Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

پیمان دفاعی عربستان و پاکستان؛ اتحاد پرهزینه‌ای که در بحران بی‌اثر ماند

پیمان دفاعی عربستان و پاکستان؛ اتحاد پرهزینه‌ای که در بحران بی‌اثر ماند

جنگ ایران نشان داد امنیت را نمی‌توان با پول خرید. نخستین پیمان دفاعی که زیر آتش از کار افتاد، اتحاد پرهزینه عربستان و پاکستان بود.

- اندازه متن +

عربستان در سپتامبر ۲۰۲۵ با پاکستان پیمان دفاع متقابل امضا کرد؛ پیمانی که قرار بود پیام روشنی به رقبا بدهد: حمله به یکی، حمله به هر دو است. اما بحران منطقه‌ای ۲۰۲۶ نشان داد میان متن یک پیمان دفاعی و رفتار واقعی دولت‌ها در لحظه جنگ، فاصله‌ای بزرگ وجود دارد.

اسلام‌آباد در برابر فشار ریاض وارد جنگ نشد؛ نه الزاماً از سر بدقولی، بلکه به دلیل محاسبه هزینه و فایده. پاکستان هم‌زمان به حواله کارگران خود در خلیج فارس، برنامه صندوق بین‌المللی پول، رابطه با چین، ثبات مرز ایران و امنیت کریدور اقتصادی چین‌ـ‌پاکستان نیاز دارد. ورود مستقیم به جنگ می‌توانست همه این دارایی‌ها را زیر فشار بگذارد.

پیمان دفاعی عربستان و پاکستان در یک نگاه

محوروضعیتبرداشت تحلیلی
زمان امضا۱۷ سپتامبر ۲۰۲۵رسمی‌سازی همکاری امنیتی دیرینه ریاض و اسلام‌آباد
اصل کلیدی پیمانتجاوز به یکی، تجاوز به هر دو تلقی می‌شودزبان بازدارنده شبیه پیمان‌های دفاع جمعی
انتظار عربستانتقویت بازدارندگی و کاهش وابستگی امنیتی به آمریکاتلاش برای خرید زمان و امنیت از مسیر ائتلاف‌های منطقه‌ای
محاسبه پاکستانپرهیز از ورود مستقیم به جنگ با ایرانحفظ حواله‌ها، مرز ایران، CPEC، رابطه با چین و برنامه IMF
نتیجه عملیمیانجی‌گری و حمایت سیاسی به جای ورود نظامی مستقیمپیمان در لحظه آزمون به محاسبه هزینه‌ـ‌فایده تبدیل شد
درس راهبردیپول، تعهد نظامی قطعی تولید نمی‌کندائتلاف بدون منافع مشترک عمیق، در بحران شکننده است

آناتومی یک معامله امنیتی؛ عربستان چه چیزی از پاکستان می‌خواست؟

رابطه امنیتی عربستان و پاکستان فقط با ارتش و مانور نظامی تعریف نمی‌شود. پشت این رابطه، شبکه‌ای از پول، نفت، سپرده‌های ارزی، حواله کارگران و نیازهای متقابل قرار دارد. عربستان برای پاکستان یک شریک مالی مهم است، اما تنها ستون اقتصاد خارجی اسلام‌آباد نیست.

پاکستان در سال‌های اخیر بارها از سپرده‌ها و حمایت‌های مالی سعودی برای تقویت ذخایر ارزی و مدیریت فشار تراز پرداخت‌ها استفاده کرده است. در آوریل ۲۰۲۶ نیز عربستان مدت سپرده چند میلیارد دلاری خود نزد بانک مرکزی پاکستان را تمدید کرد و از حمایت تازه مالی سخن گفت. با این حال، این حمایت در کنار برنامه IMF، حواله‌های کارگران و تعهدات چین قرار می‌گیرد؛ نه بالاتر از همه آن‌ها.

چرا پول عربستان برای پاکستان مهم بود اما کافی نبود؟

اهرم عربستان بر پاکستان بیش از آنکه نظامی باشد، مالی است. میلیون‌ها کارگر پاکستانی در کشورهای خلیج فارس کار می‌کنند و حواله‌های آن‌ها یکی از مهم‌ترین منابع ارز برای اقتصاد پاکستان است. در سال مالی ۲۰۲۶، حواله‌های کارگران پاکستانی به بیش از ۴۱ میلیارد دلار رسید و عربستان یکی از بزرگ‌ترین مسیرهای حواله به پاکستان بود.

