Skip to main content

چارسو اقتصاد

در حال دریافت تاریخ...

چارسواقتصاد

رسانه تحلیل و اخبار اقتصاد ایران و جهان

اقتصاد مقاومتی چیست و چرا در جنگ ترکیبی به امنیت ملی گره می‌خورد؟

اقتصاد مقاومتی چیست و چرا در جنگ ترکیبی به امنیت ملی گره می‌خورد؟

اقتصاد ایران سال‌هاست در کنار تهدیدهای نظامی، با جنگ اقتصادی ناشی از تحریم‌های گسترده مواجه بوده و جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه نیز اهمیت تاب‌آوری اقتصادی و حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی را بیش از پیش آشکار کرد. در چنین شرایطی، اقتصاد مقاومتی به‌عنوان راهبردی برای کاهش وابستگی به نفت،…

- اندازه متن +

اقتصاد مقاومتی یعنی ساختن اقتصادی که شوک تحریم، اختلال بانکی، حمله به زیرساخت و جهش انتظارات را هم‌زمان تحمل کند و تولید و معیشت را سرپا نگه دارد. این مفهوم از ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ در قالب ۲۴ بند سیاست کلی ابلاغ شد؛ اما معنای عملی‌اش بعد از جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه عوض شد. دیگر بحث یک برنامه ضدتحریم روی کاغذ نیست. مسئله این است که برق، گاز، غذا، دارو، پرداخت و کارخانه بعد از ضربه چه مدت روی مدار می‌مانند.

اقتصاد مقاومتی پاسخ کدام تهدید است؟

وقتی از جنگ علیه ایران حرف می‌زنیم، ذهن سریع به جنگ ۱۲ روزه یا جنگ رمضان می‌رود. میدان اما زودتر باز شده بود. سال‌ها پیش از اصابت به نیروگاه و پتروشیمی، فشار از مسیر تحریم مالی، محدودیت فروش نفت، انسداد بانکی، بیمه و حمل‌ونقل و بستن مسیر فناوری آمده بود.

منطق این فشار ساده است: فرسایش اقتصادی از رویارویی نظامی ارزان‌تر تمام می‌شود، اگر بتواند نرخ ارز، تورم، سرمایه‌گذاری و اعتماد خانوار را هدف بگیرد. طراح تحریم لازم ندارد همه کارخانه‌ها را ببندد؛ کافی است انتقال درآمد نفت سخت شود، قطعه نرسد و انتظار جهش قیمت در بازار شکل بگیرد.

این‌جا باید دقیق بود. فشار معیشتی سال‌های اخیر فقط محصول تحریم نیست. چندنرخی بودن ارز، کسری بودجه، ضعف نگهداری شبکه انرژی و تصمیم‌های ناگهانی هم هزینه را بالا برده‌اند. تحریم ضربه را وارد می‌کند؛ ساختار داخلی تعیین می‌کند ضربه کجا می‌ایستد و کجا به سفره می‌رسد. معاون سیاست‌گذاری اقتصادی وزارت اقتصاد در گفت‌وگوی زمانیان درباره چندپارگی نرخ ارز همین نکته را گفته است: اگر منابع ارزی به چند کانال قفل شود، یک ناترازی کوچک کل تجارت را می‌بندد.

تحریم‌ها کدام هشت شریان را هدف گرفتند؟

تحریم ایران مدت‌هاست فقط پرونده نفت نیست. هشت حوزه، همزمان تولید امروز و ظرفیت فردا را نشانه رفته‌اند.

حوزه تحریمنمونه اثرگذاریکانال سرایت به معیشت
نفت، گاز و پتروشیمیکاهش صادرات و دشواری انتقال درآمد ارزیفشار بر بودجه، ارز و واردات کالاهای اساسی
مالی و بانکیمحدودیت سوئیفت، کارگزاری و تسویهگران‌شدن تجارت و تأخیر در تأمین مواد اولیه
حمل‌ونقل و بیمهافزایش کرایه، حق بیمه و ریسک مسیرگران‌شدن غذا، دارو و قطعه
تجارت و سرمایه‌گذاریافت سرمایه خارجی و همکاری صنعتیضعف تشکیل سرمایه و اشتغال جدید
صنایع و معادناختلال در تجهیزات و مواد اولیهتوقف خط تولید و فشار بر عرضه
دانش و فناوریمحدودیت قطعه حساس، نرم‌افزار و دانش فنیفرسایش بلندمدت بهره‌وری، نه فقط کمبود امروز
توقیف دارایی‌هابلوکه‌شدن بخشی از منابع خارجیکاهش سپر ارزی دولت در شوک‌ها
نظامی و تسلیحاتیمحدودیت تجهیزات و همکاری دفاعیانتقال بودجه از تولید غیرنظامی به بازدارندگی

کمتر دیده‌شده‌ترین لایه، تحریم دانش و فناوری است. هدف این لایه فقط خواباندن خط تولید امسال نیست؛ کند کردن صنعتی‌شدن برای دهه بعد است. اگر قطعه توربین، کاتالیست، کنترل صنعتی یا تجهیزات پزشکی به تعمیر وابسته به خارج بماند، تحریم حتی بدون حمله نظامی هم زیرساخت را فرسوده می‌کند.

