در شرایطی که بسیاری از اقتصادهای جهان بهدنبال بازتعریف سبد انرژی و کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی هستند، ایران همچنان یکی از اصلیترین بازیگران بازار جهانی نفت و گاز به شمار میرود.
حجم عظیم ذخایر هیدروکربنی کشور، نهتنها یک مزیت طبیعی، بلکه یک ابزار ژئواقتصادی برای توسعه صنعتی و افزایش درآمدهای ارزی محسوب میشود.
با این حال، کارشناسان معتقدند چالش اصلی اقتصاد ایران نه کمبود منابع، بلکه نحوه بهرهبرداری از این ظرفیت است. ضعف بهرهوری در مصرف انرژی، سرمایهگذاریهای غیرهدفمند و فاصله میان سیاستگذاری و مزیتهای واقعی اقتصاد، موجب شده بخش مهمی از این ثروت ملی هنوز به ارزش افزوده پایدار تبدیل نشود.
مزیت انرژی سرمایهای که نباید هدر برود
عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف با اشاره به جایگاه ایران در بازار جهانی انرژی اعلام کرد که کشور با ۱۵۰ میلیارد بشکه ذخایر اثباتشده نفت، چهارمین دارنده ذخایر نفتی جهان و با ۵۵ تریلیون متر مکعب ذخایر گاز طبیعی، دومین قدرت گازی دنیا است. به گفته وی، مجموع این دو شاخص، ایران را به بزرگترین دارنده تجمیعی منابع نفت و گاز جهان تبدیل کرده است.
این کارشناس انرژی تأکید کرد که بیتوجهی به مزیتهای نسبی اقتصاد، موجب اتلاف سرمایه و کاهش قدرت رقابت کشور میشود. او همچنین راندمان نیروگاههای کشور را حدود ۳۷ درصد عنوان کرد؛ عددی که فاصله قابل توجهی با استانداردهای جهانی دارد و نشاندهنده هدررفت گسترده انرژی در اقتصاد ایران است.
چند نکته درباره اقتصاد انرژی ایران
اقتصاد انرژی در جهان امروز دیگر صرفاً بر پایه میزان ذخایر نفت و گاز سنجیده نمیشود. بلکه شاخصهایی مانند بهرهوری، فناوری، زنجیره ارزش و نحوه مدیریت مصرف، تعیینکننده جایگاه کشورها در رقابت جهانی هستند.
در چنین شرایطی، کشورهایی که نتوانند میان منابع طبیعی و سیاستگذاری اقتصادی هماهنگی ایجاد کنند، حتی با وجود برخورداری از ذخایر عظیم انرژی، با چالشهای ساختاری و اتلاف سرمایه مواجه خواهند شد.
ایران نیز بهعنوان یکی از بزرگترین دارندگان منابع نفت و گاز جهان، در نقطه حساسی از تصمیمگیری اقتصادی قرار گرفته است.
از یکسو فشار تحولات جهانی در حوزه انرژی و محیطزیست در حال افزایش است و از سوی دیگر، ضعف بهرهوری، خامفروشی و استفاده ناکامل از ظرفیتهای داخلی، هزینههای سنگینی به اقتصاد تحمیل میکند. در این میان، بازنگری در سیاستهای انرژی، توسعه صنایع پاییندستی و حرکت به سمت مصرف بهینه، میتواند مسیر آینده اقتصاد کشور را تحت تأثیر قرار دهد.
۱- بهرهوری پایین چالش پنهان صنعت انرژی: راندمان ۳۷ درصدی نیروگاهها به این معناست که بخش قابل توجهی از انرژی اولیه در فرآیند تولید برق از بین میرود. این موضوع سالانه میلیاردها دلار هزینه پنهان به اقتصاد تحمیل میکند و فشار بر مصرف سوخت را افزایش میدهد.
۲- بازار جهانی انرژی در حال تغییر است: پس از توافق اقلیمی پاریس، بسیاری از کشورها به سمت کاهش مصرف سوختهای فسیلی حرکت کردهاند. هرچند نفت و گاز همچنان سهم بالایی در تأمین انرژی جهان دارند، اما روند سرمایهگذاریها به سمت انرژیهای کمکربن در حال افزایش است.
۳- خودروهای برقی هنوز جایگزین کامل نیستند: برخلاف تصور رایج، توسعه خودروهای برقی همچنان با محدودیتهایی مانند عمر باتری، هزینه تولید و زیرساخت شارژ مواجه است. به همین دلیل، بسیاری از اقتصادهای صنعتی همچنان از موتورهای احتراق داخلی و سوختهای فسیلی استفاده میکنند.
۴- ظرفیت بلااستفاده CNG در کشور: طبق آمار ارائهشده، ظرفیت شبکه CNG ایران حدود ۴۰ میلیون متر مکعب در روز است، اما تنها نیمی از آن مورد استفاده قرار میگیرد. توسعه دوگانهسوزی میتواند بخشی از مصرف بنزین و هزینه واردات سوخت را کاهش دهد.
۵- خامفروشی مانع بزرگ خلق ثروت: کارشناسان معتقدند سود اصلی صنعت انرژی در زنجیره ارزش نهفته است. تبدیل نفت و گاز به محصولات پتروشیمی، صنایع پاییندستی و زیرساختهای اقتصادی، چندین برابر بیشتر از صادرات خام برای کشور درآمد ایجاد میکند.
آیا ایران میتواند از ثروت انرژی خود عبور کند؟
اقتصاد ایران در نقطهای قرار گرفته که دیگر صرفِ داشتن منابع عظیم نفت و گاز، مزیت کافی محسوب نمیشود. آینده بازار انرژی به سمت بهرهوری، فناوری و خلق ارزش افزوده حرکت میکند و کشورهایی موفق خواهند بود که منابع طبیعی را به موتور توسعه صنعتی تبدیل کنند.
اگر سیاستگذاری انرژی در ایران به سمت بهینهسازی مصرف، توسعه صنایع پاییندستی، افزایش بهرهوری و حمایت از تولید رقابتپذیر حرکت کند، منابع نفت و گاز همچنان میتوانند نقش کلیدی در رشد اقتصادی و افزایش درآمدهای پایدار کشور ایفا کنند. در غیر این صورت، مزیت تاریخی انرژی ممکن است به یک فرصت ازدسترفته تبدیل شود.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