اما همین وابستگی مالی، پاکستان را محتاط‌تر می‌کند. ورود مستقیم اسلام‌آباد به جنگ می‌توانست امنیت نیروی کار پاکستانی در عربستان و امارات، جریان حواله‌ها، پروژه‌های منطقه‌ای و ثبات داخلی پاکستان را تهدید کند. بنابراین ریاض فقط یک منبع پول نبود؛ بخشی از ریسک هم بود.

به همین دلیل، هرچه بحران در خلیج فارس شدیدتر می‌شد، تصمیم پاکستان برای ورود نظامی سخت‌تر می‌شد. اسلام‌آباد باید میان راضی نگه‌داشتن ریاض و حفظ پایه‌های اقتصاد خارجی خود یکی را انتخاب نمی‌کرد؛ بلکه می‌کوشید هر دو را با میانجی‌گری و بی‌طرفی نسبی مدیریت کند.

IMF، چین و مرز ایران؛ سه قید مهم تصمیم پاکستان

پاکستان در لحظه بحران فقط به عربستان نگاه نمی‌کرد. برنامه صندوق بین‌المللی پول برای اسلام‌آباد حیاتی بود؛ زیرا ادامه آن به اعتماد وام‌دهندگان، ثبات ذخایر ارزی، سیاست مالی و کنترل تورم گره خورده بود. IMF در گزارش‌های ۲۰۲۶ تأکید کرده که جنگ خاورمیانه می‌تواند از مسیر قیمت انرژی، شرایط مالی جهانی و تراز جاری، چشم‌انداز پاکستان را تحت فشار قرار دهد.

از طرف دیگر، چین و کریدور اقتصادی چین‌ـ‌پاکستان نیز برای اسلام‌آباد دارایی راهبردی محسوب می‌شوند. گوادر، مسیرهای ترانزیتی و سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی چین به ثبات نسبی جنوب غرب پاکستان و مرز ایران وابسته‌اند. ورود پاکستان به یک بلوک آشکار ضدایرانی می‌توانست این منطقه را پرریسک‌تر کند.

قید سوم، جغرافیا و جامعه داخلی پاکستان است. پاکستان بیش از ۹۰۰ کیلومتر مرز با ایران دارد و هر تنش مستقیم با تهران می‌تواند بلوچستان، امنیت داخلی و موازنه فرقه‌ای را تحت فشار بگذارد. بنابراین برای اسلام‌آباد، جنگیدن در کنار ریاض فقط یک تصمیم خارجی نبود؛ تصمیمی با پیامد داخلی و مرزی بود.

بازار امنیت عربستان

وقتی پیمان دفاعی نتوانست تضمین عملیاتی فوری ایجاد کند، ریاض ناچار شد امنیت را از مسیر دیگری بخرد: نقدینگی، پدافند، بیمه، ذخیره‌سازی، مسیرهای جایگزین و توان پرداخت فوری. این همان بازاری است که در آن امنیت نه با بیانیه سیاسی، بلکه با موجودی انبار، سامانه پدافندی، بیمه محموله و ظرفیت جایگزین سنجیده می‌شود.

گزارش‌های ۲۰۲۶ نشان می‌دهد عربستان در میانه جنگ، تلاش کرده هم از مسیر ائتلاف‌های دفاعی منطقه‌ای بازدارندگی بسازد و هم با حفظ ظرفیت صادرات جایگزین و تقویت نقدینگی، از اقتصاد خود محافظت کند. با این حال، این ابزارها مانع اصابت یا اختلال نمی‌شوند؛ فقط زمان می‌خرند.

به زبان ساده، پول عربستان در بحران توانست بخشی از شوک را جذب کند، اما نتوانست تعهد نظامی پاکستان را به ورود مستقیم تبدیل کند. امنیتی که از بیرون خریداری شود، تا زمانی کار می‌کند که فروشنده هم همان ریسک را برای خودش قابل تحمل بداند.

هزینه واقعی جنگ برای ریاض چه بود؟

بهای اصلی بحران برای عربستان فقط در هزینه پدافند یا بیمه حمل‌ونقل خلاصه نمی‌شود. ریاض از سال ۲۰۱۶ برنامه چشم‌انداز ۲۰۳۰ را برای کاهش وابستگی بودجه به نفت و تقویت بخش‌های غیرنفتی دنبال کرده است؛ اما جنگ، بخشی از منابع و تمرکز سیاست‌گذاری را دوباره به سمت امنیت، پدافند و مدیریت اضطراری برد.

این تغییر برای پروژه‌ای مثل چشم‌انداز ۲۰۳۰ پرهزینه است. چون موفقیت آن فقط با مازاد حساب جاری یا ذخایر ارزی سنجیده نمی‌شود، بلکه با رشد بخش غیرنفتی، سرمایه‌گذاری صنعتی، گردشگری، معدن، لجستیک و پروژه‌های شهری اندازه‌گیری می‌شود.

