اقتصاد آب در ایران بیش از هر زمان دیگری با چالش ناترازی منابع، رشد هزینههای تأمین و مصرف بالاتر از استاندارد جهانی روبهرو است. در شرایطی که کشور ششمین سال متوالی خشکسالی را در برخی استانها تجربه میکند، فاصله قابلتوجه میان هزینه واقعی تولید آب و مبلغی که مشترکان پرداخت میکنند، بار مالی سنگینی را بر بودجه عمومی و صنعت آب تحمیل کرده است.
بر اساس اعلام مسئولان صنعت آب، قیمت دفتری هر مترمکعب آب حدود ۲۴ تا ۲۵ هزار تومان برآورد میشود، اما مشترکان خانگی بهطور متوسط تنها ۱۲ تا ۱۳ هزار تومان و حداکثر حدود ۱۴ هزار تومان پرداخت میکنند. این اختلاف، نتیجه پرداخت یارانههای مستقیم و پنهان در بخش انرژی و خدمات زیرساختی است؛ موضوعی که همزمان با تداوم خشکسالی، ضرورت اصلاح الگوی مصرف را بیش از گذشته برجسته کرده است.
سخنگوی شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور با اشاره به ساختار قیمتگذاری آب اظهار کرد که رقم ۲۴ تا ۲۵ هزار تومان، هزینه تمامشده دفتری تولید هر مترمکعب آب است، اما ارزش اقتصادی این منبع بسیار فراتر از این ارقام برآورد میشود.
به گفته وی، آب بازیافتی یا پساب حاصل از تصفیه، در معاملات بخش خصوصی و صنایع از طریق بورس انرژی بهطور میانگین با قیمت حدود ۷۰ هزار تومان به ازای هر مترمکعب معامله میشود؛ موضوعی که نشان میدهد ارزش اقتصادی آب در زنجیره تولید و صنعت بهمراتب بالاتر از نرخ فروش به مشترکان خانگی است.
از سوی دیگر، مسئولان صنعت آب تأکید میکنند اگر تمامی یارانههای پنهان شامل برق، سوخت، نیروی انسانی و سایر هزینههای زیرساختی محاسبه شود، هزینه واقعی تولید هر مترمکعب آب به حدود یک دلار، معادل نزدیک به ۱۷۰ هزار تومان میرسد؛ رقمی که چندین برابر مبلغ پرداختی مشترکان است.
همچنین آمارهای وزارت نیرو نشان میدهد سرانه استاندارد مصرف آب برای هر ایرانی ۱۳۰ لیتر در شبانهروز تعیین شده، اما میانگین مصرف فعلی به حدود ۱۸۰ لیتر رسیده است؛ یعنی نزدیک به ۳۸ درصد بالاتر از الگوی مصرف استاندارد. این اختلاف، در کنار تداوم خشکسالی، فشار مضاعفی بر منابع آبی کشور وارد کرده است.
چرا قیمت آب به یک چالش اقتصادی تبدیل شده است؟
فاصله میان هزینه تولید و قیمت فروش آب، تنها یک موضوع تعرفهای نیست؛ بلکه مستقیماً بر سرمایهگذاری در زیرساختها، پایداری منابع آبی و بودجه عمومی کشور اثر میگذارد. بررسی دادههای موجود، ابعاد مختلف این مسئله را روشنتر میکند.
۱. یارانه پنهان، فشار بر بودجه عمومی: وقتی مشترکان تنها حدود نیمی از هزینه دفتری و کمتر از یکدهم هزینه واقعی تولید آب را پرداخت میکنند، بخش عمده هزینهها از محل بودجه عمومی و یارانههای پنهان تأمین میشود؛ موضوعی که منابع مالی دولت را تحت فشار قرار میدهد.
۲. مصرف بالا نتیجه قیمت پایین: پایین بودن تعرفه آب، انگیزه کافی برای مدیریت مصرف ایجاد نمیکند. آمارها نشان میدهد مصرف سرانه آب در ایران حدود ۲.۵ برابر میانگین جهانی برآورد شده که زنگ خطری برای امنیت آبی کشور است.
۳. ارزش اقتصادی آب فراتر از تعرفه خانگی است: معامله پساب تصفیهشده با میانگین حدود ۷۰ هزار تومان در بورس انرژی نشان میدهد آب در بخشهای تولیدی و صنعتی ارزش افزوده قابلتوجهی ایجاد میکند و قیمت خانگی فاصله زیادی با ارزش اقتصادی واقعی آن دارد.
۴. خشکسالی، هزینه تأمین آب را افزایش داده است: ادامه خشکسالی، افت منابع زیرزمینی، کاهش بارندگی و نیاز به انتقال آب از منابع دوردست، هزینه تولید و توزیع هر مترمکعب آب را سالبهسال افزایش میدهد و فشار بیشتری بر صنعت آب وارد میکند.
۵. اصلاح الگوی مصرف راهکار کمهزینهتر از توسعه منابع: سرمایهگذاری برای تأمین منابع جدید آب بسیار پرهزینه است. در مقابل، کاهش مصرف، استفاده از تجهیزات کاهنده، بازچرخانی آب و فرهنگسازی میتواند با هزینهای کمتر، نقش مؤثری در حفظ منابع آبی ایفا کند.
آیا اصلاح تعرفه آب اجتنابناپذیر است؟
تداوم خشکسالی، افزایش هزینههای تولید و رشد مصرف، اقتصاد آب ایران را به نقطهای رسانده که ادامه روند فعلی با چالشهای جدی همراه خواهد بود. هرچند افزایش تعرفهها بدون درنظر گرفتن توان اقتصادی خانوارها میتواند پیامدهای اجتماعی داشته باشد، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند اجرای تعرفههای پلکانی، هدفمند کردن یارانهها و دریافت هزینه واقعی از مشترکان پرمصرف، در کنار فرهنگسازی و توسعه فناوریهای مدیریت مصرف، میتواند ضمن حفظ عدالت اجتماعی، منابع مالی لازم برای سرمایهگذاری در زیرساختهای آب و ارتقای امنیت آبی کشور را فراهم کند.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