به همین دلیل اقتصاد مقاومتی از یک توصیه اخلاقی به یک ضرورت محاسباتی تبدیل شد. اقتصادی که هر سال در معرض قطع دسترسی مالی و فنی است، نمی‌تواند با فرض دنیای باز و بدون تهدید برنامه‌ریزی کند.

از جنگ اقتصادی تا ضربه به نیروگاه و کارخانه

جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه ادامه همان فشار بودند، با یک تفاوت. این‌بار به‌جای بستن حساب و بیمه، خود دارایی مولّد هدف گرفته شد.

میثم ظهوریان، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، خسارت جنگ رمضان را بین ۲۰ تا ۴۰ میلیارد دلار و رقم رسمی دولت را حدود ۲۸ میلیارد دلار اعلام کرده است. سهم انرژی حدود ۱۴ میلیارد دلار بوده: نزدیک ۸ میلیارد گاز، ۵ تا ۶ میلیارد پتروشیمی و حدود یک میلیارد مخازن و فرآورده. بیش از ۷ هزار مگاوات ظرفیت نیروگاهی آسیب دید و بیش از ۳ هزار واحد صنعتی، از جمله فولاد، پتروشیمی و دارو، هدف قرار گرفتند. روایت‌های بالاتر که خسارت اقتصادی را تا چند صد میلیارد دلار می‌رسانند، معمولاً عدم‌النفع و توقف فعالیت را هم حساب می‌کنند و نباید با خسارت فیزیکی یکی گرفته شوند.

مرکز پژوهش‌های مجلس اثر جنگ بر ناترازی برق تابستان ۱۴۰۵ را حدود ۱٫۸۰۰ مگاوات برآورد کرده است. جزئیات این کانال در گزارش ناترازی برق در تابستان ۱۴۰۵؛ جنگ چگونه ۱٬۸۰۰ مگاوات به کسری شبکه اضافه کرد؟ آمده است. پیام روشن است: دشمن وقتی از مسیر تحریم به توقف کامل نرسید، سراغ موتوری رفت که بدون آن هیچ کارخانه‌ای کار نمی‌کند.

یک مشاهده امیدوارکننده هم در همین میدان هست. بازگشت بخشی از ظرفیت نیروگاهی، ادامه کار بعضی واحدها و جلوگیری از بحران فراگیر کالاهای اساسی نشان داد تاب‌آوری فقط سند بالادستی نیست؛ در تعمیر سریع، موجودی قطعه، نیروی عملیاتی و شبکه توزیع محلی خودش را نشان می‌دهد. گزارش چهار معیار نجات بنگاه‌ها در شرایط جنگی همین را عملیاتی می‌کند: حمایت باید به بنگاه گلوگاهی برسد، نه به همه به‌طور مساوی.

متن رسمی اقتصاد مقاومتی چه می‌گوید؟

سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی در ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ با هدف «تأمین رشد پویا و بهبود شاخص‌های مقاومت اقتصادی» ابلاغ شد. رویکرد اعلام‌شده جهادی، انعطاف‌پذیر، فرصت‌ساز، مولد، درون‌زا، پیشرو و برون‌گرا است. یعنی متن رسمی، اقتصاد بسته و منزوی را تجویز نمی‌کند.

چند بند این سند، امروز دقیق‌تر از سال ۱۳۹۲ خوانده می‌شوند:

  • مردمی‌سازی و ورود طبقات متوسط و کم‌درآمد به فعالیت اقتصادی؛
  • پیشتازی اقتصاد دانش‌بنیان و نظام نوآوری؛
  • رشد بهره‌وری به‌جای رشد صرفاً متکی به نفت و تزریق منابع؛
  • امنیت غذا و دارو و ایجاد ذخیره راهبردی؛
  • تنوع مبادی واردات کالاهای اساسی؛
  • افزایش سهم صندوق توسعه ملی تا قطع وابستگی بودجه به نفت؛
  • شفاف‌سازی اقتصاد و بستن منافذ فساد پولی، تجاری و ارزی.

اگر این بندها را جدی بگیریم، اقتصاد مقاومتی ضد تجارت نیست. ضد تک‌مسیری بودن است. واردات غذا و دارو باید بماند، اما نباید روی یک بانک، یک بندر، یک ارز و یک تأمین‌کننده قفل شود. همین منطق در گزارش مدیریت واردات کالاهای اساسی در اقتصاد جنگ دنبال شده است: اعتبار صادراتی و تنوع مسیر، جای خالی‌کردن ذخایر نقد را می‌گیرد.

