Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

پر بازدیدترین مطالب

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

رهبر شهید برای صنعت ایران چه نقشه‌ای داشت؟ از رهایی از نفت تا تولید عدالت‌محور

رهبر شهید برای صنعت ایران چه نقشه‌ای داشت؟ از رهایی از نفت تا تولید عدالت‌محور

در منظومه فکری شهید آیت‌الله خامنه‌ای، توسعه صنعتی راهی برای تبدیل منابع و استعدادهای ایران به قدرت اقتصادی پایدار بود. این مسیر، نقشه‌ای بلندمدت می‌خواست؛ نقشه‌ای که سرمایه را به تولید هدایت کند، زنجیره‌های ارزش را تکمیل سازد، میدان فعالیت مردم را گسترش دهد و دستاورد رشد را به زندگی…

- اندازه متن +

ایده نظری رهبر شهید درباره توسعه صنعتی چه بود و برای پیشبرد آن چه اقدام‌هایی انجام داد؟ پاسخ را باید در ارتباط میان تأکیدهای اقتصادی ایشان جست‌وجو کرد: کاهش وابستگی به نفت، تقویت تولید دانش‌بنیان، مشارکت مردم، تعامل اقتصادی با جهان و عدالت. این مفاهیم، توصیه‌هایی جدا از یکدیگر نبودند؛ هرکدام بخشی از پاسخ به یک مسئله مشترک بودند: چگونه می‌توان اقتصادی ساخت که بر توان تولیدی خود تکیه کند، در برابر فشار خارجی آسیب‌پذیری کمتری داشته باشد و فرصت پیشرفت را در جامعه گسترش دهد؟

مسئله اصلی صنعت ایران در نگاه رهبر شهید چه بود؟

نقطه آغاز این منظومه، مسئله وابستگی بود؛ وابستگی درآمد کشور به فروش منابع طبیعی، وابستگی بخشی از تولید به فناوری و تجهیزات خارجی، و وابستگی تصمیم‌های صنعتی به تغییر دولت‌ها و مدیران.

در چنین وضعیتی، افزایش تعداد کارخانه‌ها لزوماً به استقلال و قدرت اقتصادی منجر نمی‌شود. ممکن است مواد اولیه صادر شود، اما محصول نهایی با ارزش بالاتر به کشور بازگردد؛ یا ظرفیت تولید افزایش یابد، اما توان طراحی و ساخت تجهیزات در داخل رشد نکند.

راه‌حل موردنظر شهید آیت‌الله خامنه‌ای، تقویت دستگاه تولیدی کشور بود؛ دستگاهی که بتواند منابع طبیعی را با دانش، مهارت و سرمایه پیوند دهد. از این منظر، تولید هم‌زمان سه کارکرد پیدا می‌کرد:

  • تأمین معیشت

  • افزایش قدرت ملی

  • کاهش امکان فشار بر اقتصاد.

    بنابراین، کلید فهم نگاه صنعتی ایشان، پیوند میان «تولید» و «اقتدار» است. صنعتی‌شدن باید توان تصمیم‌گیری کشور را افزایش دهد و جامعه را از منافع آن برخوردار سازد.

ارکان‌های منظومه فکری آیت‌الله خامنه‌ای

چهار محور، ارتباط میان اجزای این نگاه را روشن می‌کند:

  • نقشه‌محوری

  • تکمیل زنجیره ارزش

  • مردمی‌سازی

  • عدالت

    دانش‌بنیان‌شدن و تعامل با جهان نیز شیوه پیشبرد این چهار محور را شکل می‌دادند.

