به گزارش خبرگزاری النهار لبنان، سلطان الجابر مدیرعامل شرکت ملی نفت ابوظبی اعلام کرد با گذشت بیش از ۳۰ ساعت از برقراری آتشبس، تنگه هرمز همچنان بسته باقی مانده و عبور نفتکشها ممکن نشده است.
وی با اشاره به اینکه حدود ۸۰ درصد صادرات نفت خلیج فارس راهی بازارهای آسیایی است، تأکید کرد ۲۳۰ نفتکش در حالت آمادهباش قرار دارند اما به دلیل محدودیتهای تردد، قادر به حرکت نیستند؛ وضعیتی که میتواند با ایجاد تأخیر در عرضه، به کاهش موجودی بازار و افزایش قیمت جهانی نفت منجر شود.
در همین حال، مقامات ایران تصریح کردهاند که عبور از تنگه هرمز منوط به دریافت مجوز رسمی از این کشور است و تردد کشتیها بدون هماهنگی امکانپذیر نخواهد بود.
تحولات اخیر در تنگه هرمز را باید بهعنوان یک شوک ژئوپلیتیکی با پیامدهای مستقیم بر بازار جهانی انرژی تحلیل کرد. این گذرگاه استراتژیک که روزانه حدود ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه نفت، معادل نزدیک به ۲۰ درصد مصرف جهانی را منتقل میکند، نقشی کلیدی در تعادل عرضه و تقاضای جهانی دارد. توقف یا محدودیت تردد در این مسیر—even بهصورت موقت—میتواند بهسرعت ریسکهای عرضه را افزایش داده و انتظارات تورمی در بازار نفت را تشدید کند.
اظهارات سلطان الجابر، مدیرعامل شرکت ملی نفت ابوظبی، مبنی بر توقف ۲۳۰ نفتکش نشاندهنده انباشت قابلتوجه عرضه در مبدا است. اگر متوسط ظرفیت هر نفتکش را حدود ۲ میلیون بشکه در نظر بگیریم، این به معنای بلوکه شدن تقریبی ۴۶۰ میلیون بشکه نفت در زنجیره عرضه است؛ رقمی که معادل چندین روز مصرف کشورهای بزرگ صنعتی محسوب میشود. چنین اختلالی، حتی اگر کوتاهمدت باشد، میتواند ساختار زمانی بازار را به سمت «بکواردیشن» سوق دهد؛ وضعیتی که در آن قیمتهای نقدی از قیمتهای آتی پیشی میگیرند و نشاندهنده نگرانی از کمبود فوری عرضه است.
از منظر تقاضا، وابستگی شدید بازارهای آسیایی—که حدود ۷۵ تا ۸۰ درصد صادرات نفت خلیج فارس را جذب میکنند—به این مسیر، آسیبپذیری سیستم انرژی جهانی را تشدید میکند. اقتصادهایی مانند چین، هند، ژاپن و کره جنوبی در صورت تداوم این وضعیت ناچار به استفاده از ذخایر استراتژیک یا تغییر مسیر تأمین (با هزینه حمل بالاتر) خواهند شد که این امر به افزایش هزینه نهایی انرژی و فشار بر شاخصهای تورمی منجر میشود.
در سطح قیمتی، تجربههای تاریخی نشان میدهد هرگونه تنش در این تنگه میتواند بین ۵ تا ۱۵ دلار به ازای هر بشکه به قیمت نفت اضافه کند، بسته به شدت و تداوم بحران. همچنین افزایش نرخ بیمه حملونقل دریایی و هزینههای لجستیکی، بهصورت مضاعف قیمت تمامشده نفت را افزایش خواهد داد.
در نهایت، تأکید ایران بر کنترل تردد در این گذرگاه، نشاندهنده استفاده از اهرم ژئوپلیتیکی در بازار انرژی است؛ اهرمی که نهتنها بر عرضه فیزیکی، بلکه بر انتظارات بازار و رفتار سرمایهگذاران نیز اثرگذار است. در چنین شرایطی، بازار بیش از آنکه با کمبود واقعی مواجه باشد، با «ریسک ادراکشده» مواجه است—عاملی که بهتنهایی میتواند نوسانات شدید قیمتی ایجاد کند و ثبات بازارهای جهانی انرژی را به چالش بکشد.




نظر شما در مورد این مطلب چیه؟