چهار ستون عملی؛ نه چهار شعار

تجربه تحریم و دو جنگ اخیر، اصول اقتصاد مقاومتی را به چهار آزمون قابل اندازه‌گیری تبدیل کرده است.

  • ۱. کاهش آسیب نفتی، نه انکار نفت

    هرچه بودجه و ارز کشور به یک جریان صادراتی وابسته بماند، بستن همان جریان کل قیمت‌ها را جا‌به‌جا می‌کند. گزارش رشد ۱٫۸ درصدی بخش نفت در نیمه نخست ۱۴۰۴ نشان داد نفت در دوره ضعف بخش غیرنفتی نقش ضربه‌گیر داشته، نه موتور رشد پایدار. مقاوم‌سازی یعنی نفت بماند، اما حقوق، کالای اساسی و سرمایه در گردش صنعت به وصول ماهانه یک محموله گره نخورد.

  • ۲. تولید داخلی به‌معنای تکمیل زنجیره، نه هر ساختنی

    صادرات خام و واردات کالای نهایی، اقتصاد را در هر شوک قیمت جهانی لخت می‌کند. مسئله، ساخت هر چیزی در داخل نیست؛ حفظ حلقه‌هایی است که قطع‌شان خط غذا، دارو، برق و فولاد را می‌خواباند. سیاست صنعتی وقتی با این هدف هم‌خط می‌شود که در گزارش مسئله سیاست صنعتی ایران و آیت‌الله خامنه‌ای آمده: تولید ستون است، رانت حمایتی ستون نیست.

  • ۳. مردمی‌سازی یعنی باز کردن میدان، نه بزرگ‌تر کردن دولت

    هیچ خزانه و ستادی به‌تنهایی شوک ترکیبی را جمع نمی‌کند. کارگاه، تعاونی، شرکت دانش‌بنیان و سرمایه خانوار وقتی وارد تولید شوند، شبکه آسیب‌دیده سریع‌تر ترمیم می‌شود. رهبر شهید انقلاب همین را گفته بود: اگر مردم وارد میدان تولید شوند، تولید جهش می‌کند؛ تولید که جهش کرد، اشتغال بالا می‌رود و فشار اقتصادی کم می‌شود. ترجمه اقتصادی جمله این است: مجوز کمتر، قاعده پایدارتر، حمایت مشروط به خروجی.

  • ۴. فناوری به‌شرط تعمیر، آموزش و قطعه

    خرید تجهیزات بدون نیروی ماهر و زنجیره قطعه، در جنگ ترکیبی دارایی نیست؛ انبار آسیب‌پذیر است. اقتصاد دانش‌بنیان این‌جا یعنی مهندسی معکوسِ گلوگاه واقعی، ساخت قطعه پرمصرف، مدیریت موجودی و کاهش وابستگی نرم‌افزاری خطوط حیاتی.

اقتصاد مقاومتی چه چیزی نیست؟

بخشی از بدفهمی‌ها خود مقاومت را ضعیف می‌کند.

  • ایزوله‌کردن تجارت

    درون‌زایی در سند رسمی با برون‌گرایی آمده است. قطع ارتباط با بازارهای جایگزین، بیمه و فناوری، آسیب را بیشتر می‌کند.

  • قیمت‌گذاری بدون عرضه

    سرکوب قیمت در شرایط کمبود، کالا را از شبکه رسمی به بازار غیررسمی می‌برد.

  • تزریق نقدینگی به‌نام حمایت

    اگر ظرفیت تولید آسیب دیده باشد، پول بیشتر فقط قیمت تعمیرات و ارز را بالا می‌برد.

  • حمایت یکسان از همه بنگاه‌ها

    منابع محدود را رقیق می‌کند و واحد گلوگاهی را نجات نمی‌دهد.

صندوق بین‌المللی پول رشد ایران در ۲۰۲۶ را در سناریوی شوک درگیری به‌شدت منفی و تورم را بسیار بالا دیده است. این اعداد حکم قطعی سرنوشت نیستند؛ هشدار ظرفیت‌اند. اقتصادی که نتواند عرضه غذا، انرژی و پرداخت را نگه دارد، از هر دو سمت تحریم و جنگ ضربه می‌خورد.

