارفرما، بنگاه به پول خود دسترسی مییابد. | پس از وصول مطالبات، تسویه طبق قرارداد انجام میشود و کارمزد و هزینه تأمین مالی محاسبه خواهد شد. |
| پیامد احتمالی | احتمال تأخیر در پرداخت هزینهها، استقراض یا کاهش فعالیت بیشتر میشود. | فشار نقدینگی ممکن است کاهش یابد و تداوم فعالیت و اشتغال آسانتر شود. |
در بازسازی، چه بنگاههایی باید زودتر حمایت شوند؟
منابع بازسازی محدود است و نمیتوان همه بنگاهها را همزمان و به یک اندازه حمایت کرد. اولویت باید با واحدهایی باشد که امکان بازگشت به فعالیت دارند، نیروی انسانی خود را حفظ کردهاند یا میتوانند در مدت کوتاهی دوباره استخدام کنند. میزان آسیب، اهمیت بنگاه در زنجیره تأمین، تعداد مشاغل در معرض خطر و امکان بازپرداخت نیز باید در ارزیابی لحاظ شود.
برای جلوگیری از تصمیمگیری سلیقهای، میتوان پروندهای مشخص برای هر متقاضی تشکیل داد و درخواستها را بر اساس معیارهای مشترک ارزیابی کرد. این سازوکار باید بنگاههای کوچک خارج از شهرکهای صنعتی را نیز پوشش دهد؛ زیرا بسیاری از شرکتهای خدماتی، تعمیراتی، حملونقلی و تأمینکنندگان محلی در همین گروه قرار میگیرند.
تجربه کشورهای دیگر چه چیزی را نشا نشان میدهد؟
تجربه ترکیه و اوکراین نشان میدهد حمایت از بنگاهها میتواند به حفظ فعالیت اقتصادی و ایجاد شغل منجر شود؛ البته نتایج این برنامهها را نباید بدون توجه به تفاوت شرایط کشورها مستقیماً به ایران تعمیم داد.
| کشور و برنامه | بنگاههای حمایتشده | نتیجه گزارششده |
|---|---|---|
| ترکیه؛ حمایت از بنگاهها در بحران کرونا و زلزله | بیش از ۸۶ هزار بنگاه | حدود ۱۱۵ هزار شغل ایجاد یا حفظ شد |
| اوکراین؛ برنامه حمایت از کسبوکارها در زمان جنگ | حدود ۲۱٬۷۴۶ بنگاه | بیش از ۵۰ هزار شغل جدید ایجاد شد |
این آمار بهخودیخود ثابت نمیکند که هر وام الزاماً به ایجاد شغل منجر میشود؛ اما نشان میدهد حمایت مالی هدفمند، در کنار سازوکار اجرایی مناسب، میتواند بخشی از ظرفیت اشتغال بنگاهها را حفظ کند. برای ایران، مهمتر از اندازه بسته حمایتی، سرعت پرداخت، انتخاب درست بنگاهها و سنجش نتیجه واقعی آن است.
چگونه مطمئن شویم منابع بازسازی به اشتغال میرسند؟
اگر معیار موفقیت فقط تعداد تسهیلات پرداختشده یا میزان اعتبار تخصیصیافته باشد، ممکن است منابع زیادی هزینه شود، بدون آنکه وضعیت اشتغال بهبود محسوسی پیدا کند. لازم است از ابتدا مشخص شود هر برنامه چه تعداد شغل را حفظ میکند، چند بنگاه به فعالیت بازمیگردند و چه میزان از تولید یا فروش ازدسترفته جبران میشود.
انتشار گزارشهای دورهای درباره دریافتکنندگان حمایت، میزان بازگشت به فعالیت و وضعیت اشتغال میتواند به اصلاح برنامه کمک کند. البته حفظ شغل نباید فقط با یک تعهد کاغذی سنجیده شود؛ اطلاعات بیمهای، پرداخت حقوق، فعالیت واقعی و استمرار کسبوکار باید در ارزیابی مورد توجه قرار گیرد.
آیا حمایت باید به همه بنگاهها یکسان باشد؟
خیر. بنگاهی که ساختمانش تخریب شده، به بستهای متفاوت از شرکتی نیاز دارد که محل فعالیتش سالم است اما مواد اولیه ندارد. واحدی که سفارش قطعی دارد نیز با بنگاهی که هنوز بازار مشخصی پیدا نکرده، در یک وضعیت نیست. سیاست واحد برای همه، هم منابع را هدر میدهد و هم ممکن است نیاز فوری برخی بنگاهها را بیپاسخ بگذارد.
بهتر است حمایتها در چند مسیر طراحی شوند؛ کمک بازسازی برای خسارتهای مستقیم، تسهیلات سرمایه در گردش برای بنگاههای گرفتار کمبود نقدینگی، ضمانت اعتباری برای متقاضیان فاقد وثیقه کافی و حمایت از فروش برای واحدهایی که بازارشان را از دست دادهاند. این تفکیک، امکان هدفگیری دقیقتر و ارزیابی شفافتر را فراهم میکند.
از کجا باید احیای اشتغال را آغاز کرد؟
اولویت عملی، شناسایی سریع بنگاههای در معرض تعطیلی و تفکیک مشکلات آنهاست. دستگاههای مسئول میتوانند با همکاری بانکها، صندوقهای ضمانت، تشکلهای صنعتی و بیمه تأمین اجتماعی، تصویری از وضعیت بنگاهها، مشاغل در معرض خطر، مطالبات پرداختنشده و نیازهای فوری بازسازی تهیه کنند.
در گام بعد، منابع باید به بنگاههایی برسد که با حمایت مشخص امکان ادامه فعالیت دارند؛ سپس بازگشت آنها به تولید و اشتغال ارزیابی شود. این روند باید در کنار بازسازی زیرساختها، کاهش اختلال در تأمین کالا و تسهیل تجارت قرار گیرد. بهویژه در شرایط نااطمینانی ناشی از تحولات تنگه هرمز، دسترسی قابل پیشبینی به مواد اولیه و حملونقل میتواند تعیین کند که اثر تسهیلات تا چه اندازه ماندگار باشد.
جمعبندی؛ چگونه شغلها را پیش از تعطیلی بنگاهها حفظ کنیم؟
احیای اشتغال پس از جنگ نباید به پرداخت وام یا بازسازی ساختمانهای آسیبدیده محدود بماند. بنگاه کوچک زمانی میتواند دوباره نیروی کار جذب کند که نقدینگی داشته باشد، مواد اولیه به دستش برسد، مطالباتش وصول شود و مشتری برای محصولات و خدماتش وجود داشته باشد. به همین دلیل، تسهیلات هدفمند، ضمانت اعتباری، بازسازی محل فعالیت و دسترسی به بازار باید اجزای یک برنامه هماهنگ باشند.
تجربه ترکیه و اوکراین نیز نشان میدهد که حمایت از بنگاهها میتواند به حفظ اشتغال و بازگشت فعالیت اقتصادی کمک کند؛ به شرط آنکه منابع بهموقع و بر اساس نیاز واقعی تخصیص یابد و نتیجه آن قابل ارزیابی باشد. برای ایران، معیار موفقیت سیاستهای پساجنگ نباید فقط تعداد واحدهای بازسازیشده یا حجم تسهیلات پرداختی باشد؛ باید دید چند بنگاه دوباره فعال شدهاند و چند خانواده توانستهاند درآمد و شغل خود را حفظ کنند. بازسازی اقتصاد از همین نقطه ملموس آغاز میشود: از بنگاهی که دوباره سفارش میگیرد، حقوق کارکنانش را میپردازد و بهجای تعطیلی، برای ادامه کار برنامهریزی میکند.
پرسشهای متداول درباره احیای اشتغال پس از جنگ
مهمترین حمایت فوری از بنگاههای کوچک چیست؟
برای بنگاهی که بازار و امکان فعالیت دارد، اما با کمبود نقدینگی مواجه است، تأمین سریع سرمایه در گردش میتواند از توقف تولید و تعدیل نیرو جلوگیری کند. اگر محل فعالیت آسیب دیده باشد، بازسازی فیزیکی نیز باید در اولویت قرار گیرد.
ضمانت اعتباری چه کمکی به بنگاههای کوچک میکند؟
ضمانت اعتباری بخشی از ریسک تسهیلات را پوشش میدهد و میتواند دسترسی بنگاههای فاقد وثیقه کافی را به منابع بانکی آسانتر کند؛ مشروط بر آنکه اعتبارسنجی و نظارت بر مصرف منابع ادامه داشته باشد.
آیا وام ارزان بهتنهایی اشتغال را احیا میکند؟
خیر. اگر بنگاه مشتری نداشته باشد یا نتواند مواد اولیه تأمین کند، وام ممکن است فقط بدهی آن را افزایش دهد. تأمین مالی باید با بازگشت سفارشها، وصول مطالبات و دسترسی به بازار همراه باشد.
از تجربه ترکیه و اوکراین چه میتوان آموخت؟
این دو تجربه بر اهمیت تأمین مالی بهموقع، کاهش موانع اعتباری و پیوند حمایت با تداوم فعالیت اقتصادی تأکید دارند. ایران میتواند از این اصول استفاده کند، اما طراحی برنامهها باید با شرایط بانکی، بودجهای و تولیدی کشور متناسب باشد.
منابع:
بانک جهانی ـ ارزیابی اقتصاد ایران
بانک جهانی ـ حمایت از بنگاههای کوچک اوکراین در زمان جنگ
بانک جهانی ـ تجربه حمایت از SMEهای ترکیه
بانک جهانی ـ چشمانداز منطقه خاورمیانه، اکتبر ۲۰۲۶
آژانس بینالمللی انرژی ـ گزارش بازار نفت اکتبر ۲۰۲۶
سازمان بینالمللی دریانوردی ـ وضعیت تنگه هرمز
خبرگزاری مهر ـ خسارت شهرکها و واحدهای صنعتی در جنگ ۱۲روزه
خبرگزاری مهر ـ فکتورینگ و تأمین مالی صنایع کوچک




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