تنشزایی آمریکا در خلیج فارس، نه تنها موازنه انرژی جهان را بر هم زد، بلکه حالا پای یک آسیبپذیری پنهان و حیاتی را به میان کشیده است: زنجیره تأمین کودهای شیمیایی. دادههای وزارت کشاورزی آمریکا نشان میدهد که بخش غذا و کشاورزی این کشور با ۴۸.۷ میلیون شغل و تولید ۱۰.۴ تریلیون دلار (معادل ۲۰ درصد تولید ناخالص ملی)، ستون فقرات اقتصاد واقعی را تشکیل میدهد. اما این ستون فقرات، به شدت به ورودیهایی وابسته است که مسیر عبور آنها از نقاط حساسی چون تنگه هرمز و بازارهای انحصاری میگذرد؛ جایی که قیمت گوگرد به عنوان ماده اولیه اصلی تولید کود فسفاته، از ۱۰۰ دلار به بیش از ۱,۲۰۰ دلار در هر تن رسیده است؛ رشدی ۱۲ برابری که زنگ خطر را برای معادلات عرضه و تقاضای جهانی به صدا درآورده است.
آنچه این بحران را از یک نوسان قیمتی صرف فراتر میبرد، انباشت شوکهای چندلایه بر روی یکدیگر است: از یک سو، جنگ اوکراین و محدودیتهای روسیه، صادرات آمونیاک را ۸۰ درصد کاهش داده و از سوی دیگر، چین با سقفگذاری ۴۰ میلیون تنی، درهای صادرات خود را بسته است. در این میان، سیاستهای اشتباه تجاری نظیر تداوم تعرفههای جبرانی بر فسفات مراکش (با وجود انحصار ۶۸ درصدی OCP)، نه تنها راهگشا نیست، بلکه صنعت داخلی آمریکا را در میانه یک جنگ تمامعرضه نهادهها، تنهاتر و وابستهتر میکند. سؤال اساسی این است که آیا برنامه ۵۰۰ میلیون دلاری FIELDS و قانون تولید دفاعی، میتواند جایگزین ۴۴ تا ۴۵ درصد هزینههای تولید ذرت و گندم شود که اکنون به پای کود گره خورده است؟
پنج حلقه گمشده در زنجیره امنیت غذایی آمریکا
امنیت غذایی آمریکا، علیرغم ظاهر خودکفا، بر لایههای پنهانی از وابستگیهای بینالمللی استوار است که در شرایط عادی نادیده گرفته میشوند. افزایش ۳۰ درصدی قیمت کود (پیشبینی بانک جهانی) و جهش ۱۱۰۰ درصدی قیمت گوگرد، تنها نوک کوه یخ هستند. در اعماق این بحران، پنج عامل ساختاری نقش بازی میکنند: وابستگی به مسیرهای دریایی پرتنش، انحصار منابع توسط رقبای ژئوپلیتیک (چین و مراکش)، سیاستهای صادراتی کشورهای تولیدکننده، نرخهای حمل و بیمه و در نهایت، ناکارآمدی ابزارهای دفاعی تجاری. در ادامه، هر یک از این حلقهها را با نگاهی آماری و تحلیلی واکاوی میکنیم.
۵ نکته شمارهگذاریشده (تحلیلی):
وابستگی استراتژیک به گوگرد خلیج فارس: حدود نیمی از تجارت جهانی گوگرد از تنگه هرمز عبور میکند. با کاهش ۹۰ درصدی تردد نفتکشها در دوران جنگ، قیمت هر تن گوگرد از ۱۰۰ به ۱,۲۰۰ دلار رسید. با توجه به اینکه تولید هر ۱۰ تن کود فسفاته به ۴ تن گوگرد نیاز دارد، عرضه جهانی کود فسفاته بین ۲۰ تا ۳۰ درصد کاهش یافته است که به معنای کاهش مستقیم عملکرد در ۸۷۴ میلیون جریب زمین کشاورزی آمریکا است.
انحصار OCP و تله تعرفههای جبرانی: شرکت دولتی مراکش (OCP) با مالکیت ۶۸ درصد ذخایر فسفات جهان، عملاً یک انحصارگر است. بازبینی وزارت بازرگانی آمریکا در ژوئیه ۲۰۲۶ نشان داده که لغو تعرفههای جبرانی، نه تنها قیمت را کاهش نمیدهد، بلکه احتمال ازسرگیری یارانهدهی با نرخ ۲۰.۰۴ درصد (بالاتر از نرخ قبلی) را افزایش میدهد و وابستگی دائمی به این شرکت را نهادینه میکند.