    رکن منظومه فکریایده اصلیاقدام یا مطالبه مشخص رهبر شهید
    نقشه‌محوریتوسعه صنعت باید جهت مشترک و استمرار داشته باشدمطالبه تهیه و تصویب سند نقشه راهبردی صنعتی، به‌ویژه در دیدار ۱۰ بهمن ۱۴۰۰
    تکمیل زنجیره ارزشمنابع کشور باید به ظرفیت تولید و ارزش‌آفرینی بیشتر تبدیل شوندتأکید بر صنایع پایین‌دستی، پتروپالایشگاه‌ها و دانش‌بنیان‌شدن صنایع بزرگ
    مردمی‌سازیسرمایه و توان مدیریتی مردم باید وارد تولید شودابلاغ سیاست‌های کلی اصل ۴۴ و تأکید بر رفع موانع سرمایه‌گذاری
    عدالت‌محوریپیشرفت صنعتی باید فرصت مشارکت و بهبود زندگی ایجاد کندپیوند رشد با عدالت، توجه به نیروی کار و تأکید بر توازن منطقه‌ای

    اسناد و بیانات مربوط به این محورها نشان می‌دهند که در این نگاه، سیاست صنعتی باید هم درباره «چه چیزی تولید شود» پاسخ داشته باشد و هم درباره «چه کسی، در کجا و با چه مناسباتی تولید کند».

    ارکان‌های منظومه فکری آیت‌الله خامنه‌ای

جایگاه نقشه راه صنعتی در اندیشه شهید خامنه‌ای

سرمایه‌گذاری برای تولید، بدون تعیین جهت سرمایه‌گذاری کامل نمی‌شود. اگر منابع مالی، مجوزها، زیرساخت و سیاست تجاری هرکدام به سمتی حرکت کنند، حاصل کار می‌تواند مجموعه‌ای از واحدهای تولیدی پراکنده باشد که ارتباط مؤثری با یکدیگر ندارند.

مطالبه نقشه راه صنعتی، پاسخی به همین ناهماهنگی بود. رهبر شهید در دیدار تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی در ۱۰ بهمن ۱۴۰۰، بر تهیه و تصویب سندی تأکید کرد که با رفت‌وآمد دولت‌ها، جهت برنامه‌های صنعتی منحرف نشود.

معنای این مطالبه آن بود که صنعت باید از افق تصمیم‌های کوتاه‌مدت عبور کند. محل استقرار یک کارخانه، تأمین آب و انرژی آن، ارتباطش با صنایع دیگر و بازار محصول، اجزای یک تصمیم مشترک‌اند.

از همین‌جا، اهمیت آمایش سرزمین در این منظومه روشن می‌شود. توسعه صنعتی باید با ظرفیت مناطق و امکان ایجاد پیوند میان فعالیت‌ها سازگار باشد. تأکید سیاست‌های کلی صنعت بر توازن منطقه‌ای و آمایش، همین بُعد از مسئله را بازتاب می‌دهد.

پس نقشه راه، در این اندیشه، ابزار جهت‌دادن به تولید و جلوگیری از گسست میان تصمیم‌ها بود؛ سندی که سرمایه‌گذاری امروز را به ظرفیت اقتصادی فردا متصل کند.

عبور از خام‌فروشی چه نقشی در معماری صنعتی ایشان داشت؟

نگاه رهبر شهید به نفت، از نگرانی درباره وابستگی اقتصاد به درآمد حاصل از فروش آن سرچشمه می‌گرفت. عبارت «نفت باید اسیر ما باشد، نه ما اسیر نفت» این جهت‌گیری را خلاصه می‌کند که منابع طبیعی باید در خدمت ساختن توان اقتصادی قرار گیرند.

از این منظر، مسئله تنها کاهش سهم نفت در بودجه نبود؛ باید جایگاه اقتصاد در زنجیره تولید تغییر می‌کرد. کشوری که ماده اولیه را می‌فروشد و برای فناوری، تجهیزات و محصولات نهایی وابسته می‌ماند، بخش مهمی از فرصت ارزش‌آفرینی را از دست می‌دهد.

تأکید بر تبدیل درآمدهای نفتی به سرمایه پایدار، توجه به صندوق توسعه ملی و مطالبه گسترش صنایع پایین‌دستی، در امتداد همین منطق قرار داشت. حمایت از پتروپالایشگاه‌ها و زنجیره پایین‌دستی فولاد نیز در دیدار بهمن ۱۴۰۰ مطرح شد.

در نتیجه، تکمیل زنجیره ارزش برای ایشان صرفاً موضوعی فنی نبود؛ راهی برای پیوند منابع کشور با اشتغال، فناوری و قدرت اقتصادی محسوب می‌شد. صنعت مطلوب باید بتواند از مزیت طبیعی آغاز کند و به توان طراحی و تولید محصولات پیچیده‌تر برسد.

دولت و مردم در این الگوی صنعتی چه وظیفه‌ای داشتند؟

یکی از اجزای اصلی این منظومه، استفاده از توان اقتصادی مردم بود. در این نگاه، دولت نمی‌توانست همه بار سرمایه‌گذاری، مدیریت و تولید را به‌تنهایی بر دوش بگیرد و هم‌زمان انتظار شکوفایی ظرفیت‌های جامعه را داشته باشد.

ابلاغ سیاست‌های کلی اصل ۴۴ در سال ۱۳۸۴، تلاشی برای تغییر این تقسیم کار بود. افزایش سهم بخش خصوصی و تعاونی، ارتقای بهره‌وری، گسترش مالکیت و کاهش بار مدیریتی دولت، در اهداف این سیاست‌ها کنار یکدیگر قرار گرفتند.

اما مردمی‌سازی در این چارچوب، با انتقال صوری مالکیت پایان نمی‌یافت. هدف آن بود که سرمایه، ابتکار و مسئولیت اداره بنگاه نیز در جامعه گسترش یابد. واگذاری‌ای که رقابت ایجاد نکند و تنها امتیازها را میان مجموعه‌های محدود جابه‌جا کند، با این هدف فاصله دارد.

پیام آغاز سال ۱۴۰۴ این تقسیم کار را دوباره برجسته کرد: مردم سرمایه‌های خرد و بزرگ خود را به تولید وارد کنند و دولت، زمینه فعالیت را فراهم سازد و موانع را بردارد. برای حوزه‌هایی که مردم توان یا انگیزه ورود ندارند نیز نقش سرمایه‌گذاری دولت در نظر گرفته شد.

بنابراین، دولت در این معماری مسئول جهت‌دهی، زیرساخت‌سازی، حمایت و نظارت بود؛ و مردم، نیروی اصلی گسترش سرمایه‌گذاری و فعالیت اقتصادی.

حمایت از تولید داخلی چگونه باید به ارتقای فناوری می‌رسید؟

در نگاه رهبر شهید، حمایت از تولید با انتظار پیشرفت همراه بود. تأکید بر ظرفیت داخلی، تولیدکننده را از مسئولیت کیفیت و پاسخ‌گویی به مصرف‌کننده معاف نمی‌کرد.

انتقاد ایشان از کیفیت خودرو، در کنار تأکید بر توان جوانان و شرکت‌های دانش‌بنیان، همین پیوند را نشان می‌داد. در دیدار بهمن ۱۴۰۰، هم نارضایتی مردم از کیفیت خودرو به رسمیت شناخته شد و هم ضرورت استفاده از توان علمی داخلی در صنایع بزرگ مطرح شد.

منطق این استدلال آن بود که توانمندی علمی باید به کف کارخانه منتقل شود. شکل‌گیری بنگاه‌های دانش‌بنیان کوچک، زمانی اثر گسترده صنعتی پیدا می‌کند که صنایع بزرگ نیز از دانش، طراحی و نوآوری داخلی استفاده کنند.

از همین منظر، حمایت صنعتی باید به بلوغ توان تولید منجر شود. حفظ یک بنگاه بدون بهبود کیفیت، بهره‌وری و فناوری، تحقق کامل این ایده نیست. مقصد حمایت، شکل‌گیری صنعتی توانمند بود که بتواند نیاز جامعه را بهتر تأمین کند و امکان رقابت داشته باشد.

درون‌زایی و برون‌گرایی چگونه در این منظومه کنار هم قرار می‌گرفتند؟

اتکا به توان داخلی در اندیشه اقتصادی رهبر شهید، با حضور در بازارهای جهانی جمع می‌شد. سیاست‌های اقتصاد مقاومتی در سال ۱۳۹۲، هم تقویت ظرفیت تولید داخل را دربر می‌گرفت و هم توسعه صادرات، انتقال فناوری و گسترش پیوندهای اقتصادی را دنبال می‌کرد.

درون‌زایی، پشتوانه حرکت در چارچوب نیروی انسانی، دانش، منابع و توان سازمان‌دهی کشور بود. برون‌گرایی، افق فعالیت را نیز در زمینه دسترسی به بازار، همکاری فناورانه و استفاده از فرصت‌های اقتصادی جهان گسترش می‌داد.

در این چارچوب، دیپلماسی باید به اقتصاد کمک کند و اقتصاد نیز پشتوانه دیپلماسی باشد. هشدار درباره گره‌زدن سرنوشت تولید به نتیجه مذاکرات خارجی، از همین نگرانی سرچشمه می‌گرفت که فعالیت اقتصادی در انتظار تصمیم دیگران متوقف بماند.

بنابراین، خنثی‌سازی تحریم‌ها و تلاش برای رفع آن‌ها می‌توانستند هم‌زمان دنبال شوند. بازسازی توان تولید، تنوع‌بخشی به روابط اقتصادی و کاهش وابستگی‌های شکننده، بخش صنعتی این راهبرد را تشکیل می‌دادند.

عدالت چه جایگاهی در ایده صنعتی رهبر شهید داشت؟

غایت این معماری، صرفاً بزرگ‌ترشدن ارقام تولید نبود. رشد باید به بهبود زندگی مردم و افزایش امکان مشارکت آنان در اقتصاد منجر می‌شد. از این رو، عدالت بخشی از منطق توسعه صنعتی بود، نه موضوعی که پس از رشد به آن اضافه شود.

توجه به کارگران، منزلت کار و سهم نیروی انسانی از ارزش ایجادشده، در همین چارچوب معنا پیدا می‌کرد. سیاست‌های اقتصاد مقاومتی نیز بر افزایش نقش طبقات کم‌درآمد و متوسط و سهم‌بری عادلانه عوامل تولید تأکید داشت.

در بُعد منطقه‌ای، این نگاه با آمایش سرزمین و گسترش فرصت‌های تولید پیوند می‌خورد. در بُعد بنگاهی نیز، تقویت صنایع کوچک و متوسط و ارتباط آن‌ها با صنایع بزرگ اهمیت پیدا می‌کرد؛ موضوعی که در سیاست‌های کلی صنعت آمده است.

مبارزه با فساد و امتیازهای انحصاری نیز برای حفظ همین مسیر ضرورت داشت. اگر دسترسی به منابع و فرصت‌ها تابع روابط غیرشفاف باشد، حمایت صنعتی از ابزار پیشرفت به وسیله تثبیت نابرابری تبدیل می‌شود.

رهبر شهید برای پیشبرد این منظومه چه اقدام‌هایی انجام داد؟

نقش ایشان را می‌توان در سه سطح دنبال کرد.

نخست، تعیین جهت در اسناد سیاستی

سیاست‌های اصل ۴۴، صنعت و اقتصاد مقاومتی، اجزای نگاه اقتصادی را به مجموعه‌ای از جهت‌گیری‌های رسمی تبدیل کردند؛ از مشارکت مردم و رقابت‌پذیری تا فناوری، صادرات و عدالت

دوم، تبدیل جهت‌گیری‌ها به مطالبه مشخص

درخواست نقشه راه صنعتی، تأکید بر تکمیل زنجیره‌ها و دانش‌بنیان‌شدن صنایع بزرگ، موضوع را از توصیه عمومی به مسئله‌ای برای دستگاه‌های اجرایی تبدیل می‌کرد.