چگونه بفهمیم اقتصاد واقعاً مقاوم شده است؟

ادعاشاخص قابل اندازه‌گیریمعنای شکست
کاهش وابستگی نفتیسهم نفت در بودجه و در تأمین ارز کالاهای اساسیهر افت صادرات، فوراً به قیمت خوراک و دارو می‌رسد
امنیت انرژیساعت خاموشی صنایع حیاتی و زمان بازگشت نیروگاه آسیب‌دیدهتعمیر چندروزه به قطعی چند هفته‌ای تبدیل می‌شود
امنیت غذا و داروروزهای کفایت ذخیره و تعداد مبادی وارداتاختلال یک مسیر، صف و جهش قیمت می‌سازد
مردمی‌سازی تولیدسهم بنگاه خصوصی و تعاونی از سرمایه‌گذاری جدیدبازسازی فقط با بودجه دولت جلو می‌رود و کند می‌ماند
تاب‌آوری مالیزمان تسویه تجارت و تنوع کانال پرداختبا بستن یک کارگزار، واردات قطعه می‌خوابد

جنگ ترکیبی همین شاخص‌ها را می‌آزماید. جغرافیا هم بخشی از همین تاب‌آوری است. اگر مسیر صادرات و خدمات دریایی متنوع نشود، فشار هرمز هم به اقتصاد خود ایران برمی‌گردد. این وجه در تحلیل چرا تنگه هرمز کارت یک‌بارمصرف نیست؟ آمده است.

از مقاومت در جنگ تا بازسازی بعد از جنگ

اقتصاد مقاومتی اگر در دوره درگیری فقط «دوام آوردن» باشد، ناقص می‌ماند. مرحله بعد، تبدیل همین ظرفیت باقی‌مانده به بازسازی هدفمند است: ثبت خسارت، اولویت برق و تولید گلوگاهی، تأمین مالی غیرتورمی و نساختن دوباره همان ساختار شکننده. این ادامه منطقی همان ۲۴ بند است؛ به‌ویژه بندهای مربوط به شفافیت، بهره‌وری و قطع وابستگی بودجه به نفت.

خوشه محتوایی چارسو باید این توالی را حفظ کند. صفحه اقتصاد جنگی روی بقا در اضطرار بماند؛ این صفحه روی دکترین و شاخص مقاومت؛ صفحه بازسازی روی اولویت پساجنگ. در غیر این صورت سه مقاله یک کیورد را می‌جوند و هیچ‌کدام صفحه مرجع نمی‌شوند.

جمع‌بندی

اقتصاد مقاومتی نسخه بقا در جنگ ترکیبی است، به این شرط که از سطح شعار به سطح شبکه برسد. تحریم هشت شریان مالی، نفتی، لجستیکی و فناورانه را هدف گرفت؛ جنگ رمضان همان فشار را به نیروگاه، گاز، پتروشیمی و کارخانه کشاند. کشوری مقاوم است که بعد از این دو لایه، غذا، دارو، برق، پرداخت و تولید گلوگاهی‌اش سرپا بماند.

متن ۲۴بندی سال ۱۳۹۲ این مسیر را بسته و منزوی تعریف نکرده است. درون‌زا و برون‌گرا آمده است. آزمون امروز این است که چند مسیر جایگزین برای ارز، قطعه، بیمه و واردات اساسی وجود دارد، و آیا منابع محدود به واحدی می‌رسد که خوابیدنش کل زنجیره را می‌خواباند. اگر این‌ها سنجیده نشود، اقتصاد مقاومتی در حد عنوان باقی می‌ماند.

سؤالات متداول

اقتصاد مقاومتی چیست؟

مجموعه‌ای از سیاست‌ها برای کاهش آسیب‌پذیری اقتصاد در برابر تحریم، شوک ارزی، اختلال تجارت و حمله به زیرساخت است؛ با تأکید بر تولید، بهره‌وری، تنوع مبادی و مشارکت مردم.

سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی چه زمانی ابلاغ شد؟

در ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ و در ۲۴ بند، پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام، بر اساس بند یک اصل ۱۱۰ قانون اساسی.

تفاوت اقتصاد مقاومتی با اقتصاد بسته چیست؟

سند رسمی درون‌زایی را کنار برون‌گرایی گذاشته است. هدف قطع تجارت نیست؛ کاهش وابستگی به یک مسیر، یک محصول و یک کانال مالی است.

جنگ ترکیبی با اقتصاد ایران چه می‌کند؟

تحریم، محدودیت بانکی، فشار فناوری و در مرحله بعد حمله به برق، گاز و صنعت را با هم به کار می‌گیرد تا تولید و اعتماد عمومی همزمان فرسوده شوند.

اولین نشانه موفق بودن اقتصاد مقاومتی چیست؟

این‌که اختلال در صادرات نفت یا یک مسیر وارداتی، فوراً به صف کالا، جهش ارز و خاموشی صنایع حیاتی منجر نشود.

Total Views: 2
درباره نویسنده

فاطمه عریضی

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خانه
اخبار‌ پر بازدید
آخرین اخبار
تماس با ما