اثر دومینویی بر هزینههای تولید و قیمت مواد غذایی: کودهای معدنی مسئول بیش از نیمی از غذای جهان هستند و از سال ۲۰۲۰، سهم کود در هزینه تولید ذرت به ۴۴ درصد و برای گندم به ۴۵ درصد رسیده است. بر اساس مدلهای اقتصادی، افزایش ۳۰ درصدی قیمت کود در سال جاری (پیشبینی بانک جهانی) میتواند قیمت نان و گوشت را در ماههای آینده با رشد حداقل ۱۲ تا ۱۵ درصدی مواجه کند و صورتحساب مصرفکننده آمریکایی را به شدت تحت فشار قرار دهد.
شوک عرضه از سوی روسیه و چین: حملات اوکراین و تحریمهای متقابل، صادرات آمونیاک روسیه را ۸۰ درصد نسبت به دوره قبل از جنگ کاهش داده است. همزمان، چین با اعمال سقف ۴۰ میلیون تنی برای صادرات کود و ممنوعیت کامل صادرات گوگرد توسط روسیه و قزاقستان، یک «محاصره نهادهای» علیه واردکنندگان خالص ایجاد کرده است که آمریکا با وجود تولید مواد اولیه، از حلقه نهایی آن بینصیب مانده است.
شکاف بین سیاست و اجرا در برنامه FIELDS: دولت آمریکا با اختصاص بودجه ۵۰۰ میلیون دلاری و فعالسازی قانون تولید دفاعی (Defense Production Act) به دنبال افزایش ظرفیت داخلی است. اما کارشناسان هشدار میدهند که بدون تضمین بازار داخلی برای تولیدات جدید و لغو همزمان موانع تجاری یکطرفه (تعرفههای وارداتی)، این سرمایهگذاریها به دلیل صرفههای اقتصادی پایینتر نسبت به رقبای خارجی، با شکست مواجه خواهند شد.
آیا کیسههای گندم آمریکا، گروگان نفتکشهای خلیج فارس خواهند شد؟
بحران کنونی در زنجیره تأمین کود، بیش از یک هشدار کوتاهمدت، یک «نقطه عطف پارادایمی» در نظم امنیت غذایی جهان محسوب میشود. ایالات متحده که همواره از خودکفایی غذایی خود به عنوان یک اهرم قدرت یاد میکرد، اکنون در میانه میدانی گیر افتاده است که رقبای ژئوپلیتیکش (چین و روسیه) و انحصارگران منابع (مراکش) در آن نقش اصلی را بازی میکنند. حل معادله فعلی، مستلزم بازنگری در دو محور است: نخست، کاهش وابستگی به مسیرهای دریایی پرخطر از طریق سرمایهگذاری در خطوط لوله زمینی و قراردادهای تأمین چندجانبه؛ دوم، جایگزینی تعرفههای تنبیهی با مشوقهای تولید داخلی برای شکستن انحصار OCP.
تحلیل آیندهنگر نشان میدهد که حتی با اجرای کامل برنامه FIELDS، بازگشت به سطح تولید و قیمتهای قبل از جنگ حداقل ۱۸ تا ۲۴ ماه زمان نیاز دارد؛ زمانی که در آن، کشاورزان آمریکایی ناگزیر به کاهش سطح زیر کشت یا تغییر الگوی کشت به محصولات با نیاز کودی کمتر خواهند بود. این به معنای کاهش ۵ تا ۷ درصدی تولید غلات تا سال ۲۰۲۷ است که میتواند جایگاه آمریکا را به عنوان بزرگترین صادرکننده ذرت و گندم جهان با چالش جدی مواجه کند. آخرین توصیه به سیاستگذاران این است که اگر به دنبال یک «راه حل سریع» هستند، باید درب مذاکرات با چین و روسیه را برای رفع محدودیتهای صادراتی کود باز کنند و در عین حال، از تعرفههای جبرانی به عنوان ابزاری برای چانهزنی و نه مقابله یکسویه استفاده نمایند.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