سوم، پیگیری و نقد عملکرد

وجه به کیفیت کالا، موانع فعالیت تولیدکنندگان و نقش دولت، نشان می‌داد ابلاغ سیاست پایان مسئولیت تلقی نمی‌شد. مطالبه این بود که آثار تصمیم‌ها در تولید و زندگی مردم ظاهر شود.

نام‌گذاری سال‌ها با محور تولید و سرمایه‌گذاری نیز در همین مسیر، ابزار برجسته‌کردن اولویت اقتصادی کشور بود. بااین‌حال، تحقق این جهت‌گیری‌ها به تصمیم و عملکرد نهادهای اجرایی وابسته می‌ماند؛ فاصله‌ای که خودِ مطالبه مکرر نقشه راه و رفع موانع تولید، اهمیت آن را آشکار می‌کرد.

سوم، پیگیری و نقد عملکرد

جمع‌بندی؛ ایده نظری رهبر شهید درباره توسعه صنعتی چه بود؟

هسته این ایده، ساختن قدرت اقتصادی از مسیر تولید بود. اقتصادی که منابع طبیعی خود را به سرمایه و فناوری تبدیل کند، با نقشه‌ای پایدار پیش برود، از توان مردم بهره بگیرد، با جهان تعامل داشته باشد و منافع پیشرفت را در جامعه گسترش دهد

در این منظومه، نقشه راه جهت حرکت را تعیین می‌کرد؛ زنجیره ارزش، منابع را به توان تولیدی پیوند می‌داد؛ مردمی‌سازی، نیروی سرمایه‌گذاری و ابتکار را آزاد می‌کرد؛ و عدالت، مقصد توسعه را مشخص می‌ساخت.

میراث صنعتی رهبر شهید را باید در همین ارتباط میان ایده‌ها و اقدام‌ها دید. ادامه آن نیز زمانی معنا پیدا می‌کند که این پیوند در تصمیم‌های واقعی حفظ شود. بدین صورت که سرمایه‌گذاری به تولید برسد، حمایت به ارتقای توان منجر شود و رشد در زندگی مردم اثر بگذارد.

سؤالات پرتکرار درباره اندیشه صنعتی رهبر شهید

ایده اصلی شهید آیت‌الله خامنه‌ای درباره توسعه صنعتی چه بود؟

ساختن اقتصادی متکی بر تولید و دانش که وابستگی و آسیب‌پذیری کمتری داشته باشد و پیشرفت آن با بهبود زندگی مردم همراه شود.

نقشه راه صنعتی چه جایگاهی در این اندیشه داشت؟

ابزار هماهنگی سرمایه‌گذاری، زیرساخت، فناوری و تجارت بود تا جهت توسعه با تغییر دولت‌ها دچار گسست نشود.

چرا تکمیل زنجیره ارزش اهمیت داشت؟

برای اینکه منابع کشور به فرصت بیشتری برای اشتغال، فناوری و تولید محصولات با ارزش افزوده بالاتر تبدیل شوند.

نقش دولت و مردم چگونه تعریف می‌شد؟

دولت باید زمینه فعالیت، زیرساخت و حمایت لازم را فراهم می‌کرد و مردم با سرمایه و توان مدیریتی خود در گسترش تولید نقش می‌گرفتند.

مهم‌ترین اقدام‌های ایشان برای پیشبرد این نگاه چه بود؟

ابلاغ سیاست‌های اصل ۴۴، صنعت و اقتصاد مقاومتی؛ مطالبه نقشه راه صنعتی؛ و پیگیری تولید دانش‌بنیان، رفع موانع و سرمایه‌گذاری برای تولید

منابع گزارش

درباره نویسنده

سید مجتبی هاشمی

سیدمجتبی هاشمی دانش‌آموخته اقتصاد نظری از دانشگاه علامه طباطبایی، سردبیر چارسو اقتصاد و متمرکز بر دو حوزه پژوهشی تجارت و تعارض منافع است.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
آخرین اخبار
تنگه هرمز
تماس با ما