اگر منابع مالی، مدیریتی و سیاسی کشور به سمت امنیت فوری برود، پروژه‌های بلندمدت کند می‌شوند. ذخایر ارزی قابل بازسازی‌اند، اما چرخه سرمایه‌گذاری صنعتی، اعتماد شریک خارجی و زمان‌بندی پروژه‌های بزرگ اگر عقب بیفتد، به‌سادگی به ریتم قبلی برنمی‌گردد.

جمع‌بندی؛ پول، پیمان دفاعی را به تعهد جنگی تبدیل نکرد

پیمان دفاعی عربستان و پاکستان قرار بود بازدارندگی ریاض را تقویت کند، اما بحران نشان داد متن حقوقی یک پیمان، به‌تنهایی رفتار نظامی تولید نمی‌کند. در لحظه آزمون، اسلام‌آباد فقط به تعهد خود به عربستان نگاه نکرد؛ به حواله‌های کارگران، برنامه IMF، چین، گوادر، مرز ایران، امنیت داخلی و هزینه جنگ هم نگاه کرد.

برای پاکستان، صرفه در ورود مستقیم به جنگ نبود. بهترین گزینه این بود که رابطه با ریاض را حفظ کند، اما از درگیری نظامی با تهران فاصله بگیرد. به همین دلیل مسیر میانجی‌گری، حمایت سیاسی و احتیاط راهبردی را انتخاب کرد.

برای عربستان نیز نتیجه روشن بود: امنیتی که فقط با پول خریده شود، در لحظه بحران محدودیت خود را نشان می‌دهد. ریاض می‌تواند پدافند، بیمه، ذخیره و زمان بخرد؛ اما نمی‌تواند با سپرده ارزی، اراده جنگی یک کشور دیگر را قطعی کند.

درس این تجربه برای منطقه ساده است: اتحادی که بر منافع مشترک عمیق، تهدید مشترک واقعی و هزینه‌پذیری متقابل بنا نشده باشد، در روز حادثه از پیمان دفاعی به محاسبه حسابداری تبدیل می‌شود.

سوالات متداول درباره پیمان دفاعی عربستان و پاکستان

  • پیمان دفاعی عربستان و پاکستان چه زمانی امضا شد؟

    عربستان و پاکستان در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۵ پیمان دفاع متقابل امضا کردند. در این پیمان اعلام شد هرگونه تجاوز به یکی از دو کشور، تجاوز به هر دو تلقی می‌شود.

  • چرا پاکستان وارد جنگ در کنار عربستان نشد؟

    پاکستان با محدودیت‌های اقتصادی، مرزی و داخلی روبه‌رو بود؛ از جمله وابستگی به حواله کارگران، برنامه صندوق بین‌المللی پول، رابطه با چین، کریدور اقتصادی چین‌ـ‌پاکستان و مرز طولانی با ایران.

  • آیا عربستان برای پاکستان مهم‌ترین منبع ارز است؟

    عربستان یکی از منابع مهم مالی و حواله‌ای پاکستان است، اما تنها منبع نیست. حواله کارگران، برنامه IMF، حمایت‌های چین و دیگر مسیرهای مالی نیز در اقتصاد خارجی پاکستان نقش دارند.

  • نقش حواله کارگران پاکستانی در تصمیم اسلام‌آباد چه بود؟

    حواله کارگران پاکستانی در خلیج فارس یکی از منابع اصلی ارز برای پاکستان است. ورود به جنگ می‌توانست امنیت این نیروی کار و جریان حواله‌ها را تهدید کند.

  • پیمان دفاعی عربستان و پاکستان چرا برای ریاض مهم بود؟

    عربستان به دنبال تقویت بازدارندگی، کاهش وابستگی به آمریکا و ساخت ائتلاف‌های امنیتی جدید بود. اما بحران نشان داد چنین پیمان‌هایی در لحظه اجرا تابع محاسبه هزینه‌ـ‌فایده طرفین هستند.

  • درس اصلی این پیمان برای منطقه چیست؟

    درس اصلی این است که پول می‌تواند رابطه امنیتی بسازد، اما الزاماً تعهد جنگی قطعی تولید نمی‌کند. ائتلاف پایدار به منافع مشترک عمیق و هزینه‌پذیری متقابل نیاز دارد.

Total Views: 0
درباره نویسنده

جعفر صارمی

جعفر صارمی دانشجوی اقتصاد اسلامی در دانشگاه علامه طباطبایی، پژوهشگر اقتصادی و متمرکز بر حوزه هوش مصنوعی و اقتصاد کلان است